سبزگون زنگان

محیط زیست جهانی

چگونه دانش آموزان خلاق تربیت کنیم

 روش های پرورش خلاقیت دانش آموزان

خلاقیت زیباترین و شگفت انگیزترین خصیصه ی انسان است. غنا، پویایی و بقای هر فرهنگ و تمدنی به خلاقیت مردمان آن بستگی دارد و این واقعیت را تاریخ بارها به اثبات رسانده است.

اکنون در آغاز هزاره ی سوم به جرأت می توان گفت خلاقیت همان چیزی است که زندگی مدرن بشر متمدن را از زندگی ابتدایی انسان نخستین جدا می کند. اگر اکنون در شروع قرن بیست ویکم مشاهده می کنیم که در قسمتی از دنیا انسان هایی رؤیایی دست یابی به کرات دور دست و سکونت در فضا را به واقعیتی عینی بدل کرده اند ، برای لحظه ای بیندیشیم که در همین لحظه در گوشه های دیگری از دنیا ، انسان های دیگری نیز زندگی می کنند که شیوه ی زیستن آنها همانند بشر هزاران سال پیش است ، به راز خلاقیت ، این موهبت منحصر به فرد انسان ، پی خواهیم برد.

فصل اول

ویژگی های شخصیت خلاق

  هر چند خلاقیت یک توانایی همگانی است و همه ی انسان ها کمابیش از آن برخوردارند، اما افراد ی که خلاقیت بالایی دارند و به عنوان افرادی خلاق شناخته می شوند، دارای خصوصیات شخصیتی و رفتاری ویژه ای هستند که به وسیله ی این خصوصیات می توان آن ها را از سایر افرادی که از خلاقیت کم تری برخوردار هستند ، تشخیص داد. فایده ی اصلی آشنایی با ویژگی های افراد خلاق این است که می توانیداز آن ها به عنوان الگوهای رفتاری برای ایجاد و پرورش رفتارهای خلاقانه در کودکان استفاده کنید . در این قسمت با مهمترین و بارزترین این ویزگی ها آشنا می شوید:

استقلال، ریسک پذیری ،کنجکاوی، علاقه به کارهای پیچیده، تحمل ابهام

 انعطاف پذیری، شوخ طبعی ،اعتمادبه نفس بالا، ابتکار ،پشتکار ،تخیل قوی

حساسیت ، زیبایی دوستی و تردید

دانش آموزخلاق رابشناسید

1: محیط مدرسه وکلاس به خودی خودرفتارهای ویژه ای رادردانش آموزان خلاق ایجادمی کندکه ممکن است دانش آموزان هارا درمحیط منزل یامحیط های دیگرنمایان سازد و یابه گونه ای متفاوت نشان دهد.

2: بسیاری ازرفتارهای دانش آموزان خلاق،خاص محیط تحصیلی آن هاست وازلحاظ نوع وشدت با خصوصیات سایرافرادخلاق متفاوت است

3: آشنایی باخصوصیات بارزدانش آموزان خلاق به معلم امکان می دهدتاآن هارابهتر بشناسد وبه برنامه ریزی درجهت تقویت،پرورش،تغییر و اصلاح مواردلازم بپردازد.

به طورکلی دانش آموزخلاق غالبا ازطریق خصوصیات ورفتارهای زیرقابل شناسایی است:

 1:  ایده ها ونظرات خودرابدون ترس در کلاس مطرح می کند.

 2: معمولا برای مسائل راه حل ها و پاسخ هایی متفاوت از سایر دانش آموزان ارائه می کند.

 3:  به فعالیت های هنری علاقه زیادی داردودراین زمینه دارای تجربه ومهارت است.

  4: غالباً ایده ها و راه حل های بیش تری نسبت به سایر هم کلاسی های خود پیش نهاد می کند. 

 5 :  معمولاً قادر است با طنز پردازی ها و شوخی های جالب دیگران را بخنداند.

 6: تمایل زیادی به تغییر نظرات معلم و یا مطالب کتاب دارد.

 7: در کلاس اغلب سوالاتی غیر عادی و گاه عجیب و غریب می پرسد.

 8: علاقه ی زیادی به نقاشی و ترسیم افکار و ایده های خود دارد.

 9: انتقادگر است و هر نظر یا عقیده ای را به راحتی نمی پذیرد .

 10:گاهی به خاطر بیان نظرات و ایده های عجیب و غریبش در نظر دانش آموزان دیگر فردی غیر عادی جلوه می کند.                               

11: از قوه ی تخیل خوبی برخوردار است.

12: معمولاً در کلاس با آب و تاب صحبت می کند و سعی می کند ایده هایش را با جزئیات کامل شرح دهد.

13: داری ابتکار است و غالباً ایده ها و پاسخ های منحصر به فرد ارائه می کند.

14: حساس ، باریک بین و نکته سنج است .

15: بسیار فعال است و غالباً در آن واحد چند طرح و ایده در زمینه های مختلف را در سر می پروراند.

16: به تجربه و آزمایش علاقه ی فراوانی دارد.

17: در نفوذ و تأثیر گذاری بر دوستان خود از توانایی زیادی برخوردار است.

18: آمادگی طرد شدن و عدم تأیید از طریق دیگران را داراست.

19: به مطالعه ی موضوعات متنوع و گوناگون علاقه مند است و زمان قابل توجهی را به این امر اختصاص می دهد.

20: از اطلاعات عمومی زیادی برخوردار است و سعی می کند که از آن ها استفاده ی عملی و کاربردی کند.

دانش آموز خلاق : قبل از این که گردو را بشکنم به این فکر افتادم که شاید بتوانم با نیمه ی پوست آن د و تا لاک پشت درست کنم

 

فصل دوم

موانع خلاقیت در محیط مدرسه

1.       تأکید زیاد بر نمره ی دانش آموز به عنوان ملاک خوب بودن

2.       روش های تدریس سنتی و مبتنی بر معلم محوری

3.       عدم شناخت معلم نسبت به خلاقیت

4.       فقدان حداقل امکانات لازم برای انجام فعالیت های خلاق دانش آموزان

5.       اهداف و محتوای کتاب های درسی

6.       عدم توجه به تفاوت های فردی دانش آموزان

7.       عدم پذیرش ایده های جدید

8.       ارایه ی تکالیف درسی زیاد به دانش آموزان .

9.       استهزا و تمسخر به خاطر ایده یا نظر اشتباه   

دانش آموز خلاق :به خانم معلم گفتم که نقاشی خواب دیشب خودم راکشیده ام. اما او هم مثل بقیه بچه ها مرا مسخره کرد ؛ من هم آن را پاره کردم و به جای آن یک خانه و یک درخت کشیدم

موانع خلاقیت در محیط خانواده

1.       تأکید بیش از حد والدین بر هوش و حافظه ی کودک

2.       ایجاد رقابت میان کودکان

3.       تأکید افراطی بر جنسیت کودک

4.       قرار دادن قوانین خشک و دست وپاگیر

5.       عدم آشنایی والدین با مفهوم واقعی خلاقیت

6.       انتقاد مکرر از رفتارهای کودک

7.       بیهوده شمردن تخیلات کودک

8.       عدم شناسایی علائق درونی کودک

9.       عدم وجود حس شوخ  طبعی در محیط منزل

10.تحمیل نقش بزرگ سال به کودک.

به تخیل کودکان خود پروبال بدهید ؛ آن وقت از پروازبلند آن ها شگفت زده خواهید شد

فصل سوم

*اصول پرورش خلاقیت در کلاس درس

*ویژگی های معلم  پرورش دهنده ی خلاقیت

  عوامل ، اصول و روش های زیادی وجود دارد که می تواند مستقیماً کیفیت آموزش های معلم را بهبود بخشیده و بازدهی فعالیت های یاددهی _ یادگیری را در زمینه ی خلاقیت افزایش دهد. در این قسمت مهم ترین اصول و روش هایی که در این مورد وجود دارد و می تواند در فرایند رشد خلاقیت نقش تسهیل کننده و تسریع کننده داشته باشد ، بیان می گردد:

1: دانش آموزان خود را به تناسب رفتارها ، فعالیت ها و دستاوردهای خلاق آن ها مورد تشویق قرار دهید.

2: به دانش آموزان خود بیاموزید که نسبت به ایده ها و افکار خود حساس باشند و آن ها را یادداشت کنند.

3: به عنوان معلم شخصاً به فعالیت های خلاق علاقه نشان دهید و با دانش آموزان خود در انجام تمرینات خلاقیت مشارکت نمایید.

4: در مورد ماهیت خلاقیت و مفاهیم آن ، به دانش آموزان اطلاعات لازم را بدهید.

5: در کلاس خود تا حد امکان از وسایل و روش های آموزشی دیداری _ شنیداری استفاده کنید.

6: برای تخیلات و افکار نو دانش آموزان ارزش و احترامی ویژه قائل باشید.

7: در کلاس خود فضایی برای ابراز شوخ طبعی پدید آورید و این حس را در خود و دانش آموزان خود فعال نگاه دارید.

8: به دانش آموزان بیاموزید که افکار و رفتارهای خود را بیش از حد مورد قضاوت و ارزش یابی قرار ندهند.

9: با دانش آموزان خود از روش پرسش و پاسخ استفاده کنید و آن ها را به پرسیدن سوالاتشان ترغیب نمایید.

10: آن ها را عادت دهید که برای حل مسایل ، همواره راه های متعددی را جست و جو کنند.

11: تفاوت های فردی میان دانش آموزان را در نظر داشته باشید و به فردیت هر یک از آن ها احترام بگذارید.

12: تا حد امکان به دانش آموزان امنیت و آزادی عمل بدهید و از وضع مقررات خشک و محدود کننده در کلاس خودداری کنید.

13: دانش آوزان را به دست کاری و تغییر عقاید و اشیا تشویق کنید .

14: آن ها را به مطالعه و کسب اطلاعات در زمینه های مختلف ترغیب نمایید.

15: اهمیت خلاقیت و آثار و نتایج ارزشمند تفکر خلاق را برای آن ها تبیین کنید.

16: آن ها را با زندگی نامه های افراد خلاق تاریخ آشنا نمایید.

17: دانش آموزان خود را با مسائل حل نشده روبه رو کنید و از آن ها حل های جدید بخواهید.

معلم دوست دار خلاقیت:هیچ چیز برایم جذاب تر از گوش دادن به ایده های عجیب و غریب دانش آموزانم نیست ؛ به ویژه هنگامی که با هیجان و آب و تاب در مورد آن صحبت می کنند

ویژگی های معلم پرورش دهنده ی خلاقیت

   مربی یا معلمی که می خواهد یک کلاس ویژه ی پرورش خلاقیت را اداره کند و یا این که علاقه مند است در جریان تدریس روزمره ی خود به طور جدی پرورش خلافیت دانش آموزان را هم مد نظر داشته باشد، اگر چنان چه از خصوصیات و نگرش های ویژه ای که با ماهیت و فرایند خلاقیت مناسبت دارد ، برخوردار باشد ، مطمئناً در کار خود بسیار موفق تر عمل خواهد کرد . البته یک چنین معلمی حتماً لازم نیست که خودش فردی بسیار خلاق باشد، اما اگر چنان چه شخصاً از مهارت های اساسی خلاقیت برخوردار باشد و بتواند عملاً از آن ها استفاده کند .

برخی از ویژگی های معلم علاقه مند به خلاقیت که داشتن آن ها به بازدهی بیش تر کلاس و تدریس او می انجامد :

1: فردی انتقاد پذیر باشد .

2: تحمل عقاید نو دانش آموزان را داشته باشد .

3: از صبر و تحمل بالایی برخوردار باشد.

4: به تفاوت های فردی و منحصر به فرد بودن تک تک دانش آموزان اعتقاد داشته باشد.

5: از انگیزه ای قوی برخوردار باشد.

6: پذیرایی ایده ها و نظرات غیر عادی دانش آموزان خود باشد .

7: دوست دار هنر وزیبایی شناسی باشد.

8: تا حد امکان به دانش آموزان خود آزادی عمل بدهد.

9: در چند زمینه ی مختلف معلومات و مهارت داشته باشد.

10: برای هر دانش آموز احترامی ویژه قائل باشد.

11: خیال پردازی دانش آموزان را تشویق کند.

12: در مواقع لزوم بتواند کودکانه بیندیشد و کودکانه عمل کند.

13: به دانش آموزان خود اجازه دهد که گاهی اشتباه کنند!

معلم دوست دار خلاقیت:احساس می کنم اگر به دانش آموزانم اجازه ی اشتباه کردن را بدهم ،بزرگ ترین چیزها را به آن آموخته ام

خلاقیت چیست و چگونه می توان دانش آموزان را خلاق بار آورد؟ پیشنهاداتی برای معلمان جهت خلاقیت دانش آموز

      سرآغاز :

      « خلّاقیت » جنبه های متعدد ی دارد که هر کدام از آنها باید در جای خود بررسی شوند. یک جنبه ی بسیار مهم خلاقیت ، وجود شرایط لازم برای بروز این استعداد همگانی است. بنابراین آموزش و پرورش برای رشد خلاقیت و نواندیشی در دانش آموزان ، باید به درک درست و روشنی از شرایط موجود برسد و در گام بعدی برمبنای فلسفه ی تعلیم و تربیت  و هدفهای اصولی و معیارهای علمی معتبر بکوشد،  تصویر روشنی از شرایط مطلوب خلاقیت رسم کند. در این صورت می تواند با کمترین  وقت، انرژی و سرمایه، مسیر پرورش و شکوفایی خلاقیت ها و نواندیشی های دانش  آموزان را هموار سازد.

      امروزه ثابت شده است که خلاقیت یک ویژگی صرفاً ذاتی نیست، بلکه همه ی انسانها  از این توانایی برخوردار هستند و همه درجات گوناگونی از این استعداد را  دارند. علاوه بر این عواملی همچون مهارت یابی ، آموزش پذیری ، انعطاف پذیری ،  سطح دانش و آگاهی ، خطرپذیری ، نترسیدن از اشتباه و شکست نیز در میزان خلاقیت  و نوآوری دانش آموزان تأثیر فراوان دارند. معلم می تواند همه ی این عوامل را  به صورت یک مجموعه در دانش آموزان شناسایی کند و بکوشد آنها را پرورش دهد. در این مقاله سعی شده است عوامل مؤثر در خلاقیت شناسایی و راهکارهایی برای پرورش  این توانایی در دانش آموزان ارائه شود.

      تعریف خلاقیت:

      ·   خلاقیت ؛ نمایش بالاترین درجه ی سلامت عاطفی ( وجود افراد سالم در جریان خود به سازی)

      ·   خلاقیت ؛ دوباره نگاه کردن است.

      ·   خلاقیت ؛ خارج شدن از پشت درهای بسته است.                                                   

    اهمیت و ضرورت خلاقیت در آینده:

      وقتی در جهان با مسائل نامتجانس و ناهمگون ، منابع محدود و پایان یافتنی،   سرعت تغییرات و مسائل دیگری از این قبیل مواجه می شویم، نیاز به خلاقیت و شعله های بینش درونی آشکارتر می شود. با این که هیچ یک از ما دقیقاً نمی  دانیم در آینده چه چیزی در انتظار ماست، برخی حقایق و نیازهای آینده به نحو فزاینده ای برای ما روشن تر می شوند.

      برای خلاق ساختن دانش آموزان می توان اقدامات زیر را به کار بست:

      1.   آشنا ساختن مدیران و معلمان با مفاهیم خلاقیت و راهکارهای پرورش و تقویت  آن در فراگیران   

      برای آشنا ساختن مسئولان مدارس و معلمان با خلاقیت و شیوه های پرورش آن ، می توان از  آموزش در دوره های ضمن خدمت استفاده کرد. معلمان ، مربیان و مدیران  پس از آشنــــــــــایی با راهکارهای پرورش خلاقیت در فراگیران در این دوره ها می  توانند این راهکارها را در کار خود به کار گرفته و ضمن دوری از هر گونه سخت  گیری های بی مورد و بی جا دانش آموزان را به مشارکت فعال در تدریس و انجام کار گروهی تشویق کنند. همچنین می توانند به دانش آموزان آزادی های معقول  بدهند تا با خیال راحت و اطمینان خاطر نظرات و عقاید خود را بیان کنند. این گونه تدبیرها زمینه ی پرورش خلاقیت در فراگیران را فراهم خواهد آورد.

      2.   تغییرات اساسی در کتاب های درسی

      هرچند با استفاده از مطالب و مفاهیم موجود در کتا بهای درسی و شیوه های تدریس  موجود نیز می توان به پرورش خلاقیت کمک کرد اما برای استفاده بیشتر و بهتر از  این امکانات و ضرورت خلاقیت لازم است در تألیف کتاب های درسی فقط ارائه ی  مطالب در سطح دانش نباشد بلکه متن درس و سوالات آخر درس به گونه ای باشد که  دانش آموز را به تفکر وادارد و در نتیجه زمینه ی مشارکت دانش آموز را برای  شرکت در بحث گروهی فراهم نماید .

      3. تغییرات در شیوه ارزشیابی و امتحانات

      برای پی بردن به میزان موفقیت دانش آموز در دروس و نتیجه گیر ی از کار خود از  سیستم ارزشیابی بهره می بریم. ارزشیابی نیز باید بتواند خلاقیت دانش آموز را بسنجد . یعنی به جای سوالات تستی و کوتاه پاسخ یا سوالات همگرا از سوالات  واگرا یا سوالاتی که دانش آموز را به تفکر و ارائه ی عقیده و نظر وا دارد.به  همین منظور می توان به پرسش های مستمر و فعالیت های خارج از کلاس و مرتبط با  موضوع بها داده و زمینه رشد خلاقیت و شکل گیری آن را از اولین سالهای ورود به   مدرسه فراهم نمود.

      4.  علاقه مند کردن دانش آموز به مطالعه

      تصور کنید دانش آموزی که از ابتدای کودکی با کتاب آشنا می شود و با نویسنده  های گوناگون ، داستانهای مختلف و سرزمین ها و فرهنگ های متفاوت ، علوم و  هنرهای جدید یا حوادث مهم تاریخی آشنا شود ؛ به طور حتم متفکر بار خواهد آمد    و در نتیجه ارتباط با شخصیت های گوناگونی که در داستانها مطالعه نموده  مقدمه   ی تفکر و خلاقیت را در او ایجاد می کنند و با بهره گیری از تخیل که ضرورت   اساسی خلاقیت است، دنیایی بزرگ و پهناور مقابل چشمان کودک گشوده می شود و می   تواند آزادانه خیال پردازی کند. بنابراین ضروری است هر چه بیشتر کتابخانه ها  ی مدارس و به خصوص کتابخانه های کلاسی  را فعال کنیم. در ضمن با برگزاری   مسابقات کتابخوانی به شیوه ی فردی یا گروهی علاقه به مطالعه را تقویت کنیم.

      5.  استفاده صحیح و مطلوب از ساعات درس انشا

      درس انشا پایه و اساس تفکر و خلاقیت در دانش آموز است که متأسفانه در برخی    مدارس بی اهمیت تلقی می شود. استفاده ی معلمان از موضوعات تکراری و کلیشه ای  روش درستی نیست. برای استفاده مطلوب تر از ساعات درس انشا لازم است کتابخانه  را به کلاس ببریم و یا بهتر از آن دانش آموزان را به کتابخانه ببریم. با  مطالعه کتاب  و مجلات گوناگون غیر درسی و نوشتن خلاصه یا ارائه نتیجه ای از  مطالب خوانده شده و بیان آن برای سایر دوستان علاوه بر افزایش عمق یادگیری ،  مهارت در نوشتن و خلاقیت را در دانش آموز پرورش می دهیم.

      6.  تغییر نام درس هنر به پرورش خلاقیت ، نوآوری و ابتکار

      متأسفانه هنوز هم در برخی مدارس شاهد آن هستیم که از درس هنر به نحو شایسته   استفاده نمی شود. استفاده از نیروهای غیر تخصصی درتدریس این رشته  یا استفاده  از ساعت درس هنر برای جبران عقب ماندگی  در سایر دروس کار بسیار خطا و   نابجایی است. البته تغییر عنوان درس به تنهایی حلال مشکل نیست بلکه با توجه  به تنوع در دنیای کنونی و مهارت ها و هنرهای مختلفی که در جامعه رایج است ،    استفاده از هنرهای سنتی مانند خط و نقاشی در کنار هنرهای گلسازی ، سفالگری ،  طراحی روی سفال ، ساخت پازل یا تابلوهای چوبی و...  از فعالیت هایی است که می  توان ابتکار و خلاقیت را در دانش آموزان پرورش داد. در ضمن چنانچه زمینه را   برای نمایش گذاردن  آثار و هنرهای دانش آموزان برای سایر دانش آموزان و  اولیای آنان فراهم کنیم در پرورش ابتکار و خلاقیت دانش آموز گام درستی  برداشته ایم.  برای مثال ما در آموزشگاه خود ضمن نظر سنجی از دانش آموزان  برای پر نمودن ساعات فوق برنامه، کلاس های آموزش طراحی روی سفال ، سرود و  تئاتر، طراحی پازل را آموزش می دهیم که خوشبختانه با استقبال بسیار خوبی از   دانش آموزان مواجه شدیم.

       نتیجه :

      خلاقیت توانایی و استعدادی است که در نوع بشر عمومیت دارد و در پرورش این   استعداد عواملی چون مهارت یابی ، آموزش پذیری ، سطح دانش و آگاهی ، میزان  تجربه، خطر پذیری  و نترسیدن از اشتباه و شکست تأثیر دارند. تعدادی از راهبردهای رشد خلاقیت در دانش آموزان به شرح زیر می باشد.

      ·       هدایت معلمان به ااستفاده از شیوه های نوین در تدریس

      ·       مشارکت دانش آموزان در حین تدریس ( ارتباط دو طرفه )

      ·       استفاده از قدرت تخیل و تصویرسازی در فراگیران.

      ·       ایجاد امنیت عاطفی ، اجتماعی و فرهنگی برای دانش آموزان.

      امید است با بهره گیری از این اقدامات در مدارس شاهد شکوفایی استعدادهای فرزندان ایران عزیز در عرصه های گوناگون علمی و عملی باشیم.

****************

 روش تلفیقی یکی از راه کارهای تقویت خلاقیت در کلاس توسط معلمان و مدارس است


مفهوم تلفیق
تلفیق به طور کلی به معنای درهم آمیختن و ارتباط دادن حوزه های محتوایی است که غالبا مجزا از یک دیگر در برنامه درسی مدارس گنجانده می شود. طراحی برنامه درسی تلفیقی با روش هایی گوناگون صورت گرفته که هر یک ویژگی ها، قابلیت ها و امتیازات خاصی دارند.
(هنری، 1985): تلفیق به شیوه ای می گویند که در آن بخش های وابسته به هم در یک کل بزرگ تر مرتبط می شوند یا یک رابطه متوازن با یک دیگر برقرار می کنند.
(مهر محمدی، 1379): تلفیق به معنی درهم آمیختن موضوعات درسی یا حوزه های محتوایی که در نظام های آموزشی سنتی، به طور جداگانه و مجزا از هم، در برنامه درسی مدارس گنجانده شده اند.
ضرورت و اهمیت تلفیق
دلایل منطقی صاحبنظران در توجه به تلفیق و ضرورت اجتناب ناپذیری آن:
1) تطابق با کیفیت دیگری به صورت طبیعی: چگونگی یادگیری در محیط های آموزشی با نحوه یادگیری طبیعی هماهنگی ندارند. افراد در مدرسه یا مباحث مختلف در قالب زنگ های محدود سروکار دارند، در حالی که در ورای مدرسه، با مسائل جاری زندگی در تمامیت آن و خارج از مرزبندی های تصنعی حوزه دانش روبرو هستند. حامیان تلفیق، ارتباط میان حوزه های معرفتی را که مورد غفلت واقع شده در حل مسائل و معضلات زندگی مهم می دانند (جی کوبز، 1989)


2) ارتباط برنامه درسی: جی کوبز(1989) می گوید: هیچ روشی نمی تواند به اندازه ای که روش فعلی در طراحی برنامه درسی موجب گریز دانش آموزان از مدرسه می شود موفق باشد. اعتقاد بر این است که خارج ساختن محتوا از حالت خشک، بی روح، مجرد، انتزاعی و در نتیجه بدون معنا برای دانش آموزان از برترین ویژگی تلفیق است.


3) جدول زمانی تکه تکه شده: اختصاص یک زنگ (50-40 دقیقه) به هر ماده درسی از سویی و کثرت مواد درسی دیگر، سبب شده است تا برنامه درسی تکه تکه شده و دانش آموزان با تمام وجود، قسمت قسمت شدن افراطی زمان آموزش را تجربه کنند (جی کوبز، 1989)

 
4) رشد دانش: توسعه توقف ناپذیر علوم در حالی که ظرف زمانی آموزش سال هاست تقریبا دست نخورده باقی مانده مدارس را دچار بحران نموده و تلفیق تنها چاره ایجاد تناسب میان ظرف و مظروف است (جی کوبز 1989). همچنین دریک (1993) می گوید: بدیهی است که نمی توانیم با سرعت افزوده شدن به دانش، برنامه های درسی را حجیم تر کنیم، بلکه باید افزودن از طریق کاستن را پیشه خود سازیم. تلفیق منجر به پرورش تفکر یاد گیرندگان می شود.


انواع و اشکال تلفیق برنامه های درسی
(کیس case، 1992) به چهار نوع تلفیق درسی به شرح زیر اشاره می کند:
1) تلفیق محتوا
این نوع سازماندهی تلفیق، محتوای مربوط به موضوعات درسی مختلف را با کمک مضموم یا موضوعی وحدت بخش معرفی می کند.
2) تلفیق مهارت ها و فرآیندها
این روش سازماندهی، برنامه درسی با محوریت مهارت ها و قابلیت های فرآیندی را بیان می کند.
3) تلفیق مدرسه و فرد
این تلفیق می کوشد زندگی خارج از مدرسه (زندگی واقعی) دانش آموزان را به دنیای درون مدرسه پیوند بزند. پرسش ها و مسایل عمدتا موضوعات محسوس، ملموس و مورد علاقه دانش آموزان هستند و این امر باعث خلاقیت در دانش آموز می شود.
4) تلفیق گرائی
این نوع طراحی برای ایجاد پیوند بین تمام اجزا مؤلفه های تجاربی (تجارب پیش بینی شده، قصد شده یا قصد نشده مرتبط با حوزه برنامه درسی پنهان) که دانش آموزان در نظام آموزشی کسب می کند، نظارت می نماید. مجموعه این تجارب باید با یکدیگر مکمل، مؤید و هم خوان باشد.
رویکرد برنامه درسی تلفیقی
گلاثورن (1994)، رویکردهای تلفیق برنامه درسی را در دو دسته کلی تقسیم می کند:


الف) تلفیق برنامه درسی، در حالی که مواد درسی مجزا حفظ می شود که خود به چهار دسته تقسیم می شود:


1) ارتباط دو ماده درسی، به طوری که محتوای مشابه، در یک زمان تدریس شود مثلا در کلاس ریاضی به دانش آموزان عملیاتی که برای کلاس علوم مورد نیاز است تدریس می شود.
2) تلفیق مهارت هایی که رشته -ها را درمی نوردد، مانند خواندن، نوشتن، تفکر، یادگیری. برخی صاحب نظران آن را برنامه «درسی جوش خورده» می خوانند.
3) تلفیق درون رشته ها، مانند کل زبان یا علوم یک پارچه (واحد). برای مثال: معلم به جای این که نوشتن را جدای از خواندن تدریس کند، این دو جنبه مهارت های زبانی را تلفیق می کند.
4) تلفیق غیررسمی: در تدریس یک درس از محتوای درس دیگر استفاده می شود. مثلا در حالی که معلم ابتدایی، مطالعات اجتماعی تدریس می کند، دانش آموزان داستان هایی درباره آن دوره مورد مطالعه را می خوانند.

 
ب) تلفیق دو ماده درسی یا بیشتر: شیوه های متعددی برای ترکیب بیش از یک ماده درسی وجود دارد:
1) روش متمرکز بر ماده درسی: از یک درس (مانند تاریخ) به عنوان ساختار سازمان دهی استفاده شده، محتوا و مهارت ها از سایر مواد درسی تلفیق می شود. مثلاً واحد درسی «مطالعات آمریکایی» حول محور تاریخ آمریکا سازمان دهی گردیده اما محتوا از هنرها و مهارت های زبان انگلیسی برگرفته و تلفیق می شود.
2) روش متمرکز بر یک موضوع: از مشخص کردن یک محتوا و موضوعات از چند درس گرفته می شود.
3) روش متمرکز بر پروژه: دانش آموزان یک پروژه تحقیق (یا واحد کار) اصلی دارند که چندین رشته را دربرمی گیرد.
4) سایر مراکز سازمان دهی: استفاده از مراکز سازمان دهی مانند: آثار بزرگ، دوره های تاریخی و فرهنگ ها.

چند توصیه :

- به عنوان معلم شخصاً به فعالیت های خلاق علاقه نشان دهید و با دانش آموزان خود در انجام تمرینات خلاقیت مشارکت نمایید.
- در مورد ماهیت خلاقیت و مفاهیم آن، به دانش آموزان اطلاعات لازم را بدهید.
- در کلاس خود تا حد امکان از وسایل و روش های آموزشی دیداری- شنیداری استفاده کنید.
- برای تخیلات و افکار نو دانش آموزان ارزش و احترامی ویژه قائل باشید.
- در کلاس خود فضایی برای ابراز شوخ طبعی پدید آورید و این حس را در خود و دانش آموزان خود فعال نگاه دارید.
- به دانش آموزان بیاموزید که افکار و رفتارهای خود را بیش از حد مورد قضاوت و ارزش یابی قرار ندهند.
- با دانش آموزان خود از روش پرسش و پاسخ استفاده کنید و آن ها را به پرسیدن سؤالاتشان ترغیب نمایید.
- آن ها را عادت دهید که برای حل مسائل، همواره راه های متعددی را جست وجو کنند.
- تفاوت های فردی میان دانش آموزان را در نظر داشته باشید و به فردیت هر یک از آن ها احترام بگذارید.
- تا حد امکان به دانش آموزان امنیت و آزادی عمل بدهید و از وضع مقررات خشک و محدودکننده در کلاس خودداری کنید.
- دانش آموزان را به دست کاری و تغییر عقاید و اشیا تشویق کنید.
- آن ها را به مطالعه و کسب اطلاعات در زمینه های مختلف ترغیب نمایید.
- اهمیت خلاقیت و آثار و نتایج ارزشمند تفکر خلاق را برای آن ها تبیین کنید.
- آن ها را با زندگی نامه های افراد خلاق تاریخ آشنا نمایید.
- دانش آموزان خود را با مسائل حل نشده روبه رو کنید و از آن ها راه حل های جدید بخواهید.

خلاصه و نتیجه گیری
همانطور که می دانیم سوال در واقع انعکاسی از مغز تشنه ای است که می خواهد با دریافت جواب از فردی که بهتر از او می داند، خود را سیراب کند. اگرچه احتیاج باید فوراً برآورده شود ولی کمی مکث بین سوال و جواب، غالباً می تواند افکار و ایده های مفیدی برای مباحثه به بار آورد.
مربی باید، هنگام جواب دادن به هر سوال کودک، او را به سوی معماهای تازه تر بکشاند تا ذهنش خودآگاه یا ناخودآگاه، مشغول کنکاش و جستجو باشد، روی این اصل، از بکار بردن کلماتی از قبیل بلی، خیر، البته، هرگز، مطمئنا و امثال آن باید اجتناب شود. این نوع جوابها چشمه جوشان کنجکاوی کودک را ارضا نمی کند.
به علاوه به او می آموزد که برای هر مساله مشکلی در زندگی، فقط به دنبال یک راه حل بگردد و از امکانات مختلف و متعددی که ممکن است برای حل آن مشکل وجود داشته باشد، غافل بماند. سوال انعکاس کنجکاوی های ذهنی کودک است و پاسخ باید بین معلومات تازه و معلومات قبلی کودک ارتباط برقرار کند پاسخهای ذکر شده کوته پاسخ، هیچ گونه ارتباط محکمی بین سوال کودک و معلومات قبلی او برقرار نمی کند. در واقع سوال فرد بی جواب می ماند.
در کلاس باید فضایی آزاد فراهم کنیم که مشوق کاوشهای کنجکاوانه یادگیرندگان باشد. بایلر می گوید: اگر می خواهید دانش آموزان تان مبتکر و مستقل اندیش بار آیند، باید محدودیت ها و قید و بندهای آموزشی در کلاس درس را به حداقل کاهش دهید.
اگر دانش آموزان نگران شکست در فعالیتهای یادگیری خود باشند یا اینکه پاسخهای نادرست آنان در کلاس با تمسخر معلم و دیگر دانش آموزان مواجه شود، دانش آموزان در حل مسائل شان در کلاس به نحو خلاق موفق نخواهند بود.
باید به کودکان نشان دهیم که عقاید آنان باارزش است. لازم است که والدین و مربیان نه تنها درباره امور و مسایلی که به کودک مربوط می شود، بلکه درباره مسایل و امور خانه و مدارس که دخالت کودک در آنها شایسته است از او نظر بخواهند و عقاید او را هم مثل عقاید بزرگترها در حضور خود کودک به بحث و گفتگو بگذارند.
کودکانی که به نوعی خلاقیت آنها برانگیخته شده است، روابط و مفاهیمی را می بینند و درک می کنند که والدین و مربیان آنها ممکن است درک نکنند و گاهی چنان عقایدی را مطرح می کنند که بزرگترها قادر به ارزشیابی و جایگزینی آن نیستند. ترغیب کودکان به ابراز عقاید نو و غیرعادی همراه با قدردانی از آنها، اصولی هستند که در تربیت خلاقیت باید موردنظر باشند. این نکته را باید درنظر داشت که اگر آمادگی قبلی برای احترام به عقاید و افکار غیرعادی را نداریم، نباید بروز و ظهور آن افکار را تشویق کنیم، زیرا بی اعتنایی نسبت به این گونه عقاید، ضرر و زیانش بیشتر از آن است که ابراز نشود.
معلم به این منظور می تواند در جلسات درسی خود فرصتی را برای اظهارنظر آزاد مربیان عقاید و اندیشه های متنوع در اختیار دانش آموزان قرار دهد و اندیشه ها و عقاید و آزاداندیشی آنها را مورد ستایش قرار دهد. همه روان شناسان وجود فضای آزاد آموزشی را که در آن ابراز عقاید مختلف دانش آموزان وجود فضای آزاد آموزشی را که در آن ابراز عقاید مختلف دانش آموزان با تأیید و خوشرویی معلمان و دیگران موجه می شود، یکی از عوامل مهم رشد استقلال فکری می دانند.
یکی دیگر از روشهای پرورش خلاقیت، این است که از کودکان بخواهیم جملات ناتمام، داستانهای ناکامل و نقاشیها و تصاویر نیمه تمام و مبهم و حتی اشیاء نیمه کاره را کامل کنند. کودک در چنین مواردی، سعی می کند منتهای ابتکارات خود را برای تکمیل مطالب یا شیء ناتمام به کار برد. برای مربی محتوای قسمت تکمیل شده نباید چندان مهم باشد، بلکه:
- روش و چگونگی تکمیل در درجه اول اهمیت قرار دارد.
- تکمیل کردن، قوای خلاقه کودک را به کار می گیرد.
- کودک اندوخته معلومات خود را به بار می آورد.
- کودک اندوخته معلومات خود را تجربه می کند.
- کودک اندوخته معلومات خود را چنان ترکیب می کند که مکمل شیء موجود باشد.
کودکان و نوجوانان رفتار و اعمال شخصیت های محبوب و سرشناس را تقلید می کنند، بنابراین معلم می تواند از این توانایی یادگیرندگان در تشویق و تحریک اندیشه های آنان حداکثر استفاده را ببرد. به قول برونر: احتمال کمی وجود دارد که دانش آموزان بر روشهای تفکر شهودی خود اعتماد کنند، مگر اینکه او افراد بزرگتر از خود را که در آن نوع تفکر، به موفقیت دست یافته باشند را دیده باشد.
علاوه بر شرایط معمول و موقعیت های متداول آموزش رسمی، برای دانش آموزان فرصت های تازه و متنوعی نیز فراهم آورد. به عنوان مثال: در درس علوم، از دانش آموزان بپرسید اگر نیروی جاذبه وجود نمی داشت چه اتفاقاتی برای انسان می افتاد؟ بیشتر سؤالها را با (چگونه و به چه طریق) شروع کنید تا دانش آموزان به طرح فرضیه بپردازند، به استنباط دست بزنند و اطلاعات خود را برای تبیین پدیده های تازه به کار برند.
- سؤالهایی مطرح کنید که تعداد زیادی جواب داشته باشند سؤالهایی که تنها یک جواب داشته باشند، به (تفکر همگرا) می انجامند، اما سؤالهایی که دارای جوابهای زیادی باشند، مشوق (تفکر واگرا) هستند.
تخیل و فکر زیربنای خلاقیت است، زیرا هر اندازه شخص بتواند راجع به موضوعی تا آن جا که ممکن است مطالب تازه در ذهن خود بپرورد، به همان اندازه امکان انتخاب او بیشتر است، اما تخیلی که زیربنای خلاقیت است محدود می باشد و در آن امکانات اجرایی مطالب پرورده شده مورد نظر قرار می گیرد.
تورنس می گوید: تفاوت عمده بین فکر تخیلی بیماران روانی و فکر خلاق شخص سالم در این است که:
الف- بیمار روانی جلوی قوه تخیل خود را رها می کند و هرگز درصدد وارسی و تجدیدنظر تخیلات خود برنمی آید.
ب- شخص سالم، تفکر خلاق خود را محدود می سازد و فقط درباره موضوع معینی به ایده آرایی می پردازد و هر چند گاه یکبار ایده های خود را ارزشیابی می کند و فقط به دنبال ایده هایی می رود که او را آسانتر به هدف می رسانند.

خلاقیت

به یارى خلاقیت بود که انسان توانست پس از حدود 50 هزار سال غارنشینى، جریان تحولى را به راه اندازد که تمدن‏‌ساز شود. البته روند تحول قرن‏‌ها کند یا کم‏‌شتاب بود، ولى از دو سده‌ی پیش با اختراع روش علمی‌ و همگرایى دو موج بنیان‏‌کن انقلاب علمى و انقلاب صنعتى، تحول تمدن بشرى شتاب گرفت.

می‌‏توان نگاهى یک‏سویه به خلاقیت داشت و آن را مهم‏ترین موهبتى دانست که بشر را در مسیر تحولى پرشتاب و برگشت‌‏ناپذیر قرار داده است و با آهنگى تکامل‌‏یابنده به پیدایش چند دوره‌ی تمدنى منجر شده است؛ یا به‌‏عکس، خلاقیت را نفرینى برشمرد که مجازات انسان در برابر انتخابِ راهِ خوردن میوه دانایى و رانده شدن از آسایش جاودانه زندگى در بهشت باشد.

اما می‌‏توان خلاقیت را با نگاهى دوسویه نیز مورد تحلیل قرار داد؛ به این معنا که خلاقیت را استعداد و توانایی‌اى در انسان تعریف کرد که جامعه‌ی بشرى را در موقعیتى قرار داده است که به معناى واقعى کلمه مسئله‌‏آفرین است: هم موهبت و هم نفرین است؛ هم نجات‏‌بخش و هم دشوارساز است. در این مقاله، نگاهى دوسویه حاکم است و از چنین منظرى خلاقیت مورد بحث قرار می‌‏گیرد.

دستاوردهای  مادى خلاقیت‏

به یارى خلاقیت بود که انسان توانست پس از حدود 50 هزار سال غارنشینى، جریان تحولى را به راه اندازد که تمدن‏‌ساز شود. البته روند تحول قرن‏‌ها کند یا کم‏‌شتاب بود، ولى از دو سده‌ی پیش با اختراع روش علمی‌ و همگرایى دو موج بنیان‏‌کن انقلاب علمى و انقلاب صنعتى، تحول تمدن بشرى شتاب گرفت و تا بدان‏‌جا پیش رفت که امروز شتاب مهارناپذیر آن، دغدغه‌‏ها و نگرانی‌هایى جدى پدید آورده است. به‌ویژه در دهه‌های اخیر، دورنماى گسست‌هایى نوظهور در روندهاى تکاملى پدیده‏‌ها، به طرزى نگران‏‌کننده در افق آینده ظاهر شده است. متأسفانه، انسان نه تنها هنوز فهم درستى از این گسست‌ها ندارد، بلکه براى مواجهه با آن‏‌ها نیز چندان آماده نیست. از جمله، خلاقیت باعث شده است که انسان با فن‏‌آورى جریانى را به راه اندازد که نتیجه‌ی طبیعى آن پیدایش زیستگاهى درون طبیعت و مصنوع دست انسان است، زیستگاهى که به سرعت پیش‌‏رونده و به‌‏ظاهر مهارناپذیر است و در موارد بسیارى نه تنها از قوانین طبیعت پیروى نمی‌‏کند، بلکه اغلب بر ضد آن نیز عمل کرده است. علایم هشداردهنده‌ی توفان‏‌هاى نامنتظره و ویرانگر چند سال اخیر به ما می‌‏گویند، این تنها سکونت‌گاهمان ـ کره‌ی زمین ـ را نابخردانه اداره کرده‌‏ایم و آسیب‌‏هایى جدى به آن وارد ساخته‌‏ایم که جبران‏‌ناپذیر است. ما تعادل زیست‏‌بومى زمین را چنان برهم زده‏‌ایم که اکنون براى مقابله با این تهدیدها آماده نیستیم. افزون بر آن، هر چند به این حقیقت پی ‏برده‌‏ایم که انسان جزیى جدایی‌‏ناپذیر از طبیعت است و نبایستى در تقابل با آن یا به دور از آن سوداى زیستى متعادل داشته باشد، ولى خود را بیش از پیش اسیر زندگى در سپهرى کرده‌‏ایم که مصنوعى، غیرطبیعى و با عدم تعادل‏‌هاى بسیار همراه است.

خلاقیت انسان را در عرصه‌های علم و فن‌‏آورى براى بازگشایى رمز حیات و خواندن قوانین طبیعت در مقامى قرار داده است که تصور می‌‏کند می‌‏تواند افزون بر بازآفرینى (شبیه‌‏سازى) پاره‌‏اى از موجودات زنده، خودِ طبیعت را به صورت زیست‌‏بومى تحت سیطره‌ی خویش به‏‌طور مصنوعى بیافریند و از آن مهم‏تر، به طراحى خودِ زندگى و به بیانى دیگر به بازاندیشى در مهندسى حیات دست زند و کار را تا بدان‌‏جا پیش برد که خویشتن را در مقام «طراح هستى» بداند. پروژه‌ی «ژنوم»1 انسان، با خواندن رمز حیات و کشف کامل نقشه‌ی ژنتیکى انسان، وعده می‌‏دهد که هر نوع دستکارى در ساختار بیولوژیک ـ ژنتیک انسان میسر شده است. یافته‌های سایر دانشمندان نیز اندیشمندان را واداشته از عصر مابعد انسان (Post human era) سخن گویند. به راستى آیا ساختارهاى اجتماعى، فرهنگى، اخلاقى، حقوقى ما براى ورود به این عصر آماده‌‏اند؟

شکى نیست که خلاقیت انسان، محیط مادى زندگى او را دگرگون ساخته است. دستکاری‌‏هاى بشر در عرصه‌ی مادى، به‌ویژه در ژن و اطلاعات، امکانات حیرت‌‏انگیزى را براى دست‏یابى به رفاه مادى ـ آسایش ـ فراهم آورده است. اما امروزه، فقط بخش محدودى از جمعیت کره‌ی زمین در رفاه مادى به سر می‌برند. هنوز درصد قابل توجهى از مردم جهان دچار فقر مطلق‌‏اند و نیازهاى اساسى آنان به غذاى مناسب، آب سالم، سرپناه و خدمات درمانى و آموزش کافى تأمین نشده است.2 با وجود این، در مقایسه با قرن گذشته، تردیدى نیست که شرایط مادى زندگى بشر به‌‏طور کلى بهتر شده است.

همین دستکاری‌‏ها ـ دستکارى در ژن، ماده و اطلاعات ـ نوید می‌دهند که تا رسیدن به آرزوهاى دست‌نایافتنى زیبایى و سلامت تا حد کمال و عمر طولانى تا حد جاودانگى چیزى نمانده است. تحقیقات گسترده‌‏اى که در زمینه‌ی علوم زیستى از مهندسى ژنتیک تا ژنوم انسان و سلول‏‌هاى بنیادى، علوم و صنایع دارویى و زیبایى از یک سو و نانوتکنولوژى از سوى دیگر انجام شده یا در دست انجام است، هر روز یافته‌های تازه‌‏اى را ارائه می‌دهند که تکان‏‌دهنده و نویدبخش‌‏اند.

اما مشکل آن‏‌جاست که به‌‏رغم همه‌ی این دستاوردها و فراهم آمدن نسبى آسایش، انسان به دلایل گوناگون به آرزوى مهم دیگرش ـ آرامش ـ دست‌نیافته است. شاید این مهم‏ترین موضوعى باشد که در آینده، به دلیل اهمیتى که دارد، نیروى خلاق بشر را صرف خود کند. پاسخ‏‌گویى به این پرسش که چگونه می‌‏توان همگام با تأمین وسایل آسایش بشر، آرامش او را در محیط زیست به شدت تکنولوژیک‌‏شونده فراهم آورد سهل و ممتنع است. روند روبه‌‏رشد و بی‌‏وقفه‌ی تنوع و تکثر خواسته‌‏ها و نیازهاى انسان از یک سو و در آمیخته شدن سرنوشت همه‌ی ساکنان کره زمین از سوى دیگر، همراه با تجربه‌ی تلخ ناتوانى بشر در توزیع عادلانه و صحیح دستاوردها که درنتیجه‌ی رشد روزافزون نابرابری‌‏ها در دنیاى کوچک‌‏شده و شبکه‌ا‌ی‌شده و به‏‌شدت به‏‌هم وابسته‌ی امروز رخ داده، موجب شده است که این امر به مسئله‌ی غامض انسان عصر حاضر و انسان آینده تبدیل گردد.

خواسته‌های انسان امروزین حد و مرز ندارد. «بازار»، شاهرگ اقتصاد جهانى و پدیده‌‏اى است که حیات جوامع کنونى بدان وابسته است. با رشد مهارناپذیر و جنون‌‏آمیز خواسته‌های انسان، اهمیت و نقش بازار روزبه‏‌روز بیشتر رشد می‌‏کند که در نتیجه، زیرکانه و به اتکاى دانش و فن‏‌آورى پیشرفته‌ی روز، مدام سرگرم داغ نگاه داشتن تنور حرص و آز بشر است. بازار هردم نیاز تازه‏‌اى خلق می‌‏کند تا مصرف را دامن زند و خود را توسعه دهد.

از سوى دیگر، فن‏‌آوری‌‏هاى ارتباطى پیشرفته که چیزى نمانده است تا در دسترس نادارترین افراد و دورافتاده‌‏ترین جوامع نیز قرار گیرند، بدون شک در جوامع عقب‏‌مانده و توسعه‏‌نیافته باعث رشدآگاهى مردم و ایجاد شرایط مساعد براى توسعه و پیشرفتِ مادى و معنوى خواهند شد و هزاران کارکرد سازنده‌ی دیگر را نوید می‌‏دهند. اما در همان حال، رنج و درد و مصیبت و بحران و... را نیز هر کجا که وجود داشته باشد با سرعتى حیرت‏‌انگیز به مسئله‌ی مشترک همه‌ی انسان‏‌ها تبدیل می‌‏کند. همه‌ی این‏‌ها و بسیارى عوامل دیگر این نگرانى را پدید آورده‌‏اند که آیا دستاوردهاى علمى ـ تکنولوژیک معاصر به‌ویژه در عرصه‌ی ارتباطات و اطلاعات حیرت‏‌انگیز خلاقیت انسان، بر دوران سرخوشى و آسودگى خیال انسان که از زندگى ساده در فضاى امن «کنج خلوت» و بی‌‏خبرى از عالم برمی‌‏خاست، مُهر پایان‌زده است؟ البته، پرسش‏‌هاى فلسفى مهم عصر حاضر آن است که آیا انسان معاصر و انسان آینده در اصل خواهان چنین آرامشى هست یا نه و با چه قیمتى حاضر است آن را به‌دست آورد؟ و آیا در محیط دیجیتالی ‌‏شده‌ی زندگى امروز، می‌‏توان چنین فضاى امن، آسوده و کنج خلوتى را فراهم آورد؟ 


دستاوردهاى غیرمادى خلاقیت‏

دامنه‌ی خلاقیت انسان به عرصه‌ی «حیات مادى» محدود نمی‌‏شود، بلکه در عرصه غیرمادى نیز دستاوردهایى شگفت‌‏انگیز داشته است. انسان با آگاهى از خصلت اجتماعى خویش، اندیشه‌ی «سازمان» را آفرید و جریان بازآفرینى شکل و فلسفه‌ی وجودى و روح حاکم بر این پدیده مهم ـ سازمان ـ را به گونه‏‌اى هدایت کرد که بتواند پاسخ‏گوى پیچیدگى روزافزون امور و مسائل باشد. بدین‏‌ترتیب، همگام با سایر تحولات محیط مادى زندگى، انسان روند سلطه‌ی روزافزون سازمان را بر حیات فردى و اجتماعی‌‏اش تا آن‌جا پیش برده است که خود به «انسان سازمانى» تبدیل شده است؛ انسانى که بخش مهم زندگی‌‏اش در سازمان‏‌ها جریان دارد: از خانواده و مسجد و کلیسا و معبد تا سازمان‏‌هایى که در آن‏‌ها کار می‌‏کند و سازمان‏‌هایى که در آن‏‌ها اوقات فراغتش را سپرى می‌‏کند و... می‌‏توان ادعا کرد که تقریباً همه‌ی مسائل زندگى انسان امروز ـ از تولد تا مرگ ـ توسط سازمان‏‌ها و در آن‏‌ها حل‌وفصل می‌‏شوند. انسان امروزین بدون سازمان‏‌ها قادر به ادامه‌ی حیات نیست؛ به‌ویژه سازمان‌‏هایى که نیازهاى اختراع مهم دیگرش یعنى اقتصاد را تأمین می‌‏کنند. سازمان‏دهی زندگى انسان در عرصه‌ی مادى بدون اندیشه‌‏ها و سازوکارهاى اقتصادى امکان‌‏پذیر نبوده و نیست. امروزه، سازمان‏‌هاى اقتصادى ـ که نماد آن بنگاه اقتصادى است ـ سرنوشت انسان را رقم می‌‏زنند. طنز قضیه در این است که همین واقعیت ـ اسارت در چنبره‌ی سازمان‏‌ها به‌ویژه سازمان‏‌هاى اقتصادى ـ به مهم‏ترین معضل انسان امروز تبدیل شده است.

انسان به کمک توانایى خلاقیت خویش هر بار براى حل مسئله‌ای یا بهبود نقیصه‌ی، چیزى را خلق کرده که در آغاز راهگشا بوده ولى چندى بعد خود به معضل تبدیل شده است. البته، شکى نیست که جریان پرتوان و بی‌‏وقفه‌ی خلاقیت انسان همواره در کار است و اجازه نمی‌دهد که به‏‌رغم حضور معضلات جدى، یأس بر انسان حاکم شود. به یارى همین خلاقیت است که انسان خواهد توانست براى مسائلى که امروزه چون گره کور می‌نمایند، راه‌‏حل بیابد.

آفرینش اندیشه‌ی حکومت و حاکمیت و پدیدآوردن انواع و اَشکال سازمانى آن ـ از استبدادی‌ترین تا دموکراتیک‌‏ترین ـ و بازاندیشى مستمر در اصول و مفاهیم بنیادین آن، محصول خلاقیت انسان است، اما روند تحول آن از سرعت مناسب برخوردار نیست و در مقایسه با سایر عرصه‌‏ها تأخیر قابل ملاحظه‌ی دارد. از زمان خلق اندیشه‌ی دموکراسى تاکنون، به‏‌رغم بن‏ بست‌هاى مفهومى و بحران‏‌هاى وجودى آن، هنوز جایگزین بهترى براى دموکراسى خلق نشده است. شکل حکومت و کیفیت اداره‌ی سیاسى جامعه از آن نظر داراى اهمیت است که درواقع تعیین می‌‏کند جامعه چگونه سرمایه‌ها، منابع و به‌ویژه قدرت معنوى خود را که به صورت توانایى خلاقیت و نوآورى در مغز افراد جامعه نهفته است، کشف کند و شرایط لازم را براى پرورش آن‏‌ها فراهم آورد و در جهت بهبود کیفیت زندگى یکایک افراد جامعه و توسعه و پیشرفت همگان به کار اندازد. افزون بر آن، جامعه‌ای که از شکل مناسب حکومت برخوردار بوده و به خِرد حاکمیت نیز دست یافته باشد، می‌‏تواند سرمایه‌های معنوى، فکرى و دستاوردهاى جوامع دیگر را نیز در راه بهبود مستمر کیفیت زندگى مردم خود به کار اندازد. تنها در متن ساختارهاى دموکراتیک است که می‌‏توان از حکومت، انجام وظیفه‌‏اى را انتظار داشت که بسیار اخلاقى و خِردمندانه است و آن چیزى جز بهبود مستمر کیفیت زندگى مردم نیست؛ وگرنه در ساختارهاى غیردموکراتیک، نظام حکومت دغدغه‌‏اى غیر از حفظ و گسترش قدرت خویش ندارد.

اما زیباترین و درعین‌‏حال غامض‌‏ترین دستاوردِ غیرمادى خلاقیت بشر، فرهنگ است که براى سامان‏ده‌ى رابطه‌ی دوگانه انسان با هستى پدید آمده است. از یک‌‏سو، فرهنگ در خدمت برقرارى تعادل میان انسان با محیط بیرونى، یعنى ایجاد موازنه با فن‌‏آورى و طبیعت است و از سوى دیگر، می‌خواهد رابطه‌ی انسان را با دنیاى درون او ـ یعنى با خودش ـ تنظیم کند. این‌گونه است که فرهنگ، پیچیده‌‏ترین اختراع انسان، در کانون مثلثى قرار می‌گیرد که در رأس آن انسان و در انتهاى دو ضلع دیگرش، طبیعت و فن‏‌آورى قرار دارند. بدون فرهنگ، زندگى انسان در میانه‌ی اختراعاتِ نوظهور و مدام نو شونده‏اش و در رابطه با طبیعت و فن‏‌آورى، بی‌معنى و تهى می‌گردد؛ و از آن مهم‏تر، بدون آن قادر نخواهد بود به تعادلى پویا با کل هستى دست یابد، تعادلى برخاسته از تعریف روشن جایگاه انسان در هستى.

ساختار فرهنگ از عناصر مهمى چون تاریخ، زبان و دین ترکیب‌یافته است که هر یک به تنهایى یا در ترکیب با دیگرى، هویتِ انسان خارج شده از محیط طبیعى و اسکان‏‌یافته در محیط فن‏‌آورانه ـ سازمانى را که مصنوع خودِ اوست، شکل می‌‏دهند. حافظه‌ی تاریخى به انسان کمک می‌‏کند تا با آگاهى از مسیرى که از آغاز تا به امروز طى کرده است و با درک و تبیین عمیق رویدادها و واقعیت‌هاى گذشته، هویت خود را تعریف کند.

بدون زبان، تفکر، تخیل، تجسم و ادراک، توانایى انتزاع براى انسان میسر نمی‌‏شد. با توانایى انتزاع است که اندیشه خلق می‌‏شود و احساس ابراز می‌‏گردد. بدون اندیشه، دستکارى در طبیعت ممکن نبود و بدون ابراز احساس، هنر خلق نمی‌‏شد. بدین‏‌ترتیب، شاید بتوان خلاقیت مستمر به وجود آوردن زبان را منشأ مهم‏ترین تحول زندگى انسان دانست. افزون بر آن، بدون زبان، خودآگاهى شکل نمی‌‏گرفت. از طریق خودآگاهى است که انسان به زمانْ آگاهى دست‌یافته است: آگاهى از حضور خود در زمان تاریخى، محصول خودآگاهى انسان در متن گذشته است. با فهم تاریخى است که انسان نه تنها به اشتباه و خطاى گذشته خود پى می‌‏برد، بلکه براى دستاوردهاى آتى خود ـ خواه به صورت کشف باشد یا اختراع یا شناخت و معرفت علمى و غیرعلمى ـ بنیان نظرى و توجیه فلسفى فراهم می‌‏آورد. درواقع، نگاه تاریخى و فهم تاریخ قطب‏‌نمایى است که در حرکت به سوى آینده‌‏اى که جهت‌‏گیری‌‏هاى آن عالمانه و خردمندانه تعریف شده باشند، انحراف از مسیر را به حداقل می‌‏رساند.

بسیارى از تحولات پرشتاب کنونى محصول آگاهى انسان به حضور خویش در متن آینده است. آینده‌آگاهى از هنگامى در انسان ظاهر شد که براى نخستین ‌‏بار از آن‏چه در اختیار داشت ذخیره‏‌اى براى مصرف بعدى اندوخت و تا بدان‏‌جا پیش رفت که با اتکا به روش‌‏شناسی‌‏هاى کمّى و کیفى پیشرفته‌ی کنونى، زمینه‏‌ساز رقم زدن و شکل دادن به آینده شد. علم، آینده‏‌نگری‌‏اى است که با نگاه خوش‏بینانه و امیدبخش ادعا دارد که به اتکاى آن، می‌‏توان فرایند شکل‌‏گیرى امور را به گونه‌‏اى هدایت کرد که به سود جامعه‌ی بشرى باشند.

اما خودآگاهى در متن زمانِ حال است که زمینه را براى تأمل و بازاندیشى درباره‌ی کیفیت حضور در هستى و درست و نادرست بودن مسیرى که طى شده و جهت‏‌گیرى به سوى آینده و به بیان کلی‌‏تر، نقد وجودى انسان در متن گستره‌ی هستى چندکیهانى3 (multiverse) آماده می‌‏سازد. این همان خِرد انتقادى است که از ترکیب سه وجه زمان‌‏آگاهى: آگاهى به حال، گذشته و آینده حاصل می‌‏شود. بدون خِرد انتقادى، انسان چگونه می‌‏تواند در این هستى پرتلاطم و بحران‏‌خیز و توفانى، زندگىِ خود را سامان دهد؟

خلاقیت علمى، فن‏‌آورانه و هنرى‏

عنصر دیگرى که در فرهنگ وجود دارد و به گونه‌‏اى ژرف و پررمز و راز رابطه‌ی انسان را با هستى تعریف می‌‏کند، «هنر» است. هنر، پردامنه‏‌ترین و زیباترین تجلى خلاقیت انسان است. چیزى است که در سطحى عمیق و پرمعنا، رابطه‌ی انسان را با دنیاى درون و جهان بیرونى به گونه‏‌اى بیان می‌‏کند که به زندگى و درواقع، به هستى معنا می‌‏بخشد و رابطه‌ی انسان را با هستى در سطحى دیگر برقرار می‌‏کند.

هنر، همگام با فن‏‌آورى خلق شد، گاه با فن‌‏آورى و گاه علیه آن و انسان را در سفر پرفراز و نشیب و پررمز و راز «بودن» و «شدن» ـ در طبیعت یا بیرون از طبیعت ـ به عنوان مهم‏ترین ابزار خلق و بیان احساس و اندیشه و تجربه‌ی وجودى همراهى کرده است. بدون هنر، هستى انسان در محیط تکنولوژیک و طبیعى ـ هر دو ـ سرد و خالى از روح و حتى ناممکن می‌‏نماید.

امروزه، رابطه‌ی هنر، علم و تکنولوژى ـ سه برآیند تحول‌‏آفرین و تمدن‌سازِ خلاقیت انسان ـ رابطه‌‏اى همیارانه (symbiotic) است. هیچ کدام بدون دیگرى قادر به ادامه حیات نیستند. اگر خلاقیت را فرایندى بدانیم که در آن ایده‌ی جدید خلق می‌‏شود، پس می‌‏توان گفت که علم، تجلى عقلانى خلاقیت است و سازوکار آن بر اساس عقل و ابزار و روش هم علمى است. به کمک سازوکار تعقل و ابزار و روش علمى است که کشف، اختراع و به طور کلى شناخت علمى حاصل می‌‏شود. فن‌‏آورى، محصول فرایند نوآورى است و طى آن دستاوردهاى علمى به ابزار و روش‌‏ها و سامانه‌های کاربردى و عملى و اندیشه‌های کارساز تبدیل می‌‏شوند.

اما هنر، خلاقیت وجودى انسان و فراتر از عقلانیتِ علم و عمل‏‌گرایى تکنولوژى، به کار خلق مشغول است. اگر علم و تکنولوژى با عقل و شعور عقلانى و خِرد ابزارى انسان سروکار دارند، می‌‏توان گفت هنر از دل و روح و جان انسان برمی‌‏خیزد. بدین‌‏ترتیب، سرمنشأ خلاقیت علمى و تکنولوژیک، فعالیت‌هاى خودآگاه و ناخودآگاه عقلانى مغز انسان است، ولى خلاقیت هنرى بیشتر نه در عقل، بلکه در ژرفاى جان فعال می‌‏شود.

نکته‌ی مهم‏تر آن است که به‌‏رغم تفاوت‌هاى ساختارى، علم بدون فن‌‏آورى نمی‌‏تواند به رشد خود ادامه دهد و فن‌‏آورى نیز بدون بنیان علمى قابل تصور نیست ولى هر دوى آن‏‌ها، به‌ویژه فن‌‏آورى، براى حفظ و اشاعه‌ی دستاوردهاى خود به هنر نیاز دارند. از این مهم‏تر، هنر بسترى ذهنى فراهم می‌‏آورد که در آن ایده‌‏ها و اندیشه‌های لازم براى خلاقیت علمى و فن‏‌آورانه پدید می‌‏آیند. ادامه‌ی حیات هنر، خواه کلاسیک یا مدرن، به پدیده‌های علمى و تکنولوژیک و اساساً به دستاوردهاى علم و تکنولوژى بیش از پیش وابسته شده است. هر قدر پیشتر می‌‏رویم، رابطه‌ی میان آن‏ها تنگاتنگ‌‏تر و درآمیخته‏‌تر می‌‏شود تا آن‏جا که مرزبندی‌‏هاى متعارف میان علم، تکنولوژى و هنر روز به روز کم‏رنگ‌‏تر می‌‏گردد و از آن مهم‏تر، جداسازى قلمروى الزامات این سه دشوارتر می‌‏گردد؛ درست همان‏‌گونه که دیگر مرزبندى میان اقتصاد، فرهنگ و سیاست چندان آسان نیست. به معنایى دیگر، شناخت، تحلیل و راه‌‏حل‌‏یابى براى این پدیده‏‌ها با نگاه کاهش‌‏گرا (reductionist) و تک‏‌بُعدى راه به جایى نمی‌‏برد. تفکر یک‏پارچه‏‌نگر (integrative) و ترکیب‌‏گر و سامانه‌‏گرا، پارادایمى است که می‌‏تواند کنه پیچیده و ترکیبى این پدیده‌‏ها را بشکافد و به شناخت واقع‏‌بینانه دست یابد.

بدین‏‌ترتیب، شاید در یک جمع‏‌بندى کوتاه بتوان گفت که خلاقیت، انسان را در مسیرى قرار می‌‏دهد که بازگشت از آن نه ممکن و نه مطلوب است. رمز و راز قضیه در این است که خلاقیت نه تنها منشأ تحول زندگى بشر شده است، بلکه تحولاتى را پدید آورده است که به طرزى ژرف و شگفت‌‏انگیز قدرت، توانایى و دامنه‌ی خود خلاقیت انسان را نیز توسعه داده است. ماشین عظیمى به راه افتاده است که متوقف ساختن آن نه جایز و نه ممکن است، تنها می‌‏توان دو کار انجام داد: اول، ضمن جبران غفلت گذشته به منظور فراهم آوردن زمینه براى شکوفایى خلاقیت افراد در جوامع توسعه‏‌نیافته‌‏اى که ذخایر فکرى آنان دست‏‌نخورده مانده است، به خلاقیت‌ها جهت و معنا بخشید و دوم، استفاده از دستاوردهاى خلاقیت بشرى را در حوزه‌های راهبردى و سرنوشت‏‌ساز خردمندانه مدیریت کرد.

با نگاهى به وضعیت کنونى جوامع و کشورها، به‌ویژه بررسى نتایج رتبه‌‏بندی‌‏هایى که در زمینه‌های مختلف توسط سازمان‏‌هاى گوناگون انجام شده است، متوجه واقعیتى تکان‌‏دهنده می‌‏شویم و آن این‌که کشورهایى که در صدر رتبه‌بندی‌های علمى و تکنولوژیک قرار دارند، همان‏‌هایى هستند که در عرصه‌ی هنر نیز دستاوردهاى زیادى دارند.4 همه‌ی این کشورها از ساختارهاى حکومت دموکراتیک برخوردارند. به بیانى دیگر، در فهرست کشورهاى داراى بالاترین دستاورد علمى، تکنولوژیک و هنرى، اثرى از کشورهاى داراى نظام‌هاى حکومتى خودکامه و غیردموکراتیک دیده نمی‌‏شود. ازاین‏‌رو، به نظر می‌‏رسد که خلاقیت در این سه عرصه از قاعده‌ی مشابهى پیروى می‌‏کند. در نتیجه، پاسخ‏‌گویى به این پرسش‏‌ها بسیار مهم است: آیا میان رشد خلاقیت در معناى عام و دموکراسى رابطه‌‏اى وجود دارد، آیا نوعى همبستگى مثبت بالاى آمارى به چشم می‌‏خورد؟ اگر پاسخ مثبت است، علت چیست؟ در زیرساخت دموکراتیک حکومت چه چیزى نهفته است که خلاقیت را در عرصه‌های علمى، تکنولوژیک و هنرى شکوفا می‌‏سازد؟

نتیجه‏

از دید تحلیلى، خلاقیت در جایى شکوفا می‌‏شود که براى آن تقاضایى مؤثر وجود داشته باشد. در کشورهاى داراى نظام حکومت دموکراتیک، مردم از طریق نهادهاى منتخب در فرایند تعیین سرنوشت خود نقشى فعال ایفا می‌‏کنند. نهادهاى منتخب به نهادهایى گویند که اعضاى آن به نمایندگى از جانب مردم، از طریق انتخابات آزاد انتخاب می‌‏شوند. مجلس نمایندگان مردم نمونه‌ی بارزى از نهادهاى منتخب است. بدین‌‏ترتیب، انتخابات آزاد ویژگى مهم نظام دموکراتیک است. حکومت منتخب، براى بقاى خود چاره‌‏اى ندارد جز پاسخ‌‏گویى به خواسته‌های مردمى که آن را برگزیده و بدان مشروعیت بخشیده‏‌اند. در دنیاى پرتحول امروز، دولت‌ها و حکومت‌ها دایماً با مسائلى مواجه می‌‏شوند که براى حل آن‏‌ها باید راه‌‏حل جدیدى خلق کنند. این اصل در مورد همه‌ی مسائل سیاسى، اقتصادى، اجتماعى، فرهنگى، علمى و... صادق است. درواقع، در این جوامع خلاقیت به اهرم اصلى راه‏‌حل‌‏یابى تبدیل شده است و از این‏‌رو، براى آن تقاضاى مؤثر و رو به رشدى وجود دارد. نظام حکومت نیز این ضرورت را درک کرده است و خلاقیت را فضیلتى می‌‏داند که باید شرایط بروز و توسعه‌ی آن را فراهم سازد.

ویژگى ممتاز نظام دموکراتیک، آزادى بیان و تحمل انتقاد و مخالفت و ارزش قائل شدن براى تنوع و گوناگونى نیست، بلکه رشد خلاقیت، به‌ویژه خلاقیت هنرى است که در چنین فضایى به‏‌بار می‌‏نشیند و شکوفا می‌‏شود. از سوى دیگر، چون نظام دموکراتیک در برابر مطالبات مردم، به‌ویژه انتظار آنان براى برخوردارى از مواهب توسعه و پیشرفت و عقب نماندن از جهان پاسخ‌‏گوست، مجبور است جامعه را به گونه‌‏اى اداره کند و سازمان دهد که از کارآمدى و اثربخشى بالایى برخوردار باشد؛ بنابراین ناگزیر است به‏‌تدریج از الگوهاى ناکارآمد مدیریت بوروکراتیک دست بردارد و به سمت الگوهاى منعطف و پیشرفت‌ه‏اى گام بردارد که به بهترین وجه در بنگاه‌های اقتصادى، اثربخشى خود را به اثبات رسانده ‏اند. مهم‏ترین آسیب‏‌شناسى بوروکراسى، ایجاد فضایى است که نه تنها مشوق خلاقیت نیست، بلکه به عکس، آن را در نطفه از بین می‌‏برد. بدین‏‌ترتیب، خلاقیت‌ها، به‌ویژه خلاقیت هنرى، با برداشتن موانع بوروکراتیک شکوفا می‌‏شوند.

اما نظام‌هاى غیردموکراتیک بقاى خود را در حفظ وضع موجود و نه در همگامى با تحولات می‌‏دانند. در این نظام‌ها، حکومت از خلق پاسخ تازه براى مسائل نه تنها استقبال نمی‌‏کند، بلکه آن را تهدیدى براى بقاى خود می‌‏داند. بدین‏‌ترتیب، در جوامع داراى این‌گونه نظام‌هاى حکومتى، براى خلاقیت تقاضاى مؤثرى وجود ندارد و پاسخ‌های خلاق و افراد خلاق آشکارا یا پنهانى سرکوب می‌‏شوند.

البته شواهد نشان می‌‏دهد که مسئله پیچیده‌‏تر از آن است که با چنین سرکوب‏‌هایى حل شود. تاریخ پُر است از مثال‏‌هایى حاکى از آن که در شرایط سرکوب و اختناق حکومت‌هاى استبدادى، آثار برجسته و ماندگارى توسط افراد خلاق به‌ویژه در عرصه‌ی هنر خلق شده است. ولى به‌نظر می‌‏رسد که امروزه وضع تغییر کرده باشد، زیرا هم قاعده‌ی بازى تغییر کرده و هم شرایط محیطى دگرگون شده‌‏اند.

توسعه‌ی جوامع در ابعاد گوناگون بدون دست‏یابى به ظرفیت‌هاى علمى، تکنولوژیک و هنرى پیشرفته میسر نیست. این ظرفیت‌ها از طریق ایجاد فضاى مناسب براى شکوفایى خلاقیت‌ها، به‌ویژه در سرمایه‌های انسانى آینده یعنى کودکان و جوانان ساخته می‌‏شوند. در عرصه‌ی اقتصاد، سرمایه‌ی انسان خلاق از طریق کمک به کسب، حفظ و توسعه‌ی مزیت رقابتى، ثروت پایدار می‌‏آفریند. در عرصه‌ی سیاست، حاکمان و سیاست‏مداران خلاق براى مسائل پیچیده و پُرابهام و نوظهور راه‏‌حل‌‏هاى مناسب‌‏ترى برمی‌‏گزینند و در عرصه‌ی فرهنگ، مدیران و سیاست‏گذاران خلاق قدر و ارزش خلاقیت و سرمایه‌های خلاق خود را بهتر درک می‌‏کنند و شرایط بهترى براى رشد و توسعه‌ی آنان فراهم می‌‏آورند. نقطه‌ی مقابل این تحولات، پارادیم خودکامگى است که چنین ظرفیت‌هایى را قبول ندارد.

به‌هرحال، در جهان پیچیده و پرآشوب کنونى، بُرد با جامعه‌ای است که حاکمانش با تکیه بر سرمایه‌های انسانى امور را به‌‏گونه‌‏اى اداره کنند که افراد جامعه نه‏‌تنها در بحران‌‏ها کمتر آسیب ببینند، بلکه جامعه بتواند از فرصت‌هاى ایجادشده براى توسعه‌ی پایدار به نحوى شایسته استفاده کند. در چنین جامعه‌ای، فضایى پدید می‌‏آید که در آن سرمایه‌ی انسانى از جایگاه مهمى برخوردار می‌‏شود و شرایط براى رشد استعدادها و قابلیت‌ها کاملاً مهیا می‌‏گردد. بدین‌‏گونه، مسئله‌ی «فرار مغزها» جاى خود را به «جذب مغزها» خواهد داد.

می‌‏گویند جنگ واقعى کشورها در دهه‌های آینده نه بر سر انرژى خواهد بود و نه بر سر بازارها، بلکه جنگ واقعى براى سرمایه‌های انسانى است. ازاین‏‌رو، کشورها بیش از پیش به افرادى نیاز دارند که استعدادها و قابلیت‌هاى وجودی‌‏شان به گونه‏‌اى پرورش یافته باشد که از دانش، تخصص، مهارت و از همه مهم‏‌تر، توانایى تفکر خلاق به خوبى برخوردار باشند. آنان، این‌گونه افراد را هر کجا که باشند و به هر قیمتى که باشد، جذب خواهند کرد.

با نگاهى کلى، می‌توان گفت که امروزه جامعه‌ی بشرى بیش از همیشه به خلاقیت نیاز دارد. تأثیرگذارى بر روندهاى کلان جهانى و اصلاح اشتباهات گذشته‌ی جامعه‌ی بشرى و تصحیح مسیر، بدون خلاقیت محال است؛ اما خلاقیتى که به پاسخ خردمندانه بینجامد. ظرفیت خلاقیت بشرى تاکنون کمتر در راه تولید خِرد صرف شده است ولى اکنون باتوجه به ماهیت مسائل، لازم است به خلق خِرد بپردازیم. بدون خِرد دستاوردهاى علمى، فن‌‏آورانه و هنرى انسان به نیک‏‌بودى و خوش‏‌فرجامى و تأمین زندگی‌‏اى با کیفیت بهتر براى همه‌ی ساکنان زمین و رفع فقر و نابرابرى و بی‌‏عدالتى و پایان جنگ و امن کردن جهان و حل مشکلاتى که در اثر بی‌‏خِردى حاکمان پدید آمده است و از همه مهم‌‏تر، به بازگرداندن تعادل اکولوژیک ـ آنتولوژیک منجر نخواهد شد. تنها خِرد می‌‏تواند زنگار تلخ نفرین را از خلاقیت بزداید و آن را به موهبت واقعى بشر تبدیل کند.

را ه های پرورش خلاقیت

مقدمه

خلّاقیت در انسان یک پدیده چالش پذیر، پرتضاد و مجذوب کننده است. ارنست یونگ به پسر خود که تصویری از یک سبد پر از میوه کشیده بود گفت: پسرم تو در خور ستایش و تحسینی; چون به چیزی پرداخته ای که درخور همگان است. روزی تشنه چیزی خواهی بود که در دسترس نیست و آن گاه میوه هایی خواهی کشید که هیچ کس تا حال آن ها را نچشیده است و آن روز است که تنها خواهی بود.

در واقع، عامل خلّاقیت یکی از چندین عواملی است که در بستر مفهوم «زندگی اجتماعی» آدمی قابل طرح و بررسی بوده و به نوبه خود پیامدهای گوناگونی را نیز در برداشته است.

تعریف خلّاقیت
به طور کلی، ارائه تعریفی جامع، مانع و دقیق از خلّاقیت که شامل همه ابعاد و کنش های آن باشد، اگر غیرممکن نباشد، امری بسیار مشکل است. پس از سال ها مطالعه و پژوهش درباره خلّاقیت هنوز روان شناسان و متخصصان آموزش و پرورش نتوانسته اند تعریف جامعی که مورد قبول بیشتر دست اندرکاران باشد به دست دهند; زیرا افراد مختلف برداشت های متفاوتی از خلّاقیت داشته و بالطبع تعاریف متفاوتی از آن ارائه نموده اند. ریشه اصلی چنین اختلافاتی ناشی از ماهیت پیچیده و مرکب مغز و کنش های آن است.1

به نظر برخی روان شناسان، خلّاقیت ترکیبی است از قدرت ابتکار، انعطاف پذیری و حساسیت در برابر نظریاتی که یادگیرنده را قادر می سازد خارج از نتایج تفکر نامعقول به نتایج متفاوت و مولد بیندیشد که حاصل آن رضایت شخص و احتمالا خشنودی دیگران خواهد بود.2

متداول ترین برداشت از خلّاقیت عبارت است از اینکه فرد فکری نو و متفاوت ارائه دهد. خلّاقیت را می توان با تولید یا خلق اثر نو و متفاوت ارزیابی کرد، اما باید به خاطر داشت که هر خلاقیتی لزوماً منجر به تولید اثر قابل مشاهده نمی شود.

به هر حال، باید در مطالعه خلّاقیت به دو نکته مهم توجه داشت:

اول اینکه خلّاقیت می تواند خلق اشکال جدید یا صورت های جدیدی از ایده ها یا تولیدات کهنه باشد. در این صورت، عمدتاً فکرها و ایده های گذشته اساس خلّاقیت های تازه است.

دوم اینکه خلّاقیت امری است انحصاری و حاصل تلاش فردی و لزوماً یک موقعیت یا مسئله عمومی نیست. از این رو، ممکن است چیزی را خلق کند که پیشتر هیچ گونه سابقه ذهنی از آن نداشته باشد، اگرچه ممکن است آن چیز به صورت های مشابه یا کاملا یکسان قبلا توسط شخص دیگری و در موقعیت خاصی خلق شده باشد.

خلّاقیت مستلزم بهره گیری از نوع خاصی از جریان فکری است; چیزی که گیلفورد (Guilford) آن را تفکر واگرا3نامید. تفکر واگرا، تفکری است متفاوت از جریان های فکری موجود.

عوامل مؤثر در رشد خلّاقیت
ابتدا می توان این سؤال را طرح کرد: آیا امکان پرورش خلّاقیت وجود دارد؟ تورنس (Torranc) تحقیقی انجام داد که سؤال مزبور فرضیه آن را تشکیل می داد. بر اساس این تحقیق، تورنس نتیجه گیری می کند که می توان دسته ای از اصول را به کودکان یاد داد که به آن ها اجازه می دهد تعداد بسیار زیادی عقیده، آن هم عقایدی خیلی بهتر نسبت به زمانی که هیچ گونه تربیتی دراین مورد ندیده باشند، از خود ابراز دارند.4

بنابراین، در این مورد که خلّاقیت را می توان پرورش داد تردید وجود دارد. روان شناسان از مدت ها قبل این اعتقاد را که هر استعدادی را می توان با تمرین تربیت نمود و پرورش داد، پذیرفته اند.

 راجرز وجود شرایطی را برای پرورش خلّاقیت ضروری می داند. وی آن ها را تحت عنوان «شرایط درونی آفرینندگی» به شرح زیر بیان کرده است:

1. ایمنی روان شناختی
این مرحله را می توان به سه فرایند به هم پیوسته تقسیم کرد:

الف. پذیرش فرد به عنوان ارزش نامشروط. وقتی با فردی به گونه ای رفتار نماییم که نشان دهیم او در حقوق خود و در آشکار ساختن خویش ارزش دارد ـ صرف نظر از اینکه شرایط فعلی یا رفتار او چگونه است ـ در حال پرورش آفرینندگی هستیم.

ب. فراهم آوردن فضایی که در آن ارزشیابی بیرونی وجود ندارد. هنگامی که داوری های ما در مورد خودمان بر معیارهای بیرونی نباشد، ما داریم به پرورش آفرینندگی می پردازیم; جایی که فرد خویشتن خود را در فضایی می بیند که در آن مورد ارزشیابی قرار نمی گیرد و توسط معیارهای بیرونی اندازه گیری نمی شود. چنین فضایی بی اندازه آزادکننده و فراهم کننده خلّاقیت است.

ج. فهم همدلانه: فهم همدلانه همراه با دو مورد ذکر شده، غایت ایمنی روانی را فراهم می آورد و این شالوده ای برای پرورش آفرینندگی است.

2. آزادی روان شناختی
هنگامی که به فردی اجازه کامل آشکارسازی نمادین را می دهیم آفرینندگی پرورش می یابد. آزادی روان شناختی به فرد امکان می دهد تا درباره ژرف ترین بخش خویشتن خود بیندیشد، احساس کند و همان باشد. این امر ادراک های مفاهیم و معانی را که در بخشی از آفرینندگی به شمار می روند پرورش می دهد.6

برخی دیگر از روش های پرورش خلّاقیت عبارتند از: بازیابی های فکری، حل معما و جدول، سرگرمی ها و هنرهای زیبا، نویسندگی به عنوان یک تمرین خلّاقیت، تمرین در حل خلاق مسائل، و مطالعه. چنان که بیکن، فیلسوف و نویسنده انگلیسی قرن 16، اظهار داشته است، مطالعه انسان را کامل و قدرت تصور را تغذیه می کند، لیکن برای آنکه از مطالعه حداکثر استفاده را ببریم باید مطالب مناسبی برای مطالعه انتخاب کنیم.7

الگوهای پرورش خلّاقیت

1. جستجوی عدم شباهت ها
مثلا پس از ایجاد یک ایده محتمل، به جستجوی جایگزینی هایی بپردازیم که منطقی هستند، اما با ایده اول فرق دارند و یا حتی متناقض اند.

2. پیش بینی کردن (مطلوب اندیشی)
بسیاری اوقات ما از فرضیات معین بی اطلاعیم و یا نمی خواهیم بپذیریم که این فرضیات ممکن است به طور تدریجی رفتار و افکار ما را بدون آگاهی خود هدایت کنند. یکی از راه های روشن کردن این فرضیه ها تمرینِ وادار کردن افراد به پیشگویی کردن است که نوعی آزمایش در فکر است.

3. جستجوی نقد دیگران
راه دیگر برای تشخیص فرضیات نادرست، درخواست از دیگران برای انتقاد از ایده های ماست. بسیاری از مردم از چنین چیزی گریزانند. برخی آن را می پذیرند و برخی با روبه رو شدن با آن دفاعی برخورد می کنند.

4. تحلیل مسائل در جزئیات
هدف این است که ایده های خود را به اجزای ترکیب کننده آن ها خرد نماییم و بدین سان، خود را از قید فرضیات محدودکننده متنوع رها سازیم. این راهبرد به توجه کردن به کنش ها و مایه هایی که نوعاً با اشیا همراه نیستند توجه دارد. مثلا، در رابطه با کاربردهای متنوع یک تکه آجر می توان به ویژگی هایی همچون رنگ، وزن، سنگینی، شکل و اینکه دارای منافذی است و الکتریسیته را منتقل نمی کند، اشاره نمود.

5. استفاده از تمثیل
این مورد نیز تفکر خلاق را تسهیل می کند. تمثیل نقش کلیدی در تحول علم و فنّاوری داشته است; مثل اختراع چاپ توسط گوتنبرگ، که بر اساس شبیه سازی بود.

6. استفاده از موقعیت گروهی برای افزایش تولید ایده های خلاق
یکی از مهم ترین ویژگی های چنین جلساتی این است که آزمودنی ها باید با نگرش کاملا دوستانه و باز با پیشنهادات انطباق پیدا کنند. در چنین جلساتی ایده های تند تشویق می شوند.

7. توقف کار روی مسئله برای مدتی و سپس بازگشت به آن
این همان عملی است که موجب می گردد افراد گاهی احساس کنند پس از مدتی کار روی مسئله و موفق نشدن، فکرشان متوقف می شود. این امر صرفاً خستگی ذهنی نیست. فرد کار را کنار می گذارد; چون مرتب همان پاسخ های قدیمی به ذهنش می آیند. از این رو، نیاز دارد که ذهنش شکسته شود. در این فاصله ممکن است بخوابد، رمان بخواند، به مسافرت برود، یا هر کار دیگری را انجام دهد.

8. تلاش برای ارتباط
به منظور گسترش ایده های خلاق، باید به برقراری ارتباط ایده ها پرداخت. این امر می تواند به صورت نوشتاری صورت پذیرد; زیرا زبان نوشتاری در طول زمان باقی می ماند و می تواند با ارزیابی شدیدتری موردنظر قرار گیرد. از سوی دیگر، قرار دادن ایده ها در معرض و دسترس دیگران به ما فرصت می دهد تا مجدداً به آن ها نظر بیندازیم و دقایقی آن ها را ارزیابی کنیم. امر ارزیابی سبب می شود تا ایده هایمان را روشن تر و مشخص تر تعریف کنیم.

در مورد خلّاقیت، الگویی برای آموزش در کلاس ارائه شده است. این الگو شامل سه بعد است: موضوعات درسی، روش های تدریس و مهارت های تفکر واگرا و مولد. این الگو خلأ بین یادگیری شناختی و عاطفی را پر می کند.8

از جمله سبک های ارائه شده در گستره موضوعات درسی می توان به این موارد اشاره کرد: استفاده از مغایرت ها، استفاده از تمثیل، توجه دادن به کمبودهای موجود در دانش، تقویت تفکر درباره امکانات و احتمالات، استفاده از سؤالات محرک با استفاده از روش فهرست صفات، تقویت تفکر ابتکاری، طراحی جستجوگری، توجه دادن به اهمیت تفسیر و... .

سندرز وسندرز در کتاب آموزش خلّاقیت از طریق استعاره تأکید می کنند که برای پرورش خلّاقیت باید به کودکان و نوجوانان امکان تفکر واگرا داده شود و آنان را از انجام فعالیت های کلیشه ای و قالبی برحذر داشت. این پژوهندگان مانند بسیاری دیگر به تفاوت کارکرد بخش راست و چپ مغز اشاره می کنند و معتقدند که نیمکره چپ، عموماً مسئول تفکر همگراست. آن ها اشاره می کنند که بخش راست مغز آن دسته از فعالیت هایی را تولید، کنترل و اداره می کند که در دسته تفکر واگرا قرار دارد. این افراد معتقدند که نظام آموزش حاکم در همه کشورها صرفاً به پرورش بخش چپ مغز می پردازند.

یکی از راه های پرورش خلّاقیت، افزایش اعتماد به نفس است. هرقدر اعتماد به نفس افزایش یابد خلّاقیت نیز افزایش می یابد.9

زمینه‌های شکوفایی خلّاقیت
عوامل متعددی در رشد خلّاقیت کودکان مؤثرند. بدون شک خانواده مهم ترین نقش را در کنترل و هدایت تخیّل و ظهور خلّاقیت ها دارد. زمینه رشد خلّاقیت کودکان با فراهم نمودن فرصت های لازم برای سؤال کردن، کنجکاوی و کشف محیط پدید می آید. مهم ترین آفت خلّاقیت های ذهن تهدید و تنبیه های فکری می باشد. بچه های خلاق نیاز به آرامش روانی، اطمینان خاطر و اعتماد به نفس قوی دارند.10

دومین عامل بسیار مهم مدرسه است. مدرسه نقش مهمی در شکوفایی خلّاقیت های کودکان دارد. سن وارد شدن به مدرسه سن بسیار حساسی است. عواملی نظیر تکالیف زیاد، حفظ کردن مطالب، داشتن انتظارات یکسان از تمام دانش آموزان و توجه نداشتن به تفاوت های فردی با وجود کلاس های پرجمعیت، و سرانجام، عدم شناخت ویژگی های کودکان خلاق، قدرت خلاقیت کودکان (بخصوص در سنین 8 تا 10 سالگی) را کاهش می دهد. زمانی که کودک مجبور می شود با معیارهای مدرسه سازگار شود و به ناچار از رفتار هم سن و سالان خود پیروی کند، خلّاقیت های او کمتر می شود.11

استرنبرگ و ویلیافر پیشنهادهای ذیل را برای تربیت خلاق دانش آموزان ارائه کرده اند:

ـ شاگردان را به ارائه تعریف مسئله و تعریف مجدد از آن تشویق کنید.

ـ افراد را تشویق کنید تا ایده های فراوان تولید کنند.

ـ دانش آموزان را به خاطر سؤال هایی که در ذهنشان شکل می گیرد تشویق کنید.

ـ تشخیص موانع و تلاش برای فایق آمدن بر آن ها را به شاگردان آموزش دهید.

ـ حساس بودن به محرک های محیطی و پیگیری آن ها را تشویق کنید.

ـ شاگردان را ترغیب کنید تا از زاویه دیدهای گوناگون به مسائل نگاه کرده، تصورات ذهنی مختلف را در ذهنشان ایجاد کنند.

برخی از پژوهشگران نیز شیوه تفکر سقراطی دیالکتیکی را خاطرنشان ساخته اند که این روش سه مرحله دارد:

گام اول. طرح پرسش های منظم;

گام دوم. سودجویی از روش;

گام سوم: دستیابی به یک تعریف کلی.12

بوومن و روتر درباره تأثیر بازی های الکترونیکی در افزایش خلّاقیت کودکان و نوجوانان مواردی را پیشنهاد می کنند که بر میزان توانمندی کودکان در حل مسائل می افزایند:

1. بازی‌های جور کردنی: در این بازی ها کودکان می توانند انواع چهره های گوناگون، بدن ها، پاها و... که رایانه در اختیار آن ها قرار می دهد انتخاب کرده، با جور کردن دلخواه آن ها به تهیه چهره های مورد علاقه خودشان بپردازند.

2. چهره آرایی: در این بازی ها، بازیگران می توانند به انتخاب قسمت های مختلف یک چهره مانند مو، چشم، سبیل، ریش و حتی مواردی مانند عینک که به صورت افزوده می شود دست بزنند. علاوه بر این، بازیگران از این امکان برخوردارند که رنگ های مختلفی را برای موارد پیش گفته شده در نظر گرفته، آن ها را با توجه به رنگ دلخواهشان طراحی کنند.

3. نطق‌های بدون نوشته: در این بازی ها کودکان می توانند دست به جایگزین کلمات و ارائه موضوع های جدید در داستان هایی که روی حافظه رایانه وجود دارند بزنند. در سطحی فراتر از این، آن ها می توانند با تعریف داستان دلخواهشان برای رایانه نسبت به ثبت آن اقدام کرده و به این ترتیب، اثر جدیدی خلق کنند.

4. فیلم های کوتاه: در این بازی ها، بازیگران با کشیدن تصاویری، دست به تهیه یک فیلم متحرک می زنند.

5. موسیقی: در بازی رایانه ای با نت های موسیقی، بازیگران این امکان عمل را می یابند که در نت های موسیقی که روی حافظه رایانه ثبت شده است تغییرات دلخواهشان را پدید آورند.

نوشتن خلاق
برخی از نظریه پردازان خلّاقیت، بر نگارش خلاق به عنوان روشی که به افزایش خلّاقیت آزمودنی ها می انجامد تأکید کرده اند. دقیتون نوشتن خلاق را به شرح زیر تعریف می کند: نگارش خلاق به متنی اطلاق می شود که فرد در آن به طرح ابعاد عاطفی و هیجان پر لطف و زیبای موردنظرش بپردازد، بدون آنکه برای پردازش پندارها و تصورات خودش مجبور به نادیده انگاشتن واقعیات شده یا منطق را به کناری وانهد.

کوچ (1997) در مقاله ای با عنوان «درها را بگشایید، ابراز وجودتان سد راه است»، برای تربیت خلاق شاگردان توصیه می کند آن ها در جریان نگارششان متن موردنظر را در اوج هیجان ممکن تهیه کرده و در جریان آن، به بیان عواطف و احساساتشان بپردازند و در این راه هیچ محدودیتی برای خودشان قایل نشوند.

تورنس یادآور می شود از آنجا که شاگردان ابتدایی علاقه وافری به نوشتن نشان می دهند، اولیای مدارس می توانند از انگیزه مزبور سود جسته، شاگردان کلاس های سوم تا ششم را به سمت تهیه روزنامه دیواری در مدرسه سوق دهند.14

در این روش، ارائه تکالیفی با عناوین آزاد، تکمیل داستان هایی که قسمت هایی از آن ها حذف شده اند، مسابقه یافتن لغات مترادف پیشنهاد شده است. واجنریب (1998) در روش حذف کلمات خویش پیشنهاد می کند که متن کوتاهی را می توان با سرعت متوسطی برای دانش آموزان کلاس قرائت کرد و در حین خواندن، برخی از کلمات آن را حذف کرد و به جای آن نقطه گذاشت. سپس دانش آموزان را به گروه های کوچکی تقسیم کرد و از آن ها خواست تا به بازنویسی کامل داستانی که شنیده اند بپردازند.

اسبورن پیشنهاد مسابقه گذاشتن بین شاگردان برای یافتن لغات مترادف را ارائه کرده است. این مسابقه با یافتن کلمات مترادف عینی شروع شده، به یافتن کلمات مترادف غیرعینی و ذهنی می انجامد که کار دشوار و خلاقی بوده، مستلزم حرف آفرینندگی بسیاری است.

کوریل و نابولیلو (1996) پیشنهاد می کنند که به ارائه تصاویری مبهم به شاگردان بپردازند، سپس آن ها را به تهیه متنی خلاق بر مبنای آنچه مشاهده کرده اند، وادارند.

پست من در دو مقاله با عناوین «سکوت» و «رؤیاهای حیوانات» از کودکان می خواهد تا به صدای سکوت گوش فرا داده، سپس در مورد آنچه به ذهنشان خطور می کند شعر بگویند. نویسنده یادآور می شود کودک با گوش دادن به صدای خاموش ناگهان خود را با انبوهی از صداهای برآمده از جهان مواجه می بیند که وی را هدف قرار داده و به سوی او رو کرده اند.

او همچنین از کودکان می خواهد تا برای تهیه متنی خلاق به رؤیاهایی که حیوانات در جریان خوابشان می بینند فکر کرده، آنچه که در این رابطه به ذهنشان خطور می کند به شعر درآورند.

بارش مغزی
دکتر اسبورن چهار قاعده اساسی را برای روش بارش فکری ارائه کرده است. این روش ها عبارتند از: 

1. ممنوعیت انتقاد; 2. آزادی ارائه ایده ها; 3. مطلوبیت کمیت; 4. مطلوبیت ترکیب ایده ها.15

اسبورن به نقل از آرنولد می نویسد: بارش مغزی به این دلیل با موفقیت روبه رو شده است که در آن، محیط ایده آلی برای ابراز آزادانه شخصیت وجود دارد; به این معنا که در بارش فکری، محیطی که حاوی امنیت و آزادی روانی است پدید می آید. در چنین محیطی ارزیابی بیرونی از بین رفته، فرد ترسی از تمسخر دیگران نخواهد داشت. من قانع شده ام که امکان دارد یک فرد نیز بتواند یک گروه یورش فکری تشکیل بدهد که خودش تنها عضو آن باشد.

برخی از مردم نیاز به یک گروه دارند که در آن ها جرقه ای ایجاد کند و آنان را به تدبیر یک فهرست طولانی از راه های مختلف برای حل یک مسئله وادارد، در صورتی که خود گروه ممکن است مستقیماً در این زمینه کمکی به آن ها نکند.

مطالعه خلاق
برخی از نظریه پردازان خلّاقیت با اعتقاد به اینکه امکان آموزش خلّاقیت وجود دارد درصدد برآمده اند تا روحیه ای فعال، جستجوگر، انعطاف پذیر، پرشور و هیجان زده را در جریان مطالعه ایجاد کنند تا مطالعه به خواندن خلاق و آفریننده بدل شده، متضمن افزایش خلّاقیت خوانندگان باشد.

یکی از روش های ساده که برای مطالعه خلاق پیشنهاد شده این است که از خواننده خواسته شود در جریان مطالعه از خود بپرسد: مؤلف چه می گوید، از آنچه که مؤلف می گوید چگونه و در کجا می توان سود جست؟ بدین سان، خواننده به جای پیش گرفتن سبک مطالعه منفعل و صحنه های گوناگون، عرصه وسیعی برای جولان تخیلات خود پدید می آورد. از این رو، زیتلو پیشنهاد می کند که جوانان به مطالعه ادبیات تشویق شوند تا به این ترتیب، از مواهب آن، که به افزایش خلّاقیت آنان می انجامد، بهره مند گردد.16

تورنس به افراد بزرگسالی که برای کودکان کتاب می خوانند توصیه می کند داستان را به گونه ای بخوانند که گویی داستان در حال وقوع است.

به عبارت دیگر، بچه ها باید آنچه را که می شنوند با قدرت تصورشان بازسازی کرده، خود را در فضای عاطفی داستان قرار دهند و سعی کنند عیناً تصاویر و پندارها، صداها و رایحه های توصیف شده و نشده را احساس کنند.17

رسانه‌های جمعی، بخصوص تلویزیون، بیشترین نقش را در چگونگی پرورش تخیّل و شکوفایی خلّاقیت به عهده دارند. هر آنچه تفکر کودکان و نوجوانان خلاق را می سازد، قدرت تخیّل، رهایی از کمبودهای فکری و فراهم بودن محرک های حسی و ارائه اطلاعات جدید به آن هاست. همواره باید تلاش شود که خلّاقیت های بالقوّه کودکان و نوجوانان شناخته شود.

ویژگی‌های شخصیتی افراد خلاق
به دلیل اهمیتی که افراد مبتکر، مبدع و آفریننده در پیشرفت جوامع دارند، از شناخت ویژگی های شخصیتی آن ها مهم می باشد. در این زمینه ابتدا باید چند سؤال مطرح نماییم:

1. چه ویژگی هایی این افراد را از سایر مردم متفاوت می سازد؟

2. چه عواملی رشد چنین ویژگی هایی را تحت تأثیر قرار می دهند؟18

3. آیا خلّاقیت سبب پیدایش ویژگی های خاصی در افراد خلاق می شود یا صاحبان این ویژگی ها می توانند خلاق باشند؟ برای این سؤال پاسخ قطعی به دست نیامده است، ولی برخی معتقدند که در هر دو جنبه لازم و ملزوم یکدیگرند.19

پیش از اینکه به استنباط یافته های گوناگون بپردازیم، نتایج مطالعه تورنس در مورد خلّاقیت و استعداد علمی را ذکر می نماییم.

تورنس نتیجه می گیرد که معلمان طرفدار کودکانی هستند که بهره هوشی بالایی دارند ولی در خلّاقیت ضعیف هستند. بر طبق این مطالعه، کودک خلاق (نمونه) چنین تعریف می شود:

او در مدرسه به هر طرف سرک می کشد، از یاد گرفتن (و نه ضرورتاً در مدرسه) لذت می برد، اهل تخیّل و کشف و شهود است، انعطاف پذیر، کاوشگر و به مسائل حساس است.20

رابطه بین خلّاقیت و ویژگی های شخصیتی را می توان از زمان افلاطون مورد بررسی قرار داد. وی در کتاب جمهوریت، گزینش کودکان پراستعداد را تجویز نمود.

معروف‌ترین تحقیق تطبیقی که درباره ارتباط ویژگی های فردی و خلّاقیت انجام گرفت متعلق به ترمن (Terman) است. ترمن از طریق آزمون های خود گزارشی و رتبه بندی های والدین و مربیان نشان داد که نوجوانان خلاق سازگاری روانی ـ اجتماعی بالاتر از حد متوسط به خود نسبت می دهند.

بر اساس تحقیقات والاچ (Vallach)، دالاس (Dallas) و گایر (Gaier) (1970) مشخص شد که خلّاقیت به ویژگی های شخصیت و به میزان کمتر، به برخی ویژگی هایی که تا حدی سازگار و دراز مدت به نظر می رسند مربوط می شود.21

کودکان خلاق دارای ویژگی های زیر هستند:

1. قابلیت انعطاف; 2. حساسیت; 3. تحمّل; 4. احساس مسئولیت; 5. احساس همدلی; 6. استقلال; 7. خودپنداری مثبت; 8. نیاز به تماس های اجتماعی; 9. علاقه به پیشرفت.

اشتاین (1974) مطالعات انجام شده درباره ویژگی های افراد آفریننده را مورد بررسی قرار داد و به این نتیجه رسید که افراد آفریننده دارای ویژگی های زیر هستند:

1. انگیزه پیشرفت بالا; 2. کنجکاوی فراوان; 3. علاقه مندی زیاد به نظم و ترتیب در کارها; 4. قدرت ابراز وجود، خودکفایی; 5. شخصیت غیرمتعارف غیررسمی و کامروا; 6. پشتکار و انضباط در کارها; 7. استقلال; 8. طرز تفکر اقتصادی; 9. انگیزه های زیاد و دانش وسیع; 10. اشتیاق و احساس سرشار; 11. زیباپسندی و علاقه مندی به آثار هنری; 12. تفکر شهودی; 13. علاقه کم به روابط اجتماعی و حساسیت زیاد; 14. قدرت تأثیرگذاری بر دیگران.22

پژوهشگران در بررسی ویژگی های افراد خلاق به ویژگی های شخصیتی در آن ها دست یافته اند. براساس بررسی تیلر و پارون، ویژگی های مهم زیر نیمرخ روانی فرد خلاق را نمایان می سازند:

1. افکار و اعمال مستقل است و اگر فعالیت ها و ارزش های گروه با انتخاب های شخصی وی مطابق نباشد خود را تابع ارزش های گروه قرار نمی دهد.

2. گرایش دارد که در برداشت های خود از زندگی، کمتر جزئی نگر باشد.

3. به جنبه های بی اساس یا غیرمنطقی رفتار خود اذعان دارد.

4. پیچیدگی و تازگی را بر سادگی و شناخته شدگی ترجیح می دهد.

5. طنز را می پسندد و از شوخ طبعی و ظرافت ذهنی برخوردار است.

پور کینزی (Porkinsy) استاد دانشگاه هاروارد، با بررسی اطلاعات آزمایشگاهی و مطالعه زندگی نامه افراد خلاق نظریه «الگوی برف دانه ای خلّاقیت»23 را مطرح کرده است. الگوی پورکینزی شش خصیصه روان شناختی مرتبط و در عین حال، متمایز را، که در افراد خلاق وجود دارد، در برمی گیرد.

وی می گوید: ممکن است افراد خلاق هر شش خصیصه را با هم نداشته باشند، اما ظاهراً هر کس تعداد بیشتری از این ویژگی ها را داشته باشد، خلاق تر است:

1. علاقه وافر به نظم: یعنی میل شدید به سادگی و ایجاد نظم و معنا بخشیدن به آنچه که ظاهراً آشفته و نابسامان است.

2. طرح مسئله: افراد خلاق با مطرح کردن سؤال درست و جستجوی مسئله درست می توانند حد و مرز رشته تخصصی خود را بشناسند و به امکان یا عدم امکان گسترش آن پی ببرند.

3. فعالیت ذهنی: فعالیت ذهنی به افراد خلاق مجال می دهد نسبت به مسائل دیدی تازه و نگرش نوین بیابند. افراد خلاق برای رسیدن به نتیجه، نکات متضاد و متناقض را با هم در نظر می گیرند. آن ها غالباً در چهارچوب قیاس می اندیشند و در حقیقت، با فرضیه های موجود مبارزه می کنند.

4. بی باکی وعلاقه به انجام کارهایی که با ریسک توأم است.

5. عینیت گرایی: اگر این ویژگی نباشد، افراد خلاق جهانی برای خود می سازند که حقیقتی ندارد.

6. انگیزه درونی: افراد خلاق کارها را به خاطر لذت و رضایت بخشی انجام می دهند و تلاشی را که برای انجام آن می کنند، دوست دارند.24

براساس تحقیقات روان شناسان انستیتوی ارزیابی و تحقیق دانشگاه کالیفرنیا در برکلی، از هنرمندان، تاجران، نویسندگان، ریاضی دانان، دانشمندان، معماران و... خواسته شد که خلاق ترین همکاران خود را معرفی کنند. سپس افراد بسیار خلاق در مرکزی مورد مشاهده، درجه بندی و مصاحبه قرار گرفتند. از نظر شخصیتی و عاطفی افراد خلاق با بیاناتی همچون مخترع، دلیر، روشن فکر، ماهر، منحصر به فرد، پریشان حواس و پیچیده توصیف شدند. طبق این تحقیق، مشخص شد که افراد مذکور نیازهایی هم در رابطه با سازمان یافتگی دنیا و هم خود بر ساخت تجاربشان دارند. به طور غیرمعمول هنرمندان خلاق تمایل دارند که مقدار زیادی از وقت خود را صرف جستجو و تعریف مسائل نمایند. اصرار و کوشش بر سادگی و بی آلایشی و باقی ماندن بر احساساتی که به طور طبیعی پایمال می شوند به طور برجسته در تحصیل این افراد دیده می شوند.25

به نظر کاکس هنرمندان درجه بالایی از زیبایی شناسی، گرایش به برتری جویی، اعتقاد به خودابتکاری بودن اندیشه ها و توانایی برای کوشش در دستیابی به هدف های دور از دسترس را دارا هستند.

مطالعه در احوال دانشمندان و هنرمندانی که دستاوردهای اصیل و مهمی در رشته هایشان داشته اند نشان می دهد که عوامل شخصیتی نظیر استقلال در قضاوت، برخورداری از انگیزه پیشرفت، ابتکار عمل و بردباری در برابر اتهامات از جمله شرایط مهم در دستیابی به کشفیات خلاق هستند.26

لازم به ذکر است که صاحب نظران توافق کاملی درباره ویژگی های ثابت افراد خلاق ندارند. در یک بررسی تردیف و استرن برگ (Tradif & Sternberg) نظر صاحب نظران را درباره ویژگی های افراد خلاق گردآوری کردند. در این بررسی، نظر شانزده صاحب نظر بررسی شد که به ترتیب تأکیدهای بیشتری که دانشمندان روی آن ها داشته اند در سطوح زیر می آید:

1. استفاده از دانش موجود به عنوان پایه برای ایده های جدید;

2. خلّاقیت در یک زمینه بخصوص;

3. هوشیاری نسبت به نوآوری و شکافتن دانش;

4. تصمیم گیری های انعطاف پذیر و ماهرانه;

5. تفکر استعاره ای و مجازی;

6. اصالت فکر.

کلنیون در پژوهشی، ویژگی های شخصیتی 40 نفر از خلاق ترین معماران ایالات متحده را مورد بررسی قرار داد. یافته های گروه نمونه با یافته های به دست آمده از دو گروه کنترل مقایسه شد. برای انجام پژوهش مزبور از تست بررسی ارزش ها و پرسشنامه شخصیتی می سه سوتا (MMPI) و سیاهه شخصیتی کالیفرنیا (CPI) استفاده گردید. کلنیون چندین ویژگی شخصیتی را در بین آن ها مورد مقایسه قرار داد; مثلا، در بررسی ارزش ها افراد گروه خلاق در مقابل معیار اقتصادی نمره کمی کسب کردند، ولی در معیار زیبایی شناسی نمره بالایی به دست آوردند.در آزمون CPI و MMPI معماران خلاق در مقیاس زنانگی نمره بسیار بالایی آوردند.

دلیل این امر نیز این است که هرچه شخص خلاق تر باشد، با صراحت بیشتری احساسات و هیجان های خود را بیان می کند و دارای علایق بی شماری است که به عنوان یک ویژگی زنانه تلقّی می شود.

در مقیاس دیگر نشان داده شده است که حس تشخیص فرد خلاق و پیچیدگی ویژگی بارزی است. آن ها در یک مقیاس هنری، طرح های پیچیده و غیرمتعادل را برمی گزیدند.

نلر ویژگی هایی از قبیل هوش، آگاهی، تسلط، انعطاف پذیری، ابتکار، شک گرایی، بازیگوشی فکری، شوخ طبعی، پایداری، بسط و گسترش، اعتماد به نفس، و ناهمنوایی را به عنوان ویژگی های خلاق شناساسی و تشریح نموده است.27

تورنس موضوعاتی از قبیل جرئت داشتن در مورد اعتقادهای شخصی، استقلال در قضاوت، بی علاقگی نسبت به پذیرش قضاوت اولیای امور و برخی خصیصه های دیگر را، که از ویژگی های کودک خلّاق به شمار می آورد، مطرح نموده است.28

در تحقیقی دیگر، معلوم شد تصور و ادراک فرد خلاق از خود در نوجوانان پایین تر از دانشجویان کالج بود و آزمودنی ها ویژگی هایی از قبیل حساسیت محیطی، هوش، فردیت، استعداد هنری و ابتکار از خود نشان دادند; همین طور که دارای پذیرش بالایی از خود و انرژی زیاد متّکی بر تفکر شهودی بودند.29

در تحقیقی دیگر، خلّاقیت و همرنگی مورد بررسی قرار گرفت و به این نتیجه رسیدند که افراد خلاق به استقلال و خودمختاری گرایش دارند. افرادی که عزّت نفس بیشتر دارند کمتر به فشار گروه تن درمی دهند.

پی‌نوشت‌ها:
1ـ ر.ک: حشمت الملوک امینی، بررسی ویژگی های شخصیتی دختران 15ـ16 ساله خلاق، تهران، دانشگاه الزهراء، 1375.
2ـ استرن برگ، 1989 به نقل از: بتول مهین زعیم، مقایسه میزان خلّاقیت و ویژگی های شخصیتی دانشجویان سال اول (ورودی 78) رشته های هنر، علوم انسانی و مهندسی و پزشکی دانشگاه تهران.
3. Direngent Thiking.
4ـ ر.ک: آلن بودو، خلّاقیت در آموزشگاه، ترجمه علی خانزاده، انتشارات چهر، 1358.
5و6و7ـ ای پل تورنس، استعداد و مهارت های خلّاقیت و راه های آموزشوپرورش آن ها،ترجمه حسن قاسم زاده،نشردنیای نو، 1375.
8ـ افضل السادات حسینی، تحلیل ماهیت خلّاقیت و شیوه های پرورش آن، پایان نامه دکتری تربیت مدرس، 1376.
9ـ جرارد به نقل از: افضل السادات حسینی، پیشین.
10و11ـ غلامعلی افروز، «خلّاقیت»، نشریه پیوند، ش 241، انجمن اولیا و مربیان.
12ـ اورمولر 1992، به نقل از: مرتضی منطقی، بررسی پدیده خلّاقیت در کتاب های درسی دبستان، بررسی تأثیر آموزش خلّاقیت در دانش آموزان ابتدایی و ارائه الگوهایی برای آموزش، پایان نامه دکتری، تهران، دانشگاه تهران، 1380.
13ـ بوومن و روتر 1983 به نقل از: مرتضی منطقی، پیشین.
14ـ لیتون، به نقل از: مرتضی منطقی، پیشین.
15ـ اسبورن، مایر 1996، برچارد 1999 به نقل از مرتضی منطقی، پیشین.
16ـ زیتلو، 2000، به نقل از مرتضی منطقی، پیشین.
17ـ ای پل تورنس، پیشین.
18ـ رابرت و ایزبرگ، 1986.www.zibaweb.com
19ـ غلامعلی افروز، «نقش اعتماد به نفس در خلّاقیت نوجوانان و جوانان»، مجله پیوند، ش 159.
20ـ ای پل، تورنس، پیشین.
21ـ ج. اف نلر، هنر و علم خلّاقیت، ترجمه علی اصغر مدد، شیراز، انتشارات دانشگاه شیراز، 1369.
22ـ علی اکبر سیف، روان شناسی پرورشی، تهران، آگاه، 1370.
23. Snow moder of creativity.
24ـ ر.ک: رابرت. ال. سولو، روان شناسی شناختی، ترجمه فرهاد ماهر، تهران، رشد، 1371.
25ـ بتول مهین زعیم، مقایسه میزان خلّاقیت و ویژگی های شخصیتی دانشجویان سال اول (ورودی 78) رشته های هنر علوم انسانی و مهندسی و پژشکی دانشگاه تهران، 1379.
26ـ طاهره فتحی، بررسی ویژگی های شخصیتی دانشجویان رشته های هنری دانشگاه تهران، پایان نامه کارشناسی ارشد، 1374.
27ـ ر.ک: ج. اف نلر، پیشین.
28ـ ای پیل، تورنس، استعداد و مهارت های خلّاقیت و راه های آموزش و پرورش آن ها، ترجمه حسن قاسم زاده،دنیای نو،1375.
29ـ بتول مهین زعیم، پیشین

منبع:  دکتر مهرانگیز شعاع کاظمی -  مجله معرفت شماره:92 (ویژه‌نامه علوم تربیتی)
     

****************************

آموزش خلاقیت

روان  شناسان پرورشی و متخصصان آموزشی معتقدند که توانایی های آفریننده و شیوه های فکری واگرا را می توان به افراد، به ویژه به کودکان و نوجوانان، آموزش داد. ما اینجا به طور خلاصه به چند اصل کلی برای پرورش خلاقیت اشاره می کنیم.

1. تجارب کودکان را به موقعیت های خاص محدود نکنید.
سؤالاتی بپرسید که با چرا و چگونه آغاز می شوند، نه کجا و چه کسی و چه وقت. سؤال هایی طرح کنید که دارای جواب های متعدد باشند. سؤال هایی که تنها یک جواب دارند منجر به تفکر همگرا می شوند، سؤال هایی که جواب های متعددی را در یادگیرنده بر می انگیزانند. شوق تفکر واگرا و آفرینندگی است.

2. برای طرح سؤال ها و اندیشه های غیر معمول و بدیع ارزش قائل شوید.
از سؤال های غیر معمول که از سوی دانش آموزان طرح می شوندو شما از عهده جواب آنها بر نی آیید نهراسید. به آنها کمک کنید و با همکاری یکدیگر به جستجو برای یافتن جواب این سؤالات بپردازید.

3. فرصت هایی برای خود آموزی و یادگیری اکتشافی در اختیار یادگیرندگان قرار دهید.

4. نسبت به تفاوت های فردی یادگیرندگان با احترام برخورد کنید.
گورتزل (1962- Gortzel) پس از بررسی شرایط پرورشی 400 نفر از افراد برجسته قرن بیستم تأثیر شرایط پرورشی آموزشگاه ها و روش آموزشی معلمان را بر رشد توانایی های خلاق در کودکان به گونه زیر بیان داشته است. " معلمانی که بیش از معلمان دیگر مورد احترام و علاقه افراد نخبه مورد مطالعه ما قرار داشتند، معلمانی بودند که به این افراد امکان می دادند تا متناسب با توانایی هایشان پیش بروند. فرصت فعالیت کردن در موضوعات دلخواهشان را به آنها می دادند و آنها را به تفکر وا می داشتند و کتاب های مهیج به آنها معرفی می کردند"

5. رفتارهای آفریننده را برای کودکان سر مشق قرار دهید.
یلون و نیستاین (1977) در این مورد گفته اند: " دانش آموزان کلاس پنجم ابتدایی پس از مشاهده رفتارهای خلاق نشان داده شده در یک فیلم یا از سوی معلم، رفتارهای خلاق از خود نشان داده اند."

6. از روش ها و فنون ویژه بالا بردن سطح آفرینندگی استفاده کنید.
معروف ترین این روش ها روش بارش مغزی است. در این روش معلم مسأله ای را به دانش آموزان می دهد و از آنها می خواهد تا هر چه راه حل برای مسأله به ذهنشان می رسد بگویند. معلم دانش آموزان را برای دادن راه حل ها و اظهار نظرهای مختلف تقویت می کند ولی پیش از ارایه تمامی راه حل ها از سوی دانش آموزان، درباره آنها هیچ گونه اظهار نظری نمی نماید.

روش آموزش دیگری که منجر به بالا بردن سطح فعالیت های خلاق یادگیرندگان می شود، آموزش مهارت های پژوهشی (Research Skill) است. آموزش مهارت های پژوهشی به طرح و آزمودن فرضیه از سوی یادگیرندگان کمک می کنند. روش های درست طرح فرضیه و آزمون فرضیه از سوی یادگیرندگان کمک می کند. روش های درست طرح فرضیه و آزمون فرضیه به وسیله کودکان منجر به ایجاد طرز تفکر آفریننده در آنها می شود.

علاوه بر روش های فوق روش مطالعه آفریننده (Creative Study) نیز روش موثری در آموزش خلاقیت است. تورنس و هارمون (1961) نشان داده اند که می توان به کودکان آموزش داد تا مطالب را به طور آفریننده بخوانند. آنها در این باره راهنمایی های زیر را در اختیار دانش آموزان قرار داده اند:

وقتی که به خواندن مطالب یک کتاب می پردازید به مورد استفاده های مختلف اطلاعاتی که در آن کتاب به آنها بر می خورید بیندیشید. خیلی اهمیت دارد به راههایی که می توانید اطلاعات خوانده شده را در زندگی شخصی و حرفه ای خود به کار ببندید فکر کنید.  

تنها به این سوال اکتفا نکنید که مولف چه می گوید؛ از خود بپرسید که چگونه می توانم آنچه را که نویسنده نوشته است، مورد استفاده قرار دهم. تنها به یک مورد اکتفا نکنید تا آنجا که می توانید موارد استفاده های بیشتری را بیابید و بعضی از آنها را برای مصارف آینده خود یادداشت کنید. ممکن است مدتی وقت لازم باشد تا این نوع مطالعه کردن را بیاموزید. با این حال مأیوس نشوید بعد از دو سه روز خواهید دید که می توانید این روش مطالعه را به راحتی به کارهمه رو ببندید.

*********************

 

 

 

   + کورش پورزند ; ۱:٠٤ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ٧ بهمن ۱۳٩۳
comment نظرات ()

5 خط مشی بان کی مون برای رشد اقتصاد کم کربن

شهریور گذشته نیویورک در کنار اجلاس سالانه مجمع عمومی ملل متحد شاهد برگزاری اجلاس سران کشورها برای تغییرات آب و هوا بود. در این اجلاس دکتر روحانی ریاست جمهوری اسلامی ایران نیز شرکت و نقطه نظرات لازم را ارایه کرد.   

اما رییس این اجلاس آقای بان کی مون دبیرکل سازمان ملل متحد بود که جمع بندی از نکات مهم و قابل توجه مطرح شده در جلسات را در انتهای مباحث منتشر کرد.
 

هدف اجلاس آب و هوا در سال 2014 افزایش فعالیت های سیاسی برای توافق جهانی آب و هوا در اجلاس 2015 پاریس و تشویق همه کشورها برای اقداماتی به منظور کاهش انتشار گازهای گلخانه ای و ایجاد انعطاف در برابر اثرات ناشی از تغییرات آب و هوایی بوده است.

من از رهبران دولت ها، مشاغل، تجار و جامعه مدنی می خواهم تا چشم اندازی جهانی برای رشد اقتصاد کم کربن شامل پنج خط مشی برای پیشبرد اقدامات آب و هوا ارایه کنند: کاهش انتشار گازهای گلخانه ای، جمع آوری نقدینگی ها و بازار سرمایه، قیمت گذاری کربن، افزایش انعطاف پذیری و به کارگیری ائتلاف های جدید.

تعداد بی سابقه ای از رهبران جهان از جمله سران دولت های 100 کشور در اجلاس حضور یافتند و نیز  بیش از 800 نفر از رهبران مشاغل، دارایی ها و جامعه مدنی به آنها ملحق شدند. این متن خلاصه ای از مهم ترین بیانیه های آنهاست.

همگرایی در چشم انداز بلند مدت

  • · رهبران جهان معتقدند که تغییرات آب و هوا مسئله زمان ما است و اکنون اقدامات جسورانه برای کاهش تولید گازهای گلخانه ای و ایجاد انعطاف نیاز است تا آنها این تلاش ها را هدایت کنند.
    · رهبران اذعان کردند که اقدام برای آب و هوا باید در چارچوب تلاش برای ریشه کن کردن فقر شدید و افزایش توسعه پایدار باشد.
  • · رهبران به محدود کردن افزایش دمای کره زمین به کمتر از 2 درجه سانتی گراد از سطوح قبل از صنعتی شدن متعهد شدند.
  • · بسیاری از رهبران، از همه کشورها خواستند تا اقدامات ملی سازگار در مسیر کمتر از 2 درجه سانتی گراد را انجام داده و تعدادی از کشورهای متعهد به انجام این کار شدند.  
  • · رهبران به نهایی کردن توافق جدید جهانی تحت کنوانسیون سازمان ملل متحد در مورد تغییرات اقلیمی (UNFCCC) در سال 2015 در پاریس و برای نگارش اولین پیش نویس این توافق نامه در دسامبر 2014 در لیما متعهد شدند.
  • · رهبران موافقت کردند که توافق جدید باید موثر، با دوام و جامع باشد و  باید در حمایت از کاهش خسارات و سازگاری، تعادل ایجاد کند. بسیاری از رهبران بر اهمیت آسیب ها و خسارات تاکید کردند.
    · بسیاری از رهبران متعهد به ارسال مشارکت های ملی تعیین شده برای توافق جدید در سه ماهه اول سال 2015 شدند.
  • · بسیاری از رهبران مجدداً به اهداف و اصول کنوانسیون سازمان ملل متحد در مورد تغییرات آب و هوا (UNFCCC)، از جمله اصول برابری و مسئولیت های مشترک اما متفاوت، تاکید کردند.

علاوه بر این، دیگر رهبران بیان کردند که تلاش های جهانی برای پاسخگویی به چالش آب و هوا باید واقعیات و شرایط در حال تحول را منعکس کنند.

قطع انتشار گازهای گلخانه ای

اگر همه کشورها در بخش های کلیدی، تولید گازهای گلخانه ای خود را به طور قابل توجهی کاهش ندهند، فرصت برای کاهش دما به کمتر از 2 درجه به زودی برای همیشه از بین خواهد رفت.

  • بسیاری از رهبران در مناطق مختلف و از تمام سطوح توسعه اقتصادی برای کاهش  
    انتشار گازهای گلخانه ای قبل از سال 2020 دفاع کردند که پس از آن، تولید گازهای گلخانه ای در نیمه دوم قرن به طور چشمگیری کاهش می یابد.
  • ·  کشورهای اتحادیه اروپا متعهد به کاهش40  درصد از تولید گازهای گلخانه ای زیر میزان سال 1990 تا سال 2030 شدند.
  • ·  رهبران بیش از 40 کشور،30  شهر و ده ها شرکت تعهد دادند میزان بهره وری انرژی جهانی تا سال 2030 را از طریق بهره وری سوخت خودرو، روشنایی، لوازم خانگی، انرژی در ساختمان ها و مناطق دو برابر کنند.

 · بیانیه سازمان ملل درباره جنگل ها که توسط بیش از 150 عضو از جمله28  دولت، 8 دولت محلی،35  شرکت، 16 گروه مردم بومی و 45 سازمان مردم نهاد و گروه های مردمی ایجاد شده و پشتیبانی می شود، هدفش به نصف رساندن تخریب جنگل های طبیعی در سطح جهان تا سال 2030 است.

 
·  بیست و چهار تولیدکننده پیشرو جهانی روغن نخل و همچنین تجار متعهد به کمک برای به صفر رساندن قطع درختان جنگلی خالص تا سال 2020 و همکاری با  دولت ها، شرکای بخش خصوصی و مردم بومی برای اطمینان از زنجیره تامین پایدار شدند.

  • ·  بخش حمل و نقل به کاهش قابل توجه تولید گازهای گلخانه ای مرتبط  با حمل و نقل ریلی و عمومی، حمل و نقل هوایی و دریایی و اتومبیل های برقی تعهد داده است.
  • ·  برخی از بزرگ ترین خرده فروشان گوشت و محصولات کشاورزی جهان متعهد به انطباق زنجیره تامین خود برای کاهش تولید گازهای گلخانه ای و ایجاد انعطاف در برابر تغییرات آب و هوایی شدند. آنها در این فرآیند به 500 میلیون کشاورز کمک خواهند کرد.

جمع آوری نقدینگی ها و بازار سرمایه

• بسیج منابع مالی عمومی و خصوصی کافی برای کاهش کربن، افزایش انعطاف پذیری آب و هوا برای ادامه مسیر کمتر از 2 درجه سانتیگراد ضروری است.

• ائتلافی جدید از دولت ها،مشاغل، تجار، بانک های توسعه چند جانبه و رهبران جامعه مدنی تصمیم خود را برای جمع آوری بیش از 200 میلیارد دلار برای تامین مالی اقتصاد کم کربن و انعطاف پذیری با آب و هوا اعلام کردند.

• کشورها بر حمایت خود را از بسیج منابع مالی عمومی و خصوصی با هدف 100 میلیارد دلار در سال تا سال 2020 به شدت تاکید کردند.

• رهبران حمایت قوی خود از صندوق آب و هوای سبز اعلام کردند و بسیاری خواستار اختصاص سرمایه اولیه صندوق با مقداری کمتر از 10 میلیارد دلار شدند. در مجموع 2.3 میلیارد دلار از تعهدات مربوط به سرمایه اولیه صندوق به شش کشور تعلق دارد. شش کشور دیگر متعهد به تخصیص اعتبار تا نوامبر 2014 شدند.
· اتحادیه اروپا متعهد به پرداخت 3 میلیارد دلار برای تلاش های کاهش گازهای گلخانه ای در کشورهای در حال توسعه بین سال های 2014 و 2020 است.

  • · مجمع بین المللی توسعه مالی (IDFC) اعلام کرد افزایش بودجه برای اقلیم سبز به 100 میلیارد دلار در سال برای فعالیت های مالی جدید آب و هوا تا پایان سال 2015 را دنبال می کند.
  • · بیانیه جدید و مهمی در حمایت از همکاری های جنوب – جنوب در تغییرات آب و هوایی ارائه شده است.
    · از رهبران منابع مالی خصوصی خواسته شد تا محیطی مناسب برای سرمایه گذاری های لازم در پیشرفت انعطاف پذیر آب و هوای کم کربن ایجاد کنند. آنها تعهدات زیر اعلام کردند:
  • · بانک های تجاری پیشرو برنامه های خود را برای اختصاص 30 میلیارد دلار از اوراق قرضه سبز تا سال 2015 اعلام کرده، و قصد خود را برای افزایش آن تا سال 2020 به 10 برابر میزان فعلی برای توسعه هوشمند آب و هوا بیان کردند.
  • · ائتلافی از سرمایه گذاران رسمی، متعهد به سرمایه گذاری 100 میلیارد دلار تا دسامبر 2015 برای قطع کربن و حداقل 500 میلیارد دلار برای اندازه گیری میزان کربن شدند.
  • · صنعت بیمه متعهد به دو برابر کردن سرمایه گذاری های سبز خود تا 84 میلیارد دلار در پایان سال 2015 شد.
  • · سه صندوق های بازنشستگی عمده از شمال امریکا و اروپا برنامه های خود را برای سرعت بخشیدن به سرمایه گذاری های در اقتصاد کم کربن به بیش از 31 میلیارد دلار تا سال 2020 اعلام کردند.

قیمت گذاری کربن

• قیمت گذاری کربن بازارهایی با سیاست های مورد نیاز برای سرمایه گذاری در حل مسائل آب و هوا ایجاد می کند.

  • · 73 دولت ملی، 11 دولت منطقه ای و بیش از هزار تاجر و سرمایه گذار حمایت خود را از قیمت گذاری کربن اعلام کردند. کشورهای این رهبران دارای 52 درصد از تولید ناخالص جهانی، 54 درصد از انتشار گازهای گلخانه ای جهانی و تقریبا نیمی از جمعیت جهان هستند.
  • · برخی رهبران برای پیوستن به ائتلاف قیمت گذاری جدید کربن با هدف اقدام برای تقویت سیاست های قیمت گذاری و هدایت سرمایه گذاری ها توافق کردند.
  • · بیش از 30 شرکت پیشرو همکاری خود را برای قیمت گذاری کربن اعلام کردند.

تقویت انعطاف پذیری

 تقویت انعطاف پذیری مالی در آب و هوا، یک سرمایه گذاری هوشمند برای آینده امن تر و موفق تر است.
· انواع طرح های خلاقانه انعطاف پذیری در اجلاس بیان شد، از جمله آنچه بسیاری که از کشورها و جوامع را در خط مقدم آب و هوا تقویت می کنند. مانند ابتکار عمل در ارائه "اخباری که شما می توانید استفاده کنید" درباره اطلاعات آب و هوا برای کشور های جهان.

  • · رهبران به تقویت و گسترش ساز و کارهای تأمین مالی با ضرر و زیان برای آفریقا و کارائیب توافق کردند.
    · ابتکار عمل برای خطر ادغام آب و هوا در سیستم مالی تا سال 2020 توسط ائتلافی از سرمایه گذاران، آژانس رتبه بندی اعتباری، شرکت های بیمه و تنظیم کننده های مالی در پاسخ به افزایش حوادث آب و هوایی شدید بیان شد.
  • · رهبران صنعت بیمه با ارائه 30 تریلیون دلار از دارایی ها و سرمایه گذاری، متعهد به ایجاد چارچوب سرمایه گذاری ریسک آب و هوا در اجلاس 2015 پاریس شدند.


ایجاد ائتلاف های جدید

دولت ها، تجار و جامعه مدنی در حال ایجاد ائتلاف های مورد نیاز برای مواجهه با دامنه کامل چالش آب و هوا هستند.

  • · رهبران  از اقدامات چند جانبه و چند ذینفعان بین دولت ها، مشاغل، بخش خصوصی و جامعه مدنی برای رسیدگی به تولید گازهای گلخانه ای در بخش های حیاتی و حمایت از انطباق و مقاومت، به خصوص جزایر کوچک در حال توسعه، آفریقا و کشورهای کمتر توسعه یافته استقبال کردند.
  • · رهبران 19 کشور و 32 عضو از دولت ها، سازمان های منطقه ای، موسسات توسعه و سرمایه گذاران خصوصی متعهد به ایجاد یک کریدور انرژی پاک 8000 کیلومتری آفریقایی شدند.
  • · اتحاد جهانی برای کشاورزی هوشمند آب و هوایی، متشکل از 16 کشور و 37 سازمانایجاد شد تا 500 میلیون کشاورزان در سراسر جهان قادر به اجرای کشاورزی هوشمند آب و هوا تا سال 2030 شوند.
  • · رهبران صنعت نفت و گاز، همراه با دولت های ملی و سازمان های جامعه مدنی تعهدی تاریخی به منظور شناسایی و کاهش انتشار متان تا سال 2020 دادند. یک نوآوری در صنعت توسط تولید کنندگان پیشرو نفت با هدف مقابله با متان و همچنین چالش های کلیدی آب و هوا راه بیان شد و با گزارش منظم تلاش های در حال انجام ادامه می یابد. رهبران صنعت و دولت ها نیز متعهد به کاهش هیدروفلوروکربن ها در سردخانه ها و ذخیره سازی مواد غذایی شدند.
  • · پیمان شهرداران جهانی به نمایندگی بیش از 2000 شهر با تعهدات جدید در عمل آب و هوا با حمایت مالی دولتی و خصوصی ایجاد شد.

• 228 شهر دارای اهداف و استراتژی های داوطلبانه برای کاهش گازهای گلخانه ای هستند که می توانند از  انتشار 2.1  گیگا تن گاز گلخانه ای در سال جلوگیری کند.

• ائتلاف جدیدی از بیش از 160 نهاد و دولت محلی و بیش از 500  نفر به کاهش 50 بیلیون دلار از سرمایه گذاری های سوخت فسیلی در سه تا پنج سال آینده و سرمایه گذاری مجدد در منابع جدید انرژی متعهد شدند.

• هیئت های متشکل از رهبران برجسته جهان، کارشناسان سیاست و شهروندان فعال درباره نیاز به مزایای متعدد و شتاب در اقدام آب و هوا بحث کردن؛ میزگرد بر روی نیاز به تصمیم گیری مبتنی بر علم.

 • تقویت عملکرد اقتصادی همزمان با کاهش انتشار، ایجاد شغل و افزایش انعطاف پذیری، قیمت گذاری و کاهش آلودگی برای بهبود سلامت و بسیج ائتلاف جدید برای کمک به بازارهای سرمایه متمرکز بود و اطمینان داد که بیشترین تاثیر در مرکز واکنش جهانی به تغییرات آب و هوایی است.  

راهی به سمت لیما، پاریس و فراتر از آن

  • ·  اگر ما دیدگاه ارائه شده توسط رهبران دولت ها، مشاغل، جامعه مدنی و تجار طی روز گذاشته را می خواهیم، باید تمام وعده ها و طرح هایی که  امروز اعلام شد را انجام داده و گسترش دهیم.
  • ·  ما باید روح تعهد و عمل که هدف اجلاس است را حفظ کنیم.

 · همانطور که ما نگاه رو به جلو به لیما و بعد از آن پاریس در ماه دسامبر سال 2015 داریم، اجازه دهید به امروز به عنوان زمانی که به عنوان یک خانواده انسانی تصمیم گرفته ایم خانه خود را پایدار، امن و مرفه برای نسل های آینده قرار دهیم، نگاه کنیم.

• نشست امروز نشان داد که ما می توانیم به چالش آب و هوا پایان دهیم

   + کورش پورزند ; ٩:٤٠ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ٢٤ مهر ۱۳٩۳
comment نظرات ()

قصه خوانی برای کودکان کار؛ ابتکارِ معصومه ابتکار در هفته کودک

معصومه ابتکار معاون رئیس جمهور و رئیس سازمان حفاظت محیط زیست همزمان با هفته کودک، با حضور در انجمن حمایت از کودکان کار در خیابان مولوی تهران برای کودکان کار قصه خواند.
 
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی محیط زیست (پام)، رئیس سازمان حفاظت محیط زیست ضمن بازخوانی داستان حضرت نوح و رفتارهای انسانی که منجر به فرمان خدا به نوح برای ساخت کشتی و نجات حیوانات و انسان های مومن شد، گفت: جنگ، نامهربانی انسان ها با یکدیگر، حیوانات و طبیعت، غرور و خودخواهی انسان ها و سرپیچی از فرمان خداوند منجر به قهر خدا و عذاب برای کافران شد.

معاون رئیس جمهور در ادامه با تعریف فرمان خداوند به نوح برای جدا کردن یه جفت (نر و ماده) از هر حیوان برای سوار شدن بر کشتی نوح، از کودکان خواست تا حیواناتی که می شناسند را نام ببرند.

وی افزود: آن حیوانات در کنار انسان های مومن سوار بر کشتی از طوفان گذر کردند تا ما امروز همچنان از موهبت های الهی بهره ببریم، اما امروز به واسطه رفتارهای اشتباه ما از جله شکار و تخریب زیستگاه، بسیاری از حیوانات را از دست داده ایم و برخی نیز در خطر قرار دارند.
ابتکار گفت: یکی از مهم ترین وظایف کودکان این است که مراقب آب، درخت، کوه، حیوانات باشند و از بزرگترهای خود نیز بخواهند که مراقب محیط زیست و طبیعت باشند و آن را حفظ کنند.

رئیس سازمان حفاظت محیط زیست پس از معرفی محیط بانی که همراهش بود، گفت: محیط بانان پلیس محیط زیست، آب، خاک و حیوانات هستند و مانع آسیب به حیوانات و محیط زیست می شوند.

وی با طرح این سوال که می دانید محیط زیست چیست، به شرح محیط زیست برای کودکان پرداخت و از آنان خواست یا دوست و یار محیط زیست کشور باشند.

معاون رئیس جمهور با انتخاب داستان حضرت نوح و روایت کودکانه از آن، کودکان حاضر در جمع را با ارزش محیط زیست، حیوانات و آب آشنا ساخت.

بنا براین گزارش، مدیر اداره محیط زیست شهر تهران، تعدادی از فعالان محیط زیست، مدیرعامل انجمن یوزپلنگ ایرانی ابتکار را در این مراسم همراهی کردند.

نگاه دولت یازدهم به تشکل ها امنیتی نیست/ دولت در پی تقویت تشکل هاست

ابتکار در ادمه این مراسم، در جمع اعضای هیات مدیره انجمن حمایت از کودکان کار با بیان اینکه حمایت از کودکان به ویژه کودکان کار که آسیب دیدگان شرایط اجتماعی هستند، کاری انسانی است، گفت: بی شک سازمان های مردم نهاد بهتر از مسئولان دولتی می توانند در این حوزه فعالیت کنند و به رفع چالش ها و کاهش فاصله های اجتماعی بپردازند.

وی تاکید کرد: البته لازمه این کار ایجاد فضایی امن بدون نگاه امنیتی به تلاش های فعالان اجتماعی و مدنی و برخورداری آن ها از حمایت های دولتی در زمینه های مختلف است که خوشبختانه دولت تدبیر و امید در همین راستا تلاش می کند.

معاون رئیس جمهور یکی از نقاط مثبت و قوت دولت یازدهم را اهمیت قائل شدن برای فعالیت سازمان های مردم نهاد به واسطه آگاهی از نقش آن ها در اصلاح چالش های موجود در کشور دانست و افزود: اخیرا لایحه‌ای از سوی دولت در خصوص تقویت سازمان‌های مردم‌نهاد در حال تنظیم است که امیدواریم هرچه زودتر این لایحه به تصویب برسد تا سمن ها از پشتوانه و جایگاه قانونی محکمی برخوردار شوند.

رئیس سازمان حفاظت از محیط زیست ادامه داد: کودکان، اعتیاد، محیط زیست و طلاق از جمله مهم ترین حوزه های اجتماعی است که سازمان‌های مردم نهاد می‌توانند در بهبود وضعیت و کاهش آسیب‌های آن موثر باشند.

وی با تاکید بر اهمیت نقش آموزش در زندگی کودکان، تصریح کرد: سازمان حفاظت محیط زیست برنامه ریزی دقیق و مبسوطی برای ارائه آموزش‌های محیط زیست به کودکان دارد، زیرا ما معتقدیم کودکان بالفطره پیوندی عمیق با محیط زیست و طبیعت دارند.

ابتکار افزود: بچه ها درختان، حیوانات، آب، کوه و جنگل را دوست دارند و از آنجا که طبیعت عامل شادی و نشاط و آموزش برای تمام انسان هاست، هرچه در حفظ سلامت و نظافت آن کوشا باشیم، بیشتر از آن بهره خواهیم گرفت.

معاون رئیس جمهور نقش کودکان در حفظ محیط زیست ایران را کلیدی خواند و افزود: کودکان می توانند آموزگار بزرگ ترها و پدران و مادران خود باشند و از آنها بخواهند در کاهش آلودگی هوا، تولید زباله، حفظ و حراست از تنوع زیستی و جانوری کشور کوشا باشند.

رئیس سازمان حفاظت از محیط زیست با بیان اینکه در تهران تشکل‌های فعال بسیاری در حوزه محیط زیست داریم، گفت: هم‌افزایی در خصوص حفاظت از محیط زیست بسیار مهم است و امیدواریم این مهم از طریق ایجاد پیوندی بین تشکل های فعال محیط زیست، تشکل های فعال حوزه اجتماعی به ویژه کودکان و سازمان حفاظت محیط زیست به وقوع بپوندد.

نبود متولی مشخص برای کودکان کار

بنابراین گزارش، عضو هیات مدیره انجمن حامی کودکان کار هم با ابراز تشکر از حضور ابتکار در این مجموعه و همنشینی با کودکان کار، گفت: قعالان حوزه اجتماعی برای اثربخشی بهتر نیاز به حمایت های دولتی در ابعاد مختلف بدون ایجاد وابستگی یا دخالت دولت دارند.

وی افزود: موضوع کودکان کار یکی از مهم ترین آسیب های اجتماعی حال حاضر کشور است که متاسفانه متولی خاصی ندارد و تشکل هایی هم که در این حوزه فعال هستند با موانع و چالش های بسیاری مواجه اند که حل این موارد نیاز به حمایت اشخاصی در جایگاه شما از فعالیت تشکل های اجتماعی دارد.

این مقام مسئول ادامه داد: به دلیل فعالیت ما در یکی از مهم ترین مناطق شهر تهران به لحاظ حجم آلودگی های زیست محیطی، همچنین وسعت آسیب اجتماعی کودکان کار، فعالیت آموزشی در این منطقه می تواند بسیار موثر باشد. زیرا این کودکان بخشی از بدنه اجتماعی هستند و می توانند به عنوان سفیران محیط زیست در این منطقه و سطح خانواده های خود فعالیت کنند.

   + کورش پورزند ; ٩:٢۸ ‎ق.ظ ; یکشنبه ٢٠ مهر ۱۳٩۳
comment نظرات ()

میراث فرهنگی تنیده در میراث طبیعی کشور است

رئیس سازمان میراث فرهنگی، صنایع‌دستی و گردشگری با بیان اینکه میراث فرهنگی ما تنیده در میراث طبیعی ما است، گفت: امروز از تمام خط قرمزهای طبیعت عبور کرده‌ایم و چاره جز رعایت اصول و رویه پرستاری از محیط نداریم.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی سازمان حفاظت محیط زیست (پام)، دکتر مسعود سلطانی‌فر در نشست هم‌اندیشی نقاشی ایرانی و محیط زیست که پیش از ظهر یکشنبه در سازمان محیط زیست برگزار شد، با بیان این مطلب افزود: مناسبات ایرانی و محیط زیست ایران در بستر تاریخی و فرهنگی‌اش از سه منظر درخور بررسی است. نخست آنکه فلات ایران بخاطر قرار گرفتن در محل اتصال سه قاره آسیا، اروپا و آفریقا ناخواسته تبدیل به یک پل وسیع شده است که هم بخشی از خصوصیات بخشی را به عاریت گرفته و هم تبدیل به زمینه آمیزش طیف متنوعی از ویژگی‌های طبیعی آنها شده است.

به گفته وی، به این اعتبار محیط زیست ایران هم به آنها شبیه است و هم خصوصیات منحصربه فرد و بدیعی دارد.

سلطانی‌فر با بیان اینکه سرزمین ایران اصولا در کمربندی بیابانی کره زمین واقع شده است، اظهار داشت: اما به واسطه موارد مزبور چهره ای یکدست بیابانی مثل صاحاری شمال آفریقا یا شمال شرقی آسیا ندارد. در ایران هم جنگل های هیرکانی قاره اروپا وجود دارد و هم پلنگ آسیایی.

رئیس سازمان میراث فرهنگی، صنایع‌دستی و گردشگری تصریح کرد: علاوه بر این، ورود کوهستان به معادلات زیستی ایران تاثیر عمیقی بر کیفیت طبیعی سرزمینمان گذاشته است؛ چراکه کوه های ایران نه آنقدر مرتفع اند که مثل فلات تبت بخشی از جهان را از بخش دیگری جدا و متفاوت سازند، نه آنقدر کوتاهند که مانند استپ‌های میانه آسیا باعث یکنواختی شوند. کوه های ایران نه آنقدر فشرده اند که مثل آلپ سدی ستبر مقابل تعاملات طبیعی و انسانی پدید آورند و نه آنقدر پراکنده اند که نتوان نام کوهستان بر آن نهاد.

وی افزود: کوه های ایران به اعتبار صفاتشان مبدل به مولفه ای بسیار مهم و جدایی‌ناپذیر از مساله حیات طبیعت و انسان شده اند. به دلیل وجودشان در هر نقطه از ایران که دایره ای به شعاع 100 کیلومتر تصور کنید، اختلاف ارتفاع و درجه حرارت بافت حیوانی و پوشش گیاهی و منابع آب و خاک در آن حتما بسیار زیاد و متنوع است.

معاون رئیس جمهور تاکید کرد: بنابراین در ایران، با محیط زیستی بسیار متنوع و غنی مواجهیم تنوعی ناشی از تلاقی سه قاره، پوشیدگی با کوهستان و غنای ناشی از قرارگیری در میانه جهان و مشخصه‌های زمین شناختی کوه ها.

وی اظهار داشت: بحث دیگر اینکه فلات ایران از دیرباز به محلی برای سکونت انسان بدل شده است. حتی همین امروز که جمعیت بشر به بیشترین تعداد خود در تمام قرون و اعصار رسیده، تنها 12 درصد کره زمین، مسکون شده است، در حالی که 300 سال پیش همین سطح نیز بسیار کوچکتر از وضع فعلی بوده است.

به گفته سلطانی‌فر، هر چه به عقب‌تر می رویم، پهنه ای که مسکون بوده، کوچکتر می شود، اما سرزمین ایران به دلیل آن تنوع، قناعش و امکاناتی که تلفیق کوهستان و بیابان ایجاد کرده همیشه مسکون بوده، یعنی برای سکنی گزیدن و سکونت مناسب بوده است.

رئیس سازمان میراث فرهنگی، صنایع‌دستی و گردشگری با بیان اینکه قدمت زیست آدمی در ایران کمتر از قدمت مهاجرت اجداد هوشمند ما از مسقط الرأس خود نیست، اظهار داشت: بنابراین از هزاره‌های دیرین انسان و محیط زیستش در ایران با هم تعامل تنگاتنگ داشته اند که همین تعادل قدیمی باعث شده است که معمای چند وجهی حیات برای ایرانی رفته رفته حل و فصل شده و شاهد آشکارش اینکه تقریبا تمام گونه‌های جانوری، گیاهی و تمام عوارض طبیعی ایران اسامی بسیار بسیار کهنی دارند. آنقدر کهن که فهمیدن معنای اکثر آنها امروز برای ما دشوار است.

معاون رئیس جمهور در ادامه گفت: فلات ایران را اگر به اعتبار بیابانی بودنش یک محیط گرم و خشک در نظر بگیریم، برای سکونت و پهن کردن بساط زیست جایی نامساعد است که چنگی به دل نمی زند همانطور که نجد عربستان، صحرای ترکستان و مغولستان همواره در تاریخ جز برای عبور و مرور و چرای احشام مردمان کوچ‌رو نبوده اند.

وی تصریح کرد: در واقع سرزمین ایران به دلیل اجتماع بیابان با کوهستان و به خاطر در میانه جهان واقع شدنش صاحب استعداد شده به نحوی که کوه ها استعداد، اعتدال و راه‎ها استعداد جهانی شدن را پدید آورده اند، اما حتی در این سرزمین مستعد نیز برای انسان رسیدن به آرزوهایش راحت نیست.

به گفته سلطانی‌فر، ایرانی نمی تواند به مانند همنوعانش در هند، چین و بین النهرین و مصر زمین را با آب رودهای پهناور سیراب کند. همچنین نمی تواند مانند همنوعانش در اروپا چوب درختان را برای ساختن سرپناه و ابزار، آسان در اختیار گیرد.

رئیس سازمان میراث فرهنگی، صنایع‌دستی و گردشگری یادآور شد: هنر ایرانیان در طول دوران سکونتشان در این سرزمین این بوده که پرده از استعدادهای محیط زیستشان کنار زده و ظرفیت های بالقوه آن را با تلاش و حوصله بالفعل کرده اند که در این مسیر ناچار بوده اند به دقت حال و احوال آن را مطالعه کنند و زیر و بم های آن را بررسی و حساسیت هایش را به جا آورده و مراعات کنند.

معاون رئیس جمهور با بیان اینکه ایرانی با دقت و ظرافت از ایران طرفداری کرده، گفت: تمام آثار و بقایای هنری، ادبی، فنی و علمی ما و به اعباتری تتمام میراث فرهنگی ما شهادت می دهند بر اینکه ایرانیان در طول تاریخ بلندمدت خود موفق شده اند معماهای پیچیده محیط مستعد ایران را با حکمت پرستارانه حل و فصل کنند. آنان موفق شده اند به محضر طبیعت مشکل شده و از آن تنعم جویند.

به گفته وی، میراث فرهنگی ما شاهدی بر این مدعا که ایرانی ها هیچگاه در پی مداخله سلطه‌جویانه و تسلط جبری بر محیط زیست نبوده اند، میراث فرهنگی ما نشان می دهد که حضور چند هزار ساله انسان در این سرزمین هیچگاه باعث برانگیختن واکنش های نامطلوب طبیعت نسبت به حضور انسان نشده است.

سلطانی‌فر افزود: هنرهای ایرانی نیز به عنوان شاخه ای از میراث فرهنگی ما بر این مسائل دلالت دارند. این هنرها هم از کیفیت منحصربه فردی در تاریخ هنر بشر برخورد دارند، زیرا زاییده کیفیت تعامل ایرانی با سرزمینش هستند و هم آدمی را چون عضوی از سامانه بزرگ طبیعت نشان می دهد که در کنار تمام مراتب و مظاهر در آن به مثابه پاره ای از این تن مشترک حضور دارند.

به گفته رئیس سازمان میراث فرهنگی، صنایع‌دستی و گردشگری اگر گل در نگارگری ایرانی وجود دارد، گل بریده شده از ریشه نیست. اگر درخت در نگاره ها ترسیم شده است درختی که از جای خود درآمده و در گلدان پرورش داده شده نیست. همه عناصر طبیعت در صورت کمال خود حضور دارند و وجه آسمانی آنها پررنگ تر از وجه خاکی و زمینیشان است.

وی تصریح کرد: در دوران معاصر اما متاسفانه به دلایل مختلف و متعدد کل جامعه جهانی نیز دچار این توهم شده که می تواند در طبیعت خود تصرف جبری و در سامانه طبیعت رفتار مداخله جویانه کند. ما نیز ناخودآگاه سهیم در اجرای این برنامه شده ایم که به چرایی‌اش کاری ندارم، اما در حال حاضر از تمام خط قرمزهای طبیعت عبور کرده ایم و این مادر بخشاینده ما، تصمیم به دفع عامل مخل تعادل خود یعنی خود ما گرفته است.

معاون رئیس جمهور تاکید کرد: باید به جبران رفتار خود بپردازیم، لذا چه راهکاری بهتر از رجوع به سنت پرستاری از محیط و درس آموختن از میراث فرهنگی چند هزار ساله کشور، ما چاره ای جز رعایت نداریم.

   + کورش پورزند ; ۸:٠٤ ‎ق.ظ ; دوشنبه ٧ مهر ۱۳٩۳
comment نظرات ()

بانوان موفق و هنرمندان زنجانی

زنان موفق

دکتر ویکتوریا جهاشاهی افشار،دکتر فائزه سیدعربی(مدرس دانشگاه)، دکتر شهلا بختیاری(مدرس تاریخ)،فاطمه راکعی(دکترای زبان شناسی)، دکتر سهیلا مکملی، دکتر ویدا صادق‌زاده(مدرس آزاد اسلامی دانشگاه)، تاجماه فرزند علی‌اکبر خان آجودان باشی زنجانی (احتمالاً نخستین زنی است که در ایران در دوره ی قاجار به ترجمه ی کتاب روی آورد)، سکینه سهروردی بنت ابونجیب سهروردی همسر قطب الدین الا بهری، آمنه سهروردی نوه ابوالغنائم رکن الدین سجاسی ،ام محمد راجیه بنت ابو النجیب سهروردی، خانم ایران معصومی(فرهنگی)، منیژه دارایی،‌ آزاده دارایی، مهیندخت دارایی(شاعر)، بانو عالیه سنجیده(مؤسس اولین دبستان دخترانه به نام بنات در زنجان)، فرح و شهرزاد اصولی(خواهران نقاش) و ...

بازیگران و سینماگران

جمیله شیخی(بازیگر)، داریوش کاردان(مجری، هنرپیشه، کارگردان)، جهانگیر الماسی (بازیگر)،رضا میرکریمی(کارگردان)، جمال شورجه(کارگردان سینما)، ساسان قجر(بازیگر تئاتروسینما)، امیر جعفری(بازیگر)، محمود نظرعلیان(بازیگر تئاتر و سینما)، محمد رضا بابائی(کارگردان).حمید بیگلی(کارگردان).صفرعلی کریمی(بازیگر)، حسن معجونی(بازیگر)، حسین عابدینی(بازیگر)، داود فتحعلی بیگی(بازیگر)،حسین عباسی نیا، مهدی آریان نژاد(بازیگر)، حبیب اللهی(بازیگر)، حسن معجونی (بازیگران)و ...

نقاشان:

استاد حسن چلیپا(اسماعیل زاده) یکی از نقاشان مشهور قهوه خانه‌ای در ایران،رضا صفری مقیم سویس، میرزا جعفر نقاش زنجانی، شهرزاد اصولی، محمدحسن وفائیان،مرحوم احمدپوراسکندری(امید)،حسن ترخانه،حمید رحمتی، مهدیون، سید رضا اصل نجفی فرد و ...

معماران نامی:

محمدبن‌مکی زنجانی(معماربرج های دوگانه خرقان دردوره سلجوقیان)، مرحوم میرزا علی اکبر نهاوندی،دوبرادربه نام‌های‌مشهدی‌ اکبر ومشهدی‌ اسماعیل(معماران بنای رختشویخانه ی زنجان)، مرحوم حاج کریم نهاوندی و ...

   + کورش پورزند ; ۱٢:٥٠ ‎ب.ظ ; شنبه ٥ مهر ۱۳٩۳
comment نظرات ()

مدیریت راهبردی مبتنی بر نگرش زیست محیطی

شرط موفقیت در اعمال مدیریت، چه مدیریت استراتژیک و چه مدیریت بخشی ساده به کارگیری یا  استفاده از ابزاری است که موفقیت را در هر نوع مدیریتی به ویژه مدیریت های راهبردی تضمین کند. بحث بر سر این است که آیا یک مدیر از تضیمن های کافی برای اعمال شیوه های مدیریت بر اساس قوانینی که ناظر بر آن حوزه است برخوردار است یا نه؟
به عبارت دیگر در هر حوزه داشتن پشتوانه حقوقی و قانونی، از ضروریات امر است. نکته دوم مجریان یعنی اشخاصی هستند که این قواعد را در حوزه مدیریت خود اعمال می کنند. بنابراین در حقوق همیشه سه پرسش را باید پاسخ داد:
1. کدام قواعد به اجرا در می آیند؟
2. چه کسانی اجرا می کنند؟
3. چگونه اجرا می کنند؟
شرط حصول موفقیت تعادل و تناسبی است که بین این سه سوال برقرار می شود؛ کدام قواعد، چه کسانی و چگونگی اجرا. بر این مبنا پرسش هایی را مطرح کرده ام که در خلال این صحبت ها در زمان پیش بینی شده سعی می کنم پاسخی پیدا کنم و در حوزه مدیریت استراتژیک هم در مباحث محیط زیست مولفه ها و ویژگی هایی هست که می توان با اتکا به آنها خصوصیت این نوع مدیریت را مورد بحث قرار داد.
ابتدا چند سوال اساسی را باید بتوانیم پاسخ دهیم: مدیریت راهبردی در ساختار و نظام حقوقی حاکمیتی به چه معناست و در برگیرنده چه مولفه هایی در حوزه محیط زیست است؟ مدیریت استراتژیک مبتنی بر نگرش زیست محیطی در یک نهاد سازمانی تا چه حد متاثر از عوامل بیرونی و تا چه حد متاثر از عوامل درون سازمانی است؟ مقوله حفاظت محیط زیست در کشور ما به عنوان یک امر حاکمیتی تا چه حد با رویکرد مشارکتی می تواند نتیجه بخش باشد؟ تعارضات بین مدیریت راهبردی در حوزه فرابخشی محیط زیست و مدیریت کلاسیک بخشی در کجا و چه زمانی ظاهر خواهد شد؟ و بالاخره چیستی حوزه ای که مدیران محیط زیست بیشتر درگیر آن هستند و نگاه آمایشی به مساله دارند که مبتنی بر بحث ارزیابی به ویژه ارزیابی استراتژیک است. در مبحث ارزیابی استراتژیک زیست محیطی از منظر مدیریت راهبردی مسئله یک فرآیند سازمان داده شده مبتنی بر تکلیف قانونی است یا یک سیاست گذاری پیچیده مبتنی بر جهت گیری های بلند مدت فرابخشی است؟
در بیان ویژگی ها و مولفه های نظام حقوقی مدیریتی ما که در حوزه و قلمرو محیط زیست به آن می پردازیم سوالاتی مطرح است. این بیان به گزاره ای می رسد که مبتنی بر فرضیات و نهادهایی است که ما آن را باز خواهیم کرد تا ما را به پاسخ این سوالات نزدیک کند.
حفاظت از محیط زیست یک امر حاکمیتی است. این را هم ما براساس اصول و قواعد حقوق بین الملل محیط زیست پذیرفته ایم. گفتیم محیط زیست یک امر تصدی گری نیست، بلکه امری حاکمیتی است که مبانی آن را در ماده 135 قانون برنامه چهارم و در بند ت ماده 8 قانون خدمات مدیریت کشور پیدا می کنیم.
امر حاکمیتی چیست؟ امری است که منافع آن شامل همه می شود. هیچ وقت انحصاری چه در بهره برداری از آن و چه در اعمال آن برای قشر یا گروه خاصی متصور نیست. امر حاکمیتی امری است بنیادی که شالوده های کشور برای رسیدن به توسعه بر آن پایه ها تکیه دارند. بر این مبناحفاظت از محیط زیست طبق بند ت ماده 8 یک امر حاکمیتی شناخته شده است. حفاظت محیط زیست همچنین یک امر مشارکتی است. آیا این امر حاکمیتی با رویکرد مشارکتی می تواند موفقیت آمیز باشد یا در جاهایی تعارض و تضاد خود را نشان خواهد داد؟ این امر مشارکتی در اسناد بالادستی مورد پذیرش قرار گرفته؟ بله. در اصل 50 قانون اساسی با واژه ای روبرو هستید که به نوعی این مفهوم را القا می کند. در جایی که می گوید حفاظت از محیط زیست که نسل امروز و نسل های بعد باید در آن حیات اجتماعی رو به رشد داشته باشند،وظیفه عمومی تلقی می گردد.
این وظیفه عمومی از چه جنسی است؟ چه واژه ای جایگزین آن می تواند باشد؟ آیا می توان گفت که یک امر همگانی است یا وظیفه عمومی است؟ آیا یک تکلیف عمومی است و امری است که آحاد مردم باید به آن پایبند باشند؟
در تقسیم بندی وظایف، وقتی به امر اجرای عدالت یا برقراری عدالت می رسیم می بینیم یک امر عمومی نیست، به این دلیل که مردم حق ندارند به اجرای عدالت در سطح جامعه بپردازند. چرا که یک نظام خاص سازمان یافته با نام قوه قضاییه وجود دارد که به امر قضا و برقراری عدالت و دادگستری در کشور می پردازد. بنابراین هیچ کس حق ندارد که خودش تشخیص دهد کدام امر قانونی و کدام یک غیر قانونی است. کدام جرم است و کدام غیرعادلانه و حکم را هم در خیابان اجرا کند. چنین اموری باید در فرآیندی به نام آیین دادرسی در مسیری طی شود که قابلیت کنترل داشته و کسانی که دوره دیده اند آموزش پیدا کردند و حرفه ای هستند به امر قضا بپردازند و عدالت را اجرا کنند. پس برقراری عدالت نمی تواند وظیفه عمومی باشد، بلکه وظیفه حاکمیتی است و وظیفه حکومت است که به امر برقراری عدالت بپردازد. همین طور در امر استقرار نظم و امنیت، مردم فقط باید نظم و امنیت را رعایت کنند و حق برقرار کردنشان را ندارند. هر کس حق ندارد هر جایی که خواست به تشخیص خود نظم را برقرار کند. چرا که یک ساختار نظامی و یا انتظامی خاص باید به آنها بپردازد و یک وظیفه عمومی نیست.
ولی اموری مانند کسب و کار و تجارت وظیفه حکومت نبوده و خاص به مردم است. کار نظام و حکومت نیست که بقالی باز کند و به کار تجارت بپردازد. این مردم هستند که باید در قالب سیاست های اقتصادی که نظام ترسیم می کند، به امر تجارت بپردازند. بخش خصوصی صلاحیت، قابلیت و تخصص پرداختن به امور کسب و کار را دارد و نه حاکمیت. در این بین سلسله وظایفی وجود دارد مثل بهداشت که آن را عمومیت می بخشند. بهداشت امری است که هم مردم می توانند درمانگاه و بیمارستان داشته باشند و هم دولت به این قضیه بپردازد. آموزش و پرورش از این جنس است. هم مردم کودکستان، دبستان و دانشگاه دارند، هم بخش خصوصی و هم دولت دبستان، دبیرستان و دانشگاه تاسیس می کند. اصل 50 قانون اساسی جمهوری اسلامی وقتی می گوید حفاظت از محیط زیست یک وظیفه عمومی است یعنی وظایفی است که مردم و هر سازمان و موسسه ای می تواند به آن بپردازد. این کلمه عمومی یک مفهوم دیگر هم به ذهن متبادر می کند و آن اینکه آیا مردم به تنهایی می توانند به این مسئله بپردازند یا یک امر عمومی مانند نهاد عمومی غیردولتی که شهرداری ها متولی آن هستند باید در قالب سازمان های غیردولتی استقرار یابد و حرکت کند. محیط زیست بنا بر اصل50 قانون اساسی امری عمومی است که از طریق مشارکت به آن پرداخته می شود. این مشارکت در چه حد است؟ چه قدر وظایف حاکمیتی مشارکت پذیر است؟ اگر امر حفاظت محیط زیست مشارکت پذیر باشد آیا تعارضی پیش خواهد آمد یا یک مدیریت راهبردی قادر خواهد بود این دو امر را به هم پیوند دهد و با استفاده از حداکثر ظرفیت های مشارکتی به ویژه در قالب نظام های سازمان یافته غیردولتی بتواند مدیریت درستی را اعمال کند.
این موضوع را در کنوانسیونی مهم به نام آرهوس(Aarhus Convention)  به وضوح می بینیم که چگونه اتحادیه اروپا به ویژه در حوزه محیط زیست در کنار بسیاری از کشورهای صنعتی حرکت سریع تری را آغاز کرده است. به این دلیل که کشورهایی مانند آمریکا، ژاپن یا برخی از کشورهای درحال گذار با معذوریتی که نمونه اش در جریان پروتکل کیوتو دیده می شود، روبرو بوده و نتوانسته اند آن طور که اتحادیه اروپا و کشورهایی مثل نروژ، سوئد یا هلند می توانند قدم هایی را بردارند. به همین دلیل اروپا در حوزه توافقات و قواعد الزام آوری توانسته به معاهده جامع و پیشرفته ای دست پیدا کند که حتی در خود اروپا هم برخی کشورهای جنوب اتحادیه اروپا در اجرای آن با مشکل مواجه هستند. چون این نگاه آنقدر پیشرفته و جدید است که نه برخی کشورهای صنعتی بلکه حتی در اتحادیه اروپا هم اجرای آن با دشوار مواجه می شود.
این کنوانسیون 3 محور دارد: محور اول «دسترسی مردم اروپا به اطلاعات زیست محیطی» است. در آنجا البته این تفسیر بین حقوق دانان مطرح این است که آیا حق دسترسی مردم به اطلاعات زیست محیطی این است که هر وقت خواستند و اراده کردند، دولت ها مکلف به ارائه این اطلاعات هستند؟ بحث بر سر این حدود است؛ اینکه بدون درخواست مردم، دولت ها مکلف به ارائه اطلاعات زیست محیطی هستند و نقش آگاه سازی را برای ارتقاء سطح بینش و اطلاعات برعهده دارند.
محور دوم «مشارکت» است. حق مشارکت نه فقط در اجرا یا آگاه سازی است بلکه از آن مهم تر در تصمیم گیری زیست محیطی؛ اشاره کردم که این یک امر حاکمیتی است و در عین حال یک امر مشارکتی. تلفیق این دو در کجا صورت گرفته که  یک امر حاکمیتی ظرفیت پذیرش مشارکت عموم مردم را در خود دارد. کنوانسیون آرهوس نمونه مشخصی است که مشارکت مردم را حتی در تصمیم گیری های زیست محیطی می پذیرد.
محور سوم، محور ویژه «حق دسترسی به عدالت زیست محیطی» و حق دسترسی به مراجع قضایی است. به این معنا که اگر یک شهروند آلمانی احساس کند در بلژیک مشکلات زیست محیطی وجود دارد و به بلژیک رفته و اقامه دعوا کند کسی نمی تواند به او بگوید تو در این کشور چه کاره هستی که اقامه دعوا می کنی. او مکلف است طبق قوانین موجود در کنوانسیون همانند شهروندان بلژیکی به این دعوا رسیدگی کند. در کشور ما وقتی یک NGO به دادگاه مراجعه کرده و می گوید که این کارخانه سیمان خسارت وارد می کند، اولین سوالی که با ادبیات خود از او می پرسند این است که شما چه سمتی در این پرونده دارید؟ یعنی اگر صاحب باغ کنار کارخانه سیمان هستید می توانید ادعای خسارت کنید، ولی اگر در تهران نشسته اید، چه سمتی دارید؟ این مساله نه تنها در کشور ما بلکه در بسیاری از کشورها وجود دارد. یعنی ذی حق بودن و داشتن سمت در یک پرونده که من از این امر متضرر هستم، مهم است. پس حق اقامه دعوا یا حق شکایت دارم. در حالی که کنوانسیون آرهوس می گوید هر شهروندی از اتحادیه اروپا، چه شخصیت حقیقی و چه حقوقی در هر کجا که ببیند محیط زیست به خطر افتاده حق ادامه دعوی دارد و مراجع قضایی هر کشوری همانند اتباع خود مکلف به رسیدگی به این دعوی هستند؛ این یک امر مشارکتی و مشارکت در اجرای عدالت زیست محیطی و تصمیم گیری هاست. اینجا که می گوییم حفاظت از محیط زیست یک امر مشارکتی است. این چگونه مشارکتی است و تا کجا ادامه دارد؟ حفاظت از محیط زیست یک امر فرا ملی است و محدود به مرزها نمی شود. چرا؟ چون محیط زیست مرز نمی شناسد. این را همه یاد گرفته ایم. رودخانه ها یا جریانات آلودگی و یا مهاجرت گونه های مهاجر فراتر از مرزها جاری است. کنوانسیون آلودگی فرامرزی دوربرد داریم که در اتحادیه اروپا به تصویب رسید. فرامرز بودن در حوزه اعمال مدیریت های کلان یک کشور به چه معناست؟ به این معناست که آنچنان مرزها را در نوردیده و آنچنان حوزه حقوق بین الملل را تحت تاثیر قرار داده که یک اقدام مدیریتی یا یک اقدام حفاظتی در سطح ملی نمی تواند فارغ از تاثیرات بین المللی، رویکردهای اجرایی درستی داشته باشد. بعدها در بحث های بعدی متوجه می شویم که چرا می گوییم این یک مشکل است؟ چون می تواند عرف ها و قواعد حقوق بین الملل را تا جایی دگرگون کند که وقتی در طول قرن ها حق حاکمیت کشورها بر منافعشان براساس عرف بین الملل به رسمیت شناخته شده، به سرعت این امر فرا ملی را درنوردیده و قواعد ملی را تحت تاثیر قرار دهد و به دولت ها اجازه ندهد در چهارچوب مرزهای خود هر جور که می خواهند عمل کنند. در جایی به این مساله می پردازد که چارچوب های قواعد بین المللی و چارچوب های قوانین ملی چگونه همدیگر را می پوشانند.
حفاظت از محیط زیست یک امر فرا نسلی است. یعنی امری مبتنی بر حقوق نسل های آینده است. قبل از کنفرانس استکهلم، فرا نسلی بودن محیط زیست و فرا نسلی بودن امور در حوزه حقوق بین الملل چندان پذیرفته نبود. زیرا اگر چه مبانی فرانسلی بودن و حقوق نسل های آینده قابل درک است، ولی موضوع حقوق نسل های آینده قابل درک نیست. تفاوتی بین مبانی و مفهوم حقوق نسل های آینده و موضوع حقوق نسل های آینده وجود دارد. حقوق بین الملل به این مساله می پردازد که نسل امروز نمی تواند برای نسل بعد تعیین تکلیف کند و بگوید تو چه نیازهایی داری و چه نیازهایی نداری و از چه چیزهایی باید بهره مند شوی. هر نسلی در زمان حیات خود تشخیص می دهد چگونه زندگی کند و از چه مواهبی برخوردار باشد.
ابتدا این نگرش امروزه وارد عمل شد که نسل امروز موظف به این کار است، حتی اگر نداند نسل بعدی چه نیازهایی دارد. این نسل براساس منافعی که می برد با اتکا به برخورداری از منابع زیستی و منابع حیاتی کشور که به ارث برده، همین را به نسل های بعد منتقل می کند. یعنی حقوق نسل های آینده در حوزه محیط زیست براساس حقوق نسل های فعلی تفسیر می شود و این منابع متعلق به آنهاست. در حقوق بین الملل عمومی این نگاه یعنی توجه به حقوق نسل های آینده دیده نشده، در حالی که در حقوق بین الملل محیط زیست، حفاظت از محیط زیست متکی بر نسل سوم، حقوق بشر و حق برخورداری از محیط زیست سالم را مطرح می کند. چرا؟ چون بعد از کنفرانس سانفرانسیسکو در سال 1946 مفاهیم حقوق بشر و به دنبال آن حقوق شهروندی اعتبار یافتند. ما سه نسل را در حقوق بشر تجربه کرده ایم؛ نسل اول حق آزادی بود، یعنی حق بشر برای برخورداری از استقلال و آزادی. در نسل دوم به حقوق برابری رسیدیم و در نسل سوم که طلایه هایش از سال 1986 دیده شد، حق بر توسعه، حق بر نسل های آینده و حق بر محیط زیست، محورهای کلیدی حقوق بشر و در واقع نشات یافته از دو کنفرانس 1972 و 1992 بوده اند. بیانیه های این دو کنفرانس به وضوح به حق انسان برای برخورداری از محیط زیست سالم همپای حقوق بشر اشاره می کند و اینکه حقوق نسل های آینده هم باید حفظ شود.
شما در اصل 50 قانون اساسی که قبل از کنفرانس ریو (سال 1992) یعنی در سال 1358 به تصویب رسید، می بینید که حفاظت از محیط زیست که نسل امروز و نسل های بعد باید حیات اجتماعی روبه رشدی در آن داشته باشند، وظیفه عمومی شمرده شده است. پس ما در اسناد بالا دستی هم به حقوق نسل های آینده توجه کرده ایم. بند بعدی می گوید که حقوق محیط زیست، قواعد کلاسیک حقوق بین الملل را تغییر داده است. کشورها در سرزمین های خود حاکمیت مطلق داشته اند. نمونه آن را در سال 1941 در جریان دعوای بین آمریکا و کانادا معروف به قضیه trail smelter می بینیم. دو کشوری که به خاطر آلودگی یک کارخانه در کانادا با هم اختلاف پیدا می کنند. این آلودگی بسیاری از مزارع کشاورزی و قسمت هایی از آمریکا را تحت تاثیر قرار داده بود. کار به اختلافات و در نهایت به دیوان داوری می کشد و دیوان داوری رای به پرداخت خسارت می دهد. اما این حکم مساله مهم نیست، بلکه مهم جمله ای بود که قاضی پرونده نوشت و بعدها در بسیاری از کنوانسیون ها مورد توجه قرار گرفت؛ به این عبارت که هیچ کشوری حق ندارد در کشور خود به گونه ای مدیریت کند و به گونه ای از این منابع استفاده کند که موجب خسارت به سرزمین های دیگر شود.
در قضایای زیست محیطی گابیسکو و ناگی ماروس (اختلاف بین چک و مجارستان) یا در قضیه دریاچه لانو (اختلاف بین فرانسه و اسپانیا) نیز همین موضوع دیده می شود. با تداوم این مشکلات جا می افتد که دیگر حاکمیت مطلق کشورها بعد از مسائل محیط زیستی پذیرفته نیست و مورد تردید و تزلزل قرار می گیرد. کشورها به تدریج شروع به دگرگون کردن مسئله حاکمیت می کنند و به دنبال آن مسئولیت هایی به وجود می آید.
می دانیم که دولت ها و اشخاص در حقوق بین الملل سه نوع مسئولیت را پذیرفته اند؛ مسئولیت متکی بر نظریه خطا و مسئولیت متکی بر نظریه خطر. تا اینجا در حقوق بین الملل دعوایی وجود دارد که چرا ما مسئول هستیم و براساس شکستن کدام قاعده بین المللی باید پاسخگو باشیم و خسارت بپردازیم. بعد نظریه دیگری می گوید همین که شما یک قاعده حقوقی را نادیده گرفته اید حتی اگر اشتباهی هم نکرده باشید، وجود یک حاکمیت و یک عمل ایجاب می کند خطراتش را هم بپذیرید. در حوزه محیط زیست، در رفتار اشخاص نسبت به محیط زیست که باعث بروز خسارت می شود نظریه مسئولیت محض پذیرفته است و لازم نیست شما خطایی یا سهل انگاری کرده باشید. کافی است شما اقدامی را مشروع انجام داده باشید و این اقدام مشروع شما موجب بروز خسارت در حوزه محیط زیست شود. شما پاسخگو هستید و به این ترتیب حوزه حقوق بین الملل مدرن، حوزه حقوق بین الملل کلاسیک را مورد خدشه قرار می دهد.
موضوع دیگر حفاظت از محیط زیست متکی بر بازیگران نوظهوری است که نقش انحصاری دولت ها را به عنوان تابعان انحصاری حقوق بین الملل مورد تایید قرار داده اند. این هم از ویژگی هایی است که محیط زیست در جامعه جهانی ایجاد کرده است. به این شکل که اصولاً تابعان حقوق بین الملل دولت ها هستند؛ این دولت ها هستند که در کنوانسیون ها و اجلاس های عمومی شرکت کرده و امضا می کنند، دولت ها هستند که جنگ را راه می اندازند و باید پاسخ گو باشند. تا اینجا یک عرف طولانی بلند مدت دولت ها را تابعان حقوق بین الملل قرار داده است. درست است که با تشکیل صلیب سرخ در اواخر قرن نوزدهم کم کم سازمان های دولتی شکل گرفتند اما آنها به رسمیت شناخته نمی شدند. در حوزه حقوق محیط زیست بازیگران جدیدی وارد شدند مانند تشکل های مردمی و غیردولتی و اشخاص دیگری که اختیار مطلق و انحصاری دولت ها را برای بازیگری در عرصه محیط زیست مورد تردید و تزلزل قرا داده اند. این هم از ویژگی ها و مولفه هایی است که این امکان را به وجود می آورد تا بتوانیم با نگاه جدیدتری براساس این مفاهیم مدیریت استراتژیک را در حوزه های ملی هم پیش ببریم.
بعد از این ما به اصول و مفاهیم مدرن تر و پیشتازتری در حوزه محیط زیست می رسیم که بسیاری از مرزها را دگرگون کرده مانند امنیت زیست محیطی. مشکلات ناشی از کره زمین، بحث تغییر اقلیم، گازهای گلخانه ای و بعد به تدریج مهاجران و پناه جویان زیست محیطی به علت بیابانی شدن، به خطر افتادن تنوع زیستی، گرم شدن کره زمین و پایین رفتن سرزمین ها و جزایر پست و مهاجرت مردم آنها امنیت جهانی را به خطر می اندازد. با اتفاقات جدیدی که در حوزه محیط زیست می افتد ما باید نگاه جدیدی به امنیت محیط زیست بیندازیم. بدون تردید با به خطر افتادن امنیت محیط زیست، در عرصه های بین المللی منطقه ای و حتی ملی امنیت سیاسی و اجتماعی هم به خطر خواهد افتاد. عدالت زیست محیطی بر پایه مسئولیت مشترک کشورها در حفاظت و استفاده از میراث مشترک بشری و اعمال مدیریت خردمندانه بر محیط زیست یک اصل بدیهی و روشن است.
اینک منافع عمومی بشری حفاظت از محیط زیست را امری ضروری و انکار ناپذیر می داند. به خصوص در برخورداری از منافع عمومی بشری و حفاظت از میراث مشترک بشری برای رسیدن به عدالت زیست محیطی و تامین امنیت زیست محیطی. امر دیگری که مورد توجه قرار می دهیم این است که مدیریت ما باید با چنین رویکردهایی سمت و سو بگیرد. اما در کنار اینها می بینیم که چه در حوزه های جهانی و چه در حوزه های منطقه ای و در ابعاد ملی نیز برای توسعه مدیریت راهبردی، با موانع و محدودیت هایی رو به رو هستیم. اولین موانع، نگرش کلاسیک به موضوع توسعه یا موانع دولت ها برای به ثمر رسیدن بسیاری از توافقات جهانی برای دستیابی به توسعه پایدار است. به طور مثال عدم امضای پروتکل کیوتو توسط برخی کشورها به خاطر ملاحظاتی که بر منافع و منابع خود داشتند یک مانع دولتی بود.
دستور کار 21 که یک استراتژی برای زندگی بشر و توسعه پایدار در قرن 21 است، چیزی نزدیک به 8 تریلیون دلار برای پیاده کردن دستور کار 21 در کشورهای در حال توسعه پیش بینی کرده بود و کشورهای توسعه یافته باید از طریق کمک های مالی و فنی 125 میلیون دلار کمک می کردند. این موضوع به خصوص در اصول 33 تا 42 دستور کار 21 یعنی مکانیزم های مالی، حقوقی، اطلاعاتی و غیره دیده شده بود. در ارتباط با دستور کار 21 نزدیک به 11 درصد از این مقدار به علت کارشکنی دولت های توسعه یافته و در حال توسعه تحقق پیدا نکرد. به دلیل اینکه موانع یا ملاحظاتی که دولت ها دارند امکان اعمال مدیریت کامل بر منابع و امکان طرح های اهداف توسعه پایدار را فراهم نمی کند. گستردگی این موضوعات و پراکندگی قلمرو محیط زیست هم از موضوعاتی است که به نوعی منسجم کردن و در یک قالب هدفمند قرار دادن این ها را به سختی امکان پذیر کرده است و بالاخره پر هزینه بودن حفاظت محیط زیست در همه جا بزرگترین بهانه هزینه دار شدن مدیریت بر محیط زیست است.
صرف نظر از مباحث کلی که در بالا اشاره شد، حال آیا رویکرد نوین مدیریت راهبردی به ویژه در تقابل با مدیریت کلاسیک در سازمان محیط زیست با چالش روبروست؟ در دستگاه های دیگر نیز هست؟ بله، این چالش در دو قلمرو درون سازمانی و برون سازمانی کاملا مشهود است. منظور من از مدیریت راهبردی در برابر مدیریت کلاسیک، نگاهی است که ما در سازمان حفاظت محیط زیست داریم. به طور مثال در حوزه محیط زیست یکی از ابزارهایی که متخصصان به شدت به آن وابسته اند و باید آن را به کار گیرند بحث ارزیابی ها است و نگاه آمایشی داشتن که در عرصه مدیریت های صنعتی اصلا مفهوم پیدا نمی کند. در مدیریت منابع، آمایش براساس توانایی های اکولوژیک صورت می گیرد. طبیعتاً در مباحث امروزی بین متخصصین هم اختلاف نظر هست که آیا مباحث آمایش تعیین کننده هستند یا مباحث ارزیابی؟
این گونه چالش ها که به اختصار به آن ها اشاره شد، در جای دیگر هم می توانید نمونه های آن را پیدا کنید و با یک جدول SWOT (جدول نقاط ضعف، قوت، فرصت ها و تهدیدات) به راحتی می شود نقاط ضعف و قوت ها را پیدا کرد.
در قلمرو برون سازمانی واقعیت امر این است که ما با یک گمگشتگی و سرگشتگی روبه رو هستیم. یعنی جایگاه مدیریت محیط زیست در مدیریت کلان کشور در دوره های مختلف دچار فراز و فرود می شود. سازمان انرژی اتمی همزاد با سازمان حفاظت محیط زیست است. یعنی عمری که بر سازمان حفاظت محیط زیست گذشته تقریباً برابر با سازمان انرژی اتمی است. سازمان انرژی اتمی در سال 1352 و سازمان حفاظت محیط زیست در سال 1350 پایه گذاری شد. قانون مادر انرژی اتمی و قانون حفاظت و بهسازی محیط زیست هر دو در سال 1353 به تصویب رسید. سازمان انرژی اتمی بدون در نظر گرفتن دیدگاه سیاسی آن به عنوان سازمان به رسمیت شناخته شد و وزارت صنایع هم به رغم عمر طولانی رسمیت پیدا کرد. این رسمیت یعنی چه؟ یعنی اگر آن سازمان یا وزارت خانه را نخواهند منحل می کنند ولی رسمیت آن به قوت خود باقی خواهد ماند. یعنی جایگاه آن تثبیت شده است. فقط می توانند وزیر آن را عوض کنند یا آن را با جایی دیگر ادغام کنند، ولی نمی توانند بگویند در این مملکت صنعت یعنی چه. نمی توانند بگویند ما نمی فهمیم و نمی خواهیم بفهمیم نیرو و آب یعنی چه. اما وقتی به حوزه محیط زیست می رسیم ابهام های فراوانی وجود دارد که مدیریت محیط زیست یعنی چه و محیط زیست به چه درد میخورد. وقتی توضیح می دهید می فهمند اما همانطور که اشاره کردم در جایی دیگر بنا به شرایط دوباره دچار سرگشتگی می شوند. شما ابهام های متعددی را در نهادهای مختلف مانند مجلس می بینید که به فراخور تغییر شرایط، محیط زیست دستخوش شرایط شده است. چرا؟ چون ما هنوز به رسمیت دادن به معنای حقوقی نرسیده و جایگاهی را تثبیت نکرده ایم که در آن هر اتفاقی بیفتد محیط زیست متضرر نشود؛ یعنی مفهوم محیط زیست آنقدر درک شود که با تغییر اشخاص یا حتی تغییر سیستم ها نتوانیم بالا و پایین کنیم. تا زمانی که در سیستم برون سازمانی این گمگشتگی و سرگشتگی نسبت به محیط زیست وجود داشته باشد همچنان سازمان و مدیریت سازمان باید تلاش کند و دست و پا بزند تا بتواند محیط زیست و ضرورت آن را در کشور به اثبات برساند. به همین دلیل وقتی در جاهایی بحثی از تنوع زیستی، توسعه پایدار، پایداری و رد پای اکولوژیک را مطرح می کنید برایشان عجیب و غریب است و اگر هم در ظاهر بپذیرند در باطن خواهند گفت یعنی چه؟ این همان عدم تثبیت محیط زیست است و تا زمانی که این اتفاق بیفتد ما در حوزه برون سازمانی دچار این ضعف خواهیم بود. اما در درون سازمان قضیه از همان جنس است. مدیریت محیط زیست در درون سازمان با چه چالش های اساسی روبه روست؟ در اینجا هم یک چالش گسیختگی و گسست در روابط بنیادین در حوزه ستاد و صف این سازمان با آن رو به رو هستیم. ما کاری نداریم که منابع انسانی ما ضعیف است یا نه. کاری نداریم که روابطمان با دستگاه های دیگر چگونه است. آیا هماهنگی صورت می گیرد یا نه. کاری نداریم که منابع مالی یا منابع انسانی در این سال ها به ضعف رفته یا تقویت شده. این مسائل قابل حل است. ما یک مشکل اساسی در این سازمان داریم و آن این است که این سازمان یک سازمان صف و ستاد است. شما سازمان مدیریت و برنامه ریزی که الان معاون راهبردی شده اگر در ده کوره هم اجرا کنید هنوز سازمان ستادی است و سازمان اجرایی نخواهد بود. یک دستگاه انتظامی را در بهترین نقطه تهران به صورت شیک در می آورند همچنان دستگاه صف و اجرایی است و ظرفیت های آن شناخته شده است. سازمان محیط زیست هم سازمان ستادی است و هم سازمان صف. به دلایل مختلف یک سازمان چند گانه داریم که دو گانه آن بسیار مشخص است. چندگانگی در داخل ستاد یا وجود اشکال در داخل صف قابل حل است ولی وقتی گسست ارتباط بین صف و ستاد صورت می گیرد باید نگران شد. چرا؟ چون این رابطه بر مبنای کارکرد سازمانی تعریف نشده، بلکه بر مبنای عملکرد فردی با قرائت های متعدد از مدیریت محیط زیست شکل گرفته است. به شکل دیگر بگویم: در دستگاه هایی که جا افتاده اند و تثبیت شده اند ساختاری وجود دارد (بد یا خوب، منحط یا بوروکراتیک مهم نیست) این ها در آن نظام شکل می گیرند، در آن نظام تربیت می شوند، از همان نظام خارج می شوند. اگر آن ساختار سالم باشد نقش آن فرد در بهم ریختن آن سازمان اثری نمی گذارد، اگر آن ساختار خراب شود، نقش فرد سالم نمی تواند آن را در طول سال ها اصلاح کند.
چندگانگی و برخی ملاحظات سبب می شود که فرد در درون ساختار و سیستم قرار نمی گیرد بلکه سیستم را در اختیار خودش قرار می دهد تا بر مبنای استنباط خود از مدیریت، رابطه هایش را تنظیم کند. خطر از اینجا شروع می شود. یکی از صنعت می آید، یکی از سازمان ورزش و یکی از آموزش و پرورش. هر کدام در راس یک واحد ستادی یا صف قرار می گیرند و هر کدام با تربیت و ساختار خود در آن نظام می خواهند اینجا را مدیریت کنند. اولین خطر در این شرایط گسست رابطه و عدم اعتماد بین صف و ستاد است. شما از مدیرانی که در صف، در استان های خدمت کرده اند صادقانه بپرسید که چقدر به مرکز اعتماد دارند. از مدیران مرکز بپرسید که مدیریت صف چقدر در استان درست کار می کند. در این صورت کارکرد سازمانی بر مبنای یک مدیریت راهبردی نهادینه نمی شود و در نتیجه با فردیت هایی روبرو هستیم که در دوران مختلف در مدیریت های پایین دست و میانی تا بالا قرار می گیرند و هر کدام بر مبنای قرائت و تلقی خود در نهادی که در آنجا شکل یافته اند و تربیت شده اند می خواهند اعمال مدیریت کنند. آنها در درون سیستم قرار نمی گیرند و به همین دلیل وقتی می روند سیستم از هم می پاشد. بر این مبنا تا زمانی که معضلات و چالش های درونی مدیریت کلاسیک را برطرف نکنیم قادر به اعمال مدیریت استراتژیک نخواهیم بود و تا زمانی که بحران هویت زیست محیطی را در جایگاه مدیریت کلان به لحاظ مشکلات برون مرزی تثبیت نکنیم مولفه های مدیریت راهبردی که به آن اشاره کردم و اینکه در چه ویژگی هایی می توانیم مدیریت را پیش ببریم و موفقیت آمیز کنیم، امکان کارکرد موثر در قالب مدیریت را نخواهند داشت. تا زمانی که در بطن جامعه قادر به حمایت و مشارکت با نگرش زیست محیطی نشویم و امر حاکمیتی و نظارتی را با مشارکت، جایگزین امر حاشیه ای با نگرش مشکوک نکنیم، حفاظت محیط زیست به جای تعمیق و حرکت در زیر پوست جامعه در سطح آن خواهد لغزید.

   + کورش پورزند ; ۸:۳٦ ‎ق.ظ ; شنبه ٥ مهر ۱۳٩۳
comment نظرات ()

دانشمندان زنجان

 پرفسور یوسف ثبوتی رییس سابق انجمن فیزیک ایران، دکتر امیر اعلم غضنفریان برنده ی مدال نقره در المپیادهای ریاضی جهانی، پروفسور جواد پرویزی ارتوپد و جراح شهیر ایرانی، استاد رضا روزبه، دکتر محمد نهاوندیان(اقتصاددان و رئیس اتاق بازارگانی ایران)، دکتر تیمور محمدی(اقتصاددان و استاد دانشگاه علامه طباطبایی)، پرفسور رضا عباسچیان(مقیم آمریکا)، پرفسور مجتبی ناصری، شهید دکترمجید شهریاری(دانشمند هسته ای)، دکتر سیدمحمد فاطمی، دکتر جواد شیخ الاسلامی، دکتر محمد یگانه، ابوالفضل بهرامپور، مرحوم ابوالفتح حکیمیان، عزالدین زنجانی(دانشمند و ریاضی دان قرن هفتم)،دکتر جلیل خاوندگار، دکتر نوحی خرمدره ای، دکتر محسن توفیقی، دکتر علی اکبر صارمی(دکترای معماری از دانشگاه پنسیلوانیای امریکا)، دکتر عبادا... محمودیان، دکتر حسین فضلی، دکتر علی رمضانی، دکتر سیف ا... رسولی، پرفسور غلامحسین بیگدلی، ابوالحسین احمدبن فارسی زهراوی کرسفی(دانشمند و ادیب فرزانه در قرن چهارم هجری قمری)، دکتر محسن جوادی ابهری، دکتر علیرضا بیگلری،دکتر محسن افشارچی، دکتر بابک کریمی(دانشیار مرکز تحصیلات تکمیلی زنجان)، دکتر صمد فرخی(استاد بازنشسته فیزیک دانشگاه تهران)، مرحوم دکتر سید ابوالفضائل مجتهدی(دکترای فلسفه و معارف اسلامی از دانشگاه ساسکس انگلستان)، اصغر کریمی از انسان شناسان متخصص در زمینه فرهنگ ایرانی به خصوص ایل بختیاری، دکتر علی اکبر سودی(دارای دکتری دانشگاه Surrey انگلیس رشته شیمی معدنی و استاد پایه 31 دانشگاه زنجان)، یوسف ‌بن ‌حسن‌ بن ‌محمد‌ بن حسن زنجانی مشهور به تفکری زنجانی،حمدبن ابی‌الحسن بن ابی‌الفرج المقری زنجانی، احمد‌بن محمدبن زنجویه زنجانی، ابوالقاسم یوسف‌بن حسن زنجانی،عمربن علی‌بن احمد زنجانی،ابوالفضایل عبد‌الرحیم‌بن رستم زنجانی،عبد‌المحسن‌بن عبد‌ا... عبشمی زنجانی،ابو‌المکارم منصوربن حسن بن منصور زنجانی (معید در نظامیه بغداد)،.بوبکر عتیق‌بن هلال زنجانی،ابو‌القاسم الحافظ زنجانی،احمد‌بن محمد زنجانی،ابو‌المحامد ظهیر‌الدین محمود‌بن عبید‌ا... زنجانی، قاضی ابوالثناء محمدبن احمدبن محمود زنجانی(قاضی در بغداد)، ابوالقاسم هندوله‌بن خلیفه زنجانی، شهاب‌الدین محمد بن احمد زنجانی(از اساتید شاخص نظامیه بغداد)،شهاب‌الدین محمود زنجانی، ابوالمظفر بن عبد‌الصمد بن حسین کلاهینی زنجانی(از دیگر اساتید نظامیه بغداد)، نصربن هبه‌ا... نصر زنجانی و معروف به ادیب زنجانی، مرحوم حمید آقاخانی(عضو هیأت علمی گروه گرافیک دانشکده معماری و هنرو عضو هیأت علمی دانشگاه گیلان)، عزالبتول زنجانی(ریاضیدان)، استاد جلیل اخوان زنجانی (اصالتاً زنجانی و یکی از مصححان برجسته کشور)، حسین ملکی(محقق و مورخ)، ابوالفضل میربهاء(فرزند حاج سیداحمد فرزند حاج میربهاءالدین،‌ دارای تألیفات و ترجمه های متعدد)و ...  ‌

 

   + کورش پورزند ; ۸:٢٦ ‎ق.ظ ; شنبه ٥ مهر ۱۳٩۳
comment نظرات ()

چگونه می توانیم از آب های ایران بهتر نگهداری و استفاده کنیم

رئیس جمهور در آستانه آغاز سال تحصیلی جدید در پرسشی خطاب به دانش آموزان گفت: عزیزانم ایران ما با مشکل جدی کمبود آب روبروست. هر کدام از ما چگونه از آب های ایران می توانیم بهتر نگهداری و استفاده کنیم.

آغاز ماه مهر و فصل مدرسه را به همه معلمان، مربیان و دانش آموزان عزیز صمیمانه تبریک می گویم. مدرسه خانه امید دولت، مردم و آموزش و پرورش بنیادی ترین بخش توسعه کشورمان است.

ما نیاز به مدرسه پویا و نوآور در شرایط کنونی کشور داریم و سازندگان اصلی این مدرسه معلمان و مربیان و دانش آموزان این سرزمین اند.

راه رسیدن به این هدف از مدرسه و آموزش و پرورش ما می گذرد. استعداد و هوش فرزندان این زاد و بوم بالاست و باید به کشف و پرورش آنها بیشتر و بهتر بپردازیم.

توانمندی آموزش و پرورش در تربیت دانش آموزانی است که قادر باشد در کنار تربیت ذهن  با جامعه و جهان پیرامون خود به درستی ارتباط برقرار کنند؛ باید به آنها آموخت که جهان نو را خود بشناسند و در آن زندگی کنند و در عین حال تعلق خاطر به دین و فرهنگ و سرزمین خود داشته باشند.

مدرسه ما باید بتواند دانش آموزانی متفکر، پرسشگر، نقاد و اخلاقی تربیت کند. مدرسه مطلوب ما مدرسه خلاقیت عقلانیت و گفتگو و مداراست.

شما معلمان، مربیان و دانش آموزان عزیز باید به ما کمک کنید که به این مدرسه مطلوب نزدیک شویم مدرسه ای که پناهگاه همه شما و ما باشد، می دانم که آموزش و پرورش ما تا رسیدن به این نقطه هنوز تنگناهای زیادی دارد.

کمبودها و کاستی های اقتصادی و آموزشی، معلمان و دانش آموزان عزیز ما را در دستیابی آسان به این هدف با مشکل روبرو می کند معلمان ما نیازمند زندگی عزتمندانه هستند تا تمام ذهن و توان خود را صرف آموزش و پرورش کنند و دانش آموزان به احترام و توجه بیشتر نیاز دارند تا بتوانند قدرت انتخاب خود را بالا ببرند. 

بسیار مایل بودم که امسال نیز می توانستم چون سال پیش همپا و همراه معلمان، دانش آموزان و پدران و مادرانشان در نشاط و جنب و جوش روز اول ماه مهر شرکت می کردم و آهنگ دلنشین زنگ مهر و زندگی را از نزدیک در مدرسه می شنیدم اما ضرورت سفر به مجمع عمومی سازمان ملل متحد این توفیق را از من گرفت در آنجا هم در خدمت شما و نیازمند دعای شما هستم.

برای اینکه سنت نیکوی سال های پیش زنده بماند از دانش آموزان عزیز می پرسم: «عزیزانم ایران ما با مشکل جدی کمبود آب روبروست. هر کدام از ما چگونه از آب های ایران می توانیم بهتر نگهداری و استفاده کنیم؟»

   + کورش پورزند ; ٢:٠٤ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱ مهر ۱۳٩۳
comment نظرات ()

زمین از گازهای گلخانه‌ای اشباع شده است

سازمان جهانی هواشناسی در گزارش جدید خود اعلام کرد: میزان انتشار گازهای گلخانه‌ای در سال 2013 به حد بی‌سابقه‌ای افزایش یافته به‌طوری که اکنون حجم دی اکسید کربن موجود در جو 142 درصد بیش از میزان سال 1750 میلادی یعنی پیش از آغاز انقلاب صنعتی است.

بر این اساس حجم جهانی انتشار دی‌اکسید کربن به جو در سال 2012 میلادی، به 34 میلیارد و 500 میلیون تن رسیده‌است.

علاوه بر این سرعت تجمیع دی اکسید کربن در جو در فاصله سال‌های 2012 تا 2013 میلادی بی سابقه بوده است، به عبارت دیگر از سال 1984 میلادی که ثبت دقیق این داده‌ها شروع شده، تاکنون میزان دی اکسید کربن در یک سال تا این اندازه افزایش نیافته بود.

«میشل ژارو» دبیرکل سازمان جهانی هواشناسی، در بیانیه‌ای که روز سه‌شنبه نهم سپتامبر مصادف با 18 شهریور و همزمان با گزارش سالانه این سازمان در مورد گازهای گلخانه‌ای منتشر شده نوشت: تردیدی نداریم که آب و هوای کره زمین در حال تغییر است و فعالیت‌های بشری مانند سوزاندن سوخت‌های فسیلی باعث تشدید رویدادهای آب و هوایی شده است ضمن اینکه گاز دی اکسید کربن نیز صدها سال و حتی بیشتر در جو و اقیانوس‌ها باقی می‌ماند.

سه گاز اصلی دی اکسید کربن (CO2)، متان (CH4) و مونوکسید دی نیتروژن (N2O) سبب وقوع پدیده گازهای گلخانه‌ای می‌شوند که حجم دی اکسید کربن با 2.9 افزایش نسبت به سال 2012 میلادی به 396 بخش در میلیون (ppm) در سال 2013 میلادی رسیده است.

متان (CH4)، دومین گاز عمده پس از دی اکسید کربن، با سرعت مشابه پنج سال گذشته خود افزایش داشته و به 1824 بخش در میلیارد (ppb) رسیده است.

مونوکسید دی نیتروژن (N2O) نیز با سرعتی مشابه ده سال گذشته به 325.9 بخش در میلیارد (ppb) رسیده است.از این رو انتشار آن در گذشته، حال و آینده، بر گرم شدن هوای زمین و اسیدی شدن اقیانوس‌ها اثری تجمیعی دارد. با قوانین فیزیک نمی‌توان چانه زد. فرصت ما رو به پایان است."

ژارو اضافه کرد: برای رسیدن به چارچوب هدفی که سازمان ملل در سال 2010 میلادی مشخص کرده، و هدف اصلی آن محدود کردن افزایش دمای زمین به 2 درجه سانتی‌گراد است، دانش و امکانات کافی وجود دارد و تحقق این اهداف فرصتی را برای سیاره ما و آینده‌ای را برای نسل‌های آینده ما فراهم می‌کند.دیگر نمی‌توان به بهانه ندانستن دست روی دست گذاشت و توجیه کرد. 

در گزارش سالانه سازمان جهانی هواشناسی برای اولین بار بخشی نیز به شدت اسیدی شدن اقیانوس‌ها اختصاص یافته و در آن اعلام شده که در سیصد میلیون سال پیش آب اقیانوس‌ها تا این اندازه اسیدی نبوده‌است.

بنابر‌این گزارش چین، آمریکا و اتحادیه اروپا، به تنهایی 55 درصد از کل گازهای گلخانه‌ای جهان را تولید می‌کنند. 

به گفته «اکسانا تاراسووا» رییس بخش تحقیقات جوی سازمان جهانی هواشناسی علاوه بر اسیدی شدن، دمای اقیانوس‌ها هم رو به افزایش است.

اما آنچه که علاوه بر افزایش بی‌سابقه دی اکسید کربن کارشناسان علوم جوی و محیط زیست را بسیار نگران کرده، کاهش جذب آن در بیوسفر زمین (مجموعه حیات در کره زمین) است.

اقیانوس‌ها، درختان و موجودات زنده تقریبا نیمی از دی اکسید کربن منتشر شده را جذب می کنند.

آخرین بار که چنین پدیده‌ای مشاهده شد سال 1998 میلادی بود که در آن سال در سراسر جهان سوزاندن سوخت‌های زیستی (سوخت‌های با منشا گیاهی) به‌طور بی سابقه‌ای زیاد بود و پدیده‌ای مانند ال نینو هم حذب کربن را کاهش داده بود.

تاراسووا افزود: در سال 2013 میلادی چنین پدیده‌هایی در بیوسفر دیده نشده و همین مسئله ما را بسیار نگران کرده‌است و بدتر اینکه ما نمی‌دانیم آیا این پدیده‌ای موقتی است یا بطور مداوم ادامه خواهد یافت.

کارشناسان هنوز توضیحی برای این پدیده ندارند اما این می تواند به این معنی باشد که ظرفیت بیوسفر دیگر به پایان رسیده و اشباع شده است.

کارشناسان پیش‌بینی می‌کنند میانگین دمای کره زمین در این قرن 4.8 درجه سانتیگراد افزایش خواهد یابد.

قرار است سران کشورهای دنیا اول مهر برابر با 23 سپتامبر در نیویورک گرد هم آیند و در اجلاس ویژه‌ای که به دعوت بان کی مون دبیر کل سازمان ملل تشکیل می‌شود شرکت کنند. 

به گزارش موسسه Climate Accountability، نود کمپانی در جهان، عامل تولید دو سوم از گازهای گلخانه‌ای هستند که در این بین شرکت‌های نفتی متهم ردیف اول هستند.

کارشناسان همچنین امیدوارند در این اجلاس مذاکراتی که سالهاست بدون پیشرفت جریان دارد تاحدی جلو رود که کشورهای دنیا بتوانند در سال 2015 به توافقی معنی دار برسند و برای تغییر آب و هوای زمین واقعاً اقدام اساسی کنند.

اینکه چگونه این توافق حاصل می‌شود و کشورهای دنیا هریک چه تعهداتی را برعهده می‌گیرند هنوز درباره آن بحث زیاد است.

   + کورش پورزند ; ۱٢:۳٤ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ٢٠ شهریور ۱۳٩۳
comment نظرات ()

ارزیابی روش های کنترل خوردگی میکروبی در صنعت نفت

در بخش های مختلف صنعت نفت، از روش های مختلف کنترلی، جهت مهارخوردگی بیولوژیک استفاده بعمل می آید. این روش ها عبارتند از روش های فیزیکی، شیمیایی و بیولوژی. در این رابطه، علم استفاده از میکروب ها علیه میکروب ها (روش های بیولوژیک) جدید و نوین بوده و هنوز راهکارهای اصلی آن متداول نشده است. در خصوص روش های فیزیکی و شیمیایی، موارد لازم الاجرا جهت استفاده از هر روش ذیلاً مورد بحث قرار می گیرند:

روش های فیزیکی مقابله با خوردگی میکروبی

این روش ها، شامل کاربرد مواد مقاوم در برابر خوردگی (مثلاً تیتانیوم و آلیاژهای آن) کاربرد روکش های (پوشش ها) محافظ بر روی سطوح فلزی، تمیزکاری سیستم و حذف فیزیکی گل و لای، لجن و فیلم های سطحی، توپک رانی و کاهش کدورت آب، می باشند.

در تمامی روش های فوق الذکر ( بجز اولین روش) هدف اصلی دور نمودن یا زدودن میکروب ها از سطح فلز است این نکته بسیار حائز اهمیت است که اولین گام در مهار خوردگی میکروبی ، جدا نمودن میکروب از فلز و جلوگیری از تجمع آن در سطح می باشد. استفاده از مواد ضد خوردگی (Anticorrosion) تنها در صورتی می تواند مفید واقع شود که جداره داخلی لوله های انتقال سیالات، رسوب زدائی شده باشند. متاسفانه در بسیاری موارد از این مواد در شرایط استفاده بعمل می آید که بیش از ۴/۱ از حجم داخل لوله ها، بوسیله رسوبات آکنده شده اند. توپک رانی در لوله ها و تمیزکاری سطوح در برج های خنک کننده باعث حذف رسوبات شده و در نتیجه سایر روش های کنترل از جمله تیمارهای شیمیایی قادر خواهند بود تاثیر واقعی خود را اعمال نمایند.

  هنگام استفاده از پوشش های خارجی لوله ها به دو نکته اصلی باید دقت نمود.

اول اینکه اتصال پوشش اصلی به سطح فلز با حداکثر دقت انجام گیرد. در این رابطه معمولا از یک لایه اپوکسی، قبل از چسب، استفاده بعمل می آید. بدیهی است هرگونه زدایش پوشش از فلز به تسریع فرآیند خوردگی کمک خواهد نمود.
دوم از پوشش هایی که کمتر مستعد تجزیه بیولوژیکی هستند، بعنوان پوشش اصلی استفاده بعمل آید. مثلاً پوشش های اپوکسی و تا حدودی پلی یورتان، به سادگی بوسیله میکروب ها تجزیه می شوند. یکی از راهکارهای اصلی مبارزه با خوردگی میکروبی، استفاده از پوشش مناسب در جداره داخلی لوله ها است. در این رابطه، علاوه بر لحاظ نمودن دو مورد پیش گفته در خصوص پوشش ها، یادآور می شود، استفاده از پوشش سیمانی در جداره داخلی لوله ها (بویژه لوله های انتقال آب شرب)، با توجه به شسته شدن تدریجی سیمان، احتمال ایجاد ترک های بیش از یک میلی متر و موارد دیگر، پوشش مناسبی محسوب نمی گردد.

 روش های شیمیایی مقابله با خوردگی میکروبی

معمولاً دو گروه اصلی ماده شیمیایی به این منظور مورد استفاده قرار می گیرد.

گروه اول مواد ضد رسوب و مهار کننده خوردگی می باشند که عموماً با تشکیل یک فیلم نازک از تماس فلز با سیال ممانعت بعمل می آورند. همان گونه که در بخش قبل مشخص گردید، این مواد می باید پس از اعمال روش های فیزیکی رسوب زدایی از سطح فلز، استفاده شوند.
گروه دوم (Biocide)، مواد شیمیایی موسوم به زیست کش می باشد. این مواد در انواع اکسید کننده و غیر اکسید کننده موجود بوده و با هدف ممانعت از رشد و تکثیر میکروب ها در سیستم تزریق می گردند. نکات اصلی در استفاده از این مواد به شرح ذیل می باشند.
الف) تاریخ مصرف آنها منقضی نشده باشد.
ب ) دوز موثر اعلام شده از طرف فروشنده مورد توجه قرار گرفته و در آزمایشگاه دوز موثر واقعی با اجرای تست های میکروبی مشخص شده و مقایسه شود. در تعیین دوز، شرایط فیزیکی سیال نیز لحاظ گردد.
ج ) دوزهای تعیین شده در آزمایشگاه، به سیستم اعمال شده و قبل و بعد از آن سنجش های میکروبی با هدف تعیین اثر واقعی آن در سیستم انجام گردند.
د ) بصورت معمول هفته ای سه بار، و نیز قبل و بعد از هر نوبت تزریق زیست کش، ارزیابی میکروبی سیستم، انجام گردد. در این راستا، تست های SRB,TBC ( شمارش کل باکتریایی ) و نیز APB (باکتری های مولد اسید) و در صورت نیاز سنجش باکتری های آهن خوار و باکتری های ازت و گوگرد، پیشنهاد می شوند.
دقت گردد، موارد فوق الذکر برای کلر بعنوان معمول ترین زیست کش اکسید کننده نیز لازم الاجرا می باشند. بدیهی است که اگر کلر در مقادیر زیاد (بیش از ppm 1-8/0 کلر باقیمانده) تزریق شود باعث پوسیدگی چوب و خوردگی سیستم می گردد و چنانچه در کمتر از مقادیر توصیه شده (کمتر از ppm 3/0 کلر باقیمانده) مورد استفاده قرار گیرد، تاثیری روی میکروب ها نخواهد داشت. استفاده صحیح از کلر، مستلزم دقت زیادی بوده و هنگام استفاده باید مواردی این قبیل مشخص شوند: محل دقیق تزریق، تعداد محل های تزریق، دوز موثر، تزریق بصورت مداوم یا منقطع، فواصل تزریق، ترکیب شیمیایی سیال و مقدار مواد آلی آن و غیره.
به هر حال با انجام تست های مکرر میکروبی با هدف رسید به حالت مطلوب ( حالتی که در آن تعداد SRB صفر و TBC کمتر از ۱۰۴ و APB نیز حداکثر ۱۰ در میلی لیتر باشد)، می توان بصورت تجربی موارد فوق را تعیین نمود.

   + کورش پورزند ; ۸:٢٢ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ۱۸ شهریور ۱۳٩۳
comment نظرات ()

نخستین سازمان غیردولتی طبیعت گردی در زنجان

تشکل غیر دولتی " آلوارس گشت زنگان" به عنوان اولین تشکل رسمی غیر دولتی فعال در حوزه طبیعت گردی استان زنجان به ثبت رسید.

این تشکل با هدف حفاظت محیط زیست، شناسایی جاذبه های طبیعی استان، جذب طبیعت گرد(با همکاری موسسات مجاز فعال در این حوزه) شناسایی مسیرهای طبیعت گردی استان، مستندسازی جاذبه های توریستی و طبیعی استان فعالیت خود را آغاز کرد.

از دیگر برنامه ها و اهداف این تشکل می توان به: برگزاری دوره های آموزشی کوهنوردی (با اخذ مجوزهای مربوطه) و معرفی جاذبه های توریستی،برگزاری نمایشگاه و… اشاره کرد.

   + کورش پورزند ; ۸:٤۳ ‎ق.ظ ; یکشنبه ۱٦ شهریور ۱۳٩۳
comment نظرات ()

کشف پیکرک 6 هزارساله در زنجان

به گزارش روابط عمومی اداره کل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری زنجان ، معاون میراث فرهنگی استان گفت: این پیکره سفالی گاو نر به ابعاد 2*3*4 سانتی متر و  وزن 20 گرم به رنگ نخودی مایل به قرمز است.

مهرداد عسگریان افزود: این پیکرک سفالی بصورت اتفاقی از یکی از مکان های تاریخی در منطقه قره پشتلو از توابع شهرستان زنجان به دست آمده است.

وی اظهار داشت: طبق نظریه کارشناسان باستانشناسی، قدمت این پیکرک سفالی به "دوران مس و سنگ" 4500-3000 سال قبل از میلاد تعیین گردیده است.

عسگریان با اعلام این مطلب که: کشف این پیکرک سفالی موید ویژگی های هنری پیش از تاریخ در این منطقه است افزود: در قسمت تحتانی زیر شاخ سمت راست این پیکرک منفذی تعبیه شده که احتمالا محل اتصال تجهیزات به این پیکرک بوده است.

معاون میراث فرهنگی اداره کل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان زنجان گفت:ساخت اینگونه پیکره ها ی کوچک سفالی حیوانات در دوران پیش از تاریخ رایج بوده و در برخی مواقع با باورها و اعتقادات جوامع پیوند داشته است.

عسگریان خاطر نشان کرد: عصر مس و سنگ به دوره هایی از زندگی انسان های گذشته اتلاق می شود که در آن انسان از سنگ و ابزار آلات مسی استفاده می کرده است.

   + کورش پورزند ; ۸:٠۳ ‎ق.ظ ; یکشنبه ۱٦ شهریور ۱۳٩۳
comment نظرات ()

کشاورزی، خطرناک‎ترین شغل دنیا

رشد و توسعه پایدار کشاورزی یکی از شاخص‎ترین و مهم‌ترین هدف‎های هر دولتی است که تحقق آن طریق تحولات بنیادی همه جانبه در ساختار کشاورزی، مدیریت و بهره‎برداری مطلوب از منابع و امکانات، سازماندهی و هدایت سنجیده فعالیت‎ها در چارچوب برنامه ریزی علمی و منطقی امکان‎پذیر خواهد بود.

بخش کشاورزی در کلیه برنامه‎های توسعه کشور از اولویت ویژه‎ای برخوردار بوده و به عنوان محور و اساس توسعه اقتصادی کشور مورد توجه قرار داشته است. انتشار سموم کشاورزی از قبیل آفت‎کش‎ها، علف‎کش‎ و جونده‎کش‎ها تعادل اکولوژیک را بر هم میزند.

هر چند کنترل عوامل خسارت زا با استفاده از آفت‎کش‎ها در بخش کشاورزی سودمند و ضروری است، اما بی‌توجهی و افراط در مصرف آفت‌کش‎ها باعث خسارات قابل توجهی در موجودات زنده و ایجاد بیماری و مرگ در انسان‎ها می‎شود.

راهکارهای کنترل تهدیدات مذکور، تا حدود زیادی منطبق بر راهبردهای کشاورزی پایدار، به خصوص کشاورزی ارگانیک است. بر این اساس لازم است مصرف سموم علف کش با کنترل مکانیکی، زراعی، رعایت آیش، تناوب و کاربرد مالچ طبیعی، جایگزین شود.

کشاورزی یکی از خطرناک‌ترین مشاغل است. در این صنعت حدود 6 حادثه در 100 کارگر و 12 جراحت منجر به مرگ در 100 هزار کارگر اتفاق می‎افتد. بیش از نیمی از کارگران بخش کشاورزی در معرض ابتلا به بیماری‎های پوستی و تنفسی هستند.

حدود چهار درصد از بیماری‎های تنفسی مرتبط با کار رنج می‎برند و بیماری‎های شغلی آنها حدود دو برابر سایر مشاغل است(58 مورد در 100 هزار در مقایسه با بخش صنعت 27.5 مورد در 100 هزار). 

طبیعت شغل کشاورزی با خطر همراه است. کشاورزان در شرایط نامساعد آب و هوایی، به صورت طولانی مدت و بدون استراحت کار می‎کنند. در ساخت و استفاده از تجهیزات کشاورزی معمولاً مسائل ایمنی رعایت نمی‎شود. 

مواجهه با عوامل بیولوژیک و بیماری‎های مشترک بین انسان و دام، استفاده نامناسب از انواع سموم، آفت‎کش‎ها و مواد شیمیایی مختلف سلامت آنان را تهدید می‎کند. بیش از‌ 9 هزار نوع ماده شیمیایی در بخش کشاورزی و دامپروری و بیش از دو هزار نوع ترکیب داروی دامپزشکی در حال حاضر استفاده می‎شود،شاغلین این صنعت در معرض تماس با آنها هستند و یک تا 4 میلیون مسمومیت ناشی از تماس با آفت‎کش‎ها در سال اتفاق می‎افتد.

در طی سال‎های اخیر کاربرد سموم و بیماری‎های مرتبط با آنها در بخش صنعت کشاورزی به طور حیرت آوری افزایش یافته است.

در بسیاری از موارد محل سکونت و محیط کار کشاورزان مشترک است که این خود مشکلات بهداشتی خاصی را برای آنها به وجود می‎آورد.

برای دست یافتن به توسعه پایدار در بخش کشاورزی باید به وضعیت بهداشتی و رفاهی کشاورزان توجه کافی بعمل آید.

   + کورش پورزند ; ۱۱:۳٩ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ۱٢ شهریور ۱۳٩۳
comment نظرات ()

پروژه ترسیب کربن تا 2015 به پایان می‌رسد

نماینده UNDP در ایران در اولین کنفرانس بین‌المللی خدمات مشاوره‎ای روستایی در آسیا و اقیانوسیه گفت: پروژه ترسیب کربن تا 2015 به پایان می‌رسد.

به گزارش خبرگزاری (ایسنا) منطقه زنجان، "یالاسو برآمانیا مورالی" ظهر امروز در اولین کنفرانس بین‌المللی خدمات مشاوره‎ای روستایی در آسیا و اقیانوسیه که در سالن الغدیر دانشگاه زنجان برگزار شد، اظهار کرد: سازمان ملل همواره توجه والایی به فقرزدایی و بهبود شرایط زنان به خصوص زنان کشاورز داشته است.

وی افزود: ما در تلاشیم که به زنان سرپرست خانواده کمک کنیم و در پژوهش‎های انجام شده متوجه شدیم که زنان روستایی از قابلیت حضور در دانشگاه‎ها برخوردارند که این مساله در رشد و شکوفایی اقتصادی نقش مهمی دارد.

این مسوول با اشاره به اینکه دفتر عمران سازمان ملل به نوعی در چگونگی و طراحی فعالیت‎های آموزشی مشارکت می‎کنند تا سطح کیفی را افزایش دهد، افزود: آنچه سازمان ملل در 10 تا 15 سال گذشته در بخش کشاورزی انجام داده به عنوان یک کاتالیزور عمل کرده و تلاش کرده است تا تکنیک‎های کیفی را افزایش دهد. تکنیک‎های معرفی شده از سازمان ملل می‎تواند در بخش توسعه و پایدار کارآمد باشند.

وی تصریح کرد: UNDP پروژه مشترک زیادی با دولت‌ها داشته که می‎توان به پروژه ترسیب کربن اشاره کرد که تا سال 2015 به پایان می‌رسد؛ همچنین پروژه مشترکی با بانک کشاورزی داشتیم و که در اقتصاد ایران نقش بسزایی داشته است.

رئیس سازمان تحقیق و آموزش و ترویج کشاورزی کشور نیز در این همایش گفت: 1.2 برابر ظرفیت زمین از آن بهره‌برداری می‎کنیم در حالی که مساله این است که روند بازگشتی آن را به زمین نداریم؛ در حالی‌ که روند بازگشتی باارزش‌تر  و بی‌توجهی به این موضوع امنیت غذایی و مساله عرضه و تقاضا را به خطر می‎اندازد.

"اسکندر زند" افزود: از مشکلات موجود در سیستم آموزشی کشور نبود محصلین و دانشجویان رشته‎های کشاورزی است.

وی با بیان اینکه کشاورزان آینده ما چه کسانی خواهند بود، افزود: از سال 1355 جمعیت شهر و روستا در حال برابر شدن است و هر سال نیم میلیون از جمعیت روستایی کشور کاسته می‌شود.

این مسوول خاطرنشان کرد: کشاورزان در حال حاضر بیشتر افراد کهنسال جامعه را تشکیل می‌دهند و در روستاها بیشتر افراد کهنسال به سمت کشاورزی روی می‌آورند و جمعیت جوان به سمت صنعت و خدمات کشیده می‌شوند.

"غلامحسین حسینی‎نیا" رییس انجمن علمی تات گفت: انجمن ترویج سعی دارد سهم خود را برای ایجاد دنیای بهتر ایفا کند.

وی خاطرنشان کرد: جوامع امروزی با چالش ناامنی غذایی و فقر و گرسنگی روبه‌رو است. از 4 میلیون بهره‌بردار حاضر 2.8 میلیون آن بهره‌بردار خرد و خانوادگی هستند و انجمن‌ها در پی آن هستند که نیازهای غذایی و تجارت علمی و خدماتی و مشاوره‌ای را به کشاورزان انتقال دهند تا سطح کیفی کشاورزی در ایران افزایش یابد.

وی با بیان اینکه برگزاری چنین همایش‎هایی می‎تواند نظر سیاست‌گذاران در این عرصه را به خود جلب کند، ادامه داد: لازم است سیاست‌گذاران به این عرصه توجه لازم را داشته باشند و در این زمینه برنامه‎ریزی کنند.

نظری عضو هیئت مدیره بانک کشاورزی در ادامه خاطرنشان کرد: بانک کشاورزی نزدیک به 81 سال به کشاورزان خدمات‎رسانی کرده است.

وی با بیان اینکه خرده‎بهره‌برداران نقش بسزایی در کشاورزی کشور دارند، عنوان کرد: در این راستا سازمان ملل متحد امسال را سال "کشاورزی خانگی" معرفی کرده است.

این مسوول از عمده مشکلات کشاورزان در ایران گفت و ادامه داد: از چالش‌های این بخش می‎توان به چالش‎های تولیدات کشاورزی، نبود بازاریابی تخصصی برای محصولات، انبارمانی، حمل و نقل، ایجاد ارزش افزوده نام برد.

وی از روند مکانیزاسیون در ایران خبر داد و گفت: سال گذشته بودجه‎ای حدود 7 میلیارد و 500 میلیون تومان صرف تجهیز مکانیزاسیون در کشاورزی شده است  و امسال این رقم به 8 میلیارد رسیده است.

   + کورش پورزند ; ۱۱:۳٤ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ۱٢ شهریور ۱۳٩۳
comment نظرات ()

هشدار UNDP نسبت به مصرف بی‌رویه آب و کودشیمیایی در کشاورزی ایران

معاون نماینده UNDP در ایران اظهار کرد: از مشکلات عدیده کشاورزی در ایران استفاده بی‎رویه از آب و کودهای شیمیایی است.

 به گزارش خبرنگار«محیط زیست» خبرگزاری (ایسنا) - منطقه زنجان، " بالاسوبراماینام مورالی" در جمع خبرنگاران، اظهار کرد: از مشکلات کشاورزی در ایران استفاده بی‌رویه آب و کودشیمیایی است.

وی ادامه داد: UNDP درحال حاضر برنامه پنج ساله‌ای درخصوص توسعه کشاورزی از سال 2012 تا 2016 اجرا می‏کند.

این مسئول افزود: این برنامه در چهار محور است که از آن میان می‎توان به برنامه‌های مرتبط با کاهش فقر، ارائه توسعه پایدار سلامت و محافظت از مناطق زلزله‎خیز اشاره کرد که از این میان محافظت از مناطق زلزله ‏خیز و توسعه پایدار از مهم‏ترین آنهاست.

وی خاطرنشان کرد: برنامه UNDP به طور غیرمستقیم با کشاورزی در ارتباط است که درحوزه توسعه پایدار بیشترین عملکرد فعلاً درخصوص تالابهاست.

این مسئول افزود: این برنامه هشت ساله است و طبق برنامه‎ای که در ارومیه پیاده کرده‎ایم و با توجه به تحقیقات صورت گرفته به این نتیجه رسیده‎ایم که استفاده بی‌رویه از آب این دریاچه در مصارف کشاورزی باعث نابودی این دریاچه شده است.

وی درخصوص روش‎های جدید کشاورزی سخن گفت و ادامه داد: کشاورزی امروز به دنبال استفاده کمتر از منابع آبی است که در این خصوص می‎توان از طرح‏های UNDP نام برد.

وی با بیان اینکه کشاورزان ایرانی از آب و کودهای شیمیایی استفاده‎های بی‎رویه می‎کنند، ادامه داد: این کار به ضرر محیط زیست بوده و باعث نابودی آن می‎شود.

این مسئول همچنین افزود: ایران در پروسه‏‌ای کردن موادکشاورزی روند بهتری را نسبت به هند دارد و فروش محصولات کشاورزی از مشکلاتی است که همه دنیا حتی هند با آن مواجه هستند که انتظار می‌رود با یک پروسه کارآمد این مشکل برطرف شود.

   + کورش پورزند ; ۱۱:٢۸ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ۱٢ شهریور ۱۳٩۳
comment نظرات ()

تولید سوخت خودروها از باکتری روده

به گفته دانشمندان دانشگاه امپریال کالج لندن، در آینده می‌توان از نوعی باکتری روده برای تولید سوختی استفاده کرد که جایگزین بنزین و سوخت دیزلی خواهد شد.

به گزارش سرویس علمی خبرگزاری (ایسنا)، این محققان با استفاده از باکتری روده E.coli (عامل اسهال) شیوه جدیدی برای تولید گاز پروپان ارائه داده‌اند.

دانشمندان سه آنزیم به نام‌های thioesterase ،CAR و aldehyde-deformylating oxygenase را به این باکتری افزودند و این امر به آن‌ها امکان استخراج اسید بوتیریک (نوعی ترکیب اساسی لازم برای تولید پروپان) را داد.

به گفته دکتر «پاتریک جونز» از دانشگاه امپریال کالج لندن، گرچه این تحقیق در مراحل بسیار ابتدایی‌ است، اما احتمالا شیوه‌ای برای تولید سوخت‌های تجدیدپذیر ارائه می‌دهد که هم‌اکنون توسط ذخایر فسیلی تأمین می‌شوند.

سوخت‌های تجدیدپذیر تولیدشده به این روش، در ابتدا مکمل دیزل، بنزین، گاز طبیعی و سوخت جت خواهند بود و سپس جایگزین آن‌ها خواهند شد. سوخت‌های فسیلی ذخایر محدودی هستند و با رشد بی‌رویه جمعیت، باید شیوه‌های نوینی برای تولید سوخت‌های تجدیدپذیر، پایدار و به‌صرفه ارائه داد.

جزئیات این دستاورد علمی در مجله Nature Communications منتشر شده است.

   + کورش پورزند ; ۱۱:٢٢ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ۱٢ شهریور ۱۳٩۳
comment نظرات ()

مدیر کل جدید حفاظت محیط زیست استان زنجان معرفی شد

 همزمان با هفته دولت طی مراسمی باحضور معاون سازمان حفاظت محیط زیست، معاون استاندار و جمعی از مسئولان استان، قربانعلی محمدپور به عنوان مدیرکل جدید حفاظت محیط زیست استان زنجان معرفی شد.

 به گزارش روابط عمومی اداره کل حفاظت محیط زیست زنجان ، احمد علی کیخا معاون محیط طبیعی و تنوع زیستی سازمان حفاطت محیط زیست در مراسم  معارفه مدیر کل جدید حفاظت محیط زیست استان زنجان با بیان اینکه محیط زیست مسئله ای فرابخشی است افزود: امروز در دنیا هیچ دولت و ملتی نمی تواند اذعان کند که توسعه پایدار بدون توجه به محیط زیست میسراست ، وی با اشاره به خشک شدن دریاچه ارومیه یادآورشد: دلسوزان نظام برای از دست دادن این دریاچه، برگشت نور و طوفان های نمک در منطقه پیرامون دریاچه ارومیه نگران هستند

معاون محیط زیست طبیعی و تنوع زیستی سازمان حفاظت محیط زیست، از لزوم اخذ مجوز برای اجرای هر گونه طرحی مبنی بر توسعه صنعتی از این ارگان خبر داد و مقابله سازمان حفاظت از محیط زیست با پروژه‌های فاقد طرح را ضروری دانست.

وی در جمع خبرنگاران اظهار کرد: هر کدام از حوزه‌هایی که در محدوده اکوسیستم دسته‌بندی می‌شوند از جنگل و منابع‌طبیعی گرفته تا آب و خاک مشکلات و چالش‌های مربوط به خود را دارند و نمی‌توان برای رفع معضلات موجود در همه این حوزه‌ها نسخه واحدی پیچید، ولی رسالت اصلی این سازمان، هدایت دولت در اجرای برنامه‌های توسعه‌ای در راستای سازگاری با محیط زیست است.

کیخا ادامه داد: رویکرد اول این سازمان، برقراری رابطه با دستگاه‌های اجرایی و تشکل‌های غیردولتی و تغییر نگرش آن‌ها به صورت هم‌زمان نسبت به محیط پیرامون‌شان است، چرا که یکی از مشکلات بزرگ موجود در گذشته، سرمایه‌گذاری و اجرای طرح‌های بزرگ صنعتی بدون در نظر گرفتن شرایط اکولوژیکی و ارزیابی اکوسیستم است که این امر زمینه شکل‌گیری بسیاری از مشکلات زیست‌محیطی کنونی را فراهم کرده است.

این مسوول افزود: بر اساس قوانین تصویب شده، همه پروژه‌های انسانی قبل از اقدام برای اجرا موظف‌اند برای دریافت مجوز به سازمان محیط زیست مراجعه کرده و مسوولان این سازمان را از عدم تولید آلاینده‌های محیطی در دراز مدت و کوتاه‌مدت مطمین سازند، چرا که در غیر این صورت سازمان می‌تواند برای جلوگیری از فعالیت واحد صنعتی که برای اکوسیستم مضر است، اقدام و مجوز فعالیت آن را باطل کند.

کیخا در ادامه با تاکید بر اینکه با فعالیت در چارچوب قوانین سازمان حفاظت محیط زیست، تخریب طبیعت به حداقل می‌رسد، گفت: حفظ منابع‌طبیعی به تنهایی و فقط توسط دولت امکان‌پذیر نخواهد بود و در واقع برای این منظور همه اقشار جامعه مسوول‌اند که در این زمینه رویکرد اصلی سازمان، استفاده از جوامع محلی و مردم در مشارکت برای مدیریت مناطقی است که در اختیار سازمان محیط زیست هستند.

وی تصریح کرد: توسعه فعالیت‌های طبیعت‌گردی با همکاری سازمان میراث‌فرهنگی، صنایع‌دستی و گردشگری و همچنین طرح‌های مدیریت مناطق مختلف، از جمله برنامه‌های مدیریتی سازمان محسوب می‌شود، در واقع این طرح‌ها بیش از یک دهه است که کلید خورده است و امسال شروع به اجرای آن‌ها کرده‌ایم.

معاون سازمان حفاظت محیط زیست، یادآور شد: یکی از مشکلات موجود در گذشته برای اجرای پروژه‌ها، تحلیل‌های نقطه‌ای بود و سازمان فقط محدوده اجرای پروژه را ارزیابی می‌کرد، ولی امروزه لزوم استقرار هر طرحی بررسی اثرات آن در کل اکوسیستم پیرامونش است، بنابراین انتقال این آگاهی‌ها و اصلاح رفتار متقاضیان سرمایه‌گذاری در هر منطقه‌ای و همچنین دولت‌مردان علاوه بر رسانه و سازمان‌های مردم‌نهاد به تلاش و مطالعه مستمر و بیشتری نیاز دارد.

کیخا با اشاره به جایگزینی گاز CNG با بنزین، خاطرنشان کرد: به عنوان مثال این مسئله نمونه بارزی از توجه سازمان به آلاینده‌ها و تبعات منفی آن بر روی سلامت محیط و انسان است و خوشبختانه کاهش چشم‌گیر تعداد روزهای ناسالم نسبت به سال‌های گذشته، مهر تاییدی بر این مقوله به شمار می‌رود، بنابراین همه ایرانی‌ها باید اطمینان خاطر داشته باشند که سازمان در برخورد با تخریب محیط زیست به هیچ عنوان ملاحظه نخواهد کرد.

وی ادامه داد: در ابتدای انقلاب سطح زیر کشت دریاچه ارومیه 158 هزار هکتار بود که این میزان در سال های اخیر به 700 هزار هکتار رسیده است.

معاون محیط زیست طبیعی و تنوع زیستی سازمان حفاظت محیط زیست گفت: عوامل پیرامون با محیط زیست طبیعی دریاچه سازگار نبوده و دریاچه 500 هزار هکتاری ارومیه تقریبا از دست رفته است .

وی تاکید کرد: باید رویکردها در راستای حفاظت از محیط زیست اصلاح و عدالت فرا نسلی رعایت شود، تا بخشی از محیط زیست برای نسل های آینده باقی بماند.

کیخا با بیان اینکه سازمان حفاظت محیط زیست مامور امنیت پایدار کشور است خاطرنشان کرد: هر مکانی که دارای تالاب و چشمه ای باشد، مظهر تمدن ایرانی بوده است و اگر این نعمت از بین برود مظهر تمدن از بین می رود.

معاون محیط زیست طبیعی و تنوع زیستی سازمان حفاظت محیط زیست گفت: هر مسوولی در هر جایگاهی حق ندارد اصل 50 قانون اساسی را نادیده بگیرد.

کیخا افزود: متاسفانه در خصوص رعایت اصل 50 قانون اساسی کوتاهی شده و به نحو مطلوبی به وظیفه قانونی عمل نشده و در این راستا کارشناسان و محیط بانان مدیران و مسئولان محیط زیست، باید فعالیت های اقتصادی که منجر به تخریب محیط زیست می شود را خوب تشخیص داده و مانع از آن شوند.

وی با تاکید بر اینکه باید توسعه سازگار با محیط پیرامونی انجام شود اظهارکرد: حفظ و احیای محیط زیست طبیعی بدون مشارکت جوامع محلی امکانپذیر نیست و به عنوان یک ضرورت باید راهکارهای مشارکت این جوامع و بهره مندی از آن مورد بررسی قرار و به کار گرفته شود.

کیخا با اشاره به اینکه مناطق زیبای تحت مدیریت حفاظت محیط زیست می تواند منشا خلق ثروت، تولید و اشتغال برای کشور باشد یادآورشد: با استانداران سراسر کشور تفاهم نامه ای مبادله خواهد شد و از هر استانی که بخواهد در این مناطق سرمایه گذاری سازگار با محیط زیست انجام دهد استقبال و حمایت می شوند.

در ادامه این مراسم مدیر کل جدید حفاظت محیط زیست استان زنجان گفت: سال اقتصاد و فرهنگ با عزم ملی و مدیریت جهادی باید با برنامه ریزی و تلاش شبانه روزی محقق شود.

قربانعلی محمدپور با اشاره به اینکه مشکلات زیست محیطی فراوانی وجود دارد افزود: این مهم ناشی از بی توجهی برخی از مسوولان در گذشته بوده است و امروز تهدید های جدی زیست محیطی همه را فرا گرفته که باید با اجرای اصل 50 قانون اساسی این مشکل مرتفع شود

محمدپور اظهارکرد: رویکرد حفاظت مشارکتی باید با تلاش و نقش مردم در این استان انجام و این نقش روز بروز نسبت به گذشته پر رنگ تر شود.

مدیر کل جدید حفاظت محیط زیست استان زنجان گفت: توسعه مدیریت باید با لحاظ اقدامات زیست محیطی در استان زنجان انجام و همه فعالیت های اقتصادی کارخانجات مطابق با اصول زیست محیطی فعالیت کند.

محمدپور اظهارکرد: اجرای مطلوب برنامه سازمانی حفاظت محیط زیست نیازمند تعامل و همکاری مدیران استانی است و توسعه پایدار، اقتصاد سبز، صنعت سبز، و معماری سبز در دولت یازدهم مورد توجه جدی است.

محمدپور ادامه داد: با کمک تشکل های فعال در جامعه و پتانسیل بالقوه موسسه های مردم نهاد در حفاظت از محیط زیست بیش از گذشته تلاش خواهد شد.

   + کورش پورزند ; ۸:۱٥ ‎ق.ظ ; شنبه ۸ شهریور ۱۳٩۳
comment نظرات ()

تفاهم نامه فیمابین وزارت کشور و سازمان حفاظت محیط زیست

بسمه تعالی

این تفاهم‌نامه در تاریخ 1/6/1393 بین معاون رییس جمهور و رییس سازمان حفاظت محیط زیست و وزیرکشور در راستای تحقق "اصل پنجاه قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران مبنی بر حفاظت از محیط زیست به عنوان یک وظیفه عمومی" و اجرای هر چه بهتر قوانین و مصوبات محیط زیست ازجمله، قانون "مدیریت مصرف سوخت و توسعه حمل و نقل عمومی" و "راهکارهای اجرایی کاهش آلودگی هوای کشور، مصوبه هیات وزیران"، "قانون مدیریت پسماندها"و اجرای "بند ح تبصره 21 قانون بودجه سال 93"، کشور به شرح ذیل منعقد می‌گردد:

ماده 1- موضوع تفاهم‌نامه

برنامه‌ریزی، نظارت، اجرا و راهبری مجموعه‌ای از طرح‌ها و اقدامات مرتبط و موثر در کاهش آلاینده‌های هوا ناشی از حمل و نقل موتوری و سوخت، کمک به بهبود مدیریت پسماند در شهرها و روستاهای کشور و کاهش آلودگی‌های محیط زیست مرتبط با آن‌ها و ارتقاء شاخص‌ها و مولفه­های محیط زیستی، در موضوع‌های زیر همکاری می‌کنند.

الف- بهبود شاخص‌های کیفی هوا متاثر از حمل و نقل

ب- کمک به بهبود مدیریت پسماندهای عادی

پ- بهبود سایر شاخص های کمی و کیفی منابع زیستی

ماده 2-اهداف تفاهم‌نامه

الف- بهبود شاخص‌های کیفی هوا متاثر از حمل و نقل ( از وضعیت موجود (حداقل) به استانداردهای مصوب کیفیت هوای محیط‌های باز کشور تا پایان برنامه ششم توسعه)

ب- کمک به بهبود مدیریت پسماندهای عادی

  1. مدیریت پسماند در شهرها و روستاهای کشور و کاهش آلودگی‌های مرتبط با آن‌ها
  2. ساماندهی مدیریت پسماندهای عادی در کشور با رویکرد کاهش تولید، تفکیک از مبدا و افزایش میزان بازیافت پسماندهای تولیدی با شناسایی و استفاده از کلیه پتانسیل‌های موجود (مشارکت حداکثری شهروندان، بخش خصوصی داخلی و خارجی، سازمان­های مردم­نهاد و...) به نحوی که با اصلاح فرایندهای موجود و در طی پنج سال آتی بطور متوسط حداقل 30درصد پسماندهای عادی تولید شده در شهرها و روستاهای کشور، در مبداء به صورت تفکیک شده جمع‌آوری و 60 درصد آن بازیافت گردد. متوسط این مقدار در کلان‌شهرها نیز به ترتیب حداقل 20 و 60 درصد خواهد بود

پ- بهبود سایر شاخص های کمی و کیفی منایع زیستی

ماده 3 - محورهای تفاهم‌نامه

3-1- زمینه‌های مشترک همکاری

الف: بهبود شاخص‌های کیفی هوا متاثر از حمل و نقل

  1. تدوین و اجرای بسته برنامه‌ای هوای پاک بر اساس شاخص‌های اعلامی مورد توافق طرفین در شهرها
  2. مشارکت در کارگروه‌های ملی و استانی و محلی در محورهای قوانین و مقررات، فنی و اجرایی، تشکیلات و ساختار، آموزش و فرهنگ‌سازی
  3. مشارکت در جهت توسعه سامانه‌های حمل و نقل عمومی
  4. نظارت بر رعایت معیارهای فنی و زیست ‌محیطی خودروهای فعال در سیستم حمل و نقل شهری و همکاری جهت جلوگیری از تردد خودروهای آلاینده و دارای نقص فنی در سطح شهرهای کشور
  5.  آموزش‌های عمومی و تخصصی و هدفمند به منظور جلب مشارکت بیشینه مردم در طرح و اجرای بسته برنامه‌ای هوای پاک
  6. برگزاری کارگاه‌های آموزشی و سمینارهای تخصصی در زمینه پیشگیری، کنترل و مقابله با آلودگی هوا و عوارض آن در سطوح ملی، استانی و محلی
  7. طراحی، تصویب و آغاز به فعالیت کمپین مبارزه با آلودگی هوا
  8. ارایه راهکارهای تشویقی در جهت ترویج سرمایه‌گذاری بخش خصوصی در طرح‌ها و پروژه‌‌های حمل و نقلی موثر در ارتقای شاخص‌های کیفیت هوا
  9. ایجاد زیرساخت‌های لازم به منظور افزایش سهم پیاده (پیاده‌روی)، دوچرخه و موتور سیکلت برقی و حمل و نقل عمومی پایدار در شهرها
  10. رتبه‌بندی شهرهای کشور بر اساس معیارهای زیست‌محیطی و میزان پیشرفت آنها در زمینه مبارزه با آلودگی هوا
  11. همکاری در توسعه شبکه‌های پایش امواج و صدا و هوا
  12. به کارگیری انرژی‌های پاک و تجدیدپذیر در سامانه‌های حمل و نقل شهری
  13. فراهم نمودن زمینه لازم جهت اجرای بند (ه) تبصره 21 قانون بودجه سال93 کشور

ب: کمک به بهبود مدیریت پسماندهای عادی

  1. نظارت بر رعایت ضوابط فنی و زیست‌محیطی پروژه‌های مدیریت پسماند عادی به ویژه تأسیسات زباله‌سوز، کمپوست و هاضم قبل از عقد قرارداد (طرفین هماهنگی‌های لازم را از طریق استانداری‌ها، شهرداری‌ها، کمیته ماده 2 آیین‌نامه ارزیابی زیست‌محیطی طرح‌های توسعه، ادارات کل حفاظت محیط زیست و سایر دستگاه‌های ذیربط، جهت جلوگیری از عقد قرارداد ایجاد تأسیسات یاد شده، قبل از تأیید مشخصات فنی توسط سازمان شهرداری‌ها و دهیاری‌های کشور و دریافت تأییدیه زیست‌محیطی از سازمان حفاظت محیط زیست و همچنین اعمال اصلاحات فنی و زیست محیطی در قراردادهای منعقده انجام خواهند داد)
  2. توانمندسازی شوراهای اسلامی ، شهرداری­ها و دهیاریهای کشور جهت مدیریت صحیح پسماندها و برگزاری سمینارهای تخصصی مدیریت پسماندها در سطوح ملی، استانی و محلی
  3. همکاری در اصلاح قوانین و آیین‌نامه‌های موجود و تسریع در تهیه و ابلاغ دستورالعمل‌ها و شیوه‌نامه‌های موضوع قانون مدیریت پسماند و آیین‌نامه اجرایی آن
  4. پیگیری مشترک برای پیش‌بینی پیشنهادهای طرفین در حوزه محیط زیست شهری و روستایی (با تاکید بر مدیریت پسماند) در برنامه توسعه ششم و لایحه بودجه‌های سالانه با تشکیل کارگروه ویژه مدیریت پسماند
  5.  حمایت از بخش خصوصی جهت سرمایه‌گذاری در ایجاد تأسیسات پردازش، بازیافت و دفع پسماندها با تأکید بر استفاده از فناوری‌های نوین
  6. تدوین و اجرای برنامه مدیریت جامع پسماندهای استان‌های کشور با اولویت استان‌های ساحلی با هماهنگی استانداری­ها و ادارات کل حفاظت محیط­زیست و سایر دستگاه­های ذیربط

تبصره: طرفین پیگیری‌های لازم را برای تامین اعتبارات مورد نیاز جهت اجرای برنامه یاد شده از محل منابع عمومی، ملی، استانی و سایر منابع داخلی شهرداری‌ها و دهیاری‌ها انجام خواهند داد.

  1. تهیه و اجرای برنامه جامع ارتقای آگاهی‌های عمومی شهروندان با هدف کاهش تولید و تفکیک پسماندها از مبدا با استفاده از کلیه ظرفیت‌های موجود در صدا و سیما در سطوح ملی و استانی و سایر دستگاه‌های ذیربط وبا همکاری سازمان­های مردم­نهاد و شوراهای اسلامی شهر و روستا
  2. مشارکت در اجرای "طرح مسیر سبز- ساحل پاک" در شهرها و روستاهای تحت پوشش
  3. حمایت و پشتیبانی از طرح و اجرای کمپین کاهش تولید پسماندها توسط شوراهای اسلامی، سازمان‌های مردم‌نهاد و سایر تشکل‌های مردمی
  4. پیگیری حذف یارانه محصولات تجزیه‌ناپذیر زیست‌محیطی (به ویژه پلاستیک‌ها) و حمایت از تولیدات دوستدار محیط‌زیست
  5. پیگیری اختصاص یارانه کودهای آلی (کمپوست، ورمی کمپوست و...) به شهرداری‌ها و دهیاری‌های واجد تآسیسات مذکور
  6. کمک به ساماندهی مدیریت پسماندهای عمرانی و ساختمانی
  7. توجه به نقش، جایگاه و ظرفیت شوراهای اسلامی شهر و روستا و سازمان­های مردم­نهاد در جهت مشارکت و تسریع در نیل به اهداف زیست­محیطی با آموزش و توانمند سازی آنها

پ: بهبود سایر شاخص های کمی و کیفی منابع زیستی

  1. ایجاد ، راهبری و نگهداری مراکز مدیریت کنترل و پایش آلودگی محیط زیست
  2. پیگیری و ایجاد ساختارهای لازم جهت رفع آلودگی‌های محیط زیست (آب، خاک، هوا، صوت، و پسماند) در حد استانداردها و ضوابط محیط زیست
  3. همکاری در اجرای بند (ه) تبصره 21 قانون بودجه سال 93 کشور
  4. پیگیری و استفاده از ظرفیت بند 20 ماده 55 قانون شهرداری‌ها در جهت برخورد با واحدهای آلاینده در جهت بهبود وضعیت کیفی محیط زیست با مشارکت شهرداری‌ها

3-2- تعهدات سازمان حفاظت محیط ‌زیست:

الف: بهبود شاخص‌های کیفی هوا متاثر از حمل و نقل

  1. پیگیری تامین پیش‌نیازهای ارایه و نظارت بر عرضه سوخت یا انرژی پاک برای ناوگان حمل و نقل
  2. افزایش ایستگاه‌های سنجش در شهرهای کشور و فراهم آوردن امکان پایش و سنجش مستمر کیفیت هوای شهرها

ب: کمک به بهبود مدیریت پسماندهای عادی

  1. ایجاد زیرساخت‌های لازم جهت نظارت بر آلاینده‌های خروجی تأسیسات امحا و دفع پسماند به ویژه زباله‌سوز
  2. نظارت عالی و پیگیری اجرای کامل مفاد قانون مدیریت پسماندها و آیین‌نامه اجرایی آن توسط کلیه دستگاه‌های موظف با تأکید بر پایدار کردن موضوع ماده 12 آیین‌نامه اجرایی قانون مدیریت پسماند

پ:  بهبود سایر شاخص های کمی و کیفی منابع زیستی

  1. تدوین سیستم جامع پایش و سنجش شاخص‌های کیفیت هوا و سایر منابع زیستی
  2. تسریع در تهیه و ابلاغ دستورالعمل‌ها و شیوه‌نامه‌های موثر و مرتبط در ارتقای شاخص‌های کیفی هوا
  3. نظارت بر فعالیت مراکز کنترل و پایش آلودگی محیط زیست
  4. نظارت عالی بر اجرای برنامه حفظ، نگهداری، و توسعه فضای سبز از طریق شهرداری‌ها و سایر دستگاه‌های مرتبط
  5. همکاری در مفاد تبصره یک ماده 688 قانون مجازات اسلامی و پیگیری درخواست­های شهرداری های کشور در موارد مرتبط

3-3- تعهدات وزارت کشور

الف: بهبود شاخص‌های کیفی هوا متاثر از حمل و نقل

  1. همکاری شهرداری‌ها در راهبری و نگهداری مراکز پایش و ارایه گزارش‌های دوره‌ای
  2. بهره‌گیری از فناوری‌های نوین در جهت کاهش عوامل مولد آلاینده‌های زیست‌محیطی در حوزه حمل و نقل
  3. اصلاح روند انجام معاینه فنی و اجرای جدی و مستمر قوانین آن
  4. بازنگری و اجرای قوانین از رده خارج کردن خودروهای فرسوده و ایجاد زیر ساخت‌های لازم
  5. مدیریت تقاضای سفر و توسعه و ارتقای سطح خدمات کیفی و کمی حمل و نقل همگانی
  6. ارزیابی زیست‌محیطی پروژه‌های حمل و نقل پیش از اجرا

ب: کمک به بهبود مدیریت پسماندهای عادی

  1. تهیه برنامه عملیاتی مدیریت پسماندهای عادی استان‌های کشور با تأکید بر کاهش تولید پسماند و تفکیک از مبدا و ارتقای آگاهی‌های عمومی با مشارکت شهروندان از طریق کارگروه‌های استانی طی یک سال آتی
  2. تهیه برنامه اجرایی جهت جلوگیری از دفن غیر بهداشتی پسماندها تا پایان برنامه پنجم توسعه جهت شهرهای موضوع بند الف ماده 193 برنامه پنجم توسعه
  3. پیگیری انجام مطالعات ارزیابی زیست‌محیطی پروژه‌های امحاء پسماند پیش از اجرا، مطابق قوانین و آیین‌نامه‌های موضوعه

پ: بهبود سایر شاخص‌های کمی و کیفی منابع زیستی

پیگیری ایجاد تشکیلات سازمانی متناسب محیط زیست و توسعه پایدار در شهرداری‌های کلان‌شهرها و مراکز استان‌های کشور

همکاری شهرداری‌ها در حفظ و نگهداری ایستگاه‌های پایش کیفی منابع محیط زیست

 برگزاری دوره‌های آموزشی به منظور توسعه و ترویج  سبک‌های زندگی سازگار با محیط زیست از طریق اصلاح الگوی مصرف

تدوین برنامه عملیاتی حفظ، نگهداری و توسعه فضای سبز از طریق شهرداری‌ها و سایر دستگاه‌های ذیربط

تسهیل در صدور مجوز تشکیل سازمان‌های مردم‌نهاد زیست‌محیطی

ماده 4-  مدت تفاهم نامه

مدت اجرای این تفاهم نامه چهار سال شمسی از تاریخ امضاء می­باشدکه با توافق طرفین قابل تمدید می باشد.

ماده 5 - شیوه و شرایط اجرایی تفاهم‌نامه

به منظور اجرای بهینه مفاد این تفاهم‌نامه، کمیته مشترکی متشکل از نمایندگان تام‌الاختیار طرفین در سطح ملی، وظیفه برنامه‌ریزی، هماهنگی اجرایی، پیگیری و نظارت بر اجرای مفاد این تفاهم‌نامه را از طریق دفاتر تخصصی ملی طرفین، شورای هماهنگی ترافیک استان‌ها در موضوع (الف) تفاهم‌نامه، و کارگروه‌های استانی و شهرستانی مدیریت پسماند (با عضویت شهردار مرکز استان و یک نفر از سایر شهرداران و دهیار منتخب استان یا شهرستان به انتخاب معاون هماهنگی امور عمرانی استانداری) در موضوع (ب و پ) تفاهم‌نامه بر عهده خواهند داشت. کمیته ملی، استانی و شهرستانی حداقل هر دو ماه یک بار تشکیل جلسه خواهد داد و گزارش پیشرفت کار را به امضاکنندگان تفاهم‌نامه ارایه می‌کند. مصوبات جلسات کمیته یاد شده برای طرفین در کلیه سطوح لازم‌الاجرا است.

ماده 6- سایر موارد

این تفاهم‌نامه در شش ماده و یک تبصره در چهار نسخه به امضای طرفین رسیده است و هر یک دارای اعتبار واحد می‌باشد و دو طرف متعهد خواهند بود که از تاریخ امضای این تفاهم‌نامه مفاد آن را به دقت رعایت و از هرگونه اقدامی که موجب نقض مفاد آن شود خودداری نمایند.

   + کورش پورزند ; ٧:٢۱ ‎ق.ظ ; دوشنبه ۳ شهریور ۱۳٩۳
comment نظرات ()
← صفحه بعد صفحه قبل →