سبزگون زنگان

محیط زیست جهانی

شعار روز جهانی محیط زیست

" هفت میلیارد رویا، یک سیاره ، با احتیاط مصرف کنید "

          Seven billion dreams .One planet.Consume with care

   + کورش پورزند ; ٥:٤٠ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ٢٤ اردیبهشت ۱۳٩٤
comment نظرات ()

آغاز به کار 60 مدرسه زیست محیطی از مهر ماه 1394در کشور

مدیرکل دفتر آموزش و مشارکت‌های مردمی سازمان محیط زیست از راه‌اندازی 60 مدرسه محیط زیستی از ابتدای مهر ماه 94 در پنج منطقه آب و هوایی کشور خبر داد.

محمد درویش در گفت‌وگو با خبرنگار «محیط زیست» خبرگزاری(ایسنا)، گفت: در اسفندماه سال 92 بین ابتکاررییس سازمان حفاظت از محیط زیست ودکتر فانی وزیر آموزش و پرورش تفاهم نامه ای به امضاء رسید که یکی از بند آن فراهم آوردن زمینه آموزش برای 56 هزار معلم زیر نظر سازمان حفاظت از محیط زیست بود تا این معلمان در گرایشات مختلف و مشابه تسهیل‌گر محیط زیست باشند و دانش‌آموزان کنونی و مدیران آینده را آموزش دهند.

وی با بیان این که در سال گذشته طرح معلم مروج با همکاری وزارت آموزش و پرورش اجرا شده است، گفت: درهمه استان‌ها طبق بخشنامه مقرر شده است تا درب‌های پارک‌های ملی به روی همه دانش آموزان و معلمان باز شود تا بتوانند از محیط زیست بازدید کنند و علاوه بر آن نیز کلاسهای آموزشی برای آنان برگزار شود.

تشکیل هسته مشورتی مدارس جامع محیط زیستی

مدیرکل دفتر آموزش و مشارکت های مردمی سازمان محیط زیست با اشاره به تشکیل هسته مشورتی مدارس جامع محیط زیستی در سازمان حفاظت محیط زیست، گفت: منشور مدارس جم به رشته تحریر در آمد و این منشور به تأیید حاضران از جمله نمایندگانی از سازمان حفاظت محیط زیست، وزارت آموزش و پرورش، دانشگاه و فعالان حوزه رسید.

درویش با بیان این که شیوه نامه مدارس جم آماده شده است، ادامه داد: هدف ما این است که 60 مدرسه جامع محیط زیستی را درسال جاری در5 منطقه آب و هوایی و تهران افتتاح کنیم و پس از بررسی عملکرد این مدارس و ارزیابی شیوه نامه به تدریج نظام آموزش و پرورش ما متاثر از نظام مدارس جم باشد.

وی با بیان اینکه مدارس «جم» به اختصار به معنای مدارس جامع محیط زیستی هستند، گفت: این مدارس در پنج منطقه آب و هوایی کشور یعنی در مناطق ایران - تورانی، هیرکانی، ارسبارانی، زاگرس، خلیج فارس و عمانی تشکیل می شوند.

درویش با بیان اینکه درهر یک از مناطق آب و هوایی، 10 مدرسه زیست محیطی شامل پنج مدرسه دخترانه و پنج مدرسه پسرانه در تمام مقاطع تشکیل می شود، تصریح کرد: علاوه بر 50 مدرسه زیست محیطی که در پنج منطقه آب و هوایی کشور تشکیل می شوند، 10 مدرسه زیست محیطی نیز در تهران راه‌اندازی می شود.

وی یادآور شد: این مدارس در سال تحصیلی 95-94 به صورت پایلوت کار خود را آغاز کرده و پس از ارزیابی و آسیب شناسی در طول 10 سال سعی می کنیم تمام مدارس کشور را به مدارس زیست محیطی یا همان مدارس جم تبدیل کنیم.

مدیرکل دفتر آموزش و مشارکت‌های مردمی سازمان محیط زیست در این رابطه افزود: در این مدارس عنوان درس یا ساعت اختصاصی برای مباحث محیط زیستی اضافه بر ساعات آموزشی نداریم؛ بلکه به دنبال این هستیم که با فراهم آوردن شرایطی باعث شویم که دانش آموزان به شکل خود انگیخته درگیر مسائل زیست محیطی و شرایط اقلیمی سرزمین‌شان شوند. به طور مثال پیش بینی شده است که در هر هفته نیم روز بتوانند به دل طبیعت بروند و از مکان‌های طبیعی دیدن کنند.

وی توجه به میزان مصرف انرژی و کاغذ و تولید پسماند را از مواردی دانست که در چارچوب مدارس جم رعایت می شود و افزود: پیش‌بینی شده دانش آموزان از مقطع پیش دبستان تا 9 سالگی تحت آموزش‌هایی غیر مستقیم با عنوان مدارس جامع محیط زیست قرار بگیرند و بعد از 9 سال به صورت آکادمیک آموزش های محیط زیستی ادامه خواهد داشت. در کنار آن نیز تلاش بر آن است که رفتار محیط زیستی پرسنل و کادر آموزشی و اولیاء دانش آموزان نیز در آن مدارس تغییر کند.

درویش درباره گنجاندن موضوعات زیست محیطی در کتب درسی نیز گفت: تاکنون 35 کتاب تغییرات محتوایی داشتند و بسیاری از موضوعات محیط زیستی در مقاطع ابتدایی اول و دوم و متوسطه اول و دوم وارد کتب درسی شده است. اصل تغییرات براساس آموزه است و باید بر اساس تنوع زیستی بسته آموزشی فراهم کنیم که دانش‌آموزان از ویژگی طبیعی سرزمین استفاده کنند و یاد بگیرند که تامین معیشت بدون آسیب رساندن به جذابیت‌های طبیعی باشد.

وی با بیان این که آموزش‌های زیست محیطی در استان‌های مختلف، به صورت متفاوت ارائه می‌شود، تصریح کرد: در استان‌هایی که زیستگاه یوزپلنگ هستند مانند خراسان شمالی، یزد، سمنان، اصفهان و کرمان مطالب مربوط به ویژگی‌های زیستگاه و گونه یوزپلنگ آموزش داده می‌شود.

   + کورش پورزند ; ٧:٢٢ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ۱٥ اردیبهشت ۱۳٩٤
comment نظرات ()

نتایج موفقیت‌آمیز مطالعات محققان ایرانی برای درمان سه نوع سرطان

رئیس پژوهشکده سرطان پستان از همکاری با محققان خارج از کشور در حوزه سلول درمانی برای درمان سرطان خبر داد و گفت: در این همکاری‌ها که در قالب انتقال تکنولوژی است درصدد ارائه راهکارهایی برای حساس کردن سیستم ایمنی در برابر سلول‌های سرطانی هستیم.

دکتر کیوان مجیدزاده در گفت‌وگو با خبرنگار فناوری ایسنا با اشاره به طرح‌های مهم پژوهشی در حال اجرا در گروه سلول درمانی این پژوهشکده، اظهار داشت: در روند زندگی هر فردی به طور معمول در موارد متعددی سلول‌های سرطانی در بدن افراد ایجاد می‌شوند ولی سلول‌های سیستم ایمنی، سلول‌های سرطانی را سرکوب می‌کنند.

وی با تاکید بر اینکه سرطان زمانی خود را نشان می‌دهد که برخی از سلول‌های سرطانی بتوانند از دست سلوهای ایمنی فرار کنند و سیستم ایمنی نتواند آن را سرکوب کند، اضافه کرد: مطالعات جدیدی را با همکاری مرکز تحقیقات آمستردام (AMC) به صورت مشترک در زمینه ایمنی درمانی با عنوان "سلول‌های دندریتیک" در درمان سرطان، در دستور کار داریم که در زمینه سرطان‌های سینه و پروستات است.

مجیدزاده همکاری با دانشگاه کارولینسکای سوئد در حوزه ایمنی درمانی و سلول درمانی را از دیگر اقدامات تحقیقاتی این پژوهشکده نام برد که به گفته وی بخشی از این پروژه تحقیقاتی مشترک در قالب انتقال تکنولوژی است و بخشی از آن تحقیقات جدیدی است که در پژوهشکده اجرایی خواهد شد.

وی به جزئیات پروژه تحقیقاتی "ایمنی درمانی" اشاره و خاطرنشان کرد: در این پروژه اقدام به حساس کردن و ایجاد تغییر در سلول‌های سیستم ایمنی فرد کرده‌ایم، به گونه‌ای که سیستم ایمنی فرد نسبت به سلول‌های سرطانی حساسیت بالا را پیدا کند و با سلول‌های سرطانی مواجه شده، با آنها مقابله کرده و آنها را از بین ببرد.

مجیدزاده ادامه داد: در این روش سلول‌های سیستم ایمنی که سلول‌های سرطانی توانسته‌اند از آنها فرار کنند حساس و تغییرات لازم در آنها ایجاد خواهد شد، به گونه‌ای که مجددا نسبت به سلول‌های سرطانی حساس شوند و واکنش لازم در مواجهه با سلول سرطانی از خود بروز دهند.

وی اجرای این پروژه را در زمینه سرطان‌های پستان، مغز و پروستات عنوان کرد و یادآور شد: با این روش می‌توان در بدن فرد سیستم مقابله‌ای ایجاد کرد تا در برابر سرطانی که در بدن ایجاد شده، مقاومت کند.

به گفته وی نتایج خوبی از این مطالعات به دست آمده است.

   + کورش پورزند ; ٧:٢٠ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ۱٥ اردیبهشت ۱۳٩٤
comment نظرات ()

رئیس دانشکده داروسازی زنجان در جمع 25 دانشمند برتر کشور

پروفسور مهرداد حمیدی، رئیس دانشکده داروسازی زنجان در جمع 25 دانشمند برتر دانشگاه‌های علوم‌پزشکی کشور قرا گرفت.

به گزارش روابط‌ عمومی دانشگاه علوم‌پزشکی استان زنجان، بر اساس نتایج منتشر شده در ماه ژانویه 2015 میلادی از سوی نظام رتبه‌بندی دانشمندان جهان (ESI) که توسط گروه علم‌سنجی مرکز توسعه و هماهنگی اطلاعات و انتشارات علمی معاونت تحقیقات و فناوری وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی اعلام شده است، 25 نفر از دانشمندان برجسته دانشگاه‌های علوم‌پزشکی سراسر کشور در زمره دانشمندان برتر جهان قرار گرفته‌اند.

این در حالی است که نام پروفسور مهرداد حمیدی استاد نانوفناوری دارویی و رئیس دانشکده داروسازی زنجان در بین این 25 نفر به چشم می‌خورد. انجام پژوهش‌های راهبردی، تعداد مقاله و تعداد ارجاعات جهانی به مقالات و داشتن مقالات کلیدی در سطح جهان، از جمله معیارهای این رتبه‌بندی بوده است.

تحقیقات دکتر حمیدی در دانشکده داروسازی زنجان بر روی استفاده از توانایی نانوفناوری در درمان سرطان‌های مغزی و نیز بیماری‌های مختلف عصبی ـ مغزی متمرکز است. تعداد زیادی مقاله طراز اول بین‌المللی، کتب معتبر علمی در سطح جهان و ابداع نانوداروهای مختلف، رهاوردهای پژوهش این محقق بوده است.

   + کورش پورزند ; ۱٠:۱٧ ‎ق.ظ ; دوشنبه ۱٧ فروردین ۱۳٩٤
comment نظرات ()

استقبال زنجانی‌ها از بهار با برپایی جشن سور

برآمد باد صبح و بوی نوروز                     به کام دوستان و بخت پیروز

مبارک بادت این سال و همه سال      همایون بادت این روز و همه روز

نوروز اولین پرونده زنجیره‌ای ثبت شده در یونسکو است که گستره فرهنگی بزرگی مانند آسیای میانه، بلخ، آذربایجان را پوشش می دهد و پس از ورود اسلام نیز تکرار شده است.

 آغاز نوروز علاوه بر ایجاد جنب ‌و جوش در بین مردم، در دل خود شادی‌های زیادی دارد. با توجه به اینکه شادی با انسان زاده شده است این ایام موردتوجه بوده و همواره برای استقبال از نوروز آیین‌های مختلفی انجام می‌شود. آیین‌هایی مانند خانه‌تکانی، چهارشنبه‌سوری و ... که برای آغاز نوروز انجام می‌شود نشان از قدمت این جشن دارد. البته در گذشته مراسم جشن سور برگزار می‌شد و پنج روز مانده به نوروز مردم بر پشت‌بام منازل خود بوته‌های گون را آتش زده و بر باور خود به استقبال فروهرها می‌رفتند که برای نبرد با اهریمن بر روی زمین می‌آمدند که بعد از اسلام و قیام مختار این مراسم مصادف با شب چهارشنبه آخر سال شد و به چهارشنبه‌سوری تغییر یافت.

یکی از زیربنایی‌ترین جشن‌هایی که در استقبال از نوروز انجام می‌شود مراسم چهارشنبه‌سوری است. چهارشنبه‌سوری یا جشن آتش یکی از جشن‌های مفصلی بود که در ایران و به تبع آن در زنجان برپا می‌شد و بعد از اتمام جشن مردم از پشت‌بام‌ها پایین آمده و یک سفره بزرگ پهن کرده و در آن هفت مغز فندق، بادام، پسته، گردو، توت، انجیر و کشمش می‌گذاشتند؛ در جشن‌های ایران باستان خوردن این هفت مغز واجب بود چرا که میوه‌های فروهری نام داشتند و پس از آن مردم به دلیل حضور فروهرها جشن و پایکوبی می‌کردند و به‌نوعی شروع پنج روز را با خوشی آغاز کرده و آن را به طبیعت تحمیل می‌کردند.

بر اساس نوشته‌های به‌ دست آمده در زنجان با فرا رسیدن آخرین ماه سال، چهارشنبه اسفند جشن گرفته می‌شد. در اولین چهارشنبه با توجه به نحس بودن آن مردم بالای پشت‌بام جلوی ناودانی‌ها حبوبات می‌ریختند تا باران آن‌ها را با خود به طبیعت ببرد. در دومین چهارشنبه مردم احشام را تمیز می‌کردند یال احشام را شانه می‌زدند تا برای نوروز آماده شوند.

چهارشنبه سوم مردم در باغ از شاخه درختان سنگ آویزان می‌کردند تا به درختان نوید آمدن بهار را دهند و در آخرین چهارشنبه نیز مردم به کوه و بیابان رفته و گون می‌کندند. این بوته‌ها در بالای پشت‌بام آتش زده‌ شده و مردم از روی آن می پریدند و پس از آن داخل خانه سر سفره می‌نشستند. زنجانی‌ها سر سفره  قرآن، آینه، یک تکه نان و گندم می‌گذاشتند.

در زنجان شب چهارشنبه‌سوری چندین مراسم برگزار می‌شد که یکی از آن‌ها قاشق‌زنی بود به این صورت که پس از جمع شدن سفره چهارشنبه کسانی که نیاز داشتند و یا دختران دم بخت، یک کاسه و قاشق به دست به در خانه افراد مختلف می‌رفتند که در این مراسم کاسه نماد سال بعد که پر خواهد شد و قاشق نماد حرکت بود. پس از آن‌که صدای کوبیدن قاشق به کاسه به ‌گوش می‌رسید، ریش‌سفید هر خانه چیزی که دم دست داشت داخل کاسه می‌گذاشت و ریش‌سفید دیگری آن را تعبیر می‌کرد.

مراسم دیگری که در زنجان برگزار می‌شد شال‌اندازی از باجه خانه‌ها بود به این‌ صورت که کسی که نیاز داشت به بالای پشت‌بام خانه می‌رفت شال بزرگی را از باجه به داخل خانه می‌انداخت و صاحب‌خانه مقداری آجیل و خوراکی به سر شال می‌گذاشت و گره می‌زد.

پس از اتمام مراسم چهارشنبه‌سوری و فرا رسیدن روز چهارشنبه زنجانی‌ها صبح این روز را جشن می‌گرفتند. مردم به کنار چشمه‌های مختلف رودخانه زنجان چایی می‌رفتند و در آنجا صبحانه می‌خوردند و آوازهایی همچون «آتیل باتیل چهارشنبه، بختیم آچیل چهارشنبه» می‌خواندند و بعد از آن آب‌بازی کرده و بعد به خانه‌های خود رفته و از این آب روی اثاثیه منزل می‌پاشیدند تا شروع خمسه زلالی داشته باشند.

این آیین‌های سنتی امروزه نیز در روستاهای زنجان زنده است و هر ساله گردشگران زیادی برای بازدید از این آیین‌های سنتی به روستاهای زنجان سفر می‌کنند. گردشگرانی که خواستار جستجو و آشنایی با پیشینه‌ خود هستند می‌توانند در روستاهای کهلاب و دو تپه زنجان که آیین‌های سنتی فراموش نشده است، نمونه زنده گذشته را دریابند.

   + کورش پورزند ; ۱٠:۳۳ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ٢٦ اسفند ۱۳٩۳
comment نظرات ()

هنر اصیل زنجانی به جا مانده از دوره هخامنشی

ایرانیان بیشتر با هنر فرش‌بافی که نماد شکیبایی و نجابت این قوم است شناخته می‌شوند و معتقدیم در دل این شکیبایی و نجابت، نمادها و الگوهای جامعه‌شناختی بسیاری نهفته است. از مبارزه و حق‌طلبی تا داشتن قدرت دیدن و ترسیم ریزه‌کاری‌های زیبایی که در جای‌جای طبیعت کل ایران موج می‌زند، ولی باید اذعان کرد صنعت چاقوسازی هم در این پازل هویت‌شناختی، جایگاه ویژه‌ای در دارد.

 چاقو واژه آریایی است. در اصل "چَغو" به معنی شکافنده است. در گذشته از واژه "چَغیج" به جای چاقو استفاده می‌کردند، البته هم‌اکنون نیز در برخی از نقاط استان لرستان به جای چاقو از "چغو" استفاده می‌شود.

پیشینه صنعت چاقوسازی یا تیزی‌سازی در زنجان را باید از چند نظر بررسی کرد. از نگاه جغرافیایی منطقه زنجان و از نگاه‌های اجتماعی و سیاسی و موقعیت سوق‌الجیشی و استراتژیک منطقه در مرکزیت فلات ایران.

عوامل ذکر شده دلیلی برای نیازهای انسانی منطقه زنجان که از دیرباز جهت حفظ زندگی و حیات خود به ابزارهای دفاعی گرایش پیدا کرده، هستند و همیشه طبیعت بهترین گزینه برای برطرف کردن نیازهای انسانی بوده تا انسان بتواند با الهام‌گیری از آن نیازهای خود را مرتفع سازد. مهم‌ترین و تشدیدکننده‌ترین این عوامل موقعیت استراتژیک منطقه زنجان است که می‌توان گفت نقطه‌ای است که با توجه به اقلیم متنوعی که در کل منطقه امروزی و باستانی زنجان پراکنده است و بوده؛ جنگ‌های بسیاری را از سر خود گذرانده که همه این اتفاق‌های تاریخی دست به دست هم داده تا زنجان تبدیل به مرکزیت ساخت انواع اسلحه‌های سرد تا قبل از پیدایش سلاح‌های گرم شود.

 همین مسئله نقطه عطف جریانات سیال تیزی‌سازی در زنجان است که با توجه به قدیمی‌ترین نوع تیزی یا چاقو که در غلاف کمری یکی از مردان نمکی منطقه چهرآباد زنجان کشف شد؛ قدمت تیزی‌سازی در منطقه زنجان را می‌توان بسیار دورتر؛ یعنی به دوران هخامنشیان ربط داد.

 چاقوی حاضر در غلاف کمری مرد نمکی دوران هخامنشی دارای دسته‌ای از شاخ بز است که طول آن 11 سانتی‌متر است که با استفاده از دو میخ به تیغه‌ای متصل گردیده و طول تیغه در حدود 9 سانتی‌متر است. غلاف این چاقو از جنس چرم بوده و با بندی از جنس چرم به لباس مرد نمکی متصل و طول غلاف 16 سانتی است. این چاقو را می‌توان به‌عنوان اولین و قدیمی‌ترین سند موثق به دست آمده در خصوص صنعت چاقوسازی زنجان نام برد.

قدیمی‌ترین چاقو با دسته استخوانی و تیغه‌ای از نوع سنگ چخماق در باستانی‌ترین منطقه سکونت ایران یعنی تپه سیلک کاشان کشف شده است و معتقدیم با توجه به عقبه تاریخی این صنعت زنجان باید آن را به سبک و متدهای امروزی احیا کرد. البته منظور در معرفی این صنعت و مراحل ارایه آن است.

حال مسافران نوروزی که فرصتی برای سفر به دیار شیخ‌ اشراق می‌یابند بهترین گزینه‌ای که می‌توانند با خود از این سفر به موطن خود ببرند چاقوهای زیبای دست‌ساز استادکارانی است که هنر خود را از پیشینیانشان به ارث برده‌اند.

   + کورش پورزند ; ٢:۳۱ ‎ب.ظ ; دوشنبه ٢٥ اسفند ۱۳٩۳
comment نظرات ()

پیشگام بودن بخش کشاورزی در تخریب اراضی ملی

طبق سرشماری اخیر کشاورزی استان زنجان 5.2 درصد اراضی کشاورزی در سطح کشور را در اختیار دارد و این درحالی است که در سال 82 این میزان 4.2 درصد بوده است.

استاندار زنجان در مراسم هفته منابع طبیعی گفت: آمار فوق نشان‌دهنده افزایش 20 درصدی سطح اراضی کشاورزی طی 10 سال گذشته در استان زنجان است و این نقطه مقابل وضعیت در سطح کشورمان است.

این مسئول عنوان کرد: افزایش سطح اراضی کشاورزی در استان زنجان نشان‌دهنده این حقیقت است که طی سال‌های گذشته اراضی ملی و منابع طبیعی استان تخریب و تبدیل به باغ و زمین زراعی شده‌اند.

انصاری اذعان کرد: عملکرد فوق نشان می‌دهد که بخش کشاورزی استان زنجان در تخریب اراضی ملی پیشگام بوده و این به معنای آن است که بخشی که وظیفه حفاظت از منابع طبیعی را بر عهده دارد در تخریب و نابودی آن پیش‌قدم بوده است.

وی خاطرنشان کرد: مصرف بی‌رویه آب در بخش کشاورزی استان زنجان در حوزه آب نیز جبران‌ناپذیر بوده و این موضوع با توجه به وجود تعداد چاه‌های آب غیرمجاز در مناطق مختلف استان آشکار می‌شود.

استاندار زنجان تعداد چاه‌های آب مجاز در سطح استان زنجان را 11 هزار حلقه عنوان کرد و افزود: میزان مجاز برداشت آب از این تعداد چاه موجود در استان 870 میلیون متر مکعب است.

این مسئول از وجود 8 هزار چاه آب غیر مجاز در استان زنجان خبر داد و تصریح کرد: در حال حاضر در مجموع 18 هزار و 500 حلقه چاه در استان فعال است که از این تعداد یک میلیارد و 300 میلیون متر مکعب آب برداشت می‌شود.

انصاری عنوان کرد: میزان تولید محصولات کشاورزی در استان زنجان با توجه به ظرفیت‌ها و سطح اراضی زیر کشت بسیار اندک بوده و از ظرفیت‌‌ها و قابلیت‌های فعلی به درستی استفاده نشده است.

   + کورش پورزند ; ۸:٢٦ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ۱٩ اسفند ۱۳٩۳
comment نظرات ()

حل مشکلات زیست محیطی نیازمند تدبیر،پیگیری، قاطعیت و همکاری همه دستگاه هاست

رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار مسئولان و دست اندرکاران منابع طبیعی و حفظ محیط زیست، حل مسائل و مشکلات زیست محیطی همچون آلودگی هوا، پدیده ریزگردها و دست اندازی به جنگل ها و مراتع و فضاهای سبز را نیازمند برنامه ریزی، تدبیر، پیگیری مستمر و جدی و قاطعیت دستگاههای مرتبط دانستند و تأکید کردند: حفظ محیط زیست یک وظیفه حاکمیتی است که باید با  تهیه سند ملی محیط زیست و  پیوست زیست محیطی برای همه طرح های عمرانی و صنعتی و همچنین جرم انگاری تخریب محیط زیست، به این وظیفه بسیار مهم، عمل شود.

رهبر جمهوری اسلامی ایران با اشاره به دیدگاه اسلام در خصوص اهمیت حفظ زمین و ثروت های عمومی کره خاکی گفتند: اسلام و ادیان الهی همواره بر لزوم احساس مسئولیت انسان در قبال طبیعت و حفظ تعادل میان انسان و طبیعت تأکید کرده اند زیرا عامل اصلی بروز مشکلات زیست محیطی بر هم خوردن این تعادل است.

حضرت آیت الله خامنه ای با اشاره به جنگل ها و مراتع به عنوان ریه های تنفسی شهرها و عوامل نگهدارنده خاک، از دست اندازی افراد سودجو به جنگل ها و منابع طبیعی بخصوص در شمال کشور ابراز تأسف شدید کردند و افزودند: دستگاه های مسئول باید قاطعانه با تعدی به جنگل ها به هر بهانه ای اعم از هتل سازی و جذب گردشگر و ساخت حوزه علمیه تا برخی توجیهاتِ به ظاهر قابل قبول ، مقابله کنند.

رهبر انقلاب اسلامی با تأکید بر اینکه حفظ محیط زیست یک وظیفه حاکمیتی است افزودند: تهیه سند ملی برای محیط زیست، پیوست محیط زیستی برای همه طرح های عمرانی، صنعتی و تجاری، پالایش و بازنگری قوانین برای جرم انگاری تخریب محیط زیست، و تقویت نظارت های بی اغماض از مهمترین راهکارها برای حفظ محیط زیست و مقابله با سود جویان و قانون شکنان است.

حضرت آیت الله خامنه ای، نقش آفرینی مردم برای حفظ محیط زیست و فرهنگ سازی در جامعه بوسیله رسانه ملی را مهم ارزیابی و خاطرنشان کردند: مطالبی که باید بیان شوند، امروز گفته شد و از این پس مردم باید قضاوت کنند که کدام دستگاه ها به وظیفه خود برای حفظ محیط زیست عمل می کنند و کدام دستگاه ها برای حفظ محیط زیست، تلاش و اقدام لازم را انجام نمی دهند.

   + کورش پورزند ; ۸:٢۳ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ۱٩ اسفند ۱۳٩۳
comment نظرات ()

تکنیک هایی برای ثبات در زندگی

باید از آنچه داریم، خوب استفاده کنیم، زیرا در صورتی که بیشتر به آنچه که نداریم‌ فکر کنیم، از لذت بردن از آنچه که داریم هم محروم خواهیم شد.

مغز زن و مرد از نظر ساختاری نیز با یکدیگر متفاوت است، به گونه‌ای که حتی مهارت های گفتاری میان زنان و هوش دیداری در مردان برگرفته از این تفاوت های ساختاری است.

در زمینه حس حسادت میان زنان و مردان نیز تفاوت‌های زیادی وجود دارد تا جایی که مردان قادر خواهند بود این حس را به راحتی پنهان کرده و بروز ندهند، اما زنان به آسانی از این حس پرده بردارند و آن را بروز دهند.

وی در مورد دیگر تفاوت‌ها تصریح کرد: مردان نسبت به قضایا کلی نگر هستند، اما زنان جزیی نگر هستند، از این رو در بسیاری از موارد با یکدیگر تفاوت دیدگاه دارند.

زنان دوست دارند درد دل کنند اما مرد‌ها در هنگام ناراحتی ترجیح می‌دهند سکوت نمایند، از این رو لازم است با شناخت چنین تفاوتی در واکنش‌ها به دیدگاه‌ها و تفاوت‌های یکدیگر احترام گذاشته و آن را نقطه ضعف تلقی نکنیم.

با توجه به اینکه ساختار روحی زنان با صبر و شکیبایی بیشتری در تحمل مشکلات عجین است، زنان نقش زیربنایی در حفظ کانون خانواده دارند، اگر زنان به برخی از ویژگی های روحی مردان آشنا باشند، بهتر می‌توانند در حل مشکلات و دغدغه‌های زندگی ایفای نقش نمایند.

تفاوت‌های روحی و جسمی زنان و مردان نشان برتری از یکدیگر نیست، بلکه با هدف هم‌پوشانی و تکمیل شخصیت زن و مرد در زندگی است، به همین دلیل باید به ابعاد روحی یکدیگر در واقف باشند تا دوشادوش هم برای تعالی و رشد در زندگی تلاش نمایند

   + کورش پورزند ; ۱:٥۱ ‎ب.ظ ; شنبه ۱٦ اسفند ۱۳٩۳
comment نظرات ()

تالاب ها و دریاچه های زیبای زنجان

تالاب ها و دریاچه های کوچک زنجان دارای ارزش بیولوژیکی بوده و اکوسیستم های با ارزشی را بوجود آورده اند، در حال حاضر مردم از این تالاب ها استفاده می کنند، مناظر زیبای تالاب های زنجان موجب شده تا مردم استقبال خوبی از آنها داشته باشند اگر چه بسیاری از مردم هم از وجود این تالاب ها بی خبر هستند، اما معرفی این تالاب ها می تواند در جذب گردشگر موثر باشد، دریاچه شور گل خندقلو، دریاچه آب بندان همایون، دریاچه آب بندان سارمساقلو، دریاچه آب بندان قره چریان و تالاب قمشلو از تالاب ها و دریاچه های زیبای زنجان محسوب می شوند.

 ۱۰۵ هکتار دریاچه و تالاب در زنجان

استان زنجان دارای ۱۰۵ هکتار دریاچه و تالاب است و این وسعت می طلبد تا برای جذب گردشگران و استفاده بومیان از این فضای زیبا، اقدامات مطلوبتری صورت گیرد، انواع پرندگان آبزی مهاجر همچون غازها، فلامینگو، درنا، انواع مرغابی، بوتیمار، حواصیل، پرستوی دریایی، پرندگان مهاجر مرغابی و پرندگان آبزی مهاجر مهم ترین حیات وحش این دریاچه ها و تالاب ها هستند.

گیاهانی همچون گیاهان شور و علفی یکساله، گرامینه، گون، علف های یک ساله و گیاهان استپی و شور عمده ترین پوشش گیاهی تالاب های زنجان است که مناظر زیبایی را به وجود آورده اند.

تالاب ها یکی از بارزترین زیبایی های خلقت هستند

تالاب ها به عنوان یکی از بارزترین زیبایی های خلقت دارای ویژگی های خاصی هستند که وجود این تالاب ها می تواند اکوسیستم طبیعی را ارتقا بخشد.

تالاب ها به عنوان زیستگاه های حیاتی دارای اهمیت بوده و نسبت به سایر مجموعه هایی از این دست بهتر نگهداری می شوند اگر چه برخی از تالاب ها به دلیل بی توجهی مردم و مسئولان با مشکلاتی مواجه می شوند اما برخی دیگر هنوز هم به حیات ادامه می دهند.

زهکشی و خشکاندن تالاب ها از اقداماتی که در برخی از مناطق کشور صورت می گیرد و هنوز هم ادامه دارد، اما ویژگی های خاص این تالاب ها می طلبد در این زمینه برنامه ریزی مناسبت تری از سوی مسئولان ذیربط انجام شود.

بیشتر تالاب ها مناظر زیبایی را خلق می کنند که چشم هر بیینده ای را به خود متوجه می کنند، تالاب ها و اکوسیستم های آبی کشور به منزله سرمایه های ارزشمند هستند که تنظیم آب های زیرزمینی در محیط پیرامون، تعدیل میکروکلیما، شکار، صید پرندگان آبزی و ماهیان، تأمین منابع تعلیف دام و همچنین حصیر بافی در گرو حفاظت منطقی از آنها محقق می شود.

حفظ تالاب ها منافع بی شمار اقتصادی، تفرجگاهی و ژنتیکی دارد که باید از آنها به خوبی نگهداری شود.

   + کورش پورزند ; ۱:٥٧ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۱٠ اسفند ۱۳٩۳
comment نظرات ()

بیماری‌های ریوی شغلی

بی‌اطلاعی افراد شاغل از وجود مواد شیمیایی مضر، عاملی بر بروز علایم حاد تنفسی است، عامل زیان بار در محیط شغلی اعم از ویروس، باکتری، گازهای سمی، غلظت بالای مواد محرک و ذرات ریزی که به دلیل پروسه‌های صنعتی مایع و جامد به شکل گاز است، می‌تواند در ریه رسوب کند و باعث تخریب بافت ریه شود.

عوامل زیان بار تنفسی در محیط‌های شغلی بسیار متنوع است و با پیشرفت علم، تکنولوژی، توسعه فن آوری‌ها و محصولات جدید هر روز بر تعداد آنها افزوده می‌شود که در صورت کنترل نشدن مواجهات تنفسی شغلی، شاغلین صنایع و مشاغل مختلف ممکن است به بیماری ریوی شغلی مبتلا شوند.

بیماری‌های ریوی شغلی طیف وسیعی از بیماری‌های ریوی را تشکیل می‌دهد که شامل آسم شغلی، بیماری‌های نسج ریه مانند سیلیکوزیس و آزبستوزیس، سرطان‌های ریه، بیماری‌های التهابی ریه است و این بیماری‌ها که بر اثر شغل فرد ایجاد می‌شوند، می‌تواند در اثر کار در یک محیط شغلی نامناسب تشدید شود.

در صورت عدم رعایت اصول سلامت و ایمنی، بیماری می‌تواند پس از سال‌ها مواجهه با مواد زیان‌بار تنفسی، خود را به صورت سرفه، تنگی نفس و دفع خلط نشان دهد. همچنین در مواجهه با غلظت زیاد برخی مواد، علایم خود را به صورت یک بیماری حاد و شدید تنفسی بروز می‌دهد که گاه با سرماخوردگی یا عفونت‌های اکتسابی اشتباه گرفته می‌شود.

عادات فردی نقش موثری در بروز بیماری‌ها دارد. برای مثال میزان بروز برخی بیماری‌های ریوی شغلی در افراد سیگاری نسبت به سایر افراد بیشتر است و لازم به ذکر است که رعایت اصول بهداشت حرفه‌ای نقش مهمی در جلوگیری از بروز علایم آسم تنفسی دارد.

بازگرداندن ریه به وضعیت سالم ابتدایی تا امروز از توان بشر خارج است که می‌توان برای تخفیف برخی علایم بیمار، درمان‌های علامتی از جمله تغییر روش زندگی را پیش گرفت

   + کورش پورزند ; ۱:٥٥ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۱٠ اسفند ۱۳٩۳
comment نظرات ()

عقیم‌سازی حیوانات، پاک کردن صورت مسئله است

یک فعال محیط زیست معتقد است: با عقیم‌سازی سگ‌های ولگرد سطح شهر، فقط صورت مسئله پاک می‌شود.

مجید چاکری در گفت‌وگو با (ایسنا)، با اشاره به اینکه تولیدمثل یکی از مهم‌ترین حقوق و فرآیندهای زیستی جانداران است، تصریح کرد: زمانی که انسان‌ها زباله‌های شهری را به ‌طور غیراصولی دفن می‌کنند طبیعی است که حیوانات ولگرد نظیر سگ به دلیل نیاز به غذا به حاشیه شهر می‌روند. در حاشیه شهر شرایط برای تولید مثل حیوانات فراهم است و این امر موجب نارضایتی و برخورد انسان با آن ها می‌شود.

این فعال محیط زیست بیان کرد: برخی عقیده دارند با توجه به اینکه سگ‌های ولگرد شرایط نامناسبی برای ادامه زندگی خود دارند، بهتر است از طریق عقیم‌سازی، جمعیت آنها در شهرها کنترل شود، شاید به این صورت حیوانات را از حق اولیه خود محروم کنیم اما کیفیت زندگی آنها را افزایش می‌دهیم. انجمن حمایت از حیوانات با این عقیده مخالف است. انجمن حمایت از حیوانات معتقد است حقوق حیوانات مشخص و قابل احترام بوده و باید از جانب انسان رعایت شود و عقیم‌سازی سگ‌ها زیر پاگذاشتن حق اولیه آنها است.

چاکری با بیان اینکه انجمن حمایت از حیوانات در چند سال گذشته پیشنهاد عقیم‌سازی حیوانات ولگرد را مطرح کرده است، خاطرنشان کرد: این انجمن به عنوان نماینده حمایت از حیوانات ایران در مشهد محلی برای عقیم‌سازی گربه‌ها ایجاد کرد و بر روی تعدادی از آن‌ها عقیم‌سازی اجرا ‌شد اما به دلیل عدم توانایی در انجام این کار برای تمام گربه‌ها، کمی بعد این طرح متوقف شد.

این فعال محیط زیست با اشاره به اینکه محدودسازی و نابودی حیوانات ولگرد مشکلات خاصی را به دنبال دارد، بیان کرد: کاهش تعداد حیواناتی مانند سگ موجب از بین رفتن امنیت روستاییان و دامداران در برابر حیوانات درنده‌ای مانند گرگ و افزایش آمار موش‌ در شهرها می‌شود. متاسفانه گمان می‌شود که سگ موجود بسیار آلوده‌ای برای انسان بوده و به همین دلیل باید آن را نابود کنیم، در حالی ‌که هوا نیز ناقل بسیاری از بیماری‌هاست، با این وجود حیات انسان وابسته به آن است.

وی بیان اینکه در بسیاری از کشورها انسان‌ها و حیوانات بدون هیچ مشکلی در کنار هم زندگی می‌کنند، یادآور شد: می‌توان با مدیریت پسماند، حاشیه شهر را تمیز نگه داشت و با کنترل سلامت حیوانات ولگرد فرهنگ هم‌زیستی را افزایش داد تا شرایط برای داشتن زندگی راحت‌تر فراهم شود. احترام به حیوانات باید در بین مردم فرهنگ‌سازی شود و رفتار با حیوانات شهری، خانگی باید بر پایه احساسات انسانی، اخلاقی و علمی باشد، در این صورت می‌توان گفت رفتار مناسبی با حیوانات داریم.

   + کورش پورزند ; ٢:٠٧ ‎ب.ظ ; دوشنبه ٤ اسفند ۱۳٩۳
comment نظرات ()

کشاورزی ارگانیک تضمین کننده سلامت جامعه

عضو شورای مرکزی خانه کشاورز زنجان گفت: فرهنگ غلط استفاده از تقویت‌کننده‎ها، محصولات کشاورزی را به محصولات خطرناک تبدیل کرده است.

نازخند صبحی در گفت‌وگو با خبرنگار خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) منطقه زنجان، با بیان این مطلب افزود: استفاده بی‌رویه از سم، قارچ‌کش‎ها و کودهای شیمیایی موجب ایجاد مشکلات تازه‎ای در اکوسیستم‎ها مانند آلودگی آب و خاک شده است. این در حالی است که فدراسیون بین‎المللی جنبش کشاورزی ارگانیک شیوه‎ای از کشت را توصیه می‌کند که در هیچ کدام از مراحل کاشت، داشت و برداشت از سموم و کودهای شیمیایی استفاده نمی‌شود. 

وی با یادآوری اینکه این روش کشت یک سامانه کشاورزی است که در آن جنبه‎های زیستی، اجتماعی و اقتصادی تولید پایدار غذا و ... بهبود می‌یابد، تصریح کرد: در حقیقت کشاورزی ارگانیک، فرآیند تولید بر پایه سلامت خاک، اکوسیستم و انسان است. به عبارت دیگر، کشاورزی ارگانیک کشاورزی سنتی را با نوآوری و علم با رویکرد حفاظت محیط زیست و ارتباطات منصفانه و کیفیت خوب زندگی ترکیب می‌کند.

عضو شورای مرکزی خانه کشاورز زنجان با اشاره به اطلاعات کم کشاورزان و مصرف‌کنندگان در این خصوص، اظهار کرد: از آنجایی که سود این گونه کشت کمتر از شیوه استفاده از کود و سم است و باید زمین را برای مدتی به صورت آیش رها کرد و کشاورز که تنها منبع درآمدش زمین و برداشت از آن است، این شیوه چندان سودده نیست.

صبحی ادامه داد: زمانی کشت ارگانیک رواج می‌یابد که سطح آگاهی مردم (مصرف‌کننده) نسبت به مصرف میوه ارگانیک (سالم) افزایش یابد که هم‌اکنون در مرحله گذار از کشاورزی سنتی به ارگانیک هستیم و امیدواریم در راه رسیدن به عدم استفاده از کود و سم موفق باشیم.

   + کورش پورزند ; ۸:٥٥ ‎ق.ظ ; دوشنبه ٤ اسفند ۱۳٩۳
comment نظرات ()

نانوذراتی برای درمان عفونت باکتریایی معده

اخیراً نانوذرات لیپیدی حاوی اسید لینولنیک برای درمان عفونت هلیکوباکتری روی موش‌ها آزمایش شده است؛ این نانوذرات غیرسمی اثربخشی بیشتری نسبت به آنتی‌بیوتیک‌ها داشته و هیچ‌گونه مقاومت دارویی ایجاد نمی‌کنند.

هلیکوباکتر نوعی باکتری است که منجر به زخم معده و سرطان می‌شود. پژوهشگران دانشگاه کالیفرنیا موفق به ارائه نانوذرات درمانی شدند که حاوی اسید لینولنیک بوده و برای درمان عفونت این باکتری مناسب است. اسید لینولنیک یکی از اجزای روغن‌های گیاهی است. این نانوذرات از نظر ایمنی خطری برای بدن نداشته و از آنتی‌بیوتیک‌های استاندارد باکارایی بالاتری است.

لیانگفانگ ژانگ از محققان این پروژه می‌گوید: در حال حاضر روش درمان آنتی‌بیوتیک برای مبارزه با عفونت هلیکوباکتر با چالش مقاومت آنتی‌بیوتیک روبرو است. هدف ما از این پروژه آن است که نانوذراتی ارائه کنیم که بتواند در شرایط بسیار خشن معده دوام آورده و این باکتری را از بین برده و همچنین مقاومت دارویی ایجاد نکند.

زمانی که این نانوذرات با هلیکوباکتر روبرو می‌شود، با دیواره سلولی آن جوش خورده و در نهایت محتویات خود را که اسید لینولنیک است، وارد باکتری می‌کند. این اسید می‌تواند غشای سلولی باکتری را از بین برده و باکتری را نابود کند.

ژانگ و همکارانش این نانوذرات را با مولکول‌های فلورسانس برچسب زده و آن را وارد بدن موش‌ها کردند. مشاهدات آن‌ها نشان می‌دهد که این نانوذرات درون معده موش پخش شده و در آنجا به انتظار باکتری‌ها می‌مانند. نتایج نشان می‌دهد که این نانوذرات نسبت به آنتی‌بیوتیک‌ها اثربخشی بیشتری دارند. از سوی دیگر ترکیبات مورد استفاده در این نانوذرات غیرسمی بوده و هیچ مقاومت دارویی ایجاد نمی‌کنند.

ژانگ می‌گوید: این اولین گام به سوی تأئید ایمنی و اثربخشی درمان با این نانوذرات است. ما با این روش مانع از گسترش باکتری در سیستم گوارشی شدیم و در حال حاضر روی بهبود عملکرد آن کار می‌کنیم تا پایداری و اثربخشی آن را افزایش دهیم

   + کورش پورزند ; ٩:٠٦ ‎ق.ظ ; یکشنبه ٢٦ بهمن ۱۳٩۳
comment نظرات ()

ریزگردهای خوزستان و فرار به جلوی دلواپسان

چرا وقتی دولت وقت با چینی ها قرار دادهای نفتی می بست و بر اساس آن، هورالعظیم را خشک می کرد، صدایی از اینان که کانون های قدرت، از دولت گرفته تا مجلس را در اختیار داشتند در نمی آمد؟ چرا وقتی سازمان حفاظت محیط زیست چشمان خود را بر ارزیابی های زیست محیطی طرح های صنعتی و سد سازی می بست، چشمان شان باز ..

 یک نماینده مجلس شورای اسلامی و عضو جبهه پایداری گفته است که به دلیل ریزگردهای خوزستان، رئیس سازمان حفاظت محیط زیست باید استعفا کند.
الهام طبیب زاده با تأکید بر اینکه مسأله ریزگردها مربوط به امروز نیست، گفته است: خانم ابتکار باید از قبل برای این مسئله چاره اندیشی می کرد و به جای اینکه وقتش را صرف واردات بنزین کند به این حوزه که مستقیما به او مربوط می شود می پرداخت و اگر اکنون بخواهد کاری کند نوش دارو پس از مرگ سهراب است.
در اظهارنظرهای کارشناسانه دیدیم که علت اصلی در داخل خاک کشور است و عدم رسیدگی به آن نشان دهنده بی درایتی مسئولان سازمان حفاظت محیط زیست است که نشان می دهد نسبت به مسئولیت خود شناخت دقیقی ندارند.

در این باره نکاتی چند قابل توجه است:

1 - این که بعد از سال ها، سرانجام یکی از اعضای جبهه پایداری در مجلس شورای اسلامی، درباره یکی از مشکلات واقعی مردم حرف زد، جای خوشوقتی است. امیدواریم که آقایان و خانم های نماینده، از این پس نیز به جای رسیدگی به مسائلی مانند کنسرت ها و فیلم ها و قدم زدن ظریف و ... به دردهای واقعی مردم بیندیشند ولو این که در ورای این امر، تسویه حساب جناحی نهفته است!

2 - دولت یازدهم و سازمان محیط زیست دقیقاً از مرداد سال 1392 مسؤول همه اقدامات خود و نیز کارهای بر زمین مانده شان هستند. بنابراین، اگر در خصوص ریزگردها، مسؤولیتی متوجه دولت است - که هست - دولت یازدهم به اندازه یک و نیم سال اخیر مسؤول است و باید پاسخگو باشد ؛ تعارفی هم در کار نیست.

اما همان طور که خانم طبیب زاده به درستی بدان اشاره کرده - و نتیجه غلط گرفته - "مسأله ریزگردها مربوط به امروز نیست" و سیاست های خانمان سوز دولت مطلوب وی بین سال های 1384 تا 1392 ، دلیل مهم این امر بوده است.البته تغییرات آب و هوایی را نیز باید در نظر داشت و غیرمنصفانه همه چیز را به گردن دولت قبل نینداخت.

ایشان و همفکران شان که در آخرین سال مجلس نهم به فکر مردم خوزستان افتاده اند و با نزدیک شدن به انتخابات، لابد بیشتر هم به فکر مردم خواهند افتاد(!) چرا در تمام سال هایی که سازمان محیط زیست دولت دلخواه شان در برابر اقدامات ضدزیست محیطی در جنوب غرب ایران سکوت کرده بود، "صم و بکم" بودند؟!

چرا وقتی دولت وقت با چینی ها قرار دادهای نفتی می بست و بر اساس آن، هورالعظیم را خشک می کرد، صدایی از اینان که کانون های قدرت، از دولت گرفته تا مجلس را در اختیار داشتند در نمی آمد؟

چرا وقتی دولت قبل، اعتبارات مربوط به جلوگیری از بیابان زایی و نیز مالچ پاشی را اختصاص نمی داد، صدایشان در نمی آمد؟
چرا وقتی سازمان حفاظت محیط زیست چشمان خود را بر ارزیابی های زیست محیطی طرح های صنعتی و سد سازی می بست، چشمان شان باز نبود؟

چرا وقتی در دولت قبل، ریزگردها امان مردم را می برید، یادشان نمی افتاد که مملکت سازمان محیط زیست دارد و رئیس اش باید استعفا کند؟

اصلاً چرا اینان به عنوان نمایندگان مجلس ، خودشان کاری برای حل این مشکل نکردند؟ مگر به مجلس نرفته اند که گره از کار مردم بگشایند؟ بفرمایند که در طول سال های نمایندگی، چه کاری برای حل مشکل ریزگردها کرده اند؟ فقط یک کارشان را گزارش دهند، فقط یکی!

تصریح می کنیم که این یادآوری ها، نافی مسؤولیت دولت کنونی نیست بلکه مسؤولیت آن را سنگین تر هم می کند چرا که ریزگردها هر علتی و منشأیی داشته باشند، سلامت مردم را تهدید می کنند و دولت مستقر ، فارغ از این که مقصر است یا نه ، "باید" چاره اندیشی و اقدام کند. سخن بر سر این است که عده ای حتی سلامت و زندگی مردم را که در حال مدفون شدن در زیر خاک هست را نیز فرصتی برای جناح بازی هایی که دیگر مشمئز کننده شده است ، می دانند!

البته این قبیل سخنان، قطعاً تاکتیکی برای فرار به جلو نیز هست چرا که عاملان بلاهایی که بر سر مردم آمده، چاره ای جز فرافکنی ندارند تا بلکه بتوانند از پاسخگویی و محاکمه بگریزند.

3 - عجیب که این نماینده مجلس که قاعدتاً باید بداند یکی از وظایف سازمان محیط زیست بررسی میزان آلایندگی بنزین است، به رئیس این سازمان در این خصوص هم توپیده که چرا وارد بحث بنزین شده و جالب این که این سازمان را متهم به واردات بنزین کرده است!
این در حالی است که سازمان حفاظت محیط زیست، دقیقاً بر اساس وظیفه ذاتی اش که در طول سال های گذشته مغفول مانده، باید استاندارد بودن بنزین را بررسی کند تا مردم سرطان نگیرند یا کمتر بگیرند و بر اساس همین بررسی ها، اعلام کرد که بنزین تولید پتروشیمی ها، سرطان زاست. دولت هم تولید این بنزین را قطع کرد و برای جبران کسری، از خارج بنزین وارد کرد (جهت اطلاع خانم نماینده، وزارت نفت ، بنزین وارد کرد نه سازمان حفاظت محیط زیست).
سازمان محیط زیست نه تنها باید بنزین را بررسی کند، بلکه باید خودروهایی که حتی بهترین بنزین را نیز با مصرف غیراستاندارد به آلودگی های بیش از حد تبدیل می کنند را نیز بررسی کند و در مقابل خودروسازانی که سلامت مردم را به هیچ می انگارند بایستد.

قطعاً خرابی به بار آمده در سال های طولانی به سرعت قابل ترمیم نیست و چه کسی می تواند هورالعظیم که بی رحمانه از بین بردند را در کوتاه مدت احیا کند؟
مردم نیز چنین انتظاری ندارند ولی حتماً این انتظار به حق را دارند که بدون از دست دادن حتی یک دقیقه، کارهای اجرایی و زمان بندی شده خود را برای کاهش آثار تخریب های انجام شده ، آغاز کنند و به مردم گزارش دقیق و واقعی از "کارهای انجام شده" بدهند چرا که گوش مردم از وعده های توخالی به اندازه کافی پر شده است.

   + کورش پورزند ; ۱٢:٢٦ ‎ب.ظ ; شنبه ٢٥ بهمن ۱۳٩۳
comment نظرات ()

بی‌شک محصولات کشاورزی تولید شده در زنجان سالم‎ترین محصولات کشاورزی است

عضو شورای مرکزی خانه کشاورز زنجان گفت: بی‌شک محصولات کشاورزی تولید شده در این استان سالم‎ترین محصولات کشاورزی است، با این حال کشاورزان زنجانی رغبتی به مصرف کود ندارند.

نازخند صبحی در گفت‌وگو با خبرنگار خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) منطقه زنجان، با بیان این مطلب، افزود: دلیل عدم گرایش کشاورزان این استان به مصرف کود همچون گذشته، تبلیغات انجام شده در زمینه اثرات سوء مصرف و حذف یارانه‎های دولتی از این کالا است.

وی تصریح کرد: با وجود اینکه مسوولان بخش کشاورزی این استان برای اینکه سهمیه تعیین شده این منطقه توسط کشاورزان مصرف شود تمام بروکراسی‎ها را حذف کرده‎اند، ولی باز هم کشاورزان رغبتی به مصرف کود نشان نداده‌‌اند و از سهمیه تعیین شده که بالغ بر 71 هزار تن بوده، فقط 22 هزار تن توزیع شده است، در حالی که در سال‎های گذشته مصرف کود توسط کشاورزان چهار برابر مصرف امسال بوده است.

صبحی در ادامه با تأکید بر اینکه تولید محصولات سالم کشاورزی در گرو استفاده بهینه از کود و سم است، گفت: این در حالی است که سموم باید بر اساس استانداردهای بین‎المللی و ملی مصرف شود. 

وی با اشاره به استفاده بیش از حد کود و سم در باغات و مزارع سبزی‌کاری، افزود: بخش عمده عملیات کنترل و مبارزه با آفات و بیماری‎ها باید از طریق عملیات مکانیکی و بیولوِژیک انجام شود، اما به دلیل فراگیر بودن آفات و بیماری‎ها و کوچک بودن قطعات، چاره‎ای جز استفاده بهینه از سموم و آفت‌کش‌ها در بخش کشاورزی نداریم.

صبحی با اشاره به استفاده بی‎رویه از سموم و کودها توسط برخی از باغ‌داران و سبزی‌کاران خاطرنشان کرد: سموم و کودهای تولید شده در کشور از کیفیت بالایی برخوردار است، اما به دلیل بالا بودن هزینه‎های تمام شده تولید، از سموم وارداتی ـ چین و هند ـ استفاده می‌شود و متأسفانه بخشی از سموم و هورمون‎های مصرفی کشور به صورت قاچاق وارد کشور می‌شود که باید نظارت بیشتری بر مصرف سموم از طرف سازمان حفظ نباتات کشور اعمال شود.

   + کورش پورزند ; ۱٠:٠٩ ‎ق.ظ ; شنبه ٢٥ بهمن ۱۳٩۳
comment نظرات ()

چگونه دانش آموزان خلاق تربیت کنیم

 روش های پرورش خلاقیت دانش آموزان

خلاقیت زیباترین و شگفت انگیزترین خصیصه ی انسان است. غنا، پویایی و بقای هر فرهنگ و تمدنی به خلاقیت مردمان آن بستگی دارد و این واقعیت را تاریخ بارها به اثبات رسانده است.

اکنون در آغاز هزاره ی سوم به جرأت می توان گفت خلاقیت همان چیزی است که زندگی مدرن بشر متمدن را از زندگی ابتدایی انسان نخستین جدا می کند. اگر اکنون در شروع قرن بیست ویکم مشاهده می کنیم که در قسمتی از دنیا انسان هایی رؤیایی دست یابی به کرات دور دست و سکونت در فضا را به واقعیتی عینی بدل کرده اند ، برای لحظه ای بیندیشیم که در همین لحظه در گوشه های دیگری از دنیا ، انسان های دیگری نیز زندگی می کنند که شیوه ی زیستن آنها همانند بشر هزاران سال پیش است ، به راز خلاقیت ، این موهبت منحصر به فرد انسان ، پی خواهیم برد.

فصل اول

ویژگی های شخصیت خلاق

  هر چند خلاقیت یک توانایی همگانی است و همه ی انسان ها کمابیش از آن برخوردارند، اما افراد ی که خلاقیت بالایی دارند و به عنوان افرادی خلاق شناخته می شوند، دارای خصوصیات شخصیتی و رفتاری ویژه ای هستند که به وسیله ی این خصوصیات می توان آن ها را از سایر افرادی که از خلاقیت کم تری برخوردار هستند ، تشخیص داد. فایده ی اصلی آشنایی با ویژگی های افراد خلاق این است که می توانیداز آن ها به عنوان الگوهای رفتاری برای ایجاد و پرورش رفتارهای خلاقانه در کودکان استفاده کنید . در این قسمت با مهمترین و بارزترین این ویزگی ها آشنا می شوید:

استقلال، ریسک پذیری ،کنجکاوی، علاقه به کارهای پیچیده، تحمل ابهام

 انعطاف پذیری، شوخ طبعی ،اعتمادبه نفس بالا، ابتکار ،پشتکار ،تخیل قوی

حساسیت ، زیبایی دوستی و تردید

دانش آموزخلاق رابشناسید

1: محیط مدرسه وکلاس به خودی خودرفتارهای ویژه ای رادردانش آموزان خلاق ایجادمی کندکه ممکن است دانش آموزان هارا درمحیط منزل یامحیط های دیگرنمایان سازد و یابه گونه ای متفاوت نشان دهد.

2: بسیاری ازرفتارهای دانش آموزان خلاق،خاص محیط تحصیلی آن هاست وازلحاظ نوع وشدت با خصوصیات سایرافرادخلاق متفاوت است

3: آشنایی باخصوصیات بارزدانش آموزان خلاق به معلم امکان می دهدتاآن هارابهتر بشناسد وبه برنامه ریزی درجهت تقویت،پرورش،تغییر و اصلاح مواردلازم بپردازد.

به طورکلی دانش آموزخلاق غالبا ازطریق خصوصیات ورفتارهای زیرقابل شناسایی است:

 1:  ایده ها ونظرات خودرابدون ترس در کلاس مطرح می کند.

 2: معمولا برای مسائل راه حل ها و پاسخ هایی متفاوت از سایر دانش آموزان ارائه می کند.

 3:  به فعالیت های هنری علاقه زیادی داردودراین زمینه دارای تجربه ومهارت است.

  4: غالباً ایده ها و راه حل های بیش تری نسبت به سایر هم کلاسی های خود پیش نهاد می کند. 

 5 :  معمولاً قادر است با طنز پردازی ها و شوخی های جالب دیگران را بخنداند.

 6: تمایل زیادی به تغییر نظرات معلم و یا مطالب کتاب دارد.

 7: در کلاس اغلب سوالاتی غیر عادی و گاه عجیب و غریب می پرسد.

 8: علاقه ی زیادی به نقاشی و ترسیم افکار و ایده های خود دارد.

 9: انتقادگر است و هر نظر یا عقیده ای را به راحتی نمی پذیرد .

 10:گاهی به خاطر بیان نظرات و ایده های عجیب و غریبش در نظر دانش آموزان دیگر فردی غیر عادی جلوه می کند.                               

11: از قوه ی تخیل خوبی برخوردار است.

12: معمولاً در کلاس با آب و تاب صحبت می کند و سعی می کند ایده هایش را با جزئیات کامل شرح دهد.

13: داری ابتکار است و غالباً ایده ها و پاسخ های منحصر به فرد ارائه می کند.

14: حساس ، باریک بین و نکته سنج است .

15: بسیار فعال است و غالباً در آن واحد چند طرح و ایده در زمینه های مختلف را در سر می پروراند.

16: به تجربه و آزمایش علاقه ی فراوانی دارد.

17: در نفوذ و تأثیر گذاری بر دوستان خود از توانایی زیادی برخوردار است.

18: آمادگی طرد شدن و عدم تأیید از طریق دیگران را داراست.

19: به مطالعه ی موضوعات متنوع و گوناگون علاقه مند است و زمان قابل توجهی را به این امر اختصاص می دهد.

20: از اطلاعات عمومی زیادی برخوردار است و سعی می کند که از آن ها استفاده ی عملی و کاربردی کند.

دانش آموز خلاق : قبل از این که گردو را بشکنم به این فکر افتادم که شاید بتوانم با نیمه ی پوست آن د و تا لاک پشت درست کنم

 

فصل دوم

موانع خلاقیت در محیط مدرسه

1.       تأکید زیاد بر نمره ی دانش آموز به عنوان ملاک خوب بودن

2.       روش های تدریس سنتی و مبتنی بر معلم محوری

3.       عدم شناخت معلم نسبت به خلاقیت

4.       فقدان حداقل امکانات لازم برای انجام فعالیت های خلاق دانش آموزان

5.       اهداف و محتوای کتاب های درسی

6.       عدم توجه به تفاوت های فردی دانش آموزان

7.       عدم پذیرش ایده های جدید

8.       ارایه ی تکالیف درسی زیاد به دانش آموزان .

9.       استهزا و تمسخر به خاطر ایده یا نظر اشتباه   

دانش آموز خلاق :به خانم معلم گفتم که نقاشی خواب دیشب خودم راکشیده ام. اما او هم مثل بقیه بچه ها مرا مسخره کرد ؛ من هم آن را پاره کردم و به جای آن یک خانه و یک درخت کشیدم

موانع خلاقیت در محیط خانواده

1.       تأکید بیش از حد والدین بر هوش و حافظه ی کودک

2.       ایجاد رقابت میان کودکان

3.       تأکید افراطی بر جنسیت کودک

4.       قرار دادن قوانین خشک و دست وپاگیر

5.       عدم آشنایی والدین با مفهوم واقعی خلاقیت

6.       انتقاد مکرر از رفتارهای کودک

7.       بیهوده شمردن تخیلات کودک

8.       عدم شناسایی علائق درونی کودک

9.       عدم وجود حس شوخ  طبعی در محیط منزل

10.تحمیل نقش بزرگ سال به کودک.

به تخیل کودکان خود پروبال بدهید ؛ آن وقت از پروازبلند آن ها شگفت زده خواهید شد

فصل سوم

*اصول پرورش خلاقیت در کلاس درس

*ویژگی های معلم  پرورش دهنده ی خلاقیت

  عوامل ، اصول و روش های زیادی وجود دارد که می تواند مستقیماً کیفیت آموزش های معلم را بهبود بخشیده و بازدهی فعالیت های یاددهی _ یادگیری را در زمینه ی خلاقیت افزایش دهد. در این قسمت مهم ترین اصول و روش هایی که در این مورد وجود دارد و می تواند در فرایند رشد خلاقیت نقش تسهیل کننده و تسریع کننده داشته باشد ، بیان می گردد:

1: دانش آموزان خود را به تناسب رفتارها ، فعالیت ها و دستاوردهای خلاق آن ها مورد تشویق قرار دهید.

2: به دانش آموزان خود بیاموزید که نسبت به ایده ها و افکار خود حساس باشند و آن ها را یادداشت کنند.

3: به عنوان معلم شخصاً به فعالیت های خلاق علاقه نشان دهید و با دانش آموزان خود در انجام تمرینات خلاقیت مشارکت نمایید.

4: در مورد ماهیت خلاقیت و مفاهیم آن ، به دانش آموزان اطلاعات لازم را بدهید.

5: در کلاس خود تا حد امکان از وسایل و روش های آموزشی دیداری _ شنیداری استفاده کنید.

6: برای تخیلات و افکار نو دانش آموزان ارزش و احترامی ویژه قائل باشید.

7: در کلاس خود فضایی برای ابراز شوخ طبعی پدید آورید و این حس را در خود و دانش آموزان خود فعال نگاه دارید.

8: به دانش آموزان بیاموزید که افکار و رفتارهای خود را بیش از حد مورد قضاوت و ارزش یابی قرار ندهند.

9: با دانش آموزان خود از روش پرسش و پاسخ استفاده کنید و آن ها را به پرسیدن سوالاتشان ترغیب نمایید.

10: آن ها را عادت دهید که برای حل مسایل ، همواره راه های متعددی را جست و جو کنند.

11: تفاوت های فردی میان دانش آموزان را در نظر داشته باشید و به فردیت هر یک از آن ها احترام بگذارید.

12: تا حد امکان به دانش آموزان امنیت و آزادی عمل بدهید و از وضع مقررات خشک و محدود کننده در کلاس خودداری کنید.

13: دانش آوزان را به دست کاری و تغییر عقاید و اشیا تشویق کنید .

14: آن ها را به مطالعه و کسب اطلاعات در زمینه های مختلف ترغیب نمایید.

15: اهمیت خلاقیت و آثار و نتایج ارزشمند تفکر خلاق را برای آن ها تبیین کنید.

16: آن ها را با زندگی نامه های افراد خلاق تاریخ آشنا نمایید.

17: دانش آموزان خود را با مسائل حل نشده روبه رو کنید و از آن ها حل های جدید بخواهید.

معلم دوست دار خلاقیت:هیچ چیز برایم جذاب تر از گوش دادن به ایده های عجیب و غریب دانش آموزانم نیست ؛ به ویژه هنگامی که با هیجان و آب و تاب در مورد آن صحبت می کنند

ویژگی های معلم پرورش دهنده ی خلاقیت

   مربی یا معلمی که می خواهد یک کلاس ویژه ی پرورش خلاقیت را اداره کند و یا این که علاقه مند است در جریان تدریس روزمره ی خود به طور جدی پرورش خلافیت دانش آموزان را هم مد نظر داشته باشد، اگر چنان چه از خصوصیات و نگرش های ویژه ای که با ماهیت و فرایند خلاقیت مناسبت دارد ، برخوردار باشد ، مطمئناً در کار خود بسیار موفق تر عمل خواهد کرد . البته یک چنین معلمی حتماً لازم نیست که خودش فردی بسیار خلاق باشد، اما اگر چنان چه شخصاً از مهارت های اساسی خلاقیت برخوردار باشد و بتواند عملاً از آن ها استفاده کند .

برخی از ویژگی های معلم علاقه مند به خلاقیت که داشتن آن ها به بازدهی بیش تر کلاس و تدریس او می انجامد :

1: فردی انتقاد پذیر باشد .

2: تحمل عقاید نو دانش آموزان را داشته باشد .

3: از صبر و تحمل بالایی برخوردار باشد.

4: به تفاوت های فردی و منحصر به فرد بودن تک تک دانش آموزان اعتقاد داشته باشد.

5: از انگیزه ای قوی برخوردار باشد.

6: پذیرایی ایده ها و نظرات غیر عادی دانش آموزان خود باشد .

7: دوست دار هنر وزیبایی شناسی باشد.

8: تا حد امکان به دانش آموزان خود آزادی عمل بدهد.

9: در چند زمینه ی مختلف معلومات و مهارت داشته باشد.

10: برای هر دانش آموز احترامی ویژه قائل باشد.

11: خیال پردازی دانش آموزان را تشویق کند.

12: در مواقع لزوم بتواند کودکانه بیندیشد و کودکانه عمل کند.

13: به دانش آموزان خود اجازه دهد که گاهی اشتباه کنند!

معلم دوست دار خلاقیت:احساس می کنم اگر به دانش آموزانم اجازه ی اشتباه کردن را بدهم ،بزرگ ترین چیزها را به آن آموخته ام

خلاقیت چیست و چگونه می توان دانش آموزان را خلاق بار آورد؟ پیشنهاداتی برای معلمان جهت خلاقیت دانش آموز

      سرآغاز :

      « خلّاقیت » جنبه های متعدد ی دارد که هر کدام از آنها باید در جای خود بررسی شوند. یک جنبه ی بسیار مهم خلاقیت ، وجود شرایط لازم برای بروز این استعداد همگانی است. بنابراین آموزش و پرورش برای رشد خلاقیت و نواندیشی در دانش آموزان ، باید به درک درست و روشنی از شرایط موجود برسد و در گام بعدی برمبنای فلسفه ی تعلیم و تربیت  و هدفهای اصولی و معیارهای علمی معتبر بکوشد،  تصویر روشنی از شرایط مطلوب خلاقیت رسم کند. در این صورت می تواند با کمترین  وقت، انرژی و سرمایه، مسیر پرورش و شکوفایی خلاقیت ها و نواندیشی های دانش  آموزان را هموار سازد.

      امروزه ثابت شده است که خلاقیت یک ویژگی صرفاً ذاتی نیست، بلکه همه ی انسانها  از این توانایی برخوردار هستند و همه درجات گوناگونی از این استعداد را  دارند. علاوه بر این عواملی همچون مهارت یابی ، آموزش پذیری ، انعطاف پذیری ،  سطح دانش و آگاهی ، خطرپذیری ، نترسیدن از اشتباه و شکست نیز در میزان خلاقیت  و نوآوری دانش آموزان تأثیر فراوان دارند. معلم می تواند همه ی این عوامل را  به صورت یک مجموعه در دانش آموزان شناسایی کند و بکوشد آنها را پرورش دهد. در این مقاله سعی شده است عوامل مؤثر در خلاقیت شناسایی و راهکارهایی برای پرورش  این توانایی در دانش آموزان ارائه شود.

      تعریف خلاقیت:

      ·   خلاقیت ؛ نمایش بالاترین درجه ی سلامت عاطفی ( وجود افراد سالم در جریان خود به سازی)

      ·   خلاقیت ؛ دوباره نگاه کردن است.

      ·   خلاقیت ؛ خارج شدن از پشت درهای بسته است.                                                   

    اهمیت و ضرورت خلاقیت در آینده:

      وقتی در جهان با مسائل نامتجانس و ناهمگون ، منابع محدود و پایان یافتنی،   سرعت تغییرات و مسائل دیگری از این قبیل مواجه می شویم، نیاز به خلاقیت و شعله های بینش درونی آشکارتر می شود. با این که هیچ یک از ما دقیقاً نمی  دانیم در آینده چه چیزی در انتظار ماست، برخی حقایق و نیازهای آینده به نحو فزاینده ای برای ما روشن تر می شوند.

      برای خلاق ساختن دانش آموزان می توان اقدامات زیر را به کار بست:

      1.   آشنا ساختن مدیران و معلمان با مفاهیم خلاقیت و راهکارهای پرورش و تقویت  آن در فراگیران   

      برای آشنا ساختن مسئولان مدارس و معلمان با خلاقیت و شیوه های پرورش آن ، می توان از  آموزش در دوره های ضمن خدمت استفاده کرد. معلمان ، مربیان و مدیران  پس از آشنــــــــــایی با راهکارهای پرورش خلاقیت در فراگیران در این دوره ها می  توانند این راهکارها را در کار خود به کار گرفته و ضمن دوری از هر گونه سخت  گیری های بی مورد و بی جا دانش آموزان را به مشارکت فعال در تدریس و انجام کار گروهی تشویق کنند. همچنین می توانند به دانش آموزان آزادی های معقول  بدهند تا با خیال راحت و اطمینان خاطر نظرات و عقاید خود را بیان کنند. این گونه تدبیرها زمینه ی پرورش خلاقیت در فراگیران را فراهم خواهد آورد.

      2.   تغییرات اساسی در کتاب های درسی

      هرچند با استفاده از مطالب و مفاهیم موجود در کتا بهای درسی و شیوه های تدریس  موجود نیز می توان به پرورش خلاقیت کمک کرد اما برای استفاده بیشتر و بهتر از  این امکانات و ضرورت خلاقیت لازم است در تألیف کتاب های درسی فقط ارائه ی  مطالب در سطح دانش نباشد بلکه متن درس و سوالات آخر درس به گونه ای باشد که  دانش آموز را به تفکر وادارد و در نتیجه زمینه ی مشارکت دانش آموز را برای  شرکت در بحث گروهی فراهم نماید .

      3. تغییرات در شیوه ارزشیابی و امتحانات

      برای پی بردن به میزان موفقیت دانش آموز در دروس و نتیجه گیر ی از کار خود از  سیستم ارزشیابی بهره می بریم. ارزشیابی نیز باید بتواند خلاقیت دانش آموز را بسنجد . یعنی به جای سوالات تستی و کوتاه پاسخ یا سوالات همگرا از سوالات  واگرا یا سوالاتی که دانش آموز را به تفکر و ارائه ی عقیده و نظر وا دارد.به  همین منظور می توان به پرسش های مستمر و فعالیت های خارج از کلاس و مرتبط با  موضوع بها داده و زمینه رشد خلاقیت و شکل گیری آن را از اولین سالهای ورود به   مدرسه فراهم نمود.

      4.  علاقه مند کردن دانش آموز به مطالعه

      تصور کنید دانش آموزی که از ابتدای کودکی با کتاب آشنا می شود و با نویسنده  های گوناگون ، داستانهای مختلف و سرزمین ها و فرهنگ های متفاوت ، علوم و  هنرهای جدید یا حوادث مهم تاریخی آشنا شود ؛ به طور حتم متفکر بار خواهد آمد    و در نتیجه ارتباط با شخصیت های گوناگونی که در داستانها مطالعه نموده  مقدمه   ی تفکر و خلاقیت را در او ایجاد می کنند و با بهره گیری از تخیل که ضرورت   اساسی خلاقیت است، دنیایی بزرگ و پهناور مقابل چشمان کودک گشوده می شود و می   تواند آزادانه خیال پردازی کند. بنابراین ضروری است هر چه بیشتر کتابخانه ها  ی مدارس و به خصوص کتابخانه های کلاسی  را فعال کنیم. در ضمن با برگزاری   مسابقات کتابخوانی به شیوه ی فردی یا گروهی علاقه به مطالعه را تقویت کنیم.

      5.  استفاده صحیح و مطلوب از ساعات درس انشا

      درس انشا پایه و اساس تفکر و خلاقیت در دانش آموز است که متأسفانه در برخی    مدارس بی اهمیت تلقی می شود. استفاده ی معلمان از موضوعات تکراری و کلیشه ای  روش درستی نیست. برای استفاده مطلوب تر از ساعات درس انشا لازم است کتابخانه  را به کلاس ببریم و یا بهتر از آن دانش آموزان را به کتابخانه ببریم. با  مطالعه کتاب  و مجلات گوناگون غیر درسی و نوشتن خلاصه یا ارائه نتیجه ای از  مطالب خوانده شده و بیان آن برای سایر دوستان علاوه بر افزایش عمق یادگیری ،  مهارت در نوشتن و خلاقیت را در دانش آموز پرورش می دهیم.

      6.  تغییر نام درس هنر به پرورش خلاقیت ، نوآوری و ابتکار

      متأسفانه هنوز هم در برخی مدارس شاهد آن هستیم که از درس هنر به نحو شایسته   استفاده نمی شود. استفاده از نیروهای غیر تخصصی درتدریس این رشته  یا استفاده  از ساعت درس هنر برای جبران عقب ماندگی  در سایر دروس کار بسیار خطا و   نابجایی است. البته تغییر عنوان درس به تنهایی حلال مشکل نیست بلکه با توجه  به تنوع در دنیای کنونی و مهارت ها و هنرهای مختلفی که در جامعه رایج است ،    استفاده از هنرهای سنتی مانند خط و نقاشی در کنار هنرهای گلسازی ، سفالگری ،  طراحی روی سفال ، ساخت پازل یا تابلوهای چوبی و...  از فعالیت هایی است که می  توان ابتکار و خلاقیت را در دانش آموزان پرورش داد. در ضمن چنانچه زمینه را   برای نمایش گذاردن  آثار و هنرهای دانش آموزان برای سایر دانش آموزان و  اولیای آنان فراهم کنیم در پرورش ابتکار و خلاقیت دانش آموز گام درستی  برداشته ایم.  برای مثال ما در آموزشگاه خود ضمن نظر سنجی از دانش آموزان  برای پر نمودن ساعات فوق برنامه، کلاس های آموزش طراحی روی سفال ، سرود و  تئاتر، طراحی پازل را آموزش می دهیم که خوشبختانه با استقبال بسیار خوبی از   دانش آموزان مواجه شدیم.

       نتیجه :

      خلاقیت توانایی و استعدادی است که در نوع بشر عمومیت دارد و در پرورش این   استعداد عواملی چون مهارت یابی ، آموزش پذیری ، سطح دانش و آگاهی ، میزان  تجربه، خطر پذیری  و نترسیدن از اشتباه و شکست تأثیر دارند. تعدادی از راهبردهای رشد خلاقیت در دانش آموزان به شرح زیر می باشد.

      ·       هدایت معلمان به ااستفاده از شیوه های نوین در تدریس

      ·       مشارکت دانش آموزان در حین تدریس ( ارتباط دو طرفه )

      ·       استفاده از قدرت تخیل و تصویرسازی در فراگیران.

      ·       ایجاد امنیت عاطفی ، اجتماعی و فرهنگی برای دانش آموزان.

      امید است با بهره گیری از این اقدامات در مدارس شاهد شکوفایی استعدادهای فرزندان ایران عزیز در عرصه های گوناگون علمی و عملی باشیم.

****************

 روش تلفیقی یکی از راه کارهای تقویت خلاقیت در کلاس توسط معلمان و مدارس است


مفهوم تلفیق
تلفیق به طور کلی به معنای درهم آمیختن و ارتباط دادن حوزه های محتوایی است که غالبا مجزا از یک دیگر در برنامه درسی مدارس گنجانده می شود. طراحی برنامه درسی تلفیقی با روش هایی گوناگون صورت گرفته که هر یک ویژگی ها، قابلیت ها و امتیازات خاصی دارند.
(هنری، 1985): تلفیق به شیوه ای می گویند که در آن بخش های وابسته به هم در یک کل بزرگ تر مرتبط می شوند یا یک رابطه متوازن با یک دیگر برقرار می کنند.
(مهر محمدی، 1379): تلفیق به معنی درهم آمیختن موضوعات درسی یا حوزه های محتوایی که در نظام های آموزشی سنتی، به طور جداگانه و مجزا از هم، در برنامه درسی مدارس گنجانده شده اند.
ضرورت و اهمیت تلفیق
دلایل منطقی صاحبنظران در توجه به تلفیق و ضرورت اجتناب ناپذیری آن:
1) تطابق با کیفیت دیگری به صورت طبیعی: چگونگی یادگیری در محیط های آموزشی با نحوه یادگیری طبیعی هماهنگی ندارند. افراد در مدرسه یا مباحث مختلف در قالب زنگ های محدود سروکار دارند، در حالی که در ورای مدرسه، با مسائل جاری زندگی در تمامیت آن و خارج از مرزبندی های تصنعی حوزه دانش روبرو هستند. حامیان تلفیق، ارتباط میان حوزه های معرفتی را که مورد غفلت واقع شده در حل مسائل و معضلات زندگی مهم می دانند (جی کوبز، 1989)


2) ارتباط برنامه درسی: جی کوبز(1989) می گوید: هیچ روشی نمی تواند به اندازه ای که روش فعلی در طراحی برنامه درسی موجب گریز دانش آموزان از مدرسه می شود موفق باشد. اعتقاد بر این است که خارج ساختن محتوا از حالت خشک، بی روح، مجرد، انتزاعی و در نتیجه بدون معنا برای دانش آموزان از برترین ویژگی تلفیق است.


3) جدول زمانی تکه تکه شده: اختصاص یک زنگ (50-40 دقیقه) به هر ماده درسی از سویی و کثرت مواد درسی دیگر، سبب شده است تا برنامه درسی تکه تکه شده و دانش آموزان با تمام وجود، قسمت قسمت شدن افراطی زمان آموزش را تجربه کنند (جی کوبز، 1989)

 
4) رشد دانش: توسعه توقف ناپذیر علوم در حالی که ظرف زمانی آموزش سال هاست تقریبا دست نخورده باقی مانده مدارس را دچار بحران نموده و تلفیق تنها چاره ایجاد تناسب میان ظرف و مظروف است (جی کوبز 1989). همچنین دریک (1993) می گوید: بدیهی است که نمی توانیم با سرعت افزوده شدن به دانش، برنامه های درسی را حجیم تر کنیم، بلکه باید افزودن از طریق کاستن را پیشه خود سازیم. تلفیق منجر به پرورش تفکر یاد گیرندگان می شود.


انواع و اشکال تلفیق برنامه های درسی
(کیس case، 1992) به چهار نوع تلفیق درسی به شرح زیر اشاره می کند:
1) تلفیق محتوا
این نوع سازماندهی تلفیق، محتوای مربوط به موضوعات درسی مختلف را با کمک مضموم یا موضوعی وحدت بخش معرفی می کند.
2) تلفیق مهارت ها و فرآیندها
این روش سازماندهی، برنامه درسی با محوریت مهارت ها و قابلیت های فرآیندی را بیان می کند.
3) تلفیق مدرسه و فرد
این تلفیق می کوشد زندگی خارج از مدرسه (زندگی واقعی) دانش آموزان را به دنیای درون مدرسه پیوند بزند. پرسش ها و مسایل عمدتا موضوعات محسوس، ملموس و مورد علاقه دانش آموزان هستند و این امر باعث خلاقیت در دانش آموز می شود.
4) تلفیق گرائی
این نوع طراحی برای ایجاد پیوند بین تمام اجزا مؤلفه های تجاربی (تجارب پیش بینی شده، قصد شده یا قصد نشده مرتبط با حوزه برنامه درسی پنهان) که دانش آموزان در نظام آموزشی کسب می کند، نظارت می نماید. مجموعه این تجارب باید با یکدیگر مکمل، مؤید و هم خوان باشد.
رویکرد برنامه درسی تلفیقی
گلاثورن (1994)، رویکردهای تلفیق برنامه درسی را در دو دسته کلی تقسیم می کند:


الف) تلفیق برنامه درسی، در حالی که مواد درسی مجزا حفظ می شود که خود به چهار دسته تقسیم می شود:


1) ارتباط دو ماده درسی، به طوری که محتوای مشابه، در یک زمان تدریس شود مثلا در کلاس ریاضی به دانش آموزان عملیاتی که برای کلاس علوم مورد نیاز است تدریس می شود.
2) تلفیق مهارت هایی که رشته -ها را درمی نوردد، مانند خواندن، نوشتن، تفکر، یادگیری. برخی صاحب نظران آن را برنامه «درسی جوش خورده» می خوانند.
3) تلفیق درون رشته ها، مانند کل زبان یا علوم یک پارچه (واحد). برای مثال: معلم به جای این که نوشتن را جدای از خواندن تدریس کند، این دو جنبه مهارت های زبانی را تلفیق می کند.
4) تلفیق غیررسمی: در تدریس یک درس از محتوای درس دیگر استفاده می شود. مثلا در حالی که معلم ابتدایی، مطالعات اجتماعی تدریس می کند، دانش آموزان داستان هایی درباره آن دوره مورد مطالعه را می خوانند.

 
ب) تلفیق دو ماده درسی یا بیشتر: شیوه های متعددی برای ترکیب بیش از یک ماده درسی وجود دارد:
1) روش متمرکز بر ماده درسی: از یک درس (مانند تاریخ) به عنوان ساختار سازمان دهی استفاده شده، محتوا و مهارت ها از سایر مواد درسی تلفیق می شود. مثلاً واحد درسی «مطالعات آمریکایی» حول محور تاریخ آمریکا سازمان دهی گردیده اما محتوا از هنرها و مهارت های زبان انگلیسی برگرفته و تلفیق می شود.
2) روش متمرکز بر یک موضوع: از مشخص کردن یک محتوا و موضوعات از چند درس گرفته می شود.
3) روش متمرکز بر پروژه: دانش آموزان یک پروژه تحقیق (یا واحد کار) اصلی دارند که چندین رشته را دربرمی گیرد.
4) سایر مراکز سازمان دهی: استفاده از مراکز سازمان دهی مانند: آثار بزرگ، دوره های تاریخی و فرهنگ ها.

چند توصیه :

- به عنوان معلم شخصاً به فعالیت های خلاق علاقه نشان دهید و با دانش آموزان خود در انجام تمرینات خلاقیت مشارکت نمایید.
- در مورد ماهیت خلاقیت و مفاهیم آن، به دانش آموزان اطلاعات لازم را بدهید.
- در کلاس خود تا حد امکان از وسایل و روش های آموزشی دیداری- شنیداری استفاده کنید.
- برای تخیلات و افکار نو دانش آموزان ارزش و احترامی ویژه قائل باشید.
- در کلاس خود فضایی برای ابراز شوخ طبعی پدید آورید و این حس را در خود و دانش آموزان خود فعال نگاه دارید.
- به دانش آموزان بیاموزید که افکار و رفتارهای خود را بیش از حد مورد قضاوت و ارزش یابی قرار ندهند.
- با دانش آموزان خود از روش پرسش و پاسخ استفاده کنید و آن ها را به پرسیدن سؤالاتشان ترغیب نمایید.
- آن ها را عادت دهید که برای حل مسائل، همواره راه های متعددی را جست وجو کنند.
- تفاوت های فردی میان دانش آموزان را در نظر داشته باشید و به فردیت هر یک از آن ها احترام بگذارید.
- تا حد امکان به دانش آموزان امنیت و آزادی عمل بدهید و از وضع مقررات خشک و محدودکننده در کلاس خودداری کنید.
- دانش آموزان را به دست کاری و تغییر عقاید و اشیا تشویق کنید.
- آن ها را به مطالعه و کسب اطلاعات در زمینه های مختلف ترغیب نمایید.
- اهمیت خلاقیت و آثار و نتایج ارزشمند تفکر خلاق را برای آن ها تبیین کنید.
- آن ها را با زندگی نامه های افراد خلاق تاریخ آشنا نمایید.
- دانش آموزان خود را با مسائل حل نشده روبه رو کنید و از آن ها راه حل های جدید بخواهید.

خلاصه و نتیجه گیری
همانطور که می دانیم سوال در واقع انعکاسی از مغز تشنه ای است که می خواهد با دریافت جواب از فردی که بهتر از او می داند، خود را سیراب کند. اگرچه احتیاج باید فوراً برآورده شود ولی کمی مکث بین سوال و جواب، غالباً می تواند افکار و ایده های مفیدی برای مباحثه به بار آورد.
مربی باید، هنگام جواب دادن به هر سوال کودک، او را به سوی معماهای تازه تر بکشاند تا ذهنش خودآگاه یا ناخودآگاه، مشغول کنکاش و جستجو باشد، روی این اصل، از بکار بردن کلماتی از قبیل بلی، خیر، البته، هرگز، مطمئنا و امثال آن باید اجتناب شود. این نوع جوابها چشمه جوشان کنجکاوی کودک را ارضا نمی کند.
به علاوه به او می آموزد که برای هر مساله مشکلی در زندگی، فقط به دنبال یک راه حل بگردد و از امکانات مختلف و متعددی که ممکن است برای حل آن مشکل وجود داشته باشد، غافل بماند. سوال انعکاس کنجکاوی های ذهنی کودک است و پاسخ باید بین معلومات تازه و معلومات قبلی کودک ارتباط برقرار کند پاسخهای ذکر شده کوته پاسخ، هیچ گونه ارتباط محکمی بین سوال کودک و معلومات قبلی او برقرار نمی کند. در واقع سوال فرد بی جواب می ماند.
در کلاس باید فضایی آزاد فراهم کنیم که مشوق کاوشهای کنجکاوانه یادگیرندگان باشد. بایلر می گوید: اگر می خواهید دانش آموزان تان مبتکر و مستقل اندیش بار آیند، باید محدودیت ها و قید و بندهای آموزشی در کلاس درس را به حداقل کاهش دهید.
اگر دانش آموزان نگران شکست در فعالیتهای یادگیری خود باشند یا اینکه پاسخهای نادرست آنان در کلاس با تمسخر معلم و دیگر دانش آموزان مواجه شود، دانش آموزان در حل مسائل شان در کلاس به نحو خلاق موفق نخواهند بود.
باید به کودکان نشان دهیم که عقاید آنان باارزش است. لازم است که والدین و مربیان نه تنها درباره امور و مسایلی که به کودک مربوط می شود، بلکه درباره مسایل و امور خانه و مدارس که دخالت کودک در آنها شایسته است از او نظر بخواهند و عقاید او را هم مثل عقاید بزرگترها در حضور خود کودک به بحث و گفتگو بگذارند.
کودکانی که به نوعی خلاقیت آنها برانگیخته شده است، روابط و مفاهیمی را می بینند و درک می کنند که والدین و مربیان آنها ممکن است درک نکنند و گاهی چنان عقایدی را مطرح می کنند که بزرگترها قادر به ارزشیابی و جایگزینی آن نیستند. ترغیب کودکان به ابراز عقاید نو و غیرعادی همراه با قدردانی از آنها، اصولی هستند که در تربیت خلاقیت باید موردنظر باشند. این نکته را باید درنظر داشت که اگر آمادگی قبلی برای احترام به عقاید و افکار غیرعادی را نداریم، نباید بروز و ظهور آن افکار را تشویق کنیم، زیرا بی اعتنایی نسبت به این گونه عقاید، ضرر و زیانش بیشتر از آن است که ابراز نشود.
معلم به این منظور می تواند در جلسات درسی خود فرصتی را برای اظهارنظر آزاد مربیان عقاید و اندیشه های متنوع در اختیار دانش آموزان قرار دهد و اندیشه ها و عقاید و آزاداندیشی آنها را مورد ستایش قرار دهد. همه روان شناسان وجود فضای آزاد آموزشی را که در آن ابراز عقاید مختلف دانش آموزان وجود فضای آزاد آموزشی را که در آن ابراز عقاید مختلف دانش آموزان با تأیید و خوشرویی معلمان و دیگران موجه می شود، یکی از عوامل مهم رشد استقلال فکری می دانند.
یکی دیگر از روشهای پرورش خلاقیت، این است که از کودکان بخواهیم جملات ناتمام، داستانهای ناکامل و نقاشیها و تصاویر نیمه تمام و مبهم و حتی اشیاء نیمه کاره را کامل کنند. کودک در چنین مواردی، سعی می کند منتهای ابتکارات خود را برای تکمیل مطالب یا شیء ناتمام به کار برد. برای مربی محتوای قسمت تکمیل شده نباید چندان مهم باشد، بلکه:
- روش و چگونگی تکمیل در درجه اول اهمیت قرار دارد.
- تکمیل کردن، قوای خلاقه کودک را به کار می گیرد.
- کودک اندوخته معلومات خود را به بار می آورد.
- کودک اندوخته معلومات خود را تجربه می کند.
- کودک اندوخته معلومات خود را چنان ترکیب می کند که مکمل شیء موجود باشد.
کودکان و نوجوانان رفتار و اعمال شخصیت های محبوب و سرشناس را تقلید می کنند، بنابراین معلم می تواند از این توانایی یادگیرندگان در تشویق و تحریک اندیشه های آنان حداکثر استفاده را ببرد. به قول برونر: احتمال کمی وجود دارد که دانش آموزان بر روشهای تفکر شهودی خود اعتماد کنند، مگر اینکه او افراد بزرگتر از خود را که در آن نوع تفکر، به موفقیت دست یافته باشند را دیده باشد.
علاوه بر شرایط معمول و موقعیت های متداول آموزش رسمی، برای دانش آموزان فرصت های تازه و متنوعی نیز فراهم آورد. به عنوان مثال: در درس علوم، از دانش آموزان بپرسید اگر نیروی جاذبه وجود نمی داشت چه اتفاقاتی برای انسان می افتاد؟ بیشتر سؤالها را با (چگونه و به چه طریق) شروع کنید تا دانش آموزان به طرح فرضیه بپردازند، به استنباط دست بزنند و اطلاعات خود را برای تبیین پدیده های تازه به کار برند.
- سؤالهایی مطرح کنید که تعداد زیادی جواب داشته باشند سؤالهایی که تنها یک جواب داشته باشند، به (تفکر همگرا) می انجامند، اما سؤالهایی که دارای جوابهای زیادی باشند، مشوق (تفکر واگرا) هستند.
تخیل و فکر زیربنای خلاقیت است، زیرا هر اندازه شخص بتواند راجع به موضوعی تا آن جا که ممکن است مطالب تازه در ذهن خود بپرورد، به همان اندازه امکان انتخاب او بیشتر است، اما تخیلی که زیربنای خلاقیت است محدود می باشد و در آن امکانات اجرایی مطالب پرورده شده مورد نظر قرار می گیرد.
تورنس می گوید: تفاوت عمده بین فکر تخیلی بیماران روانی و فکر خلاق شخص سالم در این است که:
الف- بیمار روانی جلوی قوه تخیل خود را رها می کند و هرگز درصدد وارسی و تجدیدنظر تخیلات خود برنمی آید.
ب- شخص سالم، تفکر خلاق خود را محدود می سازد و فقط درباره موضوع معینی به ایده آرایی می پردازد و هر چند گاه یکبار ایده های خود را ارزشیابی می کند و فقط به دنبال ایده هایی می رود که او را آسانتر به هدف می رسانند.

خلاقیت

به یارى خلاقیت بود که انسان توانست پس از حدود 50 هزار سال غارنشینى، جریان تحولى را به راه اندازد که تمدن‏‌ساز شود. البته روند تحول قرن‏‌ها کند یا کم‏‌شتاب بود، ولى از دو سده‌ی پیش با اختراع روش علمی‌ و همگرایى دو موج بنیان‏‌کن انقلاب علمى و انقلاب صنعتى، تحول تمدن بشرى شتاب گرفت.

می‌‏توان نگاهى یک‏سویه به خلاقیت داشت و آن را مهم‏ترین موهبتى دانست که بشر را در مسیر تحولى پرشتاب و برگشت‌‏ناپذیر قرار داده است و با آهنگى تکامل‌‏یابنده به پیدایش چند دوره‌ی تمدنى منجر شده است؛ یا به‌‏عکس، خلاقیت را نفرینى برشمرد که مجازات انسان در برابر انتخابِ راهِ خوردن میوه دانایى و رانده شدن از آسایش جاودانه زندگى در بهشت باشد.

اما می‌‏توان خلاقیت را با نگاهى دوسویه نیز مورد تحلیل قرار داد؛ به این معنا که خلاقیت را استعداد و توانایی‌اى در انسان تعریف کرد که جامعه‌ی بشرى را در موقعیتى قرار داده است که به معناى واقعى کلمه مسئله‌‏آفرین است: هم موهبت و هم نفرین است؛ هم نجات‏‌بخش و هم دشوارساز است. در این مقاله، نگاهى دوسویه حاکم است و از چنین منظرى خلاقیت مورد بحث قرار می‌‏گیرد.

دستاوردهای  مادى خلاقیت‏

به یارى خلاقیت بود که انسان توانست پس از حدود 50 هزار سال غارنشینى، جریان تحولى را به راه اندازد که تمدن‏‌ساز شود. البته روند تحول قرن‏‌ها کند یا کم‏‌شتاب بود، ولى از دو سده‌ی پیش با اختراع روش علمی‌ و همگرایى دو موج بنیان‏‌کن انقلاب علمى و انقلاب صنعتى، تحول تمدن بشرى شتاب گرفت و تا بدان‏‌جا پیش رفت که امروز شتاب مهارناپذیر آن، دغدغه‌‏ها و نگرانی‌هایى جدى پدید آورده است. به‌ویژه در دهه‌های اخیر، دورنماى گسست‌هایى نوظهور در روندهاى تکاملى پدیده‏‌ها، به طرزى نگران‏‌کننده در افق آینده ظاهر شده است. متأسفانه، انسان نه تنها هنوز فهم درستى از این گسست‌ها ندارد، بلکه براى مواجهه با آن‏‌ها نیز چندان آماده نیست. از جمله، خلاقیت باعث شده است که انسان با فن‏‌آورى جریانى را به راه اندازد که نتیجه‌ی طبیعى آن پیدایش زیستگاهى درون طبیعت و مصنوع دست انسان است، زیستگاهى که به سرعت پیش‌‏رونده و به‌‏ظاهر مهارناپذیر است و در موارد بسیارى نه تنها از قوانین طبیعت پیروى نمی‌‏کند، بلکه اغلب بر ضد آن نیز عمل کرده است. علایم هشداردهنده‌ی توفان‏‌هاى نامنتظره و ویرانگر چند سال اخیر به ما می‌‏گویند، این تنها سکونت‌گاهمان ـ کره‌ی زمین ـ را نابخردانه اداره کرده‌‏ایم و آسیب‌‏هایى جدى به آن وارد ساخته‌‏ایم که جبران‏‌ناپذیر است. ما تعادل زیست‏‌بومى زمین را چنان برهم زده‏‌ایم که اکنون براى مقابله با این تهدیدها آماده نیستیم. افزون بر آن، هر چند به این حقیقت پی ‏برده‌‏ایم که انسان جزیى جدایی‌‏ناپذیر از طبیعت است و نبایستى در تقابل با آن یا به دور از آن سوداى زیستى متعادل داشته باشد، ولى خود را بیش از پیش اسیر زندگى در سپهرى کرده‌‏ایم که مصنوعى، غیرطبیعى و با عدم تعادل‏‌هاى بسیار همراه است.

خلاقیت انسان را در عرصه‌های علم و فن‌‏آورى براى بازگشایى رمز حیات و خواندن قوانین طبیعت در مقامى قرار داده است که تصور می‌‏کند می‌‏تواند افزون بر بازآفرینى (شبیه‌‏سازى) پاره‌‏اى از موجودات زنده، خودِ طبیعت را به صورت زیست‌‏بومى تحت سیطره‌ی خویش به‏‌طور مصنوعى بیافریند و از آن مهم‏تر، به طراحى خودِ زندگى و به بیانى دیگر به بازاندیشى در مهندسى حیات دست زند و کار را تا بدان‌‏جا پیش برد که خویشتن را در مقام «طراح هستى» بداند. پروژه‌ی «ژنوم»1 انسان، با خواندن رمز حیات و کشف کامل نقشه‌ی ژنتیکى انسان، وعده می‌‏دهد که هر نوع دستکارى در ساختار بیولوژیک ـ ژنتیک انسان میسر شده است. یافته‌های سایر دانشمندان نیز اندیشمندان را واداشته از عصر مابعد انسان (Post human era) سخن گویند. به راستى آیا ساختارهاى اجتماعى، فرهنگى، اخلاقى، حقوقى ما براى ورود به این عصر آماده‌‏اند؟

شکى نیست که خلاقیت انسان، محیط مادى زندگى او را دگرگون ساخته است. دستکاری‌‏هاى بشر در عرصه‌ی مادى، به‌ویژه در ژن و اطلاعات، امکانات حیرت‌‏انگیزى را براى دست‏یابى به رفاه مادى ـ آسایش ـ فراهم آورده است. اما امروزه، فقط بخش محدودى از جمعیت کره‌ی زمین در رفاه مادى به سر می‌برند. هنوز درصد قابل توجهى از مردم جهان دچار فقر مطلق‌‏اند و نیازهاى اساسى آنان به غذاى مناسب، آب سالم، سرپناه و خدمات درمانى و آموزش کافى تأمین نشده است.2 با وجود این، در مقایسه با قرن گذشته، تردیدى نیست که شرایط مادى زندگى بشر به‌‏طور کلى بهتر شده است.

همین دستکاری‌‏ها ـ دستکارى در ژن، ماده و اطلاعات ـ نوید می‌دهند که تا رسیدن به آرزوهاى دست‌نایافتنى زیبایى و سلامت تا حد کمال و عمر طولانى تا حد جاودانگى چیزى نمانده است. تحقیقات گسترده‌‏اى که در زمینه‌ی علوم زیستى از مهندسى ژنتیک تا ژنوم انسان و سلول‏‌هاى بنیادى، علوم و صنایع دارویى و زیبایى از یک سو و نانوتکنولوژى از سوى دیگر انجام شده یا در دست انجام است، هر روز یافته‌های تازه‌‏اى را ارائه می‌دهند که تکان‏‌دهنده و نویدبخش‌‏اند.

اما مشکل آن‏‌جاست که به‌‏رغم همه‌ی این دستاوردها و فراهم آمدن نسبى آسایش، انسان به دلایل گوناگون به آرزوى مهم دیگرش ـ آرامش ـ دست‌نیافته است. شاید این مهم‏ترین موضوعى باشد که در آینده، به دلیل اهمیتى که دارد، نیروى خلاق بشر را صرف خود کند. پاسخ‏‌گویى به این پرسش که چگونه می‌‏توان همگام با تأمین وسایل آسایش بشر، آرامش او را در محیط زیست به شدت تکنولوژیک‌‏شونده فراهم آورد سهل و ممتنع است. روند روبه‌‏رشد و بی‌‏وقفه‌ی تنوع و تکثر خواسته‌‏ها و نیازهاى انسان از یک سو و در آمیخته شدن سرنوشت همه‌ی ساکنان کره زمین از سوى دیگر، همراه با تجربه‌ی تلخ ناتوانى بشر در توزیع عادلانه و صحیح دستاوردها که درنتیجه‌ی رشد روزافزون نابرابری‌‏ها در دنیاى کوچک‌‏شده و شبکه‌ا‌ی‌شده و به‏‌شدت به‏‌هم وابسته‌ی امروز رخ داده، موجب شده است که این امر به مسئله‌ی غامض انسان عصر حاضر و انسان آینده تبدیل گردد.

خواسته‌های انسان امروزین حد و مرز ندارد. «بازار»، شاهرگ اقتصاد جهانى و پدیده‌‏اى است که حیات جوامع کنونى بدان وابسته است. با رشد مهارناپذیر و جنون‌‏آمیز خواسته‌های انسان، اهمیت و نقش بازار روزبه‏‌روز بیشتر رشد می‌‏کند که در نتیجه، زیرکانه و به اتکاى دانش و فن‏‌آورى پیشرفته‌ی روز، مدام سرگرم داغ نگاه داشتن تنور حرص و آز بشر است. بازار هردم نیاز تازه‏‌اى خلق می‌‏کند تا مصرف را دامن زند و خود را توسعه دهد.

از سوى دیگر، فن‏‌آوری‌‏هاى ارتباطى پیشرفته که چیزى نمانده است تا در دسترس نادارترین افراد و دورافتاده‌‏ترین جوامع نیز قرار گیرند، بدون شک در جوامع عقب‏‌مانده و توسعه‏‌نیافته باعث رشدآگاهى مردم و ایجاد شرایط مساعد براى توسعه و پیشرفتِ مادى و معنوى خواهند شد و هزاران کارکرد سازنده‌ی دیگر را نوید می‌‏دهند. اما در همان حال، رنج و درد و مصیبت و بحران و... را نیز هر کجا که وجود داشته باشد با سرعتى حیرت‏‌انگیز به مسئله‌ی مشترک همه‌ی انسان‏‌ها تبدیل می‌‏کند. همه‌ی این‏‌ها و بسیارى عوامل دیگر این نگرانى را پدید آورده‌‏اند که آیا دستاوردهاى علمى ـ تکنولوژیک معاصر به‌ویژه در عرصه‌ی ارتباطات و اطلاعات حیرت‏‌انگیز خلاقیت انسان، بر دوران سرخوشى و آسودگى خیال انسان که از زندگى ساده در فضاى امن «کنج خلوت» و بی‌‏خبرى از عالم برمی‌‏خاست، مُهر پایان‌زده است؟ البته، پرسش‏‌هاى فلسفى مهم عصر حاضر آن است که آیا انسان معاصر و انسان آینده در اصل خواهان چنین آرامشى هست یا نه و با چه قیمتى حاضر است آن را به‌دست آورد؟ و آیا در محیط دیجیتالی ‌‏شده‌ی زندگى امروز، می‌‏توان چنین فضاى امن، آسوده و کنج خلوتى را فراهم آورد؟ 


دستاوردهاى غیرمادى خلاقیت‏

دامنه‌ی خلاقیت انسان به عرصه‌ی «حیات مادى» محدود نمی‌‏شود، بلکه در عرصه غیرمادى نیز دستاوردهایى شگفت‌‏انگیز داشته است. انسان با آگاهى از خصلت اجتماعى خویش، اندیشه‌ی «سازمان» را آفرید و جریان بازآفرینى شکل و فلسفه‌ی وجودى و روح حاکم بر این پدیده مهم ـ سازمان ـ را به گونه‏‌اى هدایت کرد که بتواند پاسخ‏گوى پیچیدگى روزافزون امور و مسائل باشد. بدین‏‌ترتیب، همگام با سایر تحولات محیط مادى زندگى، انسان روند سلطه‌ی روزافزون سازمان را بر حیات فردى و اجتماعی‌‏اش تا آن‌جا پیش برده است که خود به «انسان سازمانى» تبدیل شده است؛ انسانى که بخش مهم زندگی‌‏اش در سازمان‏‌ها جریان دارد: از خانواده و مسجد و کلیسا و معبد تا سازمان‏‌هایى که در آن‏‌ها کار می‌‏کند و سازمان‏‌هایى که در آن‏‌ها اوقات فراغتش را سپرى می‌‏کند و... می‌‏توان ادعا کرد که تقریباً همه‌ی مسائل زندگى انسان امروز ـ از تولد تا مرگ ـ توسط سازمان‏‌ها و در آن‏‌ها حل‌وفصل می‌‏شوند. انسان امروزین بدون سازمان‏‌ها قادر به ادامه‌ی حیات نیست؛ به‌ویژه سازمان‌‏هایى که نیازهاى اختراع مهم دیگرش یعنى اقتصاد را تأمین می‌‏کنند. سازمان‏دهی زندگى انسان در عرصه‌ی مادى بدون اندیشه‌‏ها و سازوکارهاى اقتصادى امکان‌‏پذیر نبوده و نیست. امروزه، سازمان‏‌هاى اقتصادى ـ که نماد آن بنگاه اقتصادى است ـ سرنوشت انسان را رقم می‌‏زنند. طنز قضیه در این است که همین واقعیت ـ اسارت در چنبره‌ی سازمان‏‌ها به‌ویژه سازمان‏‌هاى اقتصادى ـ به مهم‏ترین معضل انسان امروز تبدیل شده است.

انسان به کمک توانایى خلاقیت خویش هر بار براى حل مسئله‌ای یا بهبود نقیصه‌ی، چیزى را خلق کرده که در آغاز راهگشا بوده ولى چندى بعد خود به معضل تبدیل شده است. البته، شکى نیست که جریان پرتوان و بی‌‏وقفه‌ی خلاقیت انسان همواره در کار است و اجازه نمی‌دهد که به‏‌رغم حضور معضلات جدى، یأس بر انسان حاکم شود. به یارى همین خلاقیت است که انسان خواهد توانست براى مسائلى که امروزه چون گره کور می‌نمایند، راه‌‏حل بیابد.

آفرینش اندیشه‌ی حکومت و حاکمیت و پدیدآوردن انواع و اَشکال سازمانى آن ـ از استبدادی‌ترین تا دموکراتیک‌‏ترین ـ و بازاندیشى مستمر در اصول و مفاهیم بنیادین آن، محصول خلاقیت انسان است، اما روند تحول آن از سرعت مناسب برخوردار نیست و در مقایسه با سایر عرصه‌‏ها تأخیر قابل ملاحظه‌ی دارد. از زمان خلق اندیشه‌ی دموکراسى تاکنون، به‏‌رغم بن‏ بست‌هاى مفهومى و بحران‏‌هاى وجودى آن، هنوز جایگزین بهترى براى دموکراسى خلق نشده است. شکل حکومت و کیفیت اداره‌ی سیاسى جامعه از آن نظر داراى اهمیت است که درواقع تعیین می‌‏کند جامعه چگونه سرمایه‌ها، منابع و به‌ویژه قدرت معنوى خود را که به صورت توانایى خلاقیت و نوآورى در مغز افراد جامعه نهفته است، کشف کند و شرایط لازم را براى پرورش آن‏‌ها فراهم آورد و در جهت بهبود کیفیت زندگى یکایک افراد جامعه و توسعه و پیشرفت همگان به کار اندازد. افزون بر آن، جامعه‌ای که از شکل مناسب حکومت برخوردار بوده و به خِرد حاکمیت نیز دست یافته باشد، می‌‏تواند سرمایه‌های معنوى، فکرى و دستاوردهاى جوامع دیگر را نیز در راه بهبود مستمر کیفیت زندگى مردم خود به کار اندازد. تنها در متن ساختارهاى دموکراتیک است که می‌‏توان از حکومت، انجام وظیفه‌‏اى را انتظار داشت که بسیار اخلاقى و خِردمندانه است و آن چیزى جز بهبود مستمر کیفیت زندگى مردم نیست؛ وگرنه در ساختارهاى غیردموکراتیک، نظام حکومت دغدغه‌‏اى غیر از حفظ و گسترش قدرت خویش ندارد.

اما زیباترین و درعین‌‏حال غامض‌‏ترین دستاوردِ غیرمادى خلاقیت بشر، فرهنگ است که براى سامان‏ده‌ى رابطه‌ی دوگانه انسان با هستى پدید آمده است. از یک‌‏سو، فرهنگ در خدمت برقرارى تعادل میان انسان با محیط بیرونى، یعنى ایجاد موازنه با فن‌‏آورى و طبیعت است و از سوى دیگر، می‌خواهد رابطه‌ی انسان را با دنیاى درون او ـ یعنى با خودش ـ تنظیم کند. این‌گونه است که فرهنگ، پیچیده‌‏ترین اختراع انسان، در کانون مثلثى قرار می‌گیرد که در رأس آن انسان و در انتهاى دو ضلع دیگرش، طبیعت و فن‏‌آورى قرار دارند. بدون فرهنگ، زندگى انسان در میانه‌ی اختراعاتِ نوظهور و مدام نو شونده‏اش و در رابطه با طبیعت و فن‏‌آورى، بی‌معنى و تهى می‌گردد؛ و از آن مهم‏تر، بدون آن قادر نخواهد بود به تعادلى پویا با کل هستى دست یابد، تعادلى برخاسته از تعریف روشن جایگاه انسان در هستى.

ساختار فرهنگ از عناصر مهمى چون تاریخ، زبان و دین ترکیب‌یافته است که هر یک به تنهایى یا در ترکیب با دیگرى، هویتِ انسان خارج شده از محیط طبیعى و اسکان‏‌یافته در محیط فن‏‌آورانه ـ سازمانى را که مصنوع خودِ اوست، شکل می‌‏دهند. حافظه‌ی تاریخى به انسان کمک می‌‏کند تا با آگاهى از مسیرى که از آغاز تا به امروز طى کرده است و با درک و تبیین عمیق رویدادها و واقعیت‌هاى گذشته، هویت خود را تعریف کند.

بدون زبان، تفکر، تخیل، تجسم و ادراک، توانایى انتزاع براى انسان میسر نمی‌‏شد. با توانایى انتزاع است که اندیشه خلق می‌‏شود و احساس ابراز می‌‏گردد. بدون اندیشه، دستکارى در طبیعت ممکن نبود و بدون ابراز احساس، هنر خلق نمی‌‏شد. بدین‏‌ترتیب، شاید بتوان خلاقیت مستمر به وجود آوردن زبان را منشأ مهم‏ترین تحول زندگى انسان دانست. افزون بر آن، بدون زبان، خودآگاهى شکل نمی‌‏گرفت. از طریق خودآگاهى است که انسان به زمانْ آگاهى دست‌یافته است: آگاهى از حضور خود در زمان تاریخى، محصول خودآگاهى انسان در متن گذشته است. با فهم تاریخى است که انسان نه تنها به اشتباه و خطاى گذشته خود پى می‌‏برد، بلکه براى دستاوردهاى آتى خود ـ خواه به صورت کشف باشد یا اختراع یا شناخت و معرفت علمى و غیرعلمى ـ بنیان نظرى و توجیه فلسفى فراهم می‌‏آورد. درواقع، نگاه تاریخى و فهم تاریخ قطب‏‌نمایى است که در حرکت به سوى آینده‌‏اى که جهت‌‏گیری‌‏هاى آن عالمانه و خردمندانه تعریف شده باشند، انحراف از مسیر را به حداقل می‌‏رساند.

بسیارى از تحولات پرشتاب کنونى محصول آگاهى انسان به حضور خویش در متن آینده است. آینده‌آگاهى از هنگامى در انسان ظاهر شد که براى نخستین ‌‏بار از آن‏چه در اختیار داشت ذخیره‏‌اى براى مصرف بعدى اندوخت و تا بدان‏‌جا پیش رفت که با اتکا به روش‌‏شناسی‌‏هاى کمّى و کیفى پیشرفته‌ی کنونى، زمینه‏‌ساز رقم زدن و شکل دادن به آینده شد. علم، آینده‏‌نگری‌‏اى است که با نگاه خوش‏بینانه و امیدبخش ادعا دارد که به اتکاى آن، می‌‏توان فرایند شکل‌‏گیرى امور را به گونه‌‏اى هدایت کرد که به سود جامعه‌ی بشرى باشند.

اما خودآگاهى در متن زمانِ حال است که زمینه را براى تأمل و بازاندیشى درباره‌ی کیفیت حضور در هستى و درست و نادرست بودن مسیرى که طى شده و جهت‏‌گیرى به سوى آینده و به بیان کلی‌‏تر، نقد وجودى انسان در متن گستره‌ی هستى چندکیهانى3 (multiverse) آماده می‌‏سازد. این همان خِرد انتقادى است که از ترکیب سه وجه زمان‌‏آگاهى: آگاهى به حال، گذشته و آینده حاصل می‌‏شود. بدون خِرد انتقادى، انسان چگونه می‌‏تواند در این هستى پرتلاطم و بحران‏‌خیز و توفانى، زندگىِ خود را سامان دهد؟

خلاقیت علمى، فن‏‌آورانه و هنرى‏

عنصر دیگرى که در فرهنگ وجود دارد و به گونه‌‏اى ژرف و پررمز و راز رابطه‌ی انسان را با هستى تعریف می‌‏کند، «هنر» است. هنر، پردامنه‏‌ترین و زیباترین تجلى خلاقیت انسان است. چیزى است که در سطحى عمیق و پرمعنا، رابطه‌ی انسان را با دنیاى درون و جهان بیرونى به گونه‏‌اى بیان می‌‏کند که به زندگى و درواقع، به هستى معنا می‌‏بخشد و رابطه‌ی انسان را با هستى در سطحى دیگر برقرار می‌‏کند.

هنر، همگام با فن‏‌آورى خلق شد، گاه با فن‌‏آورى و گاه علیه آن و انسان را در سفر پرفراز و نشیب و پررمز و راز «بودن» و «شدن» ـ در طبیعت یا بیرون از طبیعت ـ به عنوان مهم‏ترین ابزار خلق و بیان احساس و اندیشه و تجربه‌ی وجودى همراهى کرده است. بدون هنر، هستى انسان در محیط تکنولوژیک و طبیعى ـ هر دو ـ سرد و خالى از روح و حتى ناممکن می‌‏نماید.

امروزه، رابطه‌ی هنر، علم و تکنولوژى ـ سه برآیند تحول‌‏آفرین و تمدن‌سازِ خلاقیت انسان ـ رابطه‌‏اى همیارانه (symbiotic) است. هیچ کدام بدون دیگرى قادر به ادامه حیات نیستند. اگر خلاقیت را فرایندى بدانیم که در آن ایده‌ی جدید خلق می‌‏شود، پس می‌‏توان گفت که علم، تجلى عقلانى خلاقیت است و سازوکار آن بر اساس عقل و ابزار و روش هم علمى است. به کمک سازوکار تعقل و ابزار و روش علمى است که کشف، اختراع و به طور کلى شناخت علمى حاصل می‌‏شود. فن‌‏آورى، محصول فرایند نوآورى است و طى آن دستاوردهاى علمى به ابزار و روش‌‏ها و سامانه‌های کاربردى و عملى و اندیشه‌های کارساز تبدیل می‌‏شوند.

اما هنر، خلاقیت وجودى انسان و فراتر از عقلانیتِ علم و عمل‏‌گرایى تکنولوژى، به کار خلق مشغول است. اگر علم و تکنولوژى با عقل و شعور عقلانى و خِرد ابزارى انسان سروکار دارند، می‌‏توان گفت هنر از دل و روح و جان انسان برمی‌‏خیزد. بدین‌‏ترتیب، سرمنشأ خلاقیت علمى و تکنولوژیک، فعالیت‌هاى خودآگاه و ناخودآگاه عقلانى مغز انسان است، ولى خلاقیت هنرى بیشتر نه در عقل، بلکه در ژرفاى جان فعال می‌‏شود.

نکته‌ی مهم‏تر آن است که به‌‏رغم تفاوت‌هاى ساختارى، علم بدون فن‌‏آورى نمی‌‏تواند به رشد خود ادامه دهد و فن‌‏آورى نیز بدون بنیان علمى قابل تصور نیست ولى هر دوى آن‏‌ها، به‌ویژه فن‌‏آورى، براى حفظ و اشاعه‌ی دستاوردهاى خود به هنر نیاز دارند. از این مهم‏تر، هنر بسترى ذهنى فراهم می‌‏آورد که در آن ایده‌‏ها و اندیشه‌های لازم براى خلاقیت علمى و فن‏‌آورانه پدید می‌‏آیند. ادامه‌ی حیات هنر، خواه کلاسیک یا مدرن، به پدیده‌های علمى و تکنولوژیک و اساساً به دستاوردهاى علم و تکنولوژى بیش از پیش وابسته شده است. هر قدر پیشتر می‌‏رویم، رابطه‌ی میان آن‏ها تنگاتنگ‌‏تر و درآمیخته‏‌تر می‌‏شود تا آن‏جا که مرزبندی‌‏هاى متعارف میان علم، تکنولوژى و هنر روز به روز کم‏رنگ‌‏تر می‌‏گردد و از آن مهم‏تر، جداسازى قلمروى الزامات این سه دشوارتر می‌‏گردد؛ درست همان‏‌گونه که دیگر مرزبندى میان اقتصاد، فرهنگ و سیاست چندان آسان نیست. به معنایى دیگر، شناخت، تحلیل و راه‌‏حل‌‏یابى براى این پدیده‏‌ها با نگاه کاهش‌‏گرا (reductionist) و تک‏‌بُعدى راه به جایى نمی‌‏برد. تفکر یک‏پارچه‏‌نگر (integrative) و ترکیب‌‏گر و سامانه‌‏گرا، پارادایمى است که می‌‏تواند کنه پیچیده و ترکیبى این پدیده‌‏ها را بشکافد و به شناخت واقع‏‌بینانه دست یابد.

بدین‏‌ترتیب، شاید در یک جمع‏‌بندى کوتاه بتوان گفت که خلاقیت، انسان را در مسیرى قرار می‌‏دهد که بازگشت از آن نه ممکن و نه مطلوب است. رمز و راز قضیه در این است که خلاقیت نه تنها منشأ تحول زندگى بشر شده است، بلکه تحولاتى را پدید آورده است که به طرزى ژرف و شگفت‌‏انگیز قدرت، توانایى و دامنه‌ی خود خلاقیت انسان را نیز توسعه داده است. ماشین عظیمى به راه افتاده است که متوقف ساختن آن نه جایز و نه ممکن است، تنها می‌‏توان دو کار انجام داد: اول، ضمن جبران غفلت گذشته به منظور فراهم آوردن زمینه براى شکوفایى خلاقیت افراد در جوامع توسعه‏‌نیافته‌‏اى که ذخایر فکرى آنان دست‏‌نخورده مانده است، به خلاقیت‌ها جهت و معنا بخشید و دوم، استفاده از دستاوردهاى خلاقیت بشرى را در حوزه‌های راهبردى و سرنوشت‏‌ساز خردمندانه مدیریت کرد.

با نگاهى به وضعیت کنونى جوامع و کشورها، به‌ویژه بررسى نتایج رتبه‌‏بندی‌‏هایى که در زمینه‌های مختلف توسط سازمان‏‌هاى گوناگون انجام شده است، متوجه واقعیتى تکان‌‏دهنده می‌‏شویم و آن این‌که کشورهایى که در صدر رتبه‌بندی‌های علمى و تکنولوژیک قرار دارند، همان‏‌هایى هستند که در عرصه‌ی هنر نیز دستاوردهاى زیادى دارند.4 همه‌ی این کشورها از ساختارهاى حکومت دموکراتیک برخوردارند. به بیانى دیگر، در فهرست کشورهاى داراى بالاترین دستاورد علمى، تکنولوژیک و هنرى، اثرى از کشورهاى داراى نظام‌هاى حکومتى خودکامه و غیردموکراتیک دیده نمی‌‏شود. ازاین‏‌رو، به نظر می‌‏رسد که خلاقیت در این سه عرصه از قاعده‌ی مشابهى پیروى می‌‏کند. در نتیجه، پاسخ‏‌گویى به این پرسش‏‌ها بسیار مهم است: آیا میان رشد خلاقیت در معناى عام و دموکراسى رابطه‌‏اى وجود دارد، آیا نوعى همبستگى مثبت بالاى آمارى به چشم می‌‏خورد؟ اگر پاسخ مثبت است، علت چیست؟ در زیرساخت دموکراتیک حکومت چه چیزى نهفته است که خلاقیت را در عرصه‌های علمى، تکنولوژیک و هنرى شکوفا می‌‏سازد؟

نتیجه‏

از دید تحلیلى، خلاقیت در جایى شکوفا می‌‏شود که براى آن تقاضایى مؤثر وجود داشته باشد. در کشورهاى داراى نظام حکومت دموکراتیک، مردم از طریق نهادهاى منتخب در فرایند تعیین سرنوشت خود نقشى فعال ایفا می‌‏کنند. نهادهاى منتخب به نهادهایى گویند که اعضاى آن به نمایندگى از جانب مردم، از طریق انتخابات آزاد انتخاب می‌‏شوند. مجلس نمایندگان مردم نمونه‌ی بارزى از نهادهاى منتخب است. بدین‌‏ترتیب، انتخابات آزاد ویژگى مهم نظام دموکراتیک است. حکومت منتخب، براى بقاى خود چاره‌‏اى ندارد جز پاسخ‌‏گویى به خواسته‌های مردمى که آن را برگزیده و بدان مشروعیت بخشیده‏‌اند. در دنیاى پرتحول امروز، دولت‌ها و حکومت‌ها دایماً با مسائلى مواجه می‌‏شوند که براى حل آن‏‌ها باید راه‌‏حل جدیدى خلق کنند. این اصل در مورد همه‌ی مسائل سیاسى، اقتصادى، اجتماعى، فرهنگى، علمى و... صادق است. درواقع، در این جوامع خلاقیت به اهرم اصلى راه‏‌حل‌‏یابى تبدیل شده است و از این‏‌رو، براى آن تقاضاى مؤثر و رو به رشدى وجود دارد. نظام حکومت نیز این ضرورت را درک کرده است و خلاقیت را فضیلتى می‌‏داند که باید شرایط بروز و توسعه‌ی آن را فراهم سازد.

ویژگى ممتاز نظام دموکراتیک، آزادى بیان و تحمل انتقاد و مخالفت و ارزش قائل شدن براى تنوع و گوناگونى نیست، بلکه رشد خلاقیت، به‌ویژه خلاقیت هنرى است که در چنین فضایى به‏‌بار می‌‏نشیند و شکوفا می‌‏شود. از سوى دیگر، چون نظام دموکراتیک در برابر مطالبات مردم، به‌ویژه انتظار آنان براى برخوردارى از مواهب توسعه و پیشرفت و عقب نماندن از جهان پاسخ‌‏گوست، مجبور است جامعه را به گونه‌‏اى اداره کند و سازمان دهد که از کارآمدى و اثربخشى بالایى برخوردار باشد؛ بنابراین ناگزیر است به‏‌تدریج از الگوهاى ناکارآمد مدیریت بوروکراتیک دست بردارد و به سمت الگوهاى منعطف و پیشرفت‌ه‏اى گام بردارد که به بهترین وجه در بنگاه‌های اقتصادى، اثربخشى خود را به اثبات رسانده ‏اند. مهم‏ترین آسیب‏‌شناسى بوروکراسى، ایجاد فضایى است که نه تنها مشوق خلاقیت نیست، بلکه به عکس، آن را در نطفه از بین می‌‏برد. بدین‏‌ترتیب، خلاقیت‌ها، به‌ویژه خلاقیت هنرى، با برداشتن موانع بوروکراتیک شکوفا می‌‏شوند.

اما نظام‌هاى غیردموکراتیک بقاى خود را در حفظ وضع موجود و نه در همگامى با تحولات می‌‏دانند. در این نظام‌ها، حکومت از خلق پاسخ تازه براى مسائل نه تنها استقبال نمی‌‏کند، بلکه آن را تهدیدى براى بقاى خود می‌‏داند. بدین‏‌ترتیب، در جوامع داراى این‌گونه نظام‌هاى حکومتى، براى خلاقیت تقاضاى مؤثرى وجود ندارد و پاسخ‌های خلاق و افراد خلاق آشکارا یا پنهانى سرکوب می‌‏شوند.

البته شواهد نشان می‌‏دهد که مسئله پیچیده‌‏تر از آن است که با چنین سرکوب‏‌هایى حل شود. تاریخ پُر است از مثال‏‌هایى حاکى از آن که در شرایط سرکوب و اختناق حکومت‌هاى استبدادى، آثار برجسته و ماندگارى توسط افراد خلاق به‌ویژه در عرصه‌ی هنر خلق شده است. ولى به‌نظر می‌‏رسد که امروزه وضع تغییر کرده باشد، زیرا هم قاعده‌ی بازى تغییر کرده و هم شرایط محیطى دگرگون شده‌‏اند.

توسعه‌ی جوامع در ابعاد گوناگون بدون دست‏یابى به ظرفیت‌هاى علمى، تکنولوژیک و هنرى پیشرفته میسر نیست. این ظرفیت‌ها از طریق ایجاد فضاى مناسب براى شکوفایى خلاقیت‌ها، به‌ویژه در سرمایه‌های انسانى آینده یعنى کودکان و جوانان ساخته می‌‏شوند. در عرصه‌ی اقتصاد، سرمایه‌ی انسان خلاق از طریق کمک به کسب، حفظ و توسعه‌ی مزیت رقابتى، ثروت پایدار می‌‏آفریند. در عرصه‌ی سیاست، حاکمان و سیاست‏مداران خلاق براى مسائل پیچیده و پُرابهام و نوظهور راه‏‌حل‌‏هاى مناسب‌‏ترى برمی‌‏گزینند و در عرصه‌ی فرهنگ، مدیران و سیاست‏گذاران خلاق قدر و ارزش خلاقیت و سرمایه‌های خلاق خود را بهتر درک می‌‏کنند و شرایط بهترى براى رشد و توسعه‌ی آنان فراهم می‌‏آورند. نقطه‌ی مقابل این تحولات، پارادیم خودکامگى است که چنین ظرفیت‌هایى را قبول ندارد.

به‌هرحال، در جهان پیچیده و پرآشوب کنونى، بُرد با جامعه‌ای است که حاکمانش با تکیه بر سرمایه‌های انسانى امور را به‌‏گونه‌‏اى اداره کنند که افراد جامعه نه‏‌تنها در بحران‌‏ها کمتر آسیب ببینند، بلکه جامعه بتواند از فرصت‌هاى ایجادشده براى توسعه‌ی پایدار به نحوى شایسته استفاده کند. در چنین جامعه‌ای، فضایى پدید می‌‏آید که در آن سرمایه‌ی انسانى از جایگاه مهمى برخوردار می‌‏شود و شرایط براى رشد استعدادها و قابلیت‌ها کاملاً مهیا می‌‏گردد. بدین‌‏گونه، مسئله‌ی «فرار مغزها» جاى خود را به «جذب مغزها» خواهد داد.

می‌‏گویند جنگ واقعى کشورها در دهه‌های آینده نه بر سر انرژى خواهد بود و نه بر سر بازارها، بلکه جنگ واقعى براى سرمایه‌های انسانى است. ازاین‏‌رو، کشورها بیش از پیش به افرادى نیاز دارند که استعدادها و قابلیت‌هاى وجودی‌‏شان به گونه‏‌اى پرورش یافته باشد که از دانش، تخصص، مهارت و از همه مهم‏‌تر، توانایى تفکر خلاق به خوبى برخوردار باشند. آنان، این‌گونه افراد را هر کجا که باشند و به هر قیمتى که باشد، جذب خواهند کرد.

با نگاهى کلى، می‌توان گفت که امروزه جامعه‌ی بشرى بیش از همیشه به خلاقیت نیاز دارد. تأثیرگذارى بر روندهاى کلان جهانى و اصلاح اشتباهات گذشته‌ی جامعه‌ی بشرى و تصحیح مسیر، بدون خلاقیت محال است؛ اما خلاقیتى که به پاسخ خردمندانه بینجامد. ظرفیت خلاقیت بشرى تاکنون کمتر در راه تولید خِرد صرف شده است ولى اکنون باتوجه به ماهیت مسائل، لازم است به خلق خِرد بپردازیم. بدون خِرد دستاوردهاى علمى، فن‌‏آورانه و هنرى انسان به نیک‏‌بودى و خوش‏‌فرجامى و تأمین زندگی‌‏اى با کیفیت بهتر براى همه‌ی ساکنان زمین و رفع فقر و نابرابرى و بی‌‏عدالتى و پایان جنگ و امن کردن جهان و حل مشکلاتى که در اثر بی‌‏خِردى حاکمان پدید آمده است و از همه مهم‌‏تر، به بازگرداندن تعادل اکولوژیک ـ آنتولوژیک منجر نخواهد شد. تنها خِرد می‌‏تواند زنگار تلخ نفرین را از خلاقیت بزداید و آن را به موهبت واقعى بشر تبدیل کند.

را ه های پرورش خلاقیت

مقدمه

خلّاقیت در انسان یک پدیده چالش پذیر، پرتضاد و مجذوب کننده است. ارنست یونگ به پسر خود که تصویری از یک سبد پر از میوه کشیده بود گفت: پسرم تو در خور ستایش و تحسینی; چون به چیزی پرداخته ای که درخور همگان است. روزی تشنه چیزی خواهی بود که در دسترس نیست و آن گاه میوه هایی خواهی کشید که هیچ کس تا حال آن ها را نچشیده است و آن روز است که تنها خواهی بود.

در واقع، عامل خلّاقیت یکی از چندین عواملی است که در بستر مفهوم «زندگی اجتماعی» آدمی قابل طرح و بررسی بوده و به نوبه خود پیامدهای گوناگونی را نیز در برداشته است.

تعریف خلّاقیت
به طور کلی، ارائه تعریفی جامع، مانع و دقیق از خلّاقیت که شامل همه ابعاد و کنش های آن باشد، اگر غیرممکن نباشد، امری بسیار مشکل است. پس از سال ها مطالعه و پژوهش درباره خلّاقیت هنوز روان شناسان و متخصصان آموزش و پرورش نتوانسته اند تعریف جامعی که مورد قبول بیشتر دست اندرکاران باشد به دست دهند; زیرا افراد مختلف برداشت های متفاوتی از خلّاقیت داشته و بالطبع تعاریف متفاوتی از آن ارائه نموده اند. ریشه اصلی چنین اختلافاتی ناشی از ماهیت پیچیده و مرکب مغز و کنش های آن است.1

به نظر برخی روان شناسان، خلّاقیت ترکیبی است از قدرت ابتکار، انعطاف پذیری و حساسیت در برابر نظریاتی که یادگیرنده را قادر می سازد خارج از نتایج تفکر نامعقول به نتایج متفاوت و مولد بیندیشد که حاصل آن رضایت شخص و احتمالا خشنودی دیگران خواهد بود.2

متداول ترین برداشت از خلّاقیت عبارت است از اینکه فرد فکری نو و متفاوت ارائه دهد. خلّاقیت را می توان با تولید یا خلق اثر نو و متفاوت ارزیابی کرد، اما باید به خاطر داشت که هر خلاقیتی لزوماً منجر به تولید اثر قابل مشاهده نمی شود.

به هر حال، باید در مطالعه خلّاقیت به دو نکته مهم توجه داشت:

اول اینکه خلّاقیت می تواند خلق اشکال جدید یا صورت های جدیدی از ایده ها یا تولیدات کهنه باشد. در این صورت، عمدتاً فکرها و ایده های گذشته اساس خلّاقیت های تازه است.

دوم اینکه خلّاقیت امری است انحصاری و حاصل تلاش فردی و لزوماً یک موقعیت یا مسئله عمومی نیست. از این رو، ممکن است چیزی را خلق کند که پیشتر هیچ گونه سابقه ذهنی از آن نداشته باشد، اگرچه ممکن است آن چیز به صورت های مشابه یا کاملا یکسان قبلا توسط شخص دیگری و در موقعیت خاصی خلق شده باشد.

خلّاقیت مستلزم بهره گیری از نوع خاصی از جریان فکری است; چیزی که گیلفورد (Guilford) آن را تفکر واگرا3نامید. تفکر واگرا، تفکری است متفاوت از جریان های فکری موجود.

عوامل مؤثر در رشد خلّاقیت
ابتدا می توان این سؤال را طرح کرد: آیا امکان پرورش خلّاقیت وجود دارد؟ تورنس (Torranc) تحقیقی انجام داد که سؤال مزبور فرضیه آن را تشکیل می داد. بر اساس این تحقیق، تورنس نتیجه گیری می کند که می توان دسته ای از اصول را به کودکان یاد داد که به آن ها اجازه می دهد تعداد بسیار زیادی عقیده، آن هم عقایدی خیلی بهتر نسبت به زمانی که هیچ گونه تربیتی دراین مورد ندیده باشند، از خود ابراز دارند.4

بنابراین، در این مورد که خلّاقیت را می توان پرورش داد تردید وجود دارد. روان شناسان از مدت ها قبل این اعتقاد را که هر استعدادی را می توان با تمرین تربیت نمود و پرورش داد، پذیرفته اند.

 راجرز وجود شرایطی را برای پرورش خلّاقیت ضروری می داند. وی آن ها را تحت عنوان «شرایط درونی آفرینندگی» به شرح زیر بیان کرده است:

1. ایمنی روان شناختی
این مرحله را می توان به سه فرایند به هم پیوسته تقسیم کرد:

الف. پذیرش فرد به عنوان ارزش نامشروط. وقتی با فردی به گونه ای رفتار نماییم که نشان دهیم او در حقوق خود و در آشکار ساختن خویش ارزش دارد ـ صرف نظر از اینکه شرایط فعلی یا رفتار او چگونه است ـ در حال پرورش آفرینندگی هستیم.

ب. فراهم آوردن فضایی که در آن ارزشیابی بیرونی وجود ندارد. هنگامی که داوری های ما در مورد خودمان بر معیارهای بیرونی نباشد، ما داریم به پرورش آفرینندگی می پردازیم; جایی که فرد خویشتن خود را در فضایی می بیند که در آن مورد ارزشیابی قرار نمی گیرد و توسط معیارهای بیرونی اندازه گیری نمی شود. چنین فضایی بی اندازه آزادکننده و فراهم کننده خلّاقیت است.

ج. فهم همدلانه: فهم همدلانه همراه با دو مورد ذکر شده، غایت ایمنی روانی را فراهم می آورد و این شالوده ای برای پرورش آفرینندگی است.

2. آزادی روان شناختی
هنگامی که به فردی اجازه کامل آشکارسازی نمادین را می دهیم آفرینندگی پرورش می یابد. آزادی روان شناختی به فرد امکان می دهد تا درباره ژرف ترین بخش خویشتن خود بیندیشد، احساس کند و همان باشد. این امر ادراک های مفاهیم و معانی را که در بخشی از آفرینندگی به شمار می روند پرورش می دهد.6

برخی دیگر از روش های پرورش خلّاقیت عبارتند از: بازیابی های فکری، حل معما و جدول، سرگرمی ها و هنرهای زیبا، نویسندگی به عنوان یک تمرین خلّاقیت، تمرین در حل خلاق مسائل، و مطالعه. چنان که بیکن، فیلسوف و نویسنده انگلیسی قرن 16، اظهار داشته است، مطالعه انسان را کامل و قدرت تصور را تغذیه می کند، لیکن برای آنکه از مطالعه حداکثر استفاده را ببریم باید مطالب مناسبی برای مطالعه انتخاب کنیم.7

الگوهای پرورش خلّاقیت

1. جستجوی عدم شباهت ها
مثلا پس از ایجاد یک ایده محتمل، به جستجوی جایگزینی هایی بپردازیم که منطقی هستند، اما با ایده اول فرق دارند و یا حتی متناقض اند.

2. پیش بینی کردن (مطلوب اندیشی)
بسیاری اوقات ما از فرضیات معین بی اطلاعیم و یا نمی خواهیم بپذیریم که این فرضیات ممکن است به طور تدریجی رفتار و افکار ما را بدون آگاهی خود هدایت کنند. یکی از راه های روشن کردن این فرضیه ها تمرینِ وادار کردن افراد به پیشگویی کردن است که نوعی آزمایش در فکر است.

3. جستجوی نقد دیگران
راه دیگر برای تشخیص فرضیات نادرست، درخواست از دیگران برای انتقاد از ایده های ماست. بسیاری از مردم از چنین چیزی گریزانند. برخی آن را می پذیرند و برخی با روبه رو شدن با آن دفاعی برخورد می کنند.

4. تحلیل مسائل در جزئیات
هدف این است که ایده های خود را به اجزای ترکیب کننده آن ها خرد نماییم و بدین سان، خود را از قید فرضیات محدودکننده متنوع رها سازیم. این راهبرد به توجه کردن به کنش ها و مایه هایی که نوعاً با اشیا همراه نیستند توجه دارد. مثلا، در رابطه با کاربردهای متنوع یک تکه آجر می توان به ویژگی هایی همچون رنگ، وزن، سنگینی، شکل و اینکه دارای منافذی است و الکتریسیته را منتقل نمی کند، اشاره نمود.

5. استفاده از تمثیل
این مورد نیز تفکر خلاق را تسهیل می کند. تمثیل نقش کلیدی در تحول علم و فنّاوری داشته است; مثل اختراع چاپ توسط گوتنبرگ، که بر اساس شبیه سازی بود.

6. استفاده از موقعیت گروهی برای افزایش تولید ایده های خلاق
یکی از مهم ترین ویژگی های چنین جلساتی این است که آزمودنی ها باید با نگرش کاملا دوستانه و باز با پیشنهادات انطباق پیدا کنند. در چنین جلساتی ایده های تند تشویق می شوند.

7. توقف کار روی مسئله برای مدتی و سپس بازگشت به آن
این همان عملی است که موجب می گردد افراد گاهی احساس کنند پس از مدتی کار روی مسئله و موفق نشدن، فکرشان متوقف می شود. این امر صرفاً خستگی ذهنی نیست. فرد کار را کنار می گذارد; چون مرتب همان پاسخ های قدیمی به ذهنش می آیند. از این رو، نیاز دارد که ذهنش شکسته شود. در این فاصله ممکن است بخوابد، رمان بخواند، به مسافرت برود، یا هر کار دیگری را انجام دهد.

8. تلاش برای ارتباط
به منظور گسترش ایده های خلاق، باید به برقراری ارتباط ایده ها پرداخت. این امر می تواند به صورت نوشتاری صورت پذیرد; زیرا زبان نوشتاری در طول زمان باقی می ماند و می تواند با ارزیابی شدیدتری موردنظر قرار گیرد. از سوی دیگر، قرار دادن ایده ها در معرض و دسترس دیگران به ما فرصت می دهد تا مجدداً به آن ها نظر بیندازیم و دقایقی آن ها را ارزیابی کنیم. امر ارزیابی سبب می شود تا ایده هایمان را روشن تر و مشخص تر تعریف کنیم.

در مورد خلّاقیت، الگویی برای آموزش در کلاس ارائه شده است. این الگو شامل سه بعد است: موضوعات درسی، روش های تدریس و مهارت های تفکر واگرا و مولد. این الگو خلأ بین یادگیری شناختی و عاطفی را پر می کند.8

از جمله سبک های ارائه شده در گستره موضوعات درسی می توان به این موارد اشاره کرد: استفاده از مغایرت ها، استفاده از تمثیل، توجه دادن به کمبودهای موجود در دانش، تقویت تفکر درباره امکانات و احتمالات، استفاده از سؤالات محرک با استفاده از روش فهرست صفات، تقویت تفکر ابتکاری، طراحی جستجوگری، توجه دادن به اهمیت تفسیر و... .

سندرز وسندرز در کتاب آموزش خلّاقیت از طریق استعاره تأکید می کنند که برای پرورش خلّاقیت باید به کودکان و نوجوانان امکان تفکر واگرا داده شود و آنان را از انجام فعالیت های کلیشه ای و قالبی برحذر داشت. این پژوهندگان مانند بسیاری دیگر به تفاوت کارکرد بخش راست و چپ مغز اشاره می کنند و معتقدند که نیمکره چپ، عموماً مسئول تفکر همگراست. آن ها اشاره می کنند که بخش راست مغز آن دسته از فعالیت هایی را تولید، کنترل و اداره می کند که در دسته تفکر واگرا قرار دارد. این افراد معتقدند که نظام آموزش حاکم در همه کشورها صرفاً به پرورش بخش چپ مغز می پردازند.

یکی از راه های پرورش خلّاقیت، افزایش اعتماد به نفس است. هرقدر اعتماد به نفس افزایش یابد خلّاقیت نیز افزایش می یابد.9

زمینه‌های شکوفایی خلّاقیت
عوامل متعددی در رشد خلّاقیت کودکان مؤثرند. بدون شک خانواده مهم ترین نقش را در کنترل و هدایت تخیّل و ظهور خلّاقیت ها دارد. زمینه رشد خلّاقیت کودکان با فراهم نمودن فرصت های لازم برای سؤال کردن، کنجکاوی و کشف محیط پدید می آید. مهم ترین آفت خلّاقیت های ذهن تهدید و تنبیه های فکری می باشد. بچه های خلاق نیاز به آرامش روانی، اطمینان خاطر و اعتماد به نفس قوی دارند.10

دومین عامل بسیار مهم مدرسه است. مدرسه نقش مهمی در شکوفایی خلّاقیت های کودکان دارد. سن وارد شدن به مدرسه سن بسیار حساسی است. عواملی نظیر تکالیف زیاد، حفظ کردن مطالب، داشتن انتظارات یکسان از تمام دانش آموزان و توجه نداشتن به تفاوت های فردی با وجود کلاس های پرجمعیت، و سرانجام، عدم شناخت ویژگی های کودکان خلاق، قدرت خلاقیت کودکان (بخصوص در سنین 8 تا 10 سالگی) را کاهش می دهد. زمانی که کودک مجبور می شود با معیارهای مدرسه سازگار شود و به ناچار از رفتار هم سن و سالان خود پیروی کند، خلّاقیت های او کمتر می شود.11

استرنبرگ و ویلیافر پیشنهادهای ذیل را برای تربیت خلاق دانش آموزان ارائه کرده اند:

ـ شاگردان را به ارائه تعریف مسئله و تعریف مجدد از آن تشویق کنید.

ـ افراد را تشویق کنید تا ایده های فراوان تولید کنند.

ـ دانش آموزان را به خاطر سؤال هایی که در ذهنشان شکل می گیرد تشویق کنید.

ـ تشخیص موانع و تلاش برای فایق آمدن بر آن ها را به شاگردان آموزش دهید.

ـ حساس بودن به محرک های محیطی و پیگیری آن ها را تشویق کنید.

ـ شاگردان را ترغیب کنید تا از زاویه دیدهای گوناگون به مسائل نگاه کرده، تصورات ذهنی مختلف را در ذهنشان ایجاد کنند.

برخی از پژوهشگران نیز شیوه تفکر سقراطی دیالکتیکی را خاطرنشان ساخته اند که این روش سه مرحله دارد:

گام اول. طرح پرسش های منظم;

گام دوم. سودجویی از روش;

گام سوم: دستیابی به یک تعریف کلی.12

بوومن و روتر درباره تأثیر بازی های الکترونیکی در افزایش خلّاقیت کودکان و نوجوانان مواردی را پیشنهاد می کنند که بر میزان توانمندی کودکان در حل مسائل می افزایند:

1. بازی‌های جور کردنی: در این بازی ها کودکان می توانند انواع چهره های گوناگون، بدن ها، پاها و... که رایانه در اختیار آن ها قرار می دهد انتخاب کرده، با جور کردن دلخواه آن ها به تهیه چهره های مورد علاقه خودشان بپردازند.

2. چهره آرایی: در این بازی ها، بازیگران می توانند به انتخاب قسمت های مختلف یک چهره مانند مو، چشم، سبیل، ریش و حتی مواردی مانند عینک که به صورت افزوده می شود دست بزنند. علاوه بر این، بازیگران از این امکان برخوردارند که رنگ های مختلفی را برای موارد پیش گفته شده در نظر گرفته، آن ها را با توجه به رنگ دلخواهشان طراحی کنند.

3. نطق‌های بدون نوشته: در این بازی ها کودکان می توانند دست به جایگزین کلمات و ارائه موضوع های جدید در داستان هایی که روی حافظه رایانه وجود دارند بزنند. در سطحی فراتر از این، آن ها می توانند با تعریف داستان دلخواهشان برای رایانه نسبت به ثبت آن اقدام کرده و به این ترتیب، اثر جدیدی خلق کنند.

4. فیلم های کوتاه: در این بازی ها، بازیگران با کشیدن تصاویری، دست به تهیه یک فیلم متحرک می زنند.

5. موسیقی: در بازی رایانه ای با نت های موسیقی، بازیگران این امکان عمل را می یابند که در نت های موسیقی که روی حافظه رایانه ثبت شده است تغییرات دلخواهشان را پدید آورند.

نوشتن خلاق
برخی از نظریه پردازان خلّاقیت، بر نگارش خلاق به عنوان روشی که به افزایش خلّاقیت آزمودنی ها می انجامد تأکید کرده اند. دقیتون نوشتن خلاق را به شرح زیر تعریف می کند: نگارش خلاق به متنی اطلاق می شود که فرد در آن به طرح ابعاد عاطفی و هیجان پر لطف و زیبای موردنظرش بپردازد، بدون آنکه برای پردازش پندارها و تصورات خودش مجبور به نادیده انگاشتن واقعیات شده یا منطق را به کناری وانهد.

کوچ (1997) در مقاله ای با عنوان «درها را بگشایید، ابراز وجودتان سد راه است»، برای تربیت خلاق شاگردان توصیه می کند آن ها در جریان نگارششان متن موردنظر را در اوج هیجان ممکن تهیه کرده و در جریان آن، به بیان عواطف و احساساتشان بپردازند و در این راه هیچ محدودیتی برای خودشان قایل نشوند.

تورنس یادآور می شود از آنجا که شاگردان ابتدایی علاقه وافری به نوشتن نشان می دهند، اولیای مدارس می توانند از انگیزه مزبور سود جسته، شاگردان کلاس های سوم تا ششم را به سمت تهیه روزنامه دیواری در مدرسه سوق دهند.14

در این روش، ارائه تکالیفی با عناوین آزاد، تکمیل داستان هایی که قسمت هایی از آن ها حذف شده اند، مسابقه یافتن لغات مترادف پیشنهاد شده است. واجنریب (1998) در روش حذف کلمات خویش پیشنهاد می کند که متن کوتاهی را می توان با سرعت متوسطی برای دانش آموزان کلاس قرائت کرد و در حین خواندن، برخی از کلمات آن را حذف کرد و به جای آن نقطه گذاشت. سپس دانش آموزان را به گروه های کوچکی تقسیم کرد و از آن ها خواست تا به بازنویسی کامل داستانی که شنیده اند بپردازند.

اسبورن پیشنهاد مسابقه گذاشتن بین شاگردان برای یافتن لغات مترادف را ارائه کرده است. این مسابقه با یافتن کلمات مترادف عینی شروع شده، به یافتن کلمات مترادف غیرعینی و ذهنی می انجامد که کار دشوار و خلاقی بوده، مستلزم حرف آفرینندگی بسیاری است.

کوریل و نابولیلو (1996) پیشنهاد می کنند که به ارائه تصاویری مبهم به شاگردان بپردازند، سپس آن ها را به تهیه متنی خلاق بر مبنای آنچه مشاهده کرده اند، وادارند.

پست من در دو مقاله با عناوین «سکوت» و «رؤیاهای حیوانات» از کودکان می خواهد تا به صدای سکوت گوش فرا داده، سپس در مورد آنچه به ذهنشان خطور می کند شعر بگویند. نویسنده یادآور می شود کودک با گوش دادن به صدای خاموش ناگهان خود را با انبوهی از صداهای برآمده از جهان مواجه می بیند که وی را هدف قرار داده و به سوی او رو کرده اند.

او همچنین از کودکان می خواهد تا برای تهیه متنی خلاق به رؤیاهایی که حیوانات در جریان خوابشان می بینند فکر کرده، آنچه که در این رابطه به ذهنشان خطور می کند به شعر درآورند.

بارش مغزی
دکتر اسبورن چهار قاعده اساسی را برای روش بارش فکری ارائه کرده است. این روش ها عبارتند از: 

1. ممنوعیت انتقاد; 2. آزادی ارائه ایده ها; 3. مطلوبیت کمیت; 4. مطلوبیت ترکیب ایده ها.15

اسبورن به نقل از آرنولد می نویسد: بارش مغزی به این دلیل با موفقیت روبه رو شده است که در آن، محیط ایده آلی برای ابراز آزادانه شخصیت وجود دارد; به این معنا که در بارش فکری، محیطی که حاوی امنیت و آزادی روانی است پدید می آید. در چنین محیطی ارزیابی بیرونی از بین رفته، فرد ترسی از تمسخر دیگران نخواهد داشت. من قانع شده ام که امکان دارد یک فرد نیز بتواند یک گروه یورش فکری تشکیل بدهد که خودش تنها عضو آن باشد.

برخی از مردم نیاز به یک گروه دارند که در آن ها جرقه ای ایجاد کند و آنان را به تدبیر یک فهرست طولانی از راه های مختلف برای حل یک مسئله وادارد، در صورتی که خود گروه ممکن است مستقیماً در این زمینه کمکی به آن ها نکند.

مطالعه خلاق
برخی از نظریه پردازان خلّاقیت با اعتقاد به اینکه امکان آموزش خلّاقیت وجود دارد درصدد برآمده اند تا روحیه ای فعال، جستجوگر، انعطاف پذیر، پرشور و هیجان زده را در جریان مطالعه ایجاد کنند تا مطالعه به خواندن خلاق و آفریننده بدل شده، متضمن افزایش خلّاقیت خوانندگان باشد.

یکی از روش های ساده که برای مطالعه خلاق پیشنهاد شده این است که از خواننده خواسته شود در جریان مطالعه از خود بپرسد: مؤلف چه می گوید، از آنچه که مؤلف می گوید چگونه و در کجا می توان سود جست؟ بدین سان، خواننده به جای پیش گرفتن سبک مطالعه منفعل و صحنه های گوناگون، عرصه وسیعی برای جولان تخیلات خود پدید می آورد. از این رو، زیتلو پیشنهاد می کند که جوانان به مطالعه ادبیات تشویق شوند تا به این ترتیب، از مواهب آن، که به افزایش خلّاقیت آنان می انجامد، بهره مند گردد.16

تورنس به افراد بزرگسالی که برای کودکان کتاب می خوانند توصیه می کند داستان را به گونه ای بخوانند که گویی داستان در حال وقوع است.

به عبارت دیگر، بچه ها باید آنچه را که می شنوند با قدرت تصورشان بازسازی کرده، خود را در فضای عاطفی داستان قرار دهند و سعی کنند عیناً تصاویر و پندارها، صداها و رایحه های توصیف شده و نشده را احساس کنند.17

رسانه‌های جمعی، بخصوص تلویزیون، بیشترین نقش را در چگونگی پرورش تخیّل و شکوفایی خلّاقیت به عهده دارند. هر آنچه تفکر کودکان و نوجوانان خلاق را می سازد، قدرت تخیّل، رهایی از کمبودهای فکری و فراهم بودن محرک های حسی و ارائه اطلاعات جدید به آن هاست. همواره باید تلاش شود که خلّاقیت های بالقوّه کودکان و نوجوانان شناخته شود.

ویژگی‌های شخصیتی افراد خلاق
به دلیل اهمیتی که افراد مبتکر، مبدع و آفریننده در پیشرفت جوامع دارند، از شناخت ویژگی های شخصیتی آن ها مهم می باشد. در این زمینه ابتدا باید چند سؤال مطرح نماییم:

1. چه ویژگی هایی این افراد را از سایر مردم متفاوت می سازد؟

2. چه عواملی رشد چنین ویژگی هایی را تحت تأثیر قرار می دهند؟18

3. آیا خلّاقیت سبب پیدایش ویژگی های خاصی در افراد خلاق می شود یا صاحبان این ویژگی ها می توانند خلاق باشند؟ برای این سؤال پاسخ قطعی به دست نیامده است، ولی برخی معتقدند که در هر دو جنبه لازم و ملزوم یکدیگرند.19

پیش از اینکه به استنباط یافته های گوناگون بپردازیم، نتایج مطالعه تورنس در مورد خلّاقیت و استعداد علمی را ذکر می نماییم.

تورنس نتیجه می گیرد که معلمان طرفدار کودکانی هستند که بهره هوشی بالایی دارند ولی در خلّاقیت ضعیف هستند. بر طبق این مطالعه، کودک خلاق (نمونه) چنین تعریف می شود:

او در مدرسه به هر طرف سرک می کشد، از یاد گرفتن (و نه ضرورتاً در مدرسه) لذت می برد، اهل تخیّل و کشف و شهود است، انعطاف پذیر، کاوشگر و به مسائل حساس است.20

رابطه بین خلّاقیت و ویژگی های شخصیتی را می توان از زمان افلاطون مورد بررسی قرار داد. وی در کتاب جمهوریت، گزینش کودکان پراستعداد را تجویز نمود.

معروف‌ترین تحقیق تطبیقی که درباره ارتباط ویژگی های فردی و خلّاقیت انجام گرفت متعلق به ترمن (Terman) است. ترمن از طریق آزمون های خود گزارشی و رتبه بندی های والدین و مربیان نشان داد که نوجوانان خلاق سازگاری روانی ـ اجتماعی بالاتر از حد متوسط به خود نسبت می دهند.

بر اساس تحقیقات والاچ (Vallach)، دالاس (Dallas) و گایر (Gaier) (1970) مشخص شد که خلّاقیت به ویژگی های شخصیت و به میزان کمتر، به برخی ویژگی هایی که تا حدی سازگار و دراز مدت به نظر می رسند مربوط می شود.21

کودکان خلاق دارای ویژگی های زیر هستند:

1. قابلیت انعطاف; 2. حساسیت; 3. تحمّل; 4. احساس مسئولیت; 5. احساس همدلی; 6. استقلال; 7. خودپنداری مثبت; 8. نیاز به تماس های اجتماعی; 9. علاقه به پیشرفت.

اشتاین (1974) مطالعات انجام شده درباره ویژگی های افراد آفریننده را مورد بررسی قرار داد و به این نتیجه رسید که افراد آفریننده دارای ویژگی های زیر هستند:

1. انگیزه پیشرفت بالا; 2. کنجکاوی فراوان; 3. علاقه مندی زیاد به نظم و ترتیب در کارها; 4. قدرت ابراز وجود، خودکفایی; 5. شخصیت غیرمتعارف غیررسمی و کامروا; 6. پشتکار و انضباط در کارها; 7. استقلال; 8. طرز تفکر اقتصادی; 9. انگیزه های زیاد و دانش وسیع; 10. اشتیاق و احساس سرشار; 11. زیباپسندی و علاقه مندی به آثار هنری; 12. تفکر شهودی; 13. علاقه کم به روابط اجتماعی و حساسیت زیاد; 14. قدرت تأثیرگذاری بر دیگران.22

پژوهشگران در بررسی ویژگی های افراد خلاق به ویژگی های شخصیتی در آن ها دست یافته اند. براساس بررسی تیلر و پارون، ویژگی های مهم زیر نیمرخ روانی فرد خلاق را نمایان می سازند:

1. افکار و اعمال مستقل است و اگر فعالیت ها و ارزش های گروه با انتخاب های شخصی وی مطابق نباشد خود را تابع ارزش های گروه قرار نمی دهد.

2. گرایش دارد که در برداشت های خود از زندگی، کمتر جزئی نگر باشد.

3. به جنبه های بی اساس یا غیرمنطقی رفتار خود اذعان دارد.

4. پیچیدگی و تازگی را بر سادگی و شناخته شدگی ترجیح می دهد.

5. طنز را می پسندد و از شوخ طبعی و ظرافت ذهنی برخوردار است.

پور کینزی (Porkinsy) استاد دانشگاه هاروارد، با بررسی اطلاعات آزمایشگاهی و مطالعه زندگی نامه افراد خلاق نظریه «الگوی برف دانه ای خلّاقیت»23 را مطرح کرده است. الگوی پورکینزی شش خصیصه روان شناختی مرتبط و در عین حال، متمایز را، که در افراد خلاق وجود دارد، در برمی گیرد.

وی می گوید: ممکن است افراد خلاق هر شش خصیصه را با هم نداشته باشند، اما ظاهراً هر کس تعداد بیشتری از این ویژگی ها را داشته باشد، خلاق تر است:

1. علاقه وافر به نظم: یعنی میل شدید به سادگی و ایجاد نظم و معنا بخشیدن به آنچه که ظاهراً آشفته و نابسامان است.

2. طرح مسئله: افراد خلاق با مطرح کردن سؤال درست و جستجوی مسئله درست می توانند حد و مرز رشته تخصصی خود را بشناسند و به امکان یا عدم امکان گسترش آن پی ببرند.

3. فعالیت ذهنی: فعالیت ذهنی به افراد خلاق مجال می دهد نسبت به مسائل دیدی تازه و نگرش نوین بیابند. افراد خلاق برای رسیدن به نتیجه، نکات متضاد و متناقض را با هم در نظر می گیرند. آن ها غالباً در چهارچوب قیاس می اندیشند و در حقیقت، با فرضیه های موجود مبارزه می کنند.

4. بی باکی وعلاقه به انجام کارهایی که با ریسک توأم است.

5. عینیت گرایی: اگر این ویژگی نباشد، افراد خلاق جهانی برای خود می سازند که حقیقتی ندارد.

6. انگیزه درونی: افراد خلاق کارها را به خاطر لذت و رضایت بخشی انجام می دهند و تلاشی را که برای انجام آن می کنند، دوست دارند.24

براساس تحقیقات روان شناسان انستیتوی ارزیابی و تحقیق دانشگاه کالیفرنیا در برکلی، از هنرمندان، تاجران، نویسندگان، ریاضی دانان، دانشمندان، معماران و... خواسته شد که خلاق ترین همکاران خود را معرفی کنند. سپس افراد بسیار خلاق در مرکزی مورد مشاهده، درجه بندی و مصاحبه قرار گرفتند. از نظر شخصیتی و عاطفی افراد خلاق با بیاناتی همچون مخترع، دلیر، روشن فکر، ماهر، منحصر به فرد، پریشان حواس و پیچیده توصیف شدند. طبق این تحقیق، مشخص شد که افراد مذکور نیازهایی هم در رابطه با سازمان یافتگی دنیا و هم خود بر ساخت تجاربشان دارند. به طور غیرمعمول هنرمندان خلاق تمایل دارند که مقدار زیادی از وقت خود را صرف جستجو و تعریف مسائل نمایند. اصرار و کوشش بر سادگی و بی آلایشی و باقی ماندن بر احساساتی که به طور طبیعی پایمال می شوند به طور برجسته در تحصیل این افراد دیده می شوند.25

به نظر کاکس هنرمندان درجه بالایی از زیبایی شناسی، گرایش به برتری جویی، اعتقاد به خودابتکاری بودن اندیشه ها و توانایی برای کوشش در دستیابی به هدف های دور از دسترس را دارا هستند.

مطالعه در احوال دانشمندان و هنرمندانی که دستاوردهای اصیل و مهمی در رشته هایشان داشته اند نشان می دهد که عوامل شخصیتی نظیر استقلال در قضاوت، برخورداری از انگیزه پیشرفت، ابتکار عمل و بردباری در برابر اتهامات از جمله شرایط مهم در دستیابی به کشفیات خلاق هستند.26

لازم به ذکر است که صاحب نظران توافق کاملی درباره ویژگی های ثابت افراد خلاق ندارند. در یک بررسی تردیف و استرن برگ (Tradif & Sternberg) نظر صاحب نظران را درباره ویژگی های افراد خلاق گردآوری کردند. در این بررسی، نظر شانزده صاحب نظر بررسی شد که به ترتیب تأکیدهای بیشتری که دانشمندان روی آن ها داشته اند در سطوح زیر می آید:

1. استفاده از دانش موجود به عنوان پایه برای ایده های جدید;

2. خلّاقیت در یک زمینه بخصوص;

3. هوشیاری نسبت به نوآوری و شکافتن دانش;

4. تصمیم گیری های انعطاف پذیر و ماهرانه;

5. تفکر استعاره ای و مجازی;

6. اصالت فکر.

کلنیون در پژوهشی، ویژگی های شخصیتی 40 نفر از خلاق ترین معماران ایالات متحده را مورد بررسی قرار داد. یافته های گروه نمونه با یافته های به دست آمده از دو گروه کنترل مقایسه شد. برای انجام پژوهش مزبور از تست بررسی ارزش ها و پرسشنامه شخصیتی می سه سوتا (MMPI) و سیاهه شخصیتی کالیفرنیا (CPI) استفاده گردید. کلنیون چندین ویژگی شخصیتی را در بین آن ها مورد مقایسه قرار داد; مثلا، در بررسی ارزش ها افراد گروه خلاق در مقابل معیار اقتصادی نمره کمی کسب کردند، ولی در معیار زیبایی شناسی نمره بالایی به دست آوردند.در آزمون CPI و MMPI معماران خلاق در مقیاس زنانگی نمره بسیار بالایی آوردند.

دلیل این امر نیز این است که هرچه شخص خلاق تر باشد، با صراحت بیشتری احساسات و هیجان های خود را بیان می کند و دارای علایق بی شماری است که به عنوان یک ویژگی زنانه تلقّی می شود.

در مقیاس دیگر نشان داده شده است که حس تشخیص فرد خلاق و پیچیدگی ویژگی بارزی است. آن ها در یک مقیاس هنری، طرح های پیچیده و غیرمتعادل را برمی گزیدند.

نلر ویژگی هایی از قبیل هوش، آگاهی، تسلط، انعطاف پذیری، ابتکار، شک گرایی، بازیگوشی فکری، شوخ طبعی، پایداری، بسط و گسترش، اعتماد به نفس، و ناهمنوایی را به عنوان ویژگی های خلاق شناساسی و تشریح نموده است.27

تورنس موضوعاتی از قبیل جرئت داشتن در مورد اعتقادهای شخصی، استقلال در قضاوت، بی علاقگی نسبت به پذیرش قضاوت اولیای امور و برخی خصیصه های دیگر را، که از ویژگی های کودک خلّاق به شمار می آورد، مطرح نموده است.28

در تحقیقی دیگر، معلوم شد تصور و ادراک فرد خلاق از خود در نوجوانان پایین تر از دانشجویان کالج بود و آزمودنی ها ویژگی هایی از قبیل حساسیت محیطی، هوش، فردیت، استعداد هنری و ابتکار از خود نشان دادند; همین طور که دارای پذیرش بالایی از خود و انرژی زیاد متّکی بر تفکر شهودی بودند.29

در تحقیقی دیگر، خلّاقیت و همرنگی مورد بررسی قرار گرفت و به این نتیجه رسیدند که افراد خلاق به استقلال و خودمختاری گرایش دارند. افرادی که عزّت نفس بیشتر دارند کمتر به فشار گروه تن درمی دهند.

پی‌نوشت‌ها:
1ـ ر.ک: حشمت الملوک امینی، بررسی ویژگی های شخصیتی دختران 15ـ16 ساله خلاق، تهران، دانشگاه الزهراء، 1375.
2ـ استرن برگ، 1989 به نقل از: بتول مهین زعیم، مقایسه میزان خلّاقیت و ویژگی های شخصیتی دانشجویان سال اول (ورودی 78) رشته های هنر، علوم انسانی و مهندسی و پزشکی دانشگاه تهران.
3. Direngent Thiking.
4ـ ر.ک: آلن بودو، خلّاقیت در آموزشگاه، ترجمه علی خانزاده، انتشارات چهر، 1358.
5و6و7ـ ای پل تورنس، استعداد و مهارت های خلّاقیت و راه های آموزشوپرورش آن ها،ترجمه حسن قاسم زاده،نشردنیای نو، 1375.
8ـ افضل السادات حسینی، تحلیل ماهیت خلّاقیت و شیوه های پرورش آن، پایان نامه دکتری تربیت مدرس، 1376.
9ـ جرارد به نقل از: افضل السادات حسینی، پیشین.
10و11ـ غلامعلی افروز، «خلّاقیت»، نشریه پیوند، ش 241، انجمن اولیا و مربیان.
12ـ اورمولر 1992، به نقل از: مرتضی منطقی، بررسی پدیده خلّاقیت در کتاب های درسی دبستان، بررسی تأثیر آموزش خلّاقیت در دانش آموزان ابتدایی و ارائه الگوهایی برای آموزش، پایان نامه دکتری، تهران، دانشگاه تهران، 1380.
13ـ بوومن و روتر 1983 به نقل از: مرتضی منطقی، پیشین.
14ـ لیتون، به نقل از: مرتضی منطقی، پیشین.
15ـ اسبورن، مایر 1996، برچارد 1999 به نقل از مرتضی منطقی، پیشین.
16ـ زیتلو، 2000، به نقل از مرتضی منطقی، پیشین.
17ـ ای پل تورنس، پیشین.
18ـ رابرت و ایزبرگ، 1986.www.zibaweb.com
19ـ غلامعلی افروز، «نقش اعتماد به نفس در خلّاقیت نوجوانان و جوانان»، مجله پیوند، ش 159.
20ـ ای پل، تورنس، پیشین.
21ـ ج. اف نلر، هنر و علم خلّاقیت، ترجمه علی اصغر مدد، شیراز، انتشارات دانشگاه شیراز، 1369.
22ـ علی اکبر سیف، روان شناسی پرورشی، تهران، آگاه، 1370.
23. Snow moder of creativity.
24ـ ر.ک: رابرت. ال. سولو، روان شناسی شناختی، ترجمه فرهاد ماهر، تهران، رشد، 1371.
25ـ بتول مهین زعیم، مقایسه میزان خلّاقیت و ویژگی های شخصیتی دانشجویان سال اول (ورودی 78) رشته های هنر علوم انسانی و مهندسی و پژشکی دانشگاه تهران، 1379.
26ـ طاهره فتحی، بررسی ویژگی های شخصیتی دانشجویان رشته های هنری دانشگاه تهران، پایان نامه کارشناسی ارشد، 1374.
27ـ ر.ک: ج. اف نلر، پیشین.
28ـ ای پیل، تورنس، استعداد و مهارت های خلّاقیت و راه های آموزش و پرورش آن ها، ترجمه حسن قاسم زاده،دنیای نو،1375.
29ـ بتول مهین زعیم، پیشین

منبع:  دکتر مهرانگیز شعاع کاظمی -  مجله معرفت شماره:92 (ویژه‌نامه علوم تربیتی)
     

****************************

آموزش خلاقیت

روان  شناسان پرورشی و متخصصان آموزشی معتقدند که توانایی های آفریننده و شیوه های فکری واگرا را می توان به افراد، به ویژه به کودکان و نوجوانان، آموزش داد. ما اینجا به طور خلاصه به چند اصل کلی برای پرورش خلاقیت اشاره می کنیم.

1. تجارب کودکان را به موقعیت های خاص محدود نکنید.
سؤالاتی بپرسید که با چرا و چگونه آغاز می شوند، نه کجا و چه کسی و چه وقت. سؤال هایی طرح کنید که دارای جواب های متعدد باشند. سؤال هایی که تنها یک جواب دارند منجر به تفکر همگرا می شوند، سؤال هایی که جواب های متعددی را در یادگیرنده بر می انگیزانند. شوق تفکر واگرا و آفرینندگی است.

2. برای طرح سؤال ها و اندیشه های غیر معمول و بدیع ارزش قائل شوید.
از سؤال های غیر معمول که از سوی دانش آموزان طرح می شوندو شما از عهده جواب آنها بر نی آیید نهراسید. به آنها کمک کنید و با همکاری یکدیگر به جستجو برای یافتن جواب این سؤالات بپردازید.

3. فرصت هایی برای خود آموزی و یادگیری اکتشافی در اختیار یادگیرندگان قرار دهید.

4. نسبت به تفاوت های فردی یادگیرندگان با احترام برخورد کنید.
گورتزل (1962- Gortzel) پس از بررسی شرایط پرورشی 400 نفر از افراد برجسته قرن بیستم تأثیر شرایط پرورشی آموزشگاه ها و روش آموزشی معلمان را بر رشد توانایی های خلاق در کودکان به گونه زیر بیان داشته است. " معلمانی که بیش از معلمان دیگر مورد احترام و علاقه افراد نخبه مورد مطالعه ما قرار داشتند، معلمانی بودند که به این افراد امکان می دادند تا متناسب با توانایی هایشان پیش بروند. فرصت فعالیت کردن در موضوعات دلخواهشان را به آنها می دادند و آنها را به تفکر وا می داشتند و کتاب های مهیج به آنها معرفی می کردند"

5. رفتارهای آفریننده را برای کودکان سر مشق قرار دهید.
یلون و نیستاین (1977) در این مورد گفته اند: " دانش آموزان کلاس پنجم ابتدایی پس از مشاهده رفتارهای خلاق نشان داده شده در یک فیلم یا از سوی معلم، رفتارهای خلاق از خود نشان داده اند."

6. از روش ها و فنون ویژه بالا بردن سطح آفرینندگی استفاده کنید.
معروف ترین این روش ها روش بارش مغزی است. در این روش معلم مسأله ای را به دانش آموزان می دهد و از آنها می خواهد تا هر چه راه حل برای مسأله به ذهنشان می رسد بگویند. معلم دانش آموزان را برای دادن راه حل ها و اظهار نظرهای مختلف تقویت می کند ولی پیش از ارایه تمامی راه حل ها از سوی دانش آموزان، درباره آنها هیچ گونه اظهار نظری نمی نماید.

روش آموزش دیگری که منجر به بالا بردن سطح فعالیت های خلاق یادگیرندگان می شود، آموزش مهارت های پژوهشی (Research Skill) است. آموزش مهارت های پژوهشی به طرح و آزمودن فرضیه از سوی یادگیرندگان کمک می کنند. روش های درست طرح فرضیه و آزمون فرضیه از سوی یادگیرندگان کمک می کند. روش های درست طرح فرضیه و آزمون فرضیه به وسیله کودکان منجر به ایجاد طرز تفکر آفریننده در آنها می شود.

علاوه بر روش های فوق روش مطالعه آفریننده (Creative Study) نیز روش موثری در آموزش خلاقیت است. تورنس و هارمون (1961) نشان داده اند که می توان به کودکان آموزش داد تا مطالب را به طور آفریننده بخوانند. آنها در این باره راهنمایی های زیر را در اختیار دانش آموزان قرار داده اند:

وقتی که به خواندن مطالب یک کتاب می پردازید به مورد استفاده های مختلف اطلاعاتی که در آن کتاب به آنها بر می خورید بیندیشید. خیلی اهمیت دارد به راههایی که می توانید اطلاعات خوانده شده را در زندگی شخصی و حرفه ای خود به کار ببندید فکر کنید.  

تنها به این سوال اکتفا نکنید که مولف چه می گوید؛ از خود بپرسید که چگونه می توانم آنچه را که نویسنده نوشته است، مورد استفاده قرار دهم. تنها به یک مورد اکتفا نکنید تا آنجا که می توانید موارد استفاده های بیشتری را بیابید و بعضی از آنها را برای مصارف آینده خود یادداشت کنید. ممکن است مدتی وقت لازم باشد تا این نوع مطالعه کردن را بیاموزید. با این حال مأیوس نشوید بعد از دو سه روز خواهید دید که می توانید این روش مطالعه را به راحتی به کارهمه رو ببندید.

*********************

 

 

 

   + کورش پورزند ; ۱:٠٤ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ٧ بهمن ۱۳٩۳
comment نظرات ()

5 خط مشی بان کی مون برای رشد اقتصاد کم کربن

شهریور گذشته نیویورک در کنار اجلاس سالانه مجمع عمومی ملل متحد شاهد برگزاری اجلاس سران کشورها برای تغییرات آب و هوا بود. در این اجلاس دکتر روحانی ریاست جمهوری اسلامی ایران نیز شرکت و نقطه نظرات لازم را ارایه کرد.   

اما رییس این اجلاس آقای بان کی مون دبیرکل سازمان ملل متحد بود که جمع بندی از نکات مهم و قابل توجه مطرح شده در جلسات را در انتهای مباحث منتشر کرد.
 

هدف اجلاس آب و هوا در سال 2014 افزایش فعالیت های سیاسی برای توافق جهانی آب و هوا در اجلاس 2015 پاریس و تشویق همه کشورها برای اقداماتی به منظور کاهش انتشار گازهای گلخانه ای و ایجاد انعطاف در برابر اثرات ناشی از تغییرات آب و هوایی بوده است.

من از رهبران دولت ها، مشاغل، تجار و جامعه مدنی می خواهم تا چشم اندازی جهانی برای رشد اقتصاد کم کربن شامل پنج خط مشی برای پیشبرد اقدامات آب و هوا ارایه کنند: کاهش انتشار گازهای گلخانه ای، جمع آوری نقدینگی ها و بازار سرمایه، قیمت گذاری کربن، افزایش انعطاف پذیری و به کارگیری ائتلاف های جدید.

تعداد بی سابقه ای از رهبران جهان از جمله سران دولت های 100 کشور در اجلاس حضور یافتند و نیز  بیش از 800 نفر از رهبران مشاغل، دارایی ها و جامعه مدنی به آنها ملحق شدند. این متن خلاصه ای از مهم ترین بیانیه های آنهاست.

همگرایی در چشم انداز بلند مدت

  • · رهبران جهان معتقدند که تغییرات آب و هوا مسئله زمان ما است و اکنون اقدامات جسورانه برای کاهش تولید گازهای گلخانه ای و ایجاد انعطاف نیاز است تا آنها این تلاش ها را هدایت کنند.
    · رهبران اذعان کردند که اقدام برای آب و هوا باید در چارچوب تلاش برای ریشه کن کردن فقر شدید و افزایش توسعه پایدار باشد.
  • · رهبران به محدود کردن افزایش دمای کره زمین به کمتر از 2 درجه سانتی گراد از سطوح قبل از صنعتی شدن متعهد شدند.
  • · بسیاری از رهبران، از همه کشورها خواستند تا اقدامات ملی سازگار در مسیر کمتر از 2 درجه سانتی گراد را انجام داده و تعدادی از کشورهای متعهد به انجام این کار شدند.  
  • · رهبران به نهایی کردن توافق جدید جهانی تحت کنوانسیون سازمان ملل متحد در مورد تغییرات اقلیمی (UNFCCC) در سال 2015 در پاریس و برای نگارش اولین پیش نویس این توافق نامه در دسامبر 2014 در لیما متعهد شدند.
  • · رهبران موافقت کردند که توافق جدید باید موثر، با دوام و جامع باشد و  باید در حمایت از کاهش خسارات و سازگاری، تعادل ایجاد کند. بسیاری از رهبران بر اهمیت آسیب ها و خسارات تاکید کردند.
    · بسیاری از رهبران متعهد به ارسال مشارکت های ملی تعیین شده برای توافق جدید در سه ماهه اول سال 2015 شدند.
  • · بسیاری از رهبران مجدداً به اهداف و اصول کنوانسیون سازمان ملل متحد در مورد تغییرات آب و هوا (UNFCCC)، از جمله اصول برابری و مسئولیت های مشترک اما متفاوت، تاکید کردند.

علاوه بر این، دیگر رهبران بیان کردند که تلاش های جهانی برای پاسخگویی به چالش آب و هوا باید واقعیات و شرایط در حال تحول را منعکس کنند.

قطع انتشار گازهای گلخانه ای

اگر همه کشورها در بخش های کلیدی، تولید گازهای گلخانه ای خود را به طور قابل توجهی کاهش ندهند، فرصت برای کاهش دما به کمتر از 2 درجه به زودی برای همیشه از بین خواهد رفت.

  • بسیاری از رهبران در مناطق مختلف و از تمام سطوح توسعه اقتصادی برای کاهش  
    انتشار گازهای گلخانه ای قبل از سال 2020 دفاع کردند که پس از آن، تولید گازهای گلخانه ای در نیمه دوم قرن به طور چشمگیری کاهش می یابد.
  • ·  کشورهای اتحادیه اروپا متعهد به کاهش40  درصد از تولید گازهای گلخانه ای زیر میزان سال 1990 تا سال 2030 شدند.
  • ·  رهبران بیش از 40 کشور،30  شهر و ده ها شرکت تعهد دادند میزان بهره وری انرژی جهانی تا سال 2030 را از طریق بهره وری سوخت خودرو، روشنایی، لوازم خانگی، انرژی در ساختمان ها و مناطق دو برابر کنند.

 · بیانیه سازمان ملل درباره جنگل ها که توسط بیش از 150 عضو از جمله28  دولت، 8 دولت محلی،35  شرکت، 16 گروه مردم بومی و 45 سازمان مردم نهاد و گروه های مردمی ایجاد شده و پشتیبانی می شود، هدفش به نصف رساندن تخریب جنگل های طبیعی در سطح جهان تا سال 2030 است.

 
·  بیست و چهار تولیدکننده پیشرو جهانی روغن نخل و همچنین تجار متعهد به کمک برای به صفر رساندن قطع درختان جنگلی خالص تا سال 2020 و همکاری با  دولت ها، شرکای بخش خصوصی و مردم بومی برای اطمینان از زنجیره تامین پایدار شدند.

  • ·  بخش حمل و نقل به کاهش قابل توجه تولید گازهای گلخانه ای مرتبط  با حمل و نقل ریلی و عمومی، حمل و نقل هوایی و دریایی و اتومبیل های برقی تعهد داده است.
  • ·  برخی از بزرگ ترین خرده فروشان گوشت و محصولات کشاورزی جهان متعهد به انطباق زنجیره تامین خود برای کاهش تولید گازهای گلخانه ای و ایجاد انعطاف در برابر تغییرات آب و هوایی شدند. آنها در این فرآیند به 500 میلیون کشاورز کمک خواهند کرد.

جمع آوری نقدینگی ها و بازار سرمایه

• بسیج منابع مالی عمومی و خصوصی کافی برای کاهش کربن، افزایش انعطاف پذیری آب و هوا برای ادامه مسیر کمتر از 2 درجه سانتیگراد ضروری است.

• ائتلافی جدید از دولت ها،مشاغل، تجار، بانک های توسعه چند جانبه و رهبران جامعه مدنی تصمیم خود را برای جمع آوری بیش از 200 میلیارد دلار برای تامین مالی اقتصاد کم کربن و انعطاف پذیری با آب و هوا اعلام کردند.

• کشورها بر حمایت خود را از بسیج منابع مالی عمومی و خصوصی با هدف 100 میلیارد دلار در سال تا سال 2020 به شدت تاکید کردند.

• رهبران حمایت قوی خود از صندوق آب و هوای سبز اعلام کردند و بسیاری خواستار اختصاص سرمایه اولیه صندوق با مقداری کمتر از 10 میلیارد دلار شدند. در مجموع 2.3 میلیارد دلار از تعهدات مربوط به سرمایه اولیه صندوق به شش کشور تعلق دارد. شش کشور دیگر متعهد به تخصیص اعتبار تا نوامبر 2014 شدند.
· اتحادیه اروپا متعهد به پرداخت 3 میلیارد دلار برای تلاش های کاهش گازهای گلخانه ای در کشورهای در حال توسعه بین سال های 2014 و 2020 است.

  • · مجمع بین المللی توسعه مالی (IDFC) اعلام کرد افزایش بودجه برای اقلیم سبز به 100 میلیارد دلار در سال برای فعالیت های مالی جدید آب و هوا تا پایان سال 2015 را دنبال می کند.
  • · بیانیه جدید و مهمی در حمایت از همکاری های جنوب – جنوب در تغییرات آب و هوایی ارائه شده است.
    · از رهبران منابع مالی خصوصی خواسته شد تا محیطی مناسب برای سرمایه گذاری های لازم در پیشرفت انعطاف پذیر آب و هوای کم کربن ایجاد کنند. آنها تعهدات زیر اعلام کردند:
  • · بانک های تجاری پیشرو برنامه های خود را برای اختصاص 30 میلیارد دلار از اوراق قرضه سبز تا سال 2015 اعلام کرده، و قصد خود را برای افزایش آن تا سال 2020 به 10 برابر میزان فعلی برای توسعه هوشمند آب و هوا بیان کردند.
  • · ائتلافی از سرمایه گذاران رسمی، متعهد به سرمایه گذاری 100 میلیارد دلار تا دسامبر 2015 برای قطع کربن و حداقل 500 میلیارد دلار برای اندازه گیری میزان کربن شدند.
  • · صنعت بیمه متعهد به دو برابر کردن سرمایه گذاری های سبز خود تا 84 میلیارد دلار در پایان سال 2015 شد.
  • · سه صندوق های بازنشستگی عمده از شمال امریکا و اروپا برنامه های خود را برای سرعت بخشیدن به سرمایه گذاری های در اقتصاد کم کربن به بیش از 31 میلیارد دلار تا سال 2020 اعلام کردند.

قیمت گذاری کربن

• قیمت گذاری کربن بازارهایی با سیاست های مورد نیاز برای سرمایه گذاری در حل مسائل آب و هوا ایجاد می کند.

  • · 73 دولت ملی، 11 دولت منطقه ای و بیش از هزار تاجر و سرمایه گذار حمایت خود را از قیمت گذاری کربن اعلام کردند. کشورهای این رهبران دارای 52 درصد از تولید ناخالص جهانی، 54 درصد از انتشار گازهای گلخانه ای جهانی و تقریبا نیمی از جمعیت جهان هستند.
  • · برخی رهبران برای پیوستن به ائتلاف قیمت گذاری جدید کربن با هدف اقدام برای تقویت سیاست های قیمت گذاری و هدایت سرمایه گذاری ها توافق کردند.
  • · بیش از 30 شرکت پیشرو همکاری خود را برای قیمت گذاری کربن اعلام کردند.

تقویت انعطاف پذیری

 تقویت انعطاف پذیری مالی در آب و هوا، یک سرمایه گذاری هوشمند برای آینده امن تر و موفق تر است.
· انواع طرح های خلاقانه انعطاف پذیری در اجلاس بیان شد، از جمله آنچه بسیاری که از کشورها و جوامع را در خط مقدم آب و هوا تقویت می کنند. مانند ابتکار عمل در ارائه "اخباری که شما می توانید استفاده کنید" درباره اطلاعات آب و هوا برای کشور های جهان.

  • · رهبران به تقویت و گسترش ساز و کارهای تأمین مالی با ضرر و زیان برای آفریقا و کارائیب توافق کردند.
    · ابتکار عمل برای خطر ادغام آب و هوا در سیستم مالی تا سال 2020 توسط ائتلافی از سرمایه گذاران، آژانس رتبه بندی اعتباری، شرکت های بیمه و تنظیم کننده های مالی در پاسخ به افزایش حوادث آب و هوایی شدید بیان شد.
  • · رهبران صنعت بیمه با ارائه 30 تریلیون دلار از دارایی ها و سرمایه گذاری، متعهد به ایجاد چارچوب سرمایه گذاری ریسک آب و هوا در اجلاس 2015 پاریس شدند.


ایجاد ائتلاف های جدید

دولت ها، تجار و جامعه مدنی در حال ایجاد ائتلاف های مورد نیاز برای مواجهه با دامنه کامل چالش آب و هوا هستند.

  • · رهبران  از اقدامات چند جانبه و چند ذینفعان بین دولت ها، مشاغل، بخش خصوصی و جامعه مدنی برای رسیدگی به تولید گازهای گلخانه ای در بخش های حیاتی و حمایت از انطباق و مقاومت، به خصوص جزایر کوچک در حال توسعه، آفریقا و کشورهای کمتر توسعه یافته استقبال کردند.
  • · رهبران 19 کشور و 32 عضو از دولت ها، سازمان های منطقه ای، موسسات توسعه و سرمایه گذاران خصوصی متعهد به ایجاد یک کریدور انرژی پاک 8000 کیلومتری آفریقایی شدند.
  • · اتحاد جهانی برای کشاورزی هوشمند آب و هوایی، متشکل از 16 کشور و 37 سازمانایجاد شد تا 500 میلیون کشاورزان در سراسر جهان قادر به اجرای کشاورزی هوشمند آب و هوا تا سال 2030 شوند.
  • · رهبران صنعت نفت و گاز، همراه با دولت های ملی و سازمان های جامعه مدنی تعهدی تاریخی به منظور شناسایی و کاهش انتشار متان تا سال 2020 دادند. یک نوآوری در صنعت توسط تولید کنندگان پیشرو نفت با هدف مقابله با متان و همچنین چالش های کلیدی آب و هوا راه بیان شد و با گزارش منظم تلاش های در حال انجام ادامه می یابد. رهبران صنعت و دولت ها نیز متعهد به کاهش هیدروفلوروکربن ها در سردخانه ها و ذخیره سازی مواد غذایی شدند.
  • · پیمان شهرداران جهانی به نمایندگی بیش از 2000 شهر با تعهدات جدید در عمل آب و هوا با حمایت مالی دولتی و خصوصی ایجاد شد.

• 228 شهر دارای اهداف و استراتژی های داوطلبانه برای کاهش گازهای گلخانه ای هستند که می توانند از  انتشار 2.1  گیگا تن گاز گلخانه ای در سال جلوگیری کند.

• ائتلاف جدیدی از بیش از 160 نهاد و دولت محلی و بیش از 500  نفر به کاهش 50 بیلیون دلار از سرمایه گذاری های سوخت فسیلی در سه تا پنج سال آینده و سرمایه گذاری مجدد در منابع جدید انرژی متعهد شدند.

• هیئت های متشکل از رهبران برجسته جهان، کارشناسان سیاست و شهروندان فعال درباره نیاز به مزایای متعدد و شتاب در اقدام آب و هوا بحث کردن؛ میزگرد بر روی نیاز به تصمیم گیری مبتنی بر علم.

 • تقویت عملکرد اقتصادی همزمان با کاهش انتشار، ایجاد شغل و افزایش انعطاف پذیری، قیمت گذاری و کاهش آلودگی برای بهبود سلامت و بسیج ائتلاف جدید برای کمک به بازارهای سرمایه متمرکز بود و اطمینان داد که بیشترین تاثیر در مرکز واکنش جهانی به تغییرات آب و هوایی است.  

راهی به سمت لیما، پاریس و فراتر از آن

  • ·  اگر ما دیدگاه ارائه شده توسط رهبران دولت ها، مشاغل، جامعه مدنی و تجار طی روز گذاشته را می خواهیم، باید تمام وعده ها و طرح هایی که  امروز اعلام شد را انجام داده و گسترش دهیم.
  • ·  ما باید روح تعهد و عمل که هدف اجلاس است را حفظ کنیم.

 · همانطور که ما نگاه رو به جلو به لیما و بعد از آن پاریس در ماه دسامبر سال 2015 داریم، اجازه دهید به امروز به عنوان زمانی که به عنوان یک خانواده انسانی تصمیم گرفته ایم خانه خود را پایدار، امن و مرفه برای نسل های آینده قرار دهیم، نگاه کنیم.

• نشست امروز نشان داد که ما می توانیم به چالش آب و هوا پایان دهیم

   + کورش پورزند ; ٩:٤٠ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ٢٤ مهر ۱۳٩۳
comment نظرات ()
← صفحه بعد صفحه قبل →