سبزگون زنگان

محیط زیست جهانی

دستهایی که کمک می کنند مقدس ترند از لبهایی که دعا می کنند

گه گاه در این دنیای آشفته و واریخته به گذشته ام سرک می کشم و با تکیه بر تاریخ کهن سرزمینم ،به پدیده بشریت و تأثیر گذار تاریخ ایران ، کورش بزرگ می اندیشم تا مرحمی باشد بر زخمهای نشسته بر دیواره های اندیشه ایم ، زخمهایی که سرمایه گران مایه من است و من را بر این می دارد تا اندیشه ام رابا روح انسانی بیامیزم و آنها را در خط انسانی به حرکت درآورم تا به اهدافم شکل بخشم.زمانی که از میهن پرستان ایران پرسیده می شود، در درازنای دالان تاریخ کهن ایران بدنبال کدامین واژه یا کدامین شخص و یا کدامین تجریه پراکنده شده در مکانهای متعدد سرزمینتان هستید پاسخ می دهند، ما همواره نام ماندنی چون کورش شاه شاهان را به صدا می کشیم، نامی که پیوسته برزبان دوستداران ایران زمین و ایرانیان جاری است و نامی که بر من نیز گرامی است و بزرگ، نامی که گذشته پرافتخار ایران را با تمامی ترانه های تلخ و شیرینش به تصویر می کشد.
تمدن یعنی مدنیت و مدنیت به معنای شهرنشینی، ولی امروز نمی توان گفت آنانی که شهرنشین هستند از تمدن بهره گرفته اند و آنانیکه در سطح روستاها پراکنده اند بدور از تمدن هستند درحالیکه بجرأت میتوان گفت ایرانی از تمدنی خاص در جای جای سرزمینش برخوردار است .در آن روزگاران کورش با فروپاشی کلیشه های غلط اجتماعی و زیستی و از بین بردن برده داری و دگرگونی در ذهنهای انسانی ،با شناساندان ریشه های هویت ایرانی ، راه علمی رسیدن به آزادی ،دموکراسی و درنهایت تفکر فلسفی را نیز بجهانیان آن زمان آموخت و حقوق انسانها را در قالب منشوری به کلام کشید که امروزه متن آن بر سردر سازمان ملل متحد به چشم میخورد ، متنی که 2600 سال پیش از سوی پدیده بشریت ،کوروش عنوان شده است.کورش با تکیه بر عوامل و فاکتورهای علمی ،واریختگی را از جامعه ایرانی دورکرد و مسائل خطاگونه و ابتدایی را کنار زد و به مردم سرزمین خود آموخت که در چارچوب برنامه های مملکتی ، مذهب که یک فاکتور شخصی است و نشان از عقاید درونی و خصوصی انسانها د ارد نمی تواند و نباید در صحنه سیاست نقشی داشته باشد چرا که اداره هر کشوری نیاز به گردانندگان هوشمند ، آگاه و متخصص دارد تا رسالت ارزشهای بنیادی جامعه را در زمینه های گونه گون در قالب مسائل علمی بانجام رسانند.همانگونه که کورش در زمان خود در دنیای کج رفتاریها و بدکرداریهای انسانی ،زیستن را معنی داد و انسان بودن را به تصویر کشید، او به انسانها پیام داد :زیستن یعنی بکاربردن نیرو در راه اهداف انسانی و بعبارتی درست اندیشیدن ، سخن گفتن ، دوست داشتن و عشق ورزیدن بهم نوع در هر کسوتی و مقامی و مذهبی به این دلیل که منِ ایرانی کورش را دارم. من ایرانیم چون کورش را دارم مرا بر این داشت تا منی که از لحظه های تاریخ عبور کرده ام و زندگی را بگونه ای که باید باشد تجربه کرده ام بگویم که من نیز چون بسیاری از هم میهنانم از کورش آموخته ام که بعنوان یک ایرانی بایست راه آزادی را بدون تنهائی و در پرتو اندیشه های آزاد به همراه هم و در کنار هم و در فراز ونشیب های زندگی با تکیه به هم بپیمائیم و نگذاریم روابط انسانی در دنیای آشفته امروزین شکلی از روابط آدمکهای مصنوعی به خود گیرد که به هم نزدیک می شوند اما هرکدامشان با احساسی از ناامنی تنهایند.
من از پیامهای کورش، چون دیگر آزاداندیشان ،مبارزه با نابرابریهای اجتماعی را آموخته ام.
من از کورش آموخته ام که نباید شفافیت جان انسانی ترک بردارد و بشکند.
من از کورش آموخته ام ،باید نگهدار شئون اجتماعی ،ملی و قومی خود بود ودر احیای تبادل فرهنگی و گسترش فرهنگ گامهای مؤثر برداشت و بادلبستگی و آگاهی فرهنگ ملی خود را به نسل حاضروآینده دور از وطن بشناسانیم و آنان را با آرمانهای واقعی سرزمینشان آشنا سازیم.من از کورش آموخته ام که مقصد باید آزادی اندیشه و آزادی انسانها و در نهایت پیوستگی با مردم باشد. این است اندیشه والای کورش ایران زمین و من و توی ایرانی که کورش را داریم.
خانه ابدیش سرسبز و پر نور

   + کورش پورزند ; ٩:٤۸ ‎ق.ظ ; شنبه ٤ دی ۱۳۸٩
comment نظرات ()