جایگاه فعالیت های مشارکتی در پیشبرد اهداف دولت ها

خودآگاهی و اعتماد به نفس تولید شده در جریان فعالیت‌های مشارکتی موجب افزایش اقتدار جوامع کوچک و تزریق این اقتدار به جوامع بزرگ‌تر می‌شود.

تفاوت فرآیندهای مشارکتی با سایر روش‌های حل مسئله، احساس اقتداری است که طی جریان‌های اجتماع‌محور بین مشارکت‌کنندگان ایجاد می‌شود، در واقع مردم در جریان مشارکت اجتماعی می‌آموزند که چگونه با دیگران کار کنند و چطور با تشریک مساعی موفق به حل مشکلات خود و اجتماع شوند؛ چرا که فعالیت‌های اجتماع محور به‌عنوان رویکردی مهم در مداخلات اجتماعی بر پایه برخی مفاهیم کلیدی بنا شده و این مفاهیم کلیدی می‌تواند شامل مشارکت، سرمایه اجتماعی و اقتدارافزایی باشد.

 مشارکت، کوششی دسته‌ جمعی است که همه افراد یک جامعه و هر کدام به نوعی را برای رسیدن به هدفی خاص با استفاده از توان جمعی در ارایه پیشنهاد، تصمیم‌گیری، برنامه‌ریزی، اجرا، بهره‌برداری و مراقبت و محافظت از دستاوردها به کار می‌گیرد، از این رو تلاش‌هایی با این مضمون مستلزم دخالت فعال مردم در تصمیم‌گیری‌ها است و صاحب‌نظران معتقدند موضوع مهم این است که مثلا ما بتوانیم در جریان فعالیت‌هایمان در یک محله میزان مشارکت را روز به روز بالاتر برده و تاثیرگزار‌تر باشیم؛ چرا که هیچ دولتی به تنهایی نمی‌تواند از تمام وقایع موجود در سطح جوامع مختلف آگاه شود و برای مرتفع سازی آن‌ها برنامه‌ریزی داشته باشد.

 ارتقای آگاهی عمومی، نیاز به درک نیازهای اجتماعی توسط سایرین (ایجاد طلب و تقاضا)، نیاز به سازمان‌دهی مناسب و حمایت‌های حقوقی، اداری و برنامه‌ای، نیاز به ایجاد اعتماد عمومی و از همه مهم‌تر پذیرفته شدن از مولفه‌های زمینه‌ساز برای گسترش فعالیت‌های اجتماع‌محور محسوب می‌شود، این در حالی است که در راستای مشارکت‌های اجتماعی به مفهوم با ارزش «سرمایه اجتماعی» می‌رسیم که به کمیت و کیفیت روابط بین اعضای یک اجتماع و بین نهاد‌های مختلف همان جامعه اشاره می‌کند. در واقع موضوع «روابط» شالوده سرمایه اجتماعی را تشکیل می‌دهد و مردم از طریق برقراری روابط با یکدیگر و حفظ آن در طول زمان قادر می‌شوند به انجام اموری بپردازند که یا به تنهایی قادر به اجرای آن نیستند یا اجرای آن همراه با دشواری‌های زیاد باشد.

از سرمایه اجتماعی تعاریف مختلفی ارایه شده ولی به طور خلاصه سرمایه اجتماعی مجموعه معینی از ارزش‌ها و هنجارهای غیر رسمی است که اعضای گروهی که همکاری بین آنها مجاز است در آن سهیم هستند، به تعبیری دیگر پدیده‌ای است که تاثیر نهاد‌های اجتماعی، روابط انسانی و هنجارها روی کمیت و کیفیت تعاملات اجتماعی را نشان می‌دهد، به همین خاطر می‌توان توانمند شدن مردم یک جامعه را محصول اهداف راهبردی مشارکت‌های اجتماعی و بسیار با اهمیت عنوان کرد.

 مردم در یک اجتماع کوچک گرد هم می‌آیند تا به حل مشکلات موجود پرداخته و به تصویری مشترک از آینده دست یابند، از این رو همه دولت‌ها برای نیل به ثبات و بهبود شرایط هنجارهای اجتماعی باید از فعالیت‌های اجتماع محور در سطوح مختلف حمایت کرده و به پررنگ شدن احساس هویت جمعی بین شهروندان دامن بزنند.

/ 0 نظر / 21 بازدید