سبزگون زنگان

محیط زیست جهانی

مدیریت اعصاب ‘ کلام و رفتار

 

 مدیریت اعصاب، کلام و رفتار تفاوت‌های اساسی با برنامه‌ریزی عصبی و کلامی دارد که در اختصار به‌آن N.L.P گفته می‌شود که از جمله آنها می‌توان به اومانیستیی (انسان محوری) بودن N.L.P در تدوین و تنظیم و طبقه بندی نیازهای انسانی اشاره داشت.

اگر چه شباهت‌هایی در بعضی اسامی باب‌های ورودی به حریم درونی انسان یا مسائل پیرامونی او در این مقوله به چشم می‌خورد اما بسیاری از راهکارها و قطعا مقصد و مقصود این دو موضوع کاملا جدا از هم است.

در مدیرت اعصاب، کلام و رفتار می‌کوشیم با تعریف اولیه از انسان با طبقه‌بندی وجودی او آشنا شده آنگاه اقدام به تدوین، تنظیم و طبقه بندی نیازهای او نماییم تا تصویر واضحی از تعریف خوشبختی را متصور شویم؛

چرا که هر وجه از وجوه مختلف انسان اقتضای خاص خود را دارد، لذا در این مدیریت ما انسان را به منشوری با 5 وجه اصلی ترسیم می‌نماییم.
1-
ماده (حیات وجودی - مواد و عناصر تشکیل‌دهنده جسم انسان(
2-
گیاه (حیات اولیه و نیازهای مربوط به آب، غذا، اکسیژن)
3-
حیوان (حیات متحرک - استفاده از امیال غریزی)
4-
تعقل(حیات متوسط - درباره خود اندیشیدن و تعریف محیط پیرامون خویش(
5-
روح (حیات متعالی ودیعه خاص خداوند در انسان- حس تعالی خواهی و جاودانه بودن)
در این طبقه‌بندی بعد ماده، گیاه و حیوان بودن را به طبیعت تعبیر کرده و وجوه مربوط به تعقل و روح را به فطرت تعبیر می‌نماییم تا در سایه این تعابیر درک مشترکی از موضوعات مختلف داشته باشیم. بنا بر آنچه گفته شد انسان موجودی است که تمام شئون او باید با طبیعت و فطرت منطبق باشد، در غیر این صورت انسان از مسیر انسانیت و ساختار زندگی تعریف شده از طرف خالق خود منحرف خواهد شد.

علم مدیریت اعصاب، کلام و رفتار می‌کوشد با طراحی سیستمی مبتنی بر این دو وجه اساسی (طبیعت و فطرت) نیازهای انسانی را در هر برهه از زمان، مکان و شرایط، شناسایی کند و پاسخگو باشد. در این تقسیم‌بندی به هم تنیده ما نیازهای اساسی انسان را از 4 منظر بررسی خواهیم نمود که عبارتند از؛ الف: ارتباطات ب: موفقیت ج: آرامش د: معنویت

 

کلام بر هر نوع ارتباطی نافذ است و تاثیر آن بیشتر و اثربخشی آن مفید‌تر است،  مخصوصا اگر این ارتباط چهره به چهره باشد.سخن گفتن بارزترین مشخصه ظاهری انسان است تا جایی که افلاطون انسان را حیوان ناطق نامیده است.اما قدرت کلام از کجاست ؟ وچگونه می‌توانیم دربین دیگران کلام نافذی داشته باشیم؟ساده است؛ باید تابع قوانین جهان آفرینش باشیم.

چگونه؟فرض کنید شما می‌خواهید درباره یک موضوع صحبت کنید،ابتدا باید قصد خود را از صحبت کردن مشخص کنید و بعد کلام خود را با موضوع صحبت هماهنگ کرده و در آخر رفتاری مناسب با آن موضوع از خود بروز دهید.

نیت، گفتار و کردار شما باید در یک راستا باشند. در غیراین صورت دچار تناقض خواهید شد و این تناقض نفاق نامیده می‌شود! اگر خواهان کلامی روان، صادقانه و دارای تاثیر هستید دقت کنید که:

- اطلاعات، مهم‌ترین اصل ارتباطات است.

قبل از اینکه با کسی صحبت کنید مقداری اطلاعات در مورد او به‌دست آورید و بهترین اطلاعاتی که شما می‌توانید درباره شنونده خود داشته باشید عبارتند از 1- باورها 2- سلیقه 3- خاطرات 4- دوستان 5- تفریح مورد علاقه 6- تحصیلات و زمینه آن 7- غذای مورد علاقه و یا حتی مشترکاتی که بین خود و شنونده سراغ دارید.با در دست داشتن این اطلاعات و انجام یک مهندسی بسیار خوب در چیدمان جملات و استفاده بموقع از آن می‌توانید به راحتی ارتباطی مؤثر برقرار کنید. تجربه نشان داده است کاربرد اطلاعات به‌دست آمده بیشتر از بیان اصلی تاثیر‌گذار خواهد بود.

- مثبت صحبت کنید.

در تمام مراحل ارتباط کلامی باید مسائل را مثبت ارزیابی کنید و برداشت امید وار‌کننده داشته باشید.حتی اگر در مورد یک معضل صحبت می‌کنید باید از جملات مثبت استفاده نمایید. استفاده از این نوع جملات تاثیر خوبی در ذهن شنونده نسبت به گوینده ایجاد خواهد کرد، همچنین نشان خواهد داد که:
-
گوینده به رفع مشکل امیدوار است.
 -
این مشکل حتما راه حلی دارد.
-
دیگران نیز این مشکل را داشته‌اند.
-
بروز مشکل امری عادی است.

درصورتی که با یک مشکل روبه‌رو شده‌اید باز هم مثبت و امید وار‌کننده صحبت کنید.

   + کورش پورزند ; ٦:٤۳ ‎ب.ظ ; یکشنبه ٢۳ اسفند ۱۳۸۸
comment نظرات ()