سبزگون زنگان

محیط زیست جهانی

درود و سلام بر پدر علم و ادب زنگان زیبا

نمی‌دانم چگونه سخن گفتن را با شما آغاز کنم. سنگینی وقار و شخصیت شما بر قلم و انگشتان دستم سایه افکنده است. در مقابل عظمت وجودیتان احساس کوچکی می‌نمایم که قابل توصیف نیست. اما دل به دریا زدم و خواستم کلماتی را سرهم‌بندی کرده و جملاتی بسازم تا شاید اندکی از وظایف خود را انجام داده باشم. این را هم نیک می‌دانم و می‌دانند که هیچ نیازی به تعریف و تمجید و توصیف ندارید. اما وظیفه انسانی ما اقتضا می‌کند که بنویسیم و بگوییم از بزرگ‌منشی‌های شما که بدانند و نسل‌های بعدی هم به یاد داشته باشند که چه انسانی در این دیار بوده‌ و چگونه با وی برخورد شد.

خوشحال و مسرور بودیم که یکی از مفاخر جهانی در گوشه‌ای از شهرمان مشغول تدریس و تحقیق و توسعه یک مرکز علمی می‌باشد. با افتخار می‌گفتیم که تنها دانشگاه بدون درب و حفاظ در شهر زنجان ساخته شده است. شما اعتماد و امنیت عمومی و عشق و علاقه به مردم را عملاً آموزش می‌دادید. می‌گفتید دانشگاه مگر زندان است. هر کسی مایل بود، می‌توانست از محیط دانشگاه بازدید کند. بارها میهمانان خارج از استان را به محوطه دانشگاه برده و با افتخار می‌گفتم که شاهد باشید که می‌توان به مردم اعتماد کرد. گل‌های کاکتوس زیبای چیده شده با سلیقه شما، همه ما را به وجد می‌آورد. با شما انس گرفته بودیم. وقتی از پیشرفت پروژه و ارتقای سطح علمی دانشگاه می‌شنیدیم، قند در دلمان آب می‌شد.
افراد زیادی از اقصی نقاط جهان به عشق شما و به خاطر پایداری شما در گسترش علم و دانش در تکمیل دانشگاه تحصیلات تکمیلی مشارکت ‌کردند. روزی که سلف سرویس جدید اهدایی تکمیل و افتتاح می‌شد خوشحال بودید. کتابخانه و دیگر مراکز همه به همت خیرین احداث می‌شدند. نمی‌دانم آیا روزی که پشت تریبون قرار گرفتید و اشک در چشمانتان حلقه زد و با گلوی بغض‌آلود از مردم خواستید تا پایان کار با شما باشند، یادتان هست؟ آن روز ما هم با شما گریان شدیم. می‌دانیم که به خاطر مشغله کاری با همه درد و رنجی که می‌کشیدید حتی از پیگیری مسائل شخصی خود غافل بودید. غم در دل داشتید اما مثل کوه استوار، تا همه کارها به خوبی پیش رود. آری شما پدر معنوی استان هستید و خواهید بود.
می‌دانیم، می‌دانید و می‌دانند که شخصیت شما فراتر از ریاست بر یک مرکز دانشگاهی است اما رسم ادب اقتضا می‌کرد که این‌گونه برخورد نشود. مدعیان ارزش‌های اسلامی به خاطر به رخ کشیدن اقتدار خود درب‌ها را شکستند، به دانشجویان توهین کردند، آیا نمی‌دانستند که پیامبر اعظم فرمودند «اذا رأیت عالماً فکن له خادماً» که احترام به دانشمند مثل احترام به خداست؟ و ایشان در جایی دیگر ‌فرمودند «خدا و ملائکه‌اش حتی مورچگان در لانه‌هایشان و ماهی‌ها در دریاها بر دانشمندان درود می‌فرستند؟» امروز شما نمادی از انسانیت، اخلاق و معرفت انسانی در شهر و دیاری هستید که خالصانه می‌خواستید خدمت کنید. توجیه‌گران هرگونه تغییری را گردش نخبگان می‌دانند اما حتی یک نفر مثل شما را هم پیدا نمی‌کنند!

پدر عزیز علم و ادب استان، می‌دانیم که همه مسئولیت‌های دنیوی سپری خواهد شد و تنها خوبی‌ها و بدی‌ها خواهد ماند و بی‌تردید آیندگان از شما به نیکی یاد خواهند نمود.

   + کورش پورزند ; ۱٢:۳۱ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ٢٠ مهر ۱۳۸٩
comment نظرات ()