سبزگون زنگان

محیط زیست جهانی

آیا صدا و سیما با محیط زیست دشمنی دارد؟

نتایج یک پژوهش نشان داده پوشش خبرهای محیط زیست در رسانه ملی به لحاظ کمی و کیفی با سیاست های کلی نظام در این حوزه متناسب نیست و علیرغم تاکید سیاست های کلی، این خبرها دررسانه ملی برجسته نمی‌شود.

مجید فدایی دانشجوی کارشناسی ارشد رشته علوم ارتباطات دانشگاه آزاد تهران شمال در پایان نامه خود میزان و چگونگی پوشش خبرهای محیط زیست در رسانه ملی و انطباق آن با سیاست های کلی ابلاغی در این حوزه در مطالعه موردی اخبار ۲۱ شبکه یک، اخبار ۲۰:۳۰ و ۲۲:۳۰ شبکه دو سیما به انضمام گفتگوی ویژه خبری در شش ماهه اول سال ۱۳۹۵  را بررسی کرد.

بر اساس این تحقیق، مشخص شد تنها ۸۳ صدم درصد از  اخبار سه بخش خبری اخبار ۲۱ شبکه یک، اخبار ۲۰:۳۰ و ۲۲:۳۰ شبکه دو سیما در شش ماهه اول سال ۱۳۹۵ به خبرهای محیط زیستی اختصاص داده شده است.

همچنین بر اساس یکی دیگر از نتایج این پژوهش، مشخص شد که ۵۸ درصد خبرهای محیط زیستی پخش شده از رسانه ملی کمتر از یک دقیقه است. نتایج بررسی نحوه چینش اخبار نیز نشان داد که خبرهای محیط زیستی بدون هدلاین با ۷۸/۷ درصد بیشترین فراوانی را به خود اختصاص داده است.

علیرغم بیان اهمیت محیط زیست در مجموعه ضوابط و قوانین کلان کشور مانند قانون اساسی، سند چشم انداز ۲۰ ساله و برنامه‌های توسعه پنج ساله و بودجه‌های سالانه کشور، سیاست‌های کلی نظام در حوزه محیط زیست نیز در ۲۶ آبان ۱۳۹۴ در ۱۵ بند از سوی مقام معظم رهبری به روسای قوای سه گانه و رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام ابلاغ شده است که در این پژوهش به ۲۱ موضوع تفکیک شده است. پس از تطبیق خبرهای پخش شده با پارامترهای سیاست های کلی مشخص شد، تخریب محیط زیست، گرد و غبار و آتش سوزی جنگل با مجموع ۳۷ درصد بیشترین فراوانی را در بین اخبار محیط‌زیستی پخش شده در بازه زمانی مورد نظر به خود اختصاص داده و به خبرهای با رویکرد فرهنگ‌سازی محیط زیستی بسیار کم پرداخته شده فقط ۵/۵ درصد و به موضوعاتی نظیر فناوری‌های نوین محیط زیستی، ارزیابی زیست محیطی، درختکاری و حمل و نقل عمومی ‌و ... اصلا پرداخته نشده است.

طبق یکی دیگر از نتایج تحقیق مذکور در نحوه چینش مشروح خبرها، مشخص شد که خبرهای محیط زیستی در خبرهای اول مشروح بخش‌های خبری مورد مطالعه جای ندارند. این پایان نامه همچنین نشان می‌دهد خبر مکتوب بیشترین قالب انتشار اخبار محیط زیستی را به خود اختصاص داده‌اند و سایر قالب‌های خبری موثر مورد بی توجهی قرار گرفته است.

همچنین مشخص شد که ارزش خبری «برخورد» با ۵۴/۵ درصد بیشترین فراوانی را به خود اختصاص داده و این بدان معناست که بیش از نیمی‌ از خبرهای محیط زیستی در اخبار رسانه ملی به علت داشتن ارزش خبری برخورد و کشمکش مورد توجه قرار گرفته‌اند و «شهرت» دیگر ارزش‌ خبری برجسته شده در خبرهای محیط زیستی رسانه ملی است که با ۴۲/۱۷ درصد بعد از برخورد در رتبه دوم ارکان خبری قرار دارد.

طبق یکی از نتایج این تحقیق مشخص شد که خبرهای محیط زیستی رسانه ملی با رویکرد انتقادی با ۴۷/۸ درصد بیشترین فراوانی را در جهت گیری خبری اخبار محیط زیستی رسانه ملی به خود اختصاص داده است.

در این تحقیق، با بررسی اسناد کتابخانه‌ای و آرشیو ‌سازمان حفاظت محیط زیست، اخبار مهم و موثر در تنویر افکار عمومی ‌و ارتقا فرهنگ زیست محیطی در جامعه در شش ماهه اول سال ۱۳۹۵ بررسی و استخراج شده و پس از بررسی نحوه پوشش خبری آنها در بازه زمانی و بخش‌های خبری مورد نظر، مشخص شد که از مجموع ۷۲ خبر مهم و موثر محیط زیستی استخراج شده طی شش ماهه اول سال ۱۳۹۵، تنها ۱۰ خبر در بازه زمانی و بخش‌های خبری مورد نظر این تحقیق پخش شده و این بدان معناست که ۸۶ درصد این خبرها علیرغم اهمیت آنها برای افکار عمومی و انتشار در سایر رسانه‌های مکتوب و خبرگزاری‌های سایت‌های خبری، مورد توجه قرار نگرفته است.

مروری بر این اخبار نشان می دهد که علیرغم اهمیت آنها و بی تفاوتی رسانه ملی، سایر رسانه ها به خوبی آنها را بازتاب داده اند. مثلا خبر امضای فاز سوم سند همکاری مشترک سازمان ملل متحد، دولت ژاپن و سازمان حفاظت محیط زیست برای احیای دریاچه ارومیه با حضور مقامات ژاپنی، سازمان ملل و رییس سازمان حفاظت محیط زیست که بیانگر توجه جهانی به موضوع احیای دریاچه ارومیه است، در سایر رسانه های مکتوب و خبرگزاری ها و سایت های خبری بازتاب داشت اما در رسانه ملی اصلا پخش نشد. یا برنامه امضای تفاهم نامه بیمه جامع پلنگ ایرانی از خبرهایی بود که در رسانه ملی به آن توجهی نشد. یکی از عواملی که منجر به کشته شدن پلنگ ها در کشور می شد این بود که گاهی پلنگ به دام های اهلی حمله می کرد و چوپانان و صاحبان این دام ها برای انتقام گیری از پلنگ او را می کشتند، یکی از راههای مقابله با این امر، بیمه کردن پلنگ ها بود که باعث می شود خساراتی را که پلنگ به روستاییان وارد می کند را جبران کند که متاسفانه این خبر در تلویزیون برجسته سازی نشد.

خبرهایی از جمله افزودن ۲ واحد درسی محیط زیست به آموزش دانشگاه ها، ثبت ذخیره گاه زیستکره هامون در سیستان بلوچستان و ثبت ذخیره گاه زیستکره تنگ صیاد سبزکوه، نشست خبری مدیرپروژه یوزپلنگ سازمان حفاظت محیط زیست برای اعلام اقدامات انجام شده برای حفاظت از یوزپلنگ یا سفرهای استانی معاون رییس جمهور و رییس سازمان حفاظت محیط زیست کشور برای بررسی وضعیت زیست محیطی نقاط مختلف کشور نیز عموما در خبرهای رسانه ملی بازتابی نداشته است.

بخش خبری ۲۲:۳۰ شبکه دو سیما منضم به یک گفتگوی ویژه خبری ۴۰ دقیقه ای با موضوعات مهم روز است. در این تحقیق معلوم شد که ۱۴۷ برنامه گفتگوی ویژه خبری در شش ماهه اول سال ۱۳۹۵ پخش شده است که از این تعداد تنها ۴ برنامه به موضوعات محیط زیستی پرداخته شده است یعنی ۲/۷ درصد این برنامه‌ها به محیط زیست اختصاص یافته و بقیه را سایر موضوعات سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و بین الملل به خود اختصاص داده اند.

یکی دیگر از نتایج این تحقیق همچنین نشان داد، در این میان این سه بخش خبری، خبر ۲۰:۳۰ که به ظاهر انتظار می‌رود بیشتر به پوشش خبرهای سیاسی و اقتصادی بپردازد، نسبت به بخش خبری ۲۱ شبکه یک و ۲۲:۳۰ شبکه دو به موضوعات محیط زیستی پرداخته، هر چند عمدتا نگاه انتقادی به مسائل محیط زیستی داشته است، ولی بخش خبری ۲۱ با آنکه مدت زمان آن ۶۰ دقیقه است فقط ۰/۳۵ درصد به خبرهای محیط زیست پرداخته است.

پژوهشگر در پایان این چنین نتیجه گرفته است که اخبار محیط زیستی رسانه ملی با اسناد بالادستی و سیاست‌های کلی نطام در حوزه محیط زیست تطابق کافی ندارد لذا انتظار می‌رود تولیدکنندگان خبرهای این حوزه به سیاست‌های کلی بیشتر پایبند باشند.

نتایج و بررسی‌های انجام گرفته در این تحقیق، نشانگر آن است که دروازه‌بانان خبری در بخش‌های مورد بررسی رسانه ملی به اندازه اهمیت محیط زیست در اسناد بالادستی، به آن نپرداخته است و پارامترهای این تحقیق این مطلب را تایید می‌کند.

   + کورش پورزند ; ۱٢:۱٠ ‎ق.ظ ; یکشنبه ۱٢ دی ۱۳٩٥
comment نظرات ()

ویژگی های شخصیت خلاق

  هر چند خلاقیت یک توانایی همگانی است و همه ی انسان ها کمابیش از آن برخوردارند، اما افراد ی که خلاقیت بالایی دارند و به عنوان افرادی خلاق شناخته می شوند، دارای خصوصیات شخصیتی و رفتاری ویژه ای هستند که به وسیله ی این خصوصیات می توان آن ها را از سایر افرادی که از خلاقیت کم تری برخوردار هستند ، تشخیص داد. فایده ی اصلی آشنایی با ویژگی های افراد خلاق این است که می توانیداز آن ها به عنوان الگوهای رفتاری برای ایجاد و پرورش رفتارهای خلاقانه در کودکان استفاده کنید . در این قسمت با مهمترین و بارزترین این ویزگی ها آشنا می شوید:

_ استقلال_ ریسک پذیری_  کنجکاوی_ علاقه به کارهای پیچیده_ تحمل ابهام

_ انعطاف پذیری_ شوخ طبعی_ اعتمادبه نفس بالا_ ابتکار_ پشتکار_ تخیل قوی

_ حساسیت وتوجه_ زیبایی دوستی_ تردید

   + کورش پورزند ; ۱۱:٠۱ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۳٠ آذر ۱۳٩٥
comment نظرات ()

سرنوشت انسان

إِنَّ اللّهَ لاَ یُغَیِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى یُغَیِّرُواْ مَا بِأَنْفُسِهِمْ

در حقیقت، خدا حال قومى را تغییر نمى‏دهد تا آنان حال خود را تغییر دهند.

امام علی (ع) می‌فرمایند

 اى دنیا از من دور شو ، افسارت را به پشتت افکندم . من خود را از چنگال هایت رها کردم و از دام هایت بیرون افکندم و از آن پرتگاه ها که بر سر راه من کنده‏اى اجتناب کرده‏ام

 آن گردن فرازانى که با دلبری هایت فریفتى ، اکنون کجایند ؟ آن مردمى ، که به زرق و برق هایت مفتون ساختى ، چه شدند ؟ آرى همه در گور خفته‏اند .

افسوس که هر کس بر لغزشگاه تو پاى نهاد ، سرنگون شد و هرکس کشتى بر گرداب تو راند ، غرقه گشت و هر که از چنبر تو سر بیرون کشید ، پیروز شد . آنکه از تو در امان مانده ، باکى از آن ندارد که روزگار بر او تنگ گیرد ، زیرا دنیا در نظر او روزى است بر آستان غروب

   + کورش پورزند ; ۱٠:٥٧ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۳٠ آذر ۱۳٩٥
comment نظرات ()

دریاچه ارومیه

این دریاچه یکی از بزرگترین دریاچه های داخلی ایران است که  به دلیل داشتن ویژگی های طبیعی و اکولوژیکی در سال 1346 به همراه کلیه جزایر داخل دریاچه ( به استثنای شبه جزیره مسکونی اسلامی ) به عنوان منطقه حفاظت شده اعلام  و تحت مدیریت سازمان حفاظت محیط زیست قرار گرفت . بعد از چند سال و به دلیل  ضرورت حفظ و حراست بیشتر از حیات گیاهی و جانوری این دریاچه  ، همان محدوده قبلی به اضافه 60 متر حریم دریاچه به پارک ملی تبدیل و از آن موقع تا بحال تحت عنوان یکی از مناطق چهارگانه سازمان حفاظت محیط زیست کشور، توسط اداره کل حفاظت محیط زیست استان آذربایجان غربی مدیریت و حفاظت می گردد .

دریاچه ارومیه در سال 1354 به عنوان سایت رامسر ( تالاب بین المللی ) تعیین گردیده است و همچنین در سال 1356 ( 1976 ) با تصویب دبیرخانه برنامه انسان و کره مسکون به شبکه اندوخت گاه های زیست سپهر جهانی پیوسته است . همچنین این تالاب از طرف موسسه بین المللی تالاب ها که در کشور انگلستان مستقر است بعنوان منطقه مهم پرندگان انتخاب شده است .

در سال 1354 طبق قانون اراضی مستحدثه و اراضی ساحلی، حریم دریاچه ارومیه به عنوان بزرگترین دریاچه داخلی کشور تعیین شد. طبق این قانون عرض حریم دریاچه ارومیه 60 متر از آخرین نقطه پیشرفتگی آب در سال 1353 می‌باشد و عرض اراضی ساحلی دریاچه ارومیه 000ر1 متر از آخرین نقطه پیشرفتگی آب می‌باشد. در این سال سطح تراز دریاچه  10/1277 متر  بوده که در این سطح تراز مساحت دریاچه برابر 5704 کیلومتر مربع است.

منابع تامین کننده آب دریاچه شامل رودخانه های حوزه آبریز دریاچه ، بارش مستقیم به سطح دریاچه و  چشمه های داخل دریاچه است . اما با توجه به اینکه دریاچه ارومیه گودترین ناحیه حوضه آبریز است تنها راه خروج آب از دریاچه تبخیر است .

   + کورش پورزند ; ۱٠:٤۸ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۳٠ آذر ۱۳٩٥
comment نظرات ()

urmia lake

   + کورش پورزند ; ۱٠:۳٩ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۳٠ آذر ۱۳٩٥
comment نظرات ()

16 آذر روز دانشجو گرامی باد

تاریخ ایران: در روز ۱۶ آذر ۱۳۳۲ در پی یورش نیروهای امنیتی و گارد به دانشکدۀ فنی دانشگاه تهران و درگیری میان آنان و دانشجویان، سه دانشجوی این دانشگاه به نام‌های آذر شریعت‌رضوی، مصطفی بزرگ‌نیا و احمد قندچی کشته و گروه دیگری مجروح و بازداشت شدند.

پس از کودتای ۲۸ مرداد و سقوط دولت دکتر مصدق با همکاری عوامل امریکا و انگلیس و جایگزینی ارتشبد زاهدی، دولت کودتا به تحدید آزادی‌ها و سرکوبی فعالان سیاسی پرداخت و کشور را عملاً به سمت وابستگی اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و نظامی به غرب سوق داد. در مقابل نیروهای ملی با تشکیل «نهضت مقاومت ملی» که یک روز پس از کودتا صورت گرفت، سعی کردند فضای اختناق را شکسته و برای گسترش اندیشه‌های ملی‌گرایانه و استقلال‌طلبانۀ دکتر مصدق که آن زمان دربند کودتاچیان بود، فعالیت‌هایی را سازماندهی کنند. در این میان دانشجویان نیز به عنوان بازوی اجرایی نهضت، در راستای اهداف جنبش ملی عمل می‌کردند.

 پس از بازگشایی دانشگاه در مهرماه ۱۳۳۲ که همزمان با شروع دادگاه فرمایشی دکتر محمد مصدق، دکتر علی شایگان و مهندس احمد رضوی بود، جنب و جوش زیادی در میان دانشجویان برای فعالیت‌های سیاسی و برگزاری راهپیمایی‌ها و تجمعات اعتراضی پدید آمد. نخستین حرکت عملی در این زمینه تظاهرات روزهای ۱۴، ۱۵ و ۱۶ آذر ۱۳۳۲ به نشانه اعتراض به محاکمه این سه تن بود. در این مراسم دانشجویان با سر دادن شعارهایی مثل «مصدق پیروز است» و «مرگ بر شاه» نسبت به تداوم فضای خفقان پس از کودتا و تجدید رابطه سیاسی دولت شاهنشاهی با بریتانیا که‌‌‌ همان روز‌ها خبرش اعلام شده بود، شدیداً اعتراض کردند.

در روز ۱۴ آذر ۱۳۳۲ با ورود دنیس رایت، کاردار جدید سفارت انگلیس به ایران دانشجویان دانشکده‌های حقوق و علوم سیاسی، دندانپزشکی، فنی، پزشکی و داروسازی در دانشکده‌های خود تظاهرات پر شوری علیه رژیم کودتا و مقاصد آن برپا کردند که در روز ۱۵ آذرماه این تظاهرات به خارج از دانشگاه کشیده شد و ماموران انتظامی در زد و خورد با دانشجویان، شماری را مجروح و گروهی را دستگیر و زندانی کردند. مجموعۀ این رویداد‌ها و اعتراضات پیگیر دانشجویان پس از کودتا، که یکی از مهم‌ترین قطب‌های فعال و مخالف دولت را تشکیل می‌دادند، رژیم را بر آن داشت که با استقرار دائمی گروهی از نظامیان در محوطۀ دانشگاه، اقتدار خود را به آن‌ها نشان دهد. اینچنین بود که در یک اقدام کم سابقه در روز ۱۶ آذر ۱۳۳۲، نیروهای لشکر ۲ رزمی به دانشگاه تهران اعزام شدند.

از آنجا که دو روز پس از این اقدام نیکسون معاون وقت رییس‌جمهوری امریکا وارد تهران شد، برخی نوع واحد نظامی اعزامی به دانشگاه، عملکرد آنان و تشویق‌های بعدی مهاجمان به دانشگاه تهران از سوی ارتش و ارتقاء درجه آن‌ها را به عنوان نشانه‌ای از قصد قبلی دولت کودتا برای سرکوب دانشجویان در آستانه ورود وی به حساب می‌آورند.

   + کورش پورزند ; ۱۱:٥٥ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱٦ آذر ۱۳٩٥
comment نظرات ()

دکتر حسین فاطمی

 وزیر امور خارجه ایران در مورد ترور خود چنین می‌گوید :

    «برای جامعه و ملتی که می‌خواهد زنجیرهای گران بندگی و غلامی را پاره کند، این طور رنج‌ها و جان سپردن ها و قربانی دادن‌ها باید امری عادی و بسیار ساده تلقی شود. تنها آتش مقدسی که باید در کانون سینهٔ هر جوان ایرانی برای همیشه زبانه بکشد این آرزو و آرمان بزرگ و پاک است که جان خود را در راه رهایی جامعه و نجات ملت خود از چنگال استعمار و فقر و بدبختی و ظلم و جور بگذارد»

   + کورش پورزند ; ۱۱:٤٧ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱٦ آذر ۱۳٩٥
comment نظرات ()

از برگزیده های نمایشگاه بین‌المللی محیط زیست تقدیر شد

پانزدهمین نمایشگاه بین‌المللی محیط زیست تهران با قدردانی از برگزیده ها به کار خود پایان داد.

پانزدهمین نمایشگاه بین المللی محیط زیست با شعار «اقتصاد سبز دوران پساتحریم» با حضور 271 شرکت داخلی و 33 شرکت خارجی از 20 کشور جهان شامل انگلیس، آلمان، سوئد، فرانسه، آمریکا، ایرلند، کانادا، تایوان، بلژیک، ایتالیا، فنلاند، اسپانیا، چک، هلند، اتریش، برزیل، نیوزلند، دانمارک، ترکیه و سوییس به مدت 4 روز برگزار شد و شرکت های خارجی حاضر در این نمایشگاه، آخرین دستاوردهای خود در عرصه حفاظت محیط زیست، تامین، تجهیز و نصب تجهیزات زیست محیطی، انرژی های پاک، بازیافت، تصفیه و بهینه سازی مصرف انرژی، پایش آلودگی هوا، آب و پساب و تجهیزات آزمایشگاه های معتمد را ارائه دادند.

این نمایشگاه در فضایی بالغ بر 19 هزار مترمربع در محل دائمی نمایشگاه های بین المللی تهران برگزار شد و دستاوردهای خوبی در راستای امضای تفاهم نامه میان ایران و اتریش، فنلاند و ژاپن به همراه داشت.

نمایشگاه محیط زیست فرصت مناسبی برای تبادل تجربیات و برقراری ارتباط میان شرکت های داخلی و خارجی فراهم کرد که امیدواریم بعد از این که دوران پساتحریم را می گذرانیم شاهد حضور و فعالیت شرکت های خارجی در حوزه ورود فناوری های نوین در عرصه حفاظت از محیط زیست، طبیعت و منابع آب، انرژی های پاک، بازیافت، تصفیه و بهینه سازی مصرف انرژی در کشور باشیم.

مدیریت بهره وری انرژی و انرژی های تجدیدپذیر، مدیریت و بازیافت زباله و پسماند، مدیریت شهری، نظارت و اجرای پروژه های زیست محیطی، پروژه های تحقیقاتی و خدمات حفاظت از محیط زیست، کنترل، اندازه گیری و فناوری آزمایشگاهی، حمل و نقل عمومی و بهینه سازی مصرف سوخت، خودرو سبز و استانداردسازی خودروها، حفظ منابع طبیعی، ساختمان سازی سبز و مدیریت آب و فاضلاب از مهمترین زمینه های حضور در این نمایشگاه بودند.

برگزاری مناظره هایی با موضوع مدیریت صید و شکار، آلودگی هوای کلانشهرها و محیط زیست و قوه قضاییه، نشست های خبری معاونان سازمان محیط زیست و برگزاری پنل های تخصصی با موضوعات مرتبط با محیط زیست و چالش های مربوط به آن برخی از برنامه های جانبی این نمایشگاه بود که با استقبال خوبی از سوی بازدید کنندگان مواجه شد.

بر اساس این گزارش در مراسم اختتامیه نمایشگاه، در بخش صنایع و شرکت‌ها به ترتیب از شرکت توسعه منابع و انرژی، مجید هدایتی، شرکت ملی صنایع پتروشیمی، مرضیه شاه‌دایی، در بخش دستگاههای اجرایی اداره سلامت و تندرستی اداره کل آموزش و پرورش شهر تهران، کامیاب صدری و سازمان مدیریت پسماند شهرداری شیراز، روح‌الله خوشبخت قدردانی به عمل آمد.

در بخش تشکل‌های محیط زیستی انجمن پایشگران محیط زیست پاما، میترا البرزی منش، رفتگران طبیعت ایران، کاظم نجاریون، شبکه تشکل های محیط زیستی استان چهارمحال و بختیاری، لیلا اخلاصی، بنیاد ملت بانک ملت، مسعود غلام‌پور و مؤسسه خیریه روزبه زنجان (حوزه زنان)، فرح جمالی مورد تقدیر قرار گرفتند.

در ادامه در بخش اداره های کل حفاظت محیط زیست استانی از  چهارمحال و بختیاری، شهرام احمدی، اصفهان ،حمید ظهرابی،  البرز، حسین محمدی، بوشهر، حسین دلشب، خراسان شمالی، اصغر مطهری، سمنان، عباس علی دامنگیر، هرمزگان، مجید وفادار و  همدان، محمدرضا محمدی تقدیر شد.

از مدیر کل استان تهران، محمدهادی حیدرزاده، نیز به پاس زحمات و تلاش‌های ارزنده در برگزاری نمایشگاه قدردانی به عمل آمد.

در بخش فن‌بازار ستاد ویژه توسعه فناوری نانو معاونت علمی فناوری ریاست جمهوری سعید سرکار، شرکت ره‌آفرین ماشین تک بابک مؤمنی و مشاور رئیس سازمان حفاظت محیط زیست و مدیرکل دفتر پژوهش و فناوری صدرالدین علیپور، به پاس تلاش‌های ارزنده و پیگیری‌های مجدانه برای برپایی بخش فن‌بازار نمایشگاه تقدیر به عمل آمد.

حامیان نمایشگاه، شرکت فولاد مبارکه سپاهان، بهرام سبحانی و شرکت نفت بهران، اسعد عزیزی نیز در این مراسم تقدیر شدند.

در پایان از علی ابراهیم‌زاده، مدیرعامل شرکت راهکار تجارت مدیریت کوشا، مجری پانزدهمین نمایشگاه بین‌المللی محیط زیست تقدیر و قدردانی شد.

   + کورش پورزند ; ٦:٠٠ ‎ب.ظ ; جمعه ۱٤ اسفند ۱۳٩٤
comment نظرات ()

استاد دانشگاه زنجان به‌عنوان دانشمند برتر بین المللی معرفی شد

 پایگاه استنادی طلایه‌داران علم تامسون رویترز ISI - ESI بر اساس فعالیت 10 سال اخیر پژوهشگران به ارائه فهرستی از دانشمندان برتر دنیا پرداخته و هر دو ماه یک‌بار بر اساس آخرین تحولات در شبکه علم بین‌الملل روزآمد می‌شوند. معیار انتخاب پژوهشگران برتر، تعداد استنادهای صورت گرفته به تولیدات علمی آن‌ها در رشته و حوزه های موضوعی بیست و دو گانه است.

 بر همین اساس پژوهشگرانی که بر اساس مقالات چاپ شده خود بالاترین استناد را داشته‌اند مرتب‌سازی و سپس یک درصد برتر در حوزه‌های موضوعی مختلف انتخاب و به‌عنوان نخبگان برتر در نظر گرفته می‌شوند، لذا مطابق با داده‌های منتشر شده از پایگاه طلایه‌داران علم تامسون رویترز، پروفسور علی رمضانی، استادتمام گروه شیمی دانشگاه زنجان در زمره یک درصد دانشمندان و نخبگان علمی برتر جهان قرار گرفت.

 این دانشمند زنجانی پیش از این در سال 2008 به خاطر تلاش‌های ارزشمند پژوهشی از سوی کمیته علوم و فناوری سازمان کنفرانس اسلامی به‌عنوان دانشمند برگزیده کشورهای عضو سازمان کنفرانس اسلامی انتخاب و معرفی شده بود، وی در سال 2012 نیز به سبب تلاش‌های ارزشمند پژوهشی از سوی موسسه بین‌المللی ISI به‌عنوان دانشمند بین‌المللی ISI معرفی شد. همچنین در سال‌های 2013، 2014 و 2015 نیز در فهرست یک درصد برترین‌های دانشمندان بین‌المللی ISI و نخبگان جهان قرار گرفت.

دکتر رمضانی در سال 1390 به‌عنوان عضو هیئت تحریریه مجله بین‌المللی ISI Phosphorus, Sulfur and Silicon پذیرفته شد. همچنین در دی‌ماه سال 1392 از سوی مرکز منطقه‌ای اطلاع‌رسانی علوم و فناوری ایران به‌عنوان دانشمند پر استناد کشور معرفی شد. کسب عنوان شیمیدان برجسته کشور در دی‌ماه سال 1392 از سوی انجمن شیمی ایران به‌عنوان شیمیدان برجسته کشور در شاخه شیمی آلی و نیز پذیرفته شدن در همین سال به‌عنوان عضو هیئت تحریریه مجله بین‌المللی Nanochemistry Research از دیگر افتخارات وی به‌شمار می‌رود.

   + کورش پورزند ; ٥:٤٧ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۸ بهمن ۱۳٩٤
comment نظرات ()

SUCCESS

زندگی مانند یک بازی دو طرفه است و اگر ما نتوانیم از مهارت‌های‌مان به موقع استفاده کنیم، دچار سرخوردگی‌های پی در پی خواهیم شد.

 توانایی شناخت نقاط قوت و ضعف، یافتن تصویری واقع‌بینانه از خود، همچنین شناخت نیازها و تمایلات فردی برای آشنایی با حقوق و مسئولیت‌های فردی و اجتماعی از مهارت‌های خودآگاهی است که اولین مهارت در زندگی بوده و شاید بتوان به جرات گفت شالوده سایر مهارت‌ها را تشکیل می‌دهد. علاوه بر این، مهارت درک کردن دیگران و مشکلات‌شان در هر شرایطی به دوست داشتن، دوست داشته شدن و در نتیجه برقراری روابط اجتماعی بهتر با دیگران می‌انجامد.

  مشارکت و همکاری با دیگران، مهارت روابط بین فردی است که همراه با اعتماد واقع‌بینانه در کنار تقویت دوستی‌ها، روابط ناسالم را خاتمه می‌دهد تا کسی از چنین روابطی آسیب نبیند. در واقع هر کسی می‌تواند با درک بهتر نیازها و احساسات دیگران، نیازها و احساسات خود را نیز بروز داده و ارتباطی رضایت‌بخش را با اطرافیانش شکل دهد.

  مهارت مقابله با فشار عصبی نیز از دیگر مهارت‌هایی است که در سرنوشت انسان نقش تعیین‌کننده‌ای دارد. در واقع با آموختن این مهارت، افراد هیجان‌های مثبت و منفی را در خود و دیگران می‌شناسند و سعی می‌کنند در مواجهه با بحران واکنشی نشان دهند‌ تا مشکلی برای‌شان پیش نیاید. علاوه بر این، هر انسانی در زندگی خود با هیجانات گوناگونی مثل خشم، غم، ترس، خوشحالی، لذت و موارد دیگر مواجه می‌شود که شناخت و کنترل آن‌ها در پستی و بلندی زندگی، مهارت مدیریت هیجان نام دارد.

 برای کسب مهارت مدیریت هیجان، فرد باید بتواند احساسات و هیجانات دیگران را نیز درک کند. زندگی سرشار از مسایل ساده و پیچیده است و اگر ما بتوانیم از مهارت حل مسئله برخوردار شویم به سادگی می‌توانیم مسایل و مشکلاتی که روزانه برای‌مان رخ می‌دهد را از سر راه برداریم. از این‌رو، برای برداشتن هر قدمی از زندگی، باید تصمیم‌گیری کنیم؛ چراکه همین تصمیم‌گیری‌های درست و غلط مسیر نهایی ما را مشخص می‌کند.

 با آموختن مهارت حل مسئله، می‌توانیم از میان راه‌حل‌های موجود، بهترین راه را انتخاب کرده و عواقب آن را نیز بر عهده بگیریم. در واقع استفاده از نیروی تفکر، یکی از مهم‌ترین مهارت‌های زندگی به‌شمار می‌رود و مهارت تفکر خلاق نیز، همان قدرت کشف، نوآوری و خلق ایده‌ای جدید است که هنگام مواجهه با مشکلات و دشواری‌ها، احساسات منفی را به احساسات مثبت تبدیل می‌کند.

 هنگامی که تفکر خلاق را می‌آموزیم دیگر مشکلات زندگی مزاحم ما نیستند، بلکه هر کدام فرصتی هستند تا راه‌حل‌های جدید بیاموزیم و مشکلات را به گونه‌ای حل کنیم که هیچ‌گونه ضربه روحی و روانی بر پیکر روح‌مان وارد نشود.

   + کورش پورزند ; ٦:٤٢ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ٢٢ دی ۱۳٩٤
comment نظرات ()

انتظار غیر منطقی از دیگران عامل افسردگی است

زمانی که از اطرافیان‌مان توقعات و انتظارات غیرمنطقی داریم و به شکل مستمر آن‌ها را زیر ذره‌بین می‌گذاریم، بیشتر از هر کسی خودمان را اذیت می‌کنیم.

  همه ما خواهان آن هستیم که نیازهای اصلی و ابتدایی‌مان مثل احترام از جانب دیگران برآورده شود. اما اگر بخواهیم همه نیازهای ریز و درشتمان تامین شود چیزی جر ناامیدی عایدمان نخواهد شد. در واقع جایگاه هرکسی با دیگری متفاوت است و اگر بخواهیم رابطه‌ای موفق و شاد داشته باشیم نباید توقع داشته باشیم که همه کارها بر اساس استانداردهای ما پیش برود.

  خلق و خوی انسان‌ها به عوامل مختلفی مثل تربیت، فرهنگ و اعتقادات معنوی بستگی دارد از این‌رو نمی‌توانیم همه اطرافیانمان را مجبور کنیم آن‌طور که ما دوست داریم رفتار کنند؛ چراکه نتیجه‌ای جز سرخوردگی و ناامیدی برایمان نخواهد داشت. علاوه بر این، سخت‌گیری‌های مکرر و مستمر در خصوص نوع رفتار دیگران، به مرور همه روابط را به هم می‌زند و ممکن است فرد احساس تنهایی بکند.

  اگر انتظار داشته باشیم همه اطرافیانمان انسان‌های کامل و بی‌عیب و نقشی باشند ممکن است به مرور با اختلالاتی مثل افسردگی، اضطراب، بیماری‌های مزمن و خطر اقدام به خودکشی درگیر شویم. از این‌رو بهتر است به نزدیکانمان اجازه دهیم گاهی اشتباه کنند و از اشتباهاتشان درس بگیرند.

 حتی بهترین و صمیمی‌ترین دوست‌ها هم در همه موارد هم‌عقیده نیستند؛ چراکه اگر قرار بود همه در یک راستا فکر کنند دنیا جای خسته کننده‌ای می‌شد و این دیدگاه‌های متفاوت است که باعث می‌شود برای تک تک انسان‌ها زمینه رشد فراهم شود. این در حالی است که بیشتر اطرافیان قادر به فهمیدن احساس ما نیستند از این‌رو باید همیشه نوع نگاهمان به موضوعات مختلف را واضح و روشن بیان کنیم تا بتوانیم روابط مستحکم‌تری بسازیم.

  ما در جهان ایده‌آلی زندگی نمی‌کنیم و ممکن است گاهی با بدرفتاری اطرافیانمان مواجه شویم. علاوه بر این، انسان‌ها بر حسب تجربیات و به مرور زمان تغییر می‌کنند. به همین‌خاطر اگر انتظار داشته باشیم همسر، پدر، مادر، فرزندان و دوستانمان سال‌های سال رفتار ثابتی داشته و با اصول ما پیش بروند، نتیجه‌ای جز افسردگی مزمن نخواهد داشت.

   + کورش پورزند ; ٥:۳٦ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ٢٢ دی ۱۳٩٤
comment نظرات ()

محیط زیست اولویت چندم یک نماینده است؟

مجلس شورای اسلامی نیز در بروز این شرایط ناهنجار شریک است. چرا وکیل الرعایا که باید پیگیر «حقوق مسلم» مردم باشند، نگران «حق تنفس» نیستند؟ محیط زیست اولویت چندم یک نماینده است؟
 
روزنامه اعتماد/  بعد از یکی دو بارندگی که تن شهر را شست و یک ماجرای سیاسی پرحاشیه حالا دیگر کسی در مورد آلودگی هوا حرف نمی زند. ارزش خبری اش را برای روزنامه ها و مجله ها و رادیو و تلویزیون از دست داده و تیتر یک نمی شود. کارشناسان و مدیرانی که تا دیروز دنبال مقصر می گشتند و دستگاه هایی که همدیگر را مسئول رخ دادن این وضعیت معرفی می کردند حالا دل مشغولی های تازه پیدا کرده اند. آلودگی هوا که نفس ها را به شماره انداخته بود حالا موضوع روز نیست. اهمیتی ندارد تا ... تا وقتی دوباره هوا آلوده شود!

برای کسانی که دنبال راه حل هستند اتفاقاً الان زمان خوبی است تا موضوع را به دور از جنجال و هیاهو واکاوی کنند. پرسش کلیدی اما هنوز باقی است، در رخ دادن این شرایط چه کسی مقصر است؟ 

می گویند وقتی انگشت شماتت را به طرف کسی دراز می کنید یادتان باشد که لااقل سه انگشت دیگر به سمت خودتان نشانه رفته است. این شاید حکایت روزهایی باشد که همه دنبال پیدا کردن مقصران آلودگی هوای کلانشهرها بودند. موضوع از تهران فراتر رفته است. نفس کشیدن در کلان شهرهای دیگر هم دشوار شده است. مردم در اصفهان، اراک و خوزستان به دشواری نفس می کشند. زمانی نفس کشیدن رایگان بود. اما این روزها «اکسیژن» را هم باید در طبقه کالاهای لوکس طبقه بندی کرد.

در حالی که هیچکس را نمی توان به صورت مشخص عامل هوای چرک آلود این روزها قلمداد کرد، باید اعتراف کنیم که دست همه ما، کم و بیش در این ماجرا "دود آلود" است. نیاز چندانی به استخدام کارآگاه و تشکیل کارگروه های ویژه نیست. قاضی، نماینده مجلس، وزیر، کارمند، خانه دار، دانشجو، کاسب، فرقی نمی کند.  کافیست از میان دود سرمان را بالا بگیریم یا توی آینه خودروی شخصی تک سرنشین به خودمان یک نیم نگاهی با صداقت و انصاف بیندازیم و از خود بپرسیم: آیا من در بروز این فاجعه مقصر نیستم؟

در حالی که بیش از یک دهه از ورود دولت و مجلس به موضوع حذف و جایگزینی خودروهای فرسوده می گذرد، آمار خودروهای حذف شده کمتر نشانی از یک عزم جدی دارد. برای تطهیر دولت های قبلی و فعلی که در بروز این اتفاق مقصرند لازم نیست دنبال چرایی بگردیم. دولت ها مقصرند چون نه تنها اراده قاطعی از خود برای برخورد با این وضعیت نشان نداده است بلکه به جای سرمایه گذاری در حمل و نقل عمومی با تولید بنزین های مرگ آفرین و حمایت از خودروسازی بی کیفیت به استقبال افزایش آلودگی در سال های آینده رفته اند.
 
 هر سال تاخیر در حذف خودروهای فرسوده، طول عمر ناوگان را بالا برده و ظاهرا افزایش کیفیت، ایمنی، کاهش آلودگی و از همه مهم تر کاهش مصرف سوخت نیز قرار نیست در دستور کار خودروسازان وطنی قرار گیرد. در حالی خودروهای فرسوده عامل ایجاد حدود ۸۰ درصد آلودگی کلانشهرها معرفی می شود که بخش عمده ای از آنها تاکسی های فرسوده هستند، انتظار می رفت مسئولان امر به جای اعطای وام های تشویقی برای هدایت تک سرنشینان به خیابان ها، خودروسازان را به بازار فراموش شده بیش از ۵۰ هزار تاکسی فرسوده در کشور هدایت کنند. اما با تاسف به نظر می رسد ما با اتخاذ برخی تصمیمات، یک مشکل را حل میکنیم ولی باعث وخامت چند مشکل دیگر و حتی ایجاد مشکلات جدیدترمی شویم.

مجلس شورای اسلامی نیز در بروز این شرایط ناهنجار شریک است. چرا وکیل الرعایا که باید پیگیر «حقوق مسلم» مردم باشند، نگران «حق تنفس» نیستند؟ محیط زیست اولویت چندم یک نماینده است؟ هنگام اعطای بودجه با وسواس به محیط زیست با وسواس رفتار کردن و از سوی دیگر با سدسازان و جاده آفرینان و معدن کاوان همدلی کردن را نتیجه ای جز آنچه هست نمیتوان انتظار داشت. اگر نمایندگان محترم ادوار مجلس نسبت به وضعیت محیط زیست کشور حساس، پرسشگر، جدی و حامی بودند امروز نباید شاهد تعطیلی مکرر مدارس، تعلیق امور اداری، کاهش ساعت های رفت و آمد و افزایش شمار کسانی می بودیم که در راهروهای بیمارستان ها و مطب ها با ماسک هایی بر دهان صف می کشند. منظورم همان ماسک هایی است که برخی نمایندگان در ایام خاص در صحن مجلس از با آن عکس یادگاری میگیرند!

در حوزه قضا هم اگر آن درجه از حساسیت، جدیت، پیگیری و اهتمامی که به درستی نسبت به برخورد با اخلالگران اقتصادی صورت می گیرد، نسبت به مفسدان منابع حیاتی کشور( آب، هوا، خاک و تنوع زیستی) وجود داشته باشد، نفس های مردم تا این اندازه دود آلود نمی شد. تعارف را کنار بگذاریم، بازوی اجرایی سازمان نحیف محیط زیست کشور برای برخورد با عوامل آلاینده بسیار لاغر است. عموماً برخوردهای قهریه محیط زیست جدی گرفته نمی شود و حتی کارگران صنایع هم می دانند که حکم توقیف و توقف های صادره مقامات قضایی را می شود با چند تلفن و سفارش و هیاهوسازی و مصلحت اندیشی های کوتاه مدت یا لغو کرد یا فضایی ایجاد کرد اساسا" شکایت پس گرفته شود.

فقدان مسئولیت اجتماعی، تکه دیگری از پازل آلودگی هواست. من به عنوان یک شهروند عادی که با بهانه های مختلف - و گاهی صحیح - بدون احساس مسئولیت در چنین هوایی خودرو شخصی ام را به خیابان می آورم، با کمال آرامش آلودگی هوا را نفرین می کنم و انگشت شماتت را به سوی دیگران دراز می کنم. بلغاری ها ضرب المثلی دارند قریب به این مضمون؛«یک قطره به اضافه یک قطره می شود یک قطره بزرگ، نه دو قطره». با همین نگاه ساده می توان حدس زد که حتی حضور یک خودروی اضافی در خیابان ها قابل اغماض نیست.

کارخانه داری که برای خریدن دستگاه های کاهنده ذرات معلق و آلاینده سرسختی می کند و بهانه می آورد و همه سعی اش را می کند که تنها به «سود» فردی اش بیندیشد و «سلامت» عموم شهروندان برایش اولویتی ندارد حق دارد گله مند و شاکی باشد که چرا هوای شهر آلوده است؟

یک ریشه این رفتار، فقدان آموزش و اطلاع رسانی کافی است. هنوز نه دانشگاه ها، نه صاحبان فکر، نه گروه های مرجع اجتماعی و نه رسانه ها نتوانسته اند اهمیت موضوعی چنین ساده را به افکار عمومی بقبولانند که تردد خودروهای تک سرنشین در کلانشهرها یعنی ترافیک غیرضروری، یعنی اتلاف عمر بی بازگشت، یعنی هدردادن سوخت و سرمایه ملی، یعنی مصرف روزافزون قرص های مُسکن، یعنی آلوده تر شدن هوا، یعنی فرصتی دوباره به دود دادن که در دل آسمان آبی نقش سیاه اش را پررنگ تر از قبل نقاشی کند.

در اوج آلودگی ها رئیس شورای شهر تهران تصریح کرد آلودگی هوای تهران مرگ تدریجی است. اعترافی تا این اندازه صریح از مسئولین عالی رتبه در خصوص اهمیت مسئله محیط زیست و پیوند کلیدی آن با «زندگی» را کمتر به یاد داریم اما آیا شورای شهر تهران به وظیفه نظارتی اش بر عملکرد شهرداری تهران به درستی عمل کرده است؟ آیا حذف فضاهای سبز شهری و رشد هر روزهای قارچ هایی در قالب برج را ندیده است؟ با گفتار درمانی ممکن است بتوان بخشی از همدلی اجتماعی را خرید اما آیا این رفتار راهکار به عمل می آید؟ از مسئولینی که اهرم های قدرت را در دست دارند انتظار می رود دست به اقدام های علمی بزنند وگرنه گله و شکایت کردن را هر مسافری که این روزها سوار تاکسی می شود به صورت حرفه ای می تواند انجام دهد!

 ****
نوشتارهایی از این دست را برخی نصیحت های پیرانه سر لقب می دهند. از آن دست حرف هایی که می شود «شنید» اما لزومی ندارد به آنها «گوش» داد. تعطیلی درمانی و انتظار فرج از ابر و باران کشیدن راهکار نیست، درمان نیست تنها حواله کردن مشکل به فرداست که البته باد و باران باز به یاری مان آمدند اما اگر این اتفاق تلخ و گزنده و مرگ زا بود چه؟ از همان دست اتفاقاتی که دسامبر سال ۱۹۵۲ (آذرماه 1331) در انگلستان افتاد. آلودگی هوا در شهر لندن با سرمای هوا تشدید شد و مه‌دود غلیظی همه شهر را فرا گرفت که نزدیک چهارهزار نفر را به کام مرگ برد و بیش از صد هزار تن را بیمار کرد. برخی تحقیقاتی آمار کشته شدگان آن واقعه را بیش از ده هزار نفر برشمردند. یعنی آدم ها مثل برگ پائیزی روی پیاده روها می افتادند و جان می باختند. بدون شلیک هیچ گلوله ای. به همین سادگی!

در شرایط دودآلود ساده ترین کار حمله به مدیران محیط زیست است. گویی شیرفلکه دود در ساختمان سنگی پردیسان نصب شده که بشود با کم یا زیاد کردن آن میزان آلودگی هوا را کنترل کرد. البته با فشارهایی از این دست می توان «رئیس سازمان محیط زیست» را عوض کرد، اما بعید است بتوان حال این «هوا» را عوض کرد.

طبیعت مهربان است اما وقتی قهر کند و بر سر خشم بیاید، آن وقت در قالب سیل، در پوشش دود، در قامت زلزله می تواند هستی را به نیستی تبدیل کند. آلودگی این روزهای هوا تقصیر هیچ کس نیست، تقصیر همه ماست. بیهوده در کارگروه ها و اتاق های فکر و جلسات متمادی به دنبال مقصر نگردیم. کافیست آینه را نگاه کنیم!

 *اصغر محمدی فاضل* (رئیس دانشکده محیط زیست)

   + کورش پورزند ; ٦:٢۸ ‎ب.ظ ; یکشنبه ٢٠ دی ۱۳٩٤
comment نظرات ()

ایران امروز "ایران آینده "دیروز ماست

دیروز با دنیائی امید و آرزو، ایران امروز را ترسیم کردیم و چه ها که می خواستیم در این سرزمین انجام دهیم . دیروز آرزوها و رویاهایمان را به صور گوناگون گفتیم . از اخلاق تاکرامت انسان ، از اقتصاد تا رفاه همگان ، از استقلال تا ابرقدرت شدن ، از آزادی تا بالندگی و شکوفائی

یک چیز را غفلت کردیم. " برنامه اقدام "

یک چیز را شوخی گرفتیم . " جدی بودن "

یک چیز را مراقبت نکردیم . " کرامت انسان و انسانیت "

یک چیز را مراعات نکردیم . " شایسته سالاری "

وعده های خدا یادمان رفت :

اناالله لایغیرومابقوم حتی یغیر و مابه انفسهم/ و لیس الانسان الا ماسعی

خانم ها ، آقایان ، دنبال نکردن جدی آرزوها ورویاهای دیروز ، ایران امروز را رقم زد که دوست داشتیم بهتر از این باشد. دوست داشتیم که نقش ما در جهان و پس ازگذشت یک قرن سوخت رسانی به جهان وخام فروشی ، تغییری شایسته پیدا کند . دوست داشتیم که قدرتی باشیم در تناسب با تمدن و توان های سرزمین مان . دوست داشتیم ایران بهترین نقطه جهان باشد. اما هنوز دیر نشده ، برای رسیدن به آرزوها باید تلاش کنیم ، تلاشی جدی ، همگانی و از روی خرد . رسیدن به فردائی زیبا ، نیازمند یکی شدن ، داشتن آرمان مشترک و ایجاد فرصت برای تلاش و کوشش همه جهانیان برای ساختن ایرانی قدرتمند است . امید آنکه وقتی به ایران فردا می رسیم ایران بزرگ سرآمد و الگویی بی بدیل برای جهانیان باشد.

   + کورش پورزند ; ۱٢:۱۸ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ۸ دی ۱۳٩٤
comment نظرات ()

سازمان مدیریت و برنامه ریزی خواستار انحلال وزارت نیرو و تشکیل وزارت انرژی شد

سازمان مدیریت در پیش‌نویس لایحه برنامه ششم توسعه به دولت پیشنهاد کرد، مأموریت‌ها، وظایف و مؤسسات و شرکتهای مرتبط با بخش انرژی از وزارت نیرو تفکیک و پس از ادغام با وزارت نفت، وزارت جدید انرژی تشکیل شود.

به گزارش برق نیوز، در لایحه پیشنهادی برنامه ششم توسعه به دولت که پس از تصویب دولت و مجلس شورای اسلامی نهایی می‌شود و خبرگزاری تسنیم به نسخه‌ای از این لایحه پیشنهای دست یافته، آمده است: به‌منظور ایجاد هماهنگی، انسجام بخشی و ارتقای بهره‌وری انرژی و نیز مدیریت جامع، هماهنگ و نظام‌مند منابع حیاتی (از قبیل هوا، آب، خاک و تنوع زیستی) مبتنی بر توان و پایداری زیست‌بوم به‌ویژه با افزایش ظرفیت‌ها و توانمندی‌های حقوقی و ساختاری مناسب همراه با رویکرد مشارکت مردمی، تا پایان سال اول برنامه، «وزارت انرژی» از محل تفکیک مأموریت‌ها، وظایف و مؤسسات و شرکتهای مرتبط با بخش انرژی از وزارت نیرو و همچنین ادغام با وزارت نفت و «سازمان حفاظت محیط زیست، منابع طبیعی و آب» از محل تجمیع مأموریت‌های امور آب به‌همراه سازمان‌ها و شرکتهای وابسته از وزارت نیرو، سازمان جنگل‌ها، مراتع و آبخیزداری از وزارت جهاد کشاورزی و سازمان محیط زیست، با تجمیع تمامی منابع، امکانات و اختیارات موجود تشکیل و زیر نظر رئیس جمهور اداره می‌شود.

بر اساس این پیشنهاد، پس از تمجیع وظایف، مأموریت‌های واحدهای ادغامی یادشده به‌پیشنهاد سازمان (مدیریت) به تصویب هیئت وزیران می‌رسد.

وزیر نیرو تیرماه 94 در آخرین واکنش به تشکیال وزارت انرژی در پاسخ به این سئوال که با توجه به شنیدن زمزمه جداسازی صنایع آب و برق از ساختار فعلی وزارت نیرو و تشکیل دو وزارت جداگانه "انرژی" و وزارت "آب" آیا تشکیل دو وزارتخانه جدید و شکستن ساختار وزارت نیرو را تایید می‌کنید و اساسا آیا این کار به نفع کشور است یا خیر؟ گفته بود: مسایل و فعالیت های هر دولتی با توجه به شرایط اقتصادی، اجتماعی و سیاسی هر کشور صورت می گیرد؛ بنابراین مشاهده می‌شود برای سازماندهی دو صنعت آب و برق الگوهای متفاوت و مدل های مختلفی در کشوهای گوناگون وجود دارد. با توجه به اینکه ایران دارای بیشترین ذخایر فسیلی اعم از نفت و گاز طبیعی است و با درنظرگرفتن گستردگی تشکیلات مربوطه، مدیریت این دو حوزه بسیار بسیار سنگین است. معمولا در کشورهای صادرکننده نفت و گاز، تشکیلات مرتبط با این دو بخش با سایر بخش های انرژی مجزاست.

وی افزود: در ایران از سال های گذشته مساله ادغام صنعت برق با وزارت نفت دائما مطرح بوده است. پیش ازانقلاب به جای وزارت نیرو، وزارت آب و برق وجود داشت؛ در سال 1353 در مجلس شورای اسلامی وقت تصمیم گرفته شد وزارت آب و برق تبدیل به وزارت انرژی شود به این معنا که یک تشکیلات مستقلی برای نفت و گاز فعال گردد و علاوه بر آن یک وزارتخانه نیز مسایل کلی انرژی را به اضافه تصدی بخش آب و برق عهده دار شود.

 چیت‌چیان ادامه داد: در سال های قبل نیز در دولت های گذشته این ایده مکررا مطرح شده که وزارت نیرو و وزارت نفت در یک ساختار ادغام شوند، اما هر بار که این موضوع مطرح شده است، با استدلال های صورت گرفته در دولت و مجلس درنهایت مقرر شده این تصمیم اتخاذ نشود و همچنان دو تشکیلات، یکی برای برق و آب و دیگری برای نفت و گاز، مجزا از هم به کارشان ادامه دهند.

به گفته وزیر نیرو، البته ساختاری هم تحت عنوان شورای عالی انرژی پیش بینی شده که وظیفه برقراری هماهنگی های بین این دو بخش برعهده آن خواهد بود.

وی در ادامه با اشاره به این‌که باید توجه داشت که به طور کلی در کشور در خصوص ادغام هایی که صورت گرفته، قضاوت ها، خیلی مثبت نیستند، ادامه داد: نمی‌خواهم بگویم هیچ توفیقی در این زمینه نداشته اند. خیر، توفیقات بزرگی هم داشته اند، اما همچنان عده ای هستند که معتقدند اگر این ادغام ها صورت نمی گرفت بهتر بود. به عنوان نمونه برای ادغام وزارتخانه های مسکن و راه ، کار زیادی انجام شد و ادغام صورت گرفت اما همچنان عده ای معتقدند که بهتر بود ساختار این دو بخش به همان شکل قبلی خود باقی می ماند.

چیت چیان در ادامه گفت: همچنین می توان به جهاد سازندگی که در آن زمان خیلی فعال بود، اشاره کرد؛ خیلی ها معتقد هستند اگر همچنان این تشکیلات باقی می ماند اکنون می توانستیم در زمینه توسعه و عمران روستایی توفیقات بیشتری داشته باشیم.

وزیر نیرو در پاسخ به این‌سئوال که اگر ادغام یا تفکیک ساختار مفید نیست چرا از خود بدنه وزارت نیرو زمزمه هایی مبنی بر لزوم تشکیل وزارت انرژی و وزارت آب شنیده می شود؟ گفت: اصولا دیدگاه‌های کارشناسی راجع به این مسئله بسیار بسیار متفاوت است. با نگاهی به کشورهای گوناگون دیده می شود الگوهای مختلفی برای ساختارهای آب و برق وجود دارد، این مسئله نشان می دهد که دیدگاه های کارشناسی گوناگونی در این مورد در داخل وزارت نیرو، در خارج وزارت نیرو، در دانشگاه ها و در مجامع تصمیم گیری وجود دارد؛ ما الزامی نمی بینیم که همه نظرات کارشناسی را بر هم منطبق کنیم. مهم این است که اکنون وزارت نیرو در چارچوب ساختاری که دارد، با قوت کار خود را جلو می برد و همچنان جلو خواهد برد.

   + کورش پورزند ; ۱٠:۳٩ ‎ب.ظ ; دوشنبه ۳٠ آذر ۱۳٩٤
comment نظرات ()

راه‌های برون رفت از بحران آب ، انرژی و محیط زیست

تشدید بحران آب  و محیط زیست و افزایش شدت مصرف انرژی در کشور زنگ های خطر را برای مسئولین و شهروندان و دلسوزان و علاقه مندان به آینده کشور به صدا درآورده است.

 حسین ارغوانی کارشناس صنعت اب و برق:تعیین هیئتی از سوی رئیس جمهور برای بررسی علل و عوامل ریز گردها و بروز فاجعه زیست محیطی در شهر اهواز و استان خوزستان جهت ارائه گزارشی کارشناسی  در این زمینه به هیئت دولت و نیز تاکید اخیر رهبری بر ضرورت مقابله قاطع مسئولین با عوامل دخیل در تخریب محیط زیست  فرصت مناسبی فراهم ساخته تا به بررسی علل و عوامل این بحران و راهبردها و راهکارهای مناسب برای برون رفت از آن پرداخته شود. علل این بحران بیشتر به دستکاری ناشیانه و نابخردانه و دخل و تصرف غیر مسئولانه انسان در طبیعت و نیز سوء مدیریت دولتها در این زمینه بر می گردد تا قهر طبیعت و خشم خداوند چنانکه برخی مقامات روحانی اظهار می کنند.

سوء مدیریتی که بیشتر ناشی از ساختارهای نامناسب دولتی در بخشهای آب و انرژی و محیط زیست است تا ناکارآمدی افراد. ساختارهائی که متناسب با شرایط زمان متحول نشده و در گذشته ها باقی مانده اند و زمان تغییر آنها دیر زمانی است که فرا رسیده و تاخیر در اجرای این تغییرات عامل اساسی بیشتر بحرانهای موجود در این زمینه ها است. اگرچه زمان برای اجرای این تغییرات ساختاری خیلی دیر شده و فرصت از دست رفته و حداقل ده سال پیش باید مسئولین به این فکر می افتادند اما هنوز هم شاید بتوان کاری کرد و نباید کاملا ناامید بود.

انرژی راهگشای هسته ائی
کاربرد انرژی هسته ائی برای تولید برق و شیرین کردن آب دریا یکی از این امیدهاست. برای بقای ایران دیگر به منابع آبی موجود نمی توان امید بست زیرا تقریبا دیگر هیچ آبی باقی نمانده و باید منابع جدیدی جستجو کرد و آب شور دریای جنوب مهمترین منبع در دسترس است. با بکار گیری انرژی  هسته ائی و ایجاد نیروگاه های متعدد هسته ائی در طول ساحل جنوبی کشور برای تولید همزمان برق و آب شیرین شاید بتوان ایران را از خطر نابودی و بی آبی و گرسنگی و تشنگی نجات داد. ایده اتصال خلیج فارس و دریای عمان به مناطق مرکزی ایران از طریق کانال و خط لوله در این راستا معنا و مفهوم می یابد. لذا نتیجه مذاکرات جاری هسته ائی برای ایجاد زمینه همکاری علمی و فنی گسترده و تنگاتنگ ایران و غرب در جهت توسعه نیروگاههای هسته ائی با تکنولوژی های پیشرفته و نوین و ایمن نقطه امیدی در این زمینه است و لذا به این مذاکرات فقط از دید رفع تحریمهای اقتصادی نباید نگاه کرد بلکه فراتر از آن باید از دریچه نجات ایران از بحران بزرگ بی آبی و قحطی نگاه کرد.

مدیریت های موازی و رقیب در بخش انرژی
از بدو روی کار آمدن دولت تدبیر و امید و به دنبال ابلاغ  سیاستهای کلی اقتصاد مقاومتی بین دو وزارتخانه نفت و نیرو بر سر صادرات حاملهای مختلف انرژی کمشکش و رقابتی پیدا و پنهان در گرفته و آنچه در این میان قربانی می شود البته منافع ملی و منابع تجدید ناپذیر انرژی فسیلی و محیط زیست است رقابتی که نه در راستای منافع ملی است و نه در جهت اقتصاد مقاومتی و بیشتر در راستای منافع سازمانی و بیشتر در راستای منیت ها و منافع شخصی مدیران ارشد دولتی است. این کمشکش بین وزیران دولت تدبیر وامید در شرایطی رخ می دهد که آنها بر طبق میثاقی که با رئیس جمهور د رابتدای تشکیل دولت امضا کرده اند سوگند خورده اند که همواره منافع ملی و مصالح عمومی کشور را بر منافع سازمانی و شخصی مقدم بدارند.

اگرچه وجود رقابت؛ اصلی اساسی و ضروری برای تداوم فعالیت اقتصادی بخش خصوصی و توسعه فناوری و افزایش بهره وری و تداوم حیات اقتصاد بازار آزاد مبتنی بر اصل عرضه وتقاضا است اما درهمین حال وجود رقابت در بخش دولتی و در بین سازمانها و شرکتهای دولتی که وظایفی حاکمیتی و انحصاری را بر عهده دارند بسیار زیان بخش به حال ملت و دولت و منافع ملی است.
بیش از ۹۵% از برق تولیدی کشور ما دارای منشاء فسیلی است و سوخت مورد نیاز نیروگاههای تابعه وزارت نیرو توسط وزارت نفت تامین می شود لذا از بین دو وزارت خانه نفت و نیرو اولی مولد و عرضه کننده انرژی اولیه و دومی مبدل و مصرف کننده آن است و به این لحاظ رابطه بین آنها رابطه فرا دست و فرو دست است در حالیکه هر دو به موازات هم سیاستگذاری و اجرا و با هم بر سر صادرات انرژی رقابت می  کنند. لذا وظایف حاکمیتی دربخش انرژی بطور موازی به این دو وزارتخانه تفویض شده امری که برای کشور و مردم زیان آور است و در راستای منافع ملی و مدیریت راهبردی و بهره برداری بهینه از منابع تجدید ناپذیر انرژی نیست.

نمونه بارز آن همین رقابت دو وزارتخانه بر سر صادرات انرژی است. وزارت نفت می گوید منابع انرژی در مالکیت و تحت مدیریت من است و اگر قرار بر صادرات انرژی برق باشد من خودم آنرا تبدیل و صادر می کنم و وزارت نیرو مسئول تامین مصرف داخلی است و صادرات برق ربطی به آن ندارد و از طرف دیگر وزارت نیرو می گوید شبکه های برق تحت مالکیت و مدیریت من هستند و من باید تشخیص بدهم کجا نیروگاه احداث شود و به کجا برق صادر شود. بحث بیشتر بر سر منیت و میز و منصب و منافع فردی است نه بر سر منافع ملی . این بحث اکنون بیش از یک سال است که در دولت تدبیر و امید جریان دارد و هیچ راه حلی هم برای آن پیدا نشده. وزارت نفت خودش برای ساخت نیروگاه فراخوان داده و با ترکیه قرار داد صادرات برق بسته که گاز به آنجا صادر کرده و آنها در خاک خود برق تولید کرده و برای ما بفروشند و سهم خود را برداشته و سهم ما را بدهند. وزارت نیرو به این امر معترض است و می گوید من باید قرار داد ببندم. وزارت نیرو ئیها خیلی مایلند مثل وزارت نفتیها به بحث بیزینس و تجارت آب وبرق وارد شوند. گاهی صحبت از واردات آب می کنند و گاهی صادرات برق.

آنچه که در رقابت و دعوای بین دو وزراتخانه نفت و نیرو بر سر صادرات انرژی برق مطرح نیست زیان اقتصادی و آلودگی زیست محیطی ناشی از تبدیل سوخت فسیلی به انرژی پاک برق است. مدیران دو وزارتخانه در محاسبات خود سود ناشی از تبدیل انرژی را دیده اند اما ضرر و زیان ناشی از آنرا ندیده اند. بازده نیروگاه های حرارتی  حدود ۳۰%  الی ۴۰%  و تلفات آنها ۶۰% الی ۷۰% است که بصورت گرما همراه با گازهای آلاینده وارد هوا و محیط زیست و ریه شهروندان می شود.

رتبه ایران در آلایندگی جهانی
ایران بعد از ۹ کشور بزرگ صنعتی جهان شامل چین و آمریکا و روسیه و کانادا و آلمان و ژاپن و انگلستان و  کره ؛ رتبه دهم در تولید گازهای آلاینده در جهان  را دارد. سرانه هر ایرانی  در تولید گازهای آلاینده تقریبا ۱٫۵ برابر چین است و این در حالی است که چین و هشت کشور دیگر صنعتی کارگاه تولیدی و صنعتی جهان و مولد ثروت و جزو کشورهای ثرتمند جهانند درحالیکه ما بازار مصرف آنها هستیم.

در وضعیتی ما بعد از کشورهای صنعتی مولد بیشترین گازهای گلخانه ائی هستیم که تقریبا هیچ سهمی در تولید صنعتی جهان نداریم و بدلیل عضویت در پیمان کیوتو موظف به کاهش تولید گازهای گلخانه ائی هستیم و سهم زیادی از این گازهای آلاینده  ناشی از نیروگاههای حرارتی تولید برق تابعه وزارت نیرو است. و باز این در شرایطی که ایران به لحاظ زیست محیطی و آلودگی هوا در شرایطی بسیار وخیم به سر می برد و به لحاظ آلودگی هوای شهرها ما در رتبه هشتم جهانی قرار داریم و آلوده ترین شهرهای جهان در کشور ما قرار دارند و شهر اهواز در راس آنها قرار دارد.  این رتبه بندی بدون احتساب ریزگردها و تنها ناشی از آلایندگی سوختهای فسیلی است و اگر آلایندگی ناشی از ریز گردها را هم به آن بیافزائیم احتمالا به صدر جدول آلایندگی جهانی ارتقا خواهیم یافت.

بسیاری از کلان شهرها در بیشتر روزهای سال هوای آلوده دارند؛  در چنین وضعیت اسف باری آیا رواست که ما به نام اقتصاد مقاومتی و پرهیز از خام فروشی نفت و گاز آنرا به برق تبدیل کنیم و آلودگی زیست محیطی ناشی از انرا به خورد شهروندان خود داده و انرژی پاک برق را به عراق و ترکیه صادر کنیم؟ در حالیکه ریزگردهای برخاسته از خاک عراق بخاطر احداث سدهای متعدد درترکیه بر روی رودخانه های دجله و فرات  به خورد شهروندان ما می رود؟ آیا این کار مطابق با منافع ملی ماست؟ آیا اقتصاد مقاومتی به قیمت نابودی محیط زیست و ناسالم کردن هوای تنفسی شهروندان و زیان رساندن به سلامتی آنها حاصل می شود؟ آیا حفظ محیط زیست و هوای پاک و سالم و سلامت شهروندان سهم و نقشی در اقتصاد مقاومتی ندارد؟ ۳۵ سال است که از حساب محیط زیست به اقتصاد و سیاست یارانه داده ایم و حالا وقت آن است تا این روند مخرب و ضد انسانی متوقف و معکوس شود. انسان بیمار که تاب و توان مقاومت ندارد. آیا هزینه های بهداشت و درمان و بیمه ها و بیماری و افسردگی شهروندان در این محاسبات اقتصادی لحاظ شده اند؟ آیا مردم خوزستان و غرب کشور در این هوای آلوده تاب و توان مقاومت و ایستادگی دارند در حالیکه زندگی عادی آنها فلج شده است؟ ادامه این وضعیت رفته رفته سبب تخلیه این مناطق از سکنه و جابجائی وسیع جمعیت به سمت مناطق مرکزی و شرقی و شمال و جنوب کشور خواهد شد و به این صورت ریز گردها را می توان پیش قراول سپاه داعش در حمله به ایران دانست.

تبدیل انرژی فسیلی به برق در یک کشور و صادرات آن به کشور دیگر مثل دادن استخوان به یک نفر و دادن گوشت به فردی دیگر است که تقسیمی کاملا ناعادلانه است.  امری که کمتر کشوری در دنیا که به حفظ محیط زیست و سلامت شهروندانش اهمیت قائل است  حاضر به انجام آن انجام می شود . کشور فرانسه برق اتمی تولیدی در خاک خود را که انرژی ائی پاک و فاقد گازهای آلایندگی است را  به کشورهای دیگر اروپائی مثل آلمان صادر می کند اما در مقابل زباله های اتمی خود را نیز در خاک آن کشور دفن می کند.

در حالیکه کشور عراق خود دارنده بزرگترین ذخایر انرژی فسیلی در جهان است چه ضرورتی دارد تا ما به آنجا انرژی پاک برق را صادر کنیم؟ آیا این بردن زیره به کرمان نیست؟ آیا ترکیه حاضر است در برابر این انرژی پاک وارداتی از کشور ما؛ آب شیرین را از پشت سدهای بنا شده بر روی رودخانه دجله به کشور ما صادر کند؟ یا از دریاچه وان راهی به سوی دریاچه ارومیه باز کند؟ همان ترکیه ائی که آب را توسط بالن های بزرگ شناور و کشتی به اسرائیل صادر می کند؟

بحران بزرگ در بخش آب و محیط زیست
رقابت با وزارت نفت بر سر صادرات انرژی در حالی فکر و ذهن مسئولین وزارت نیرو را به خود مشغول کرده که کشور ما با بحران بزرگ و کم نظیر و فراگیر و مزمن بی آبی روبروست و وزرات نیرو کاملا از آن غافل است و هیچ راهبرد و برنامه ائی برای حل آن در دست ندارد و در این شرایط به فکر رقابت با وزارت نفت بر سر صادرات انرژی است. این بحران در تابستان آینده کشور را در معرض خطر و تهدیدی جدی قرار خواهد داد تهدیدی جدی تر از خطر حمله اسرائیل به تاسیسات اتمی یا نفوذ تروریستهای داعش به خاک ایران یا عدم توافق ایران و غرب بر سر مسئله هسته ائی و تشدید تحریمهای اقتصادی بر علیه کشورما. این خطر تا حدی جدی است که می تواند امنیت ملی و وحدت ملی کشور و تداوم حیات و زندگی شهروندان را مورد مخاطره قرار دهد. این امری است که خود وزیر نیرو هم اخیرا بدرستی بر آن تاکید کرده اما هیچ راه حلی برای آن به جز واردات آب از کشورهای مجاور ارائه نداده است. این در حالی است که همین چند سال پیش مقامات این وزارتخانه صحبت از صادرات آب به کویت از رود کارون می کردند.

نحوه تقسیم حقابه بین بخشهای مختلف و بین ساکنان یک حوزه آبریز در شرایط کم آبی می تواند به مناقشات و درگیری های منطقه ائی بین ساکنان شهرها و روستاها و مناطق مختلف آن حوزه آبریز بیانجامد. چنانچه اختلافهای قومی و مذهبی و زبانی و تاریخی چاشنی این کشمکش گردد آنوقت جمع کردن این نزاعها به آسانی میسر نخواهد بود.

وزارت نیرو مدیر و مادر صنعت آب و برق است اما مدیران آن به طور تاریخی علاقه و توجه بیشتری به برق نشان داده اند تا به آب و  این وزارتخانه بیشتر برق محور و شهر محور بوده بطوریکه از مدیریت آب تا حد زیادی غافل شده  و درمورد آب همانند یک نامادری بدجنس و بی انصاف عمل کرده و تربیت و مدیریت آنرا به حال خود رها کرده و مدیریتش در زمینه آب تنها محدود به احداث سد بر روی رودها و تجمیع آب در پشت آنها بوده هم به منظور تولید برق و هم برای تامین آب شرب شهرها. غافل از آنکه مدیریت آب تجمیع آن در یک جا نیست. بلکه توزیع متوازن آن به همه جا است مثل عملی که قلب در بدن برای توزیع خون به تمام اندامها انجام می دهد .مدیریت بهینه آب یعنی نظارت بر بهره برداری و حفظ سلامت و پاکی و بهداشت آن و جلوگیری از آلودگی آن و نیز کنترل مصرف و افزایش بهره وری آن و حفظ منابع و ذخایر آبی.

وزارت نیرو در طی  ۳۵ سال پس از انقلاب وظیفه خود را تنها در احداث سد بر روی رودها و مهار آبهای سطحی محدود نمود و مدیریت آبهای زیر زمینی را به حال خود رها کرد . البته شایان ذکر است که تاسیس جهاد سازندگی پس از انقلاب عاملی اساسی در ایجاد اخلال و بی نظمی و بی برنامگی در امر مدیریت و نظارت وزارت نیرو بر منابع آب زیر زمینی بود اما در هر صورت مدیریت منابع آب با وزارت نیرو بود. امری که درطی سه دهه منجر به غارت منابع آبی کشور از سوی متجاوزان به منابع ملی و ذخایر استراتژیک آب کشور شد. ذخایری که همانند انرژی فسیلی در طی میلیونها سال از بدو پیدایش زمین در دل آن ذخیره شده بود ودیگر قابل تجدید و احیا نیست.
ازیکسو احداث سد بر روی رودها منجر به سرقت آب های جاری و انحراف آنها از بستر تاریخی و طبیعی شان شد و از سوی دیگر رها شدن مدیریت آبهای زیر زمینی منجر به غارتی بی نظیر و فاجعه بار گردید. به این ترتین وزارت به دو صورت مستیم و غیر مستقیم دخیل در غارت منابع آبی کشور بوده است . بطوریکه به قول یکی از مسئولان سازمان مدیریت منابع آب کشور برداشت آب از منابع زیر زمینی در طی ۳۵ سال پس از انقلاب معادل ۱۰۰۰ سال بوده و به قول آقای دکتر کلانتری ۱۲۰ میلیارد متر مکعب آب غیر قابل تجدید فسیلی صدها هزار ساله از اعماق دل زمین استخراج شده و مصرف آبهای تجدید پذیر کشور معادل ۸۵% الی ۹۵% بوده درحالیکه استاندارد جهانی آن ۲۰% الی ۴۰%است و ما در این زمینه در دنیا رکورد زده ایم و بیش از دو برابر حداکثر مجاز آب برداشت کرده ایم . پیش از ما با فاصله ائی زیادی  کشور مصر با برداشت ۴۶% قرار دارد. و در نتیجه این بی رحمی و ظلم انسان در حق طبیعت و به گفته یک مقام سازمان محیط زیست ۷۰% از تالابهای کشور خشک شده اند. مسئول این بی تدبیری و فاجعه بزرگ ملی و انسانی و زیست محیطی به جز وزارت نیرو چه کسی است؟

به قول وزیر نیرو بیلان آب دشتهای کشور یعنی تفاضل آب ورودی و خروجی از زمین  سالانه منفی ۱۰ میلیارد متر مکعب بوده و به این خاطر سطح آبهای زیر زمینی شدیدا افت کرده و شوری آب بالا رفته و زمین در حال فرو نشست است و این فاجعه ائی غیر قابل ترمیم و جبران ناپذیر است. اگر در همه سالهای پس از انقلاب این میزان آب از زمین برداشت شده باشد میزان آن در طی ۳۵ سال بالغ بر ۳۵۰ میلیارد متر مکعب می شود و اگر رشد آنرا متناسب با رشد جمعیت بدانیم و بطور میانگین میزان آنرا در این سالها بالغ بر ۵ میلیارد متر مکعب در سال فرض کنیم آنگاه میزان ان بالغ بر ۱۷۵ میلیارد متر مکعب می شود. از وزیر نیرو بخاطر شجاعت در اعلام این آمار هولناک باید تقدیر و تشکر کرد امری که در دولت قبل پوشانده و مخفی نگاه داشته  می شد اما باید از ایشان پرسید مسئول این بی تدبیری و سوء مدیریت کیست؟ مگر مسئول مدیریت منابع آب وزارت متبوع ایشان نیست؟ مگر ایشان سالها در راس این وزارتخانه در سمتهای بالای مدریریتی مشغول به کار نبوده اند؟ اشتباه نشود در اینجا هدف محکوم و مقص اعلام کردن هیچ فرد مشخصی نیست بلکه هدف یافتن علل و عوامل این ناکارآمدی و ایجاد این بحران ملی و فاجعه انسانی است. فاجعه ائی که به قول آقای دکتر کلانتری کشور ایران را درطی دو دهه آینده به سرزمین ارواح و غیر قابل سکونت و لم یزرع تبدیل خواهد کرد. و به قول مجله فایننشال تایمز تمدن هفت هزار ساله ایران را بکلی منقرض و از روی زمین محو خواهد کرد.

وزارت نیرو نه تنها با برداشت بی رویه آب از منابع زیر زمینی مقابله و آنرا محدود نکرد بلکه با برقی کردن چاههای کشاورزی به تشدید این روند کمک به سزائی کرد. اگرچه این مصوبه مجلس شورای اسلامی بوده است اما آن وزیر نیرو و معاون آب او را که برای حفظ مقام و منصب خود به این مصوبه ننگین و ضد ملی تن داده و به مجلس و دولت در مورد خطرات اجرای این مصوبه هشدار ندادند را باید به مردم معرفی و سرزنش و توبیخ و محاکمه علنی و مجازات کرد.

لزوم جدائی آب و برق از یکدیگر
وقتی این مسائل را کنار هم بگذاریم ناگزیر به این نتیجه می رسیم که مشکل ناکارآمدی و سوء مدیریت در بخش آب و برق بیش از آنکه مربوط به افراد باشد مربوط به  ساختار دوگانه و ناهمگونی وظایف سازمانی محوله به وزارت نیرو است . به نظر من حاکمیت دوگانه وزارت نیرو بر صنعت آب وبرق مسبب بروز این  فجایع جبران ناپذیر برای کشور ما بوده است .

وزارت نیرو با توجه به عملکرد تبعیض آمیز و رفتار ناعادلانه اش باید از بین آب و برق یکی را انتخاب کند و دیگری را رها کند چون نتوانسته عدالت را بین آنها برقرار کند و اگر قرار بر رها کردن یکی از آنها باشد آن کسی به جز آب نیست. وقتی مدیریت و تکفل آب از وزارت نیرو خارج شود و تنها برق برای آن بماند همان برقی که ۹۵% سوختش از منابع فسیلی و توسط وزارت نفت تامین می شود  آنگاه دیگر چه داعیه و توجیهی برای بقای وزارت نیرو بعنوان یک وزارتخانه مستقل باقی خواهد ماند؟ در آنصورت برای حذف مدیریت دوگانه و موازی در عرصه انرژی لازم است که این دو سازمان مستقل به هم پیوسته و از پیوند آنها با یکدیگر وزارت جدید انرژی تشکیل شود. وزارتی که واژه فارسی نیرو برای آن زیبنده تر از واژه های عربی و انگلیسی نفت و انرژی به نظر می رسد هر چند که در اسم مناقشه ائی نیست و مناقشه در رسم است.

بی برنامگی و سردرگمی نظام در بحث مدیریت آب و انرژی
مسئله  تجدید ساختار بخش آب و انرژی مسئله ائی است که مسئولین دولتی و حکومتی کاملا از آن غافل و همواره به اهمیت آن بی توجه بوده اند و اصولا همه روسای دولتهای پس از انقلاب کمترین توجه را به این وزارت خانه داشته اند و وزارت نیرو همیشه اولویت آخر آنها بوده و هیچ برنامه مدونی و کارشناسی شده ائی برای اداره آن در دست نداشته اند. چه در این دولت و چه در دولتهای قبل کمترین مناقشه و بحث و جدل بین مجلس و دولت و بین جناحهای سیاسی بر سر تعیین وزرای نیرو و تصویب برنامه های آنها بوده و بیشترین مناقشات بر سر وزارتخانه های سیاسی و فرهنگی و آموزشی بوده در حالیکه آنها نقشی اساسی و حیاتی در زندگی روزمره شهروندان ندارند و برخی از آنها بود و نبودشان تقریبا یکی است و ای بسا که نبودشان بهتر از بودنشان باشد چونکه کاری به جز تحمیل هزینه بر دوش دولت و ملت ندارند. در حالیکه  قطع خدمات آب وبرق حتی برای یک لحظه زندگی را بر شهروندان دشوار و غیر قابل تحمیل می کند و بحران سیاسی و اجتماعی و امنیتی در سطح ملی بوجود می آورد.

بیشترین پرداختهای دولت همواره بابت بدهیهای وزارت نیرو بوده همین امسال در این شرایط سخت اقتصادی قرار است تا دولت ۵۰۰۰ میلیارد تومان بابت بدهیهای این وزارتخانه به پیمانکارانش پرداخت کند در حالیکه هیچ مناقشه ائی بر سر رای اعتماد به وزیر نیرو و تصویب برنامه های او و علت ایجاد این همه بدهی توسط  این وزارتخانه در بین نبوده و نیست.  اما چرا وزارت نیرو همیشه در درجه آخر اهتمامات مجلس و دولت و احزاب و جناح های سیسای قرار داشته در حالیکه بیشترین هزینه و بالاترین حساسیت را برای کشور دارد؟ چرا دولت و مجلس و احزاب سیاسی هیچ برنامه پیش بینی شده ائی برای وزارت نیرو ندارند؟ چرا برای هر چیز برنامه و راهبرد هست به جز صنعت آب و برق که حیات و زندگی شهروندان و امنیت کشور بستگی تام و تمام به آن دارد؟

بحرانی که الان در بخش آب وجود دارد همه اش به وزارت نیرو مربوط نیست بلکه به کل مجموعه حاکمیتی  کشور بستگی دارد. این بحران بخاطر آن است که هیچکس به این بخشها اهمیت لازم را نداده نه رئیس دولت نه مجلس شورا نه مجلس تشخیص مصلحت و نه هیچیک از ارکان حاکمیتی نظام و نه احزاب و جناحهای سیاسی و نه دانشگاهها و مراکز علمی وتحقیقاتی ؛ همه در این زمینه از خود سلب مسئولیت و صلاحیت کرده و ریش و قیچی را به صلاح و انتخاب و اختیار شخص وزیر نیرو و معاونان و مشاوران وی و مدیران صنعت آب و برق سپرده اند؛ مدیرانی که ممکن است به  حفظ میز و منافع شخصی خود بیشتر از منافع ملی علاقه مندی و پایبندی داشته باشند.

بحث بین مجلس و دولت همواره بر سر انتخاب و برنامه و عملکرد و سابقه و تجربه و تفکر وزرای خارجه و کشور و ارشاد و علوم بوده و هیچگاه بحث بر سر وزیر نیرو و برنامه های آن نبوده و وقتیکه وزیر نیرو در مجلس از برنامه خود دفاع می کرده بیشتر نمایندگان در حال چرت زدن یا به فکر رای اعتماد وزیر قبلی یا بعدی بوده اند و هیچکس سوالی اساسی از وزیر پیشنهادی نیرو نکرده و اگر هم سوال و استیضاحی بوده بیشتر بر سر بهای آب و برق بوده نه بر سر ساختار و وظایف و برنامه و راهبردهای صنعت آب و برق.

حتی بحران فراگیر آب و محیط زیست هم زنگهای خطر را برای مسئولین کشور به صدا در نیاورده و آنها همچنان در غفلت و بی خبری اند و به صنعت آب و برق بی توجه. بورسیه ها همچنان محور اختلاف مجلس و دولت است و فکرو ذهن آنها را به خود متوجه کرده و بحران هسته ائی و تحریمها همچنان اولویت اولند و دولت بی چون و چرا در پی اجرای سیاستهای کلی توسعه جمعیت است در حالیکه ما داریم اندک اندک در  بحران بی آبی و نابودی محیط زیست غرق می شویم.

خوزستان و بلوچستان در خاک و شن ناشی از خشک شدن دریاچه ها و تالاب ها و هورها و نیزارها فرو رفته اند و آذربایجان و گیلان وزنجان و تهران در آینده ائی نه چندان دور در معرض وزش ریز گردهای نمکی ناشی از خشک شدن دریاچه ارومیه قرار خواهند گرفت و  در مرکز کشور محوربحث  و اهتمام مسئولین کشور همچنان بر سر مسائلی کوچک و بی اهمیت است.

اکنون که رئیس جمهور با تشکیل هیئتی به رئیس سازمان محیط زیست و وزیر نفت و دیگران ماموریت داده تا بحران ریز گردها را مورد بررسی قرار داده و برای حل این بحران به او گزارش دهند؛ البته جای وزیر نیرو در این  جمع خیلی خالی است زیرا اصل مسئله ناشی از بی آبی و عدم مدیریت آن و در نتیجه نابودی محیط زیست است. لازم است تا در این فرصت همه توجه ها به سمت مدیریت کلان آب و انرژی و محیط زیست در کشور و تجدید ساختار آن معطوف شود. همه باید توجه داشته باشند که مشکل اساسی از کجاست ؟ مشکل اساسی ناشی از شیوه غلط مدیریت و توزیع نادرست مسئولیتها در سطح دولت است.

آب و برق از یک جنس و مقوله همسان نیستند آنها دو مقوله جدا و ناهمسان اند که هیچ ربطی به هم ندارند و ادامه ارتباط و پیوند آنها در زیر سقف مشترک وزارت نیرو خطائی راهبردی و عامل اساسی همه بحرانهای موجود است. برق و نفت هر دو از مقوله انرژی فسیلی اند و باید در تحت یک وزارتخانه واحد تجمیع و مدیریت شوند. این در حالی است که آب و محیط زیست و آبخیز داری و منابع طبیعی همه از یک جنس و مقولاتی مرتبط به یکدیگرند و مدیریت آنها نباید منفک و مجزا از هم باشد بلکه باید در تحت یک وزارتخانه واحد تجمیع و مدیریت شوند.

سد سازی
رودها آیات و نشانه های خداوند و شریانهای حیات زمین اند و باید در بستر طبیعی و تاریخی خود جاری و ساری باشند و جریان آنها نباید با ساخت سدها متوقف شده و از حرکت و جوشش باز ایستد. ساخت سد بر روی آنها بدون مطالعات زیست محیطی و آمایش سرزمین مانند انسداد رگ های قلب انسان است که سبب توقف زندگی و مرگ زمین و ساکنان آن می شود و باید این روند ضد طبیعی و مرگ آور متوقف شود. امروز دیگر محرز شده که سد سازی مصداق بارز صد عن سبیل الله و فتنه و فساد بر روی زمین  است . هر چه سد بزرگتر و تاج آن بلندتر باشد زیانهای زیست محیطی وفساد آن بیشتر است. ساخت آب بند و سدهای متعدد با تاج کوتاه با هدف تنظیم آب و بالا آوردن آن در حد چند متر برای انحراف آن به زمینهای مجاور به منظور آبیاری آنها بهترین گزینه برای ساخت سد است . اما ساخت سد به منظور ذخیره سازی آب اشتباهی محض است زیرا زمین بهترین مخزن طبیعی برای تجیمع آب و تصفیه آن و جلوگیری از تبخیر و آلوده شدن آن است . سد سازی بیشتر ناشی از این تفکر غلط است که فرو رفتن آب به زمین به معنی اتلاف و هدر رفتن آن است اما در واقع اینطور نیست . آبی که به قعر زمین فر ومی رود از بین نمی رود بلکه در دل آن برای نسلهای بعد باقی می ماند. زمین در دل خود در طی میلیونها سال آب را با امانتداری برای بشر امروز حفظ کرده اما بشر امروز با ساخت سد آنرا بیهوده و بی رویه مصرف و تلف کرده و سهم آب زمین و حقابه محیط زیست را چنانکه باید نداده و حق آنرا خورده است.

ساخت سد مخزنی از یکسو سبب به زیر آب فرو رفتن زمینهای فرا دست و از سوی دیگر سبب محروم شدن زمینهای فرو دست آن از آب می شود همچنین تجمیع آب در پشت سد و از حرکت ایستادن آن سبب تبخیر سطحی و افزایش آلودگی آن می شود. از سوی دیگر تجمیع آب در پشت سدها مانع توزیع یکنواخت آنها در طول مسیر طبیعی و تاریخی شان و در نتیجه سبب عدم تغذیه سفره های زمینی در طول مسیر طولانی رودها و نیز سبب بر هم خوردن تعادل طبیعی و تاریخی و توزیع متوازن جمعیت و تمرکز آن در یک نقطه و ایجاد کلان شهرها می شود. ایجاد یک کلان شهر در یک حوزه آبریز سبب کاهش تدریجی حقابه کشاورزی و محیط زیست و افزایش حقابه آب شرب شهری و در نتیجه سرقت آب و انحراف آن به سمت شهرها می شود اینها مضار و معایب سدسازی است. ما از آنرو جزو بزرگترین سد سازهای جهان هستیم که دنیا به سد سازی پشت کرده و این دلیل عقب ماندگی ما از قافله تمدن و دانش و تجربه بشری است.

ایجاد کلان شهر تهران در کنار سدهای کرج  و لتیان پیش از انقلاب نمونه بارز این حادثه است . تهران از وقتی به کلان شهر تبدیل شد که آب از این دو سد از دوسمت به سوی آن لوله کشی و وارد خانه ها شد و اگرنه تهران در همان وضعیت ۵۰ سال قبل باقی مانده بود و ایران دچار این بحران بزرگ جمعیتی و مهاجرت و سرازیر شدن خیل جمعیت و سرمایه از اقصی نقاط کشور به سمت پایتخت و تهی شدن شهرها و روستاهای ایران از سکنه جوان نمی شد. امری که امروز بیش از هر عامل دیگری اقتصاد کشور ما را تک محصولی و وابسته به درآمد نفت کرده است. وقتی یک چهارم جمعیت کشور در یک نقطه و یک شهر متمرکز شود به تبع آن بحران اقتصادی اجتماعی فرهنگی سیاسی و زیست محیطی بوجود می آید و وزارت نیرو به کمک وزارت مسکن و شهرداری عامل ایجاد و تشدید این بحران بوده اند.

ساخت سد گتوند بر روی رودخانه کارون یکی دیگر از نمونه های بارز ناکارآمدی وزارت نیرو و مدیریت غلط آب در کشور پس از انقلاب است که همه وزرای نیروی پس از انقلاب و رئیس دولت قبل مسئول آن اند. سدی که بجای انباشت آب شیرین آب را شور و غیر قابل استفاده کرده است. همه دنیا آب شور را شیرین می کنند و ما برعکس آب شیرین را شور کرده ایم . در این بحران بی آبی که کشور ما درگیر آن است و مسئولین وزارت نیرو به فکر واردات آب از دیگر کشورها هستند ما میلیاردها متر مکعب آب شیرین را شور و غیر قابل استفاده کرده ایم که نه می توان از آن استفاده کرد و نه می توان آنرا رها کرد زیرا تمامی بستر خود را شور و لم یزرع خواهد کرد. طراحی و ساخت و آبگیری این سد با دستور مستقیم رئیس جمهور پیشین خیانتی بزرگ به کشور است که مسئولین آن باید محاکمه و مجازات شوند. این تنها فاجعه زیست محیطی به بار آمده توسط وزارت نیرو نیست این وزارتخانه به کمک قرارگاه خاتم الانبیاء سپاه با ساخت سدهای متعدد و بی مطالعه بر روی رودها و مهار آبهای جاری و رها کردن مدیریت آبهای زیر زمینی مسئول همه فجایع زیست محیطی و بحران بزرگ بی آبی در کشور است .

بحران ریز گردها که اکنون کشور ما و عراق و کل منطقه را درگیر خود کرده حاصل ساخت همین سدهای متعدد و بی مطالعه بر روی رودخانه های دجله و فرات در ترکیه و عراق و سوریه و بر روی رودهای کرخه و  کارون در ایران است و این حاصل مدیریت ناکارآمد آب در کشور ما و تجمیع آن با مدیریت برق وانرژی در یکجا است. مدیریت آب و محیط زیست و منابع طبیعی باید در یکجا جمع شوند تا بانیان سدها بیش و پیش از آنکه بسنجند که چقدر از آب می توان برق و انرژی گرفت باید بسنجند که با تجمیع آب چه زیانی به محیط زیست و توزیع طبیعی و تاریخی و متوارن جمعیت  و به تغذیه سفره های آب زیر زمینی وارد می شود و لذا انفکاک مدیریت آب و برق از یکدیگر و تجمیع مدیریت آن با منابع طبیعی و آبخیز داری و محیط زیست بهترین و لازم ترین اقدام ساختاری برای حل بحران آب و محیط زیست در ایران است.

تجمیع مدیریت آب وبرق در وزارت نیرو مربوط به گذشته ها است وقتیکه سدهای بزرگی مثل سد کرج تازه مورد بهره برداری قرار گرفته بودند و ایران درابتدای توسعه صنعتی و شهری و جمعیت آن یک سوم حالا و سرانه مصرف برق و آب شرب در آن بسیار پائین بود زمانیکه ۵۰% از برق ایران توسط نیروگاههای برقابی تامین می شد و آب لوله کشی هنوز در بسیاری از شهرها وجود نداشت نه حالا که حداکثر ۵%  از نیاز برق آن توسط سدها تامین می شود و آب لوله کشی و شبکه برق به همه شهرها و روستاها رفته است. این ساختار در حال حاضر برای کشورهای کوچک حاشیه جنوبی خلیج فارس مثل امارات و قطر مناسب است که عمده آب شرب مصرفی خود را از آب شیرین کنهای برقی با سوخت فسیلی تامین می کنند. در آنجا وزارت آب و برق معنا دارد. چون آنها۱۰۰% به هم مرتبطند و ارتباط آنها با معنی است اما ارتباط آب و برق درایران اگر چه در گذشته معنا دار بوده اما در در حال حاضر کاملا بی معنی و بیربط است.

لزوم تجدید ساختار دولت در مدیریت آب ؛ انرژی و محیط زیست
اگر ما بالاترین سرانه مصرف آب و انرژی را در جهان داریم و بالاترین برداشت از منابع آبی تجدید پذیر و تجدید ناپذیر در جهان را پس از انقلاب داشته ایم و با حادترین بحران بی آبی و بحرانهای متعدد زیست محیطی در طول تاریخ ایران مواجهیم همه اینها شواهدی دال بر نبود راهبردهای ملی و دراز مدت و کلان در بخش مدیریت آب و انرژی و محیط زیست و سوء مدیریت و مدیریت غلط و ناکارآمد این بخش ها است ولذا تجدید ساختار مدیریت کلان این بخشها مبرم ترین نیاز کشور در جهت حل بحرانهای متعدد موجود است.  مدیریتهای موازی و رقیب در بخش انرژی و نیز مدیریتهای ناقص الخلقه و نصفه نیمه و از هم پاشیده در بخش آب عامل اصلی سوء مدیریت و ایجاد بحران در این زمینه ها هستند. مدیریت محیط زیست و منابع طبیعی و آبخیز داری بدون مدیریت منابع آب و باقی ماندن آن در دست وزارت نیرو مثل بیلی است که دسته اش دست یکی و سرش دست دیگری باشد. مدیریتهای پراکنده و از هم پاشیده در بخش آب مثل بیل بی دسته هیچ کارآئی و کاربردی به جز اتلاف منابع آب کشور نداشته اند.

پیش از این یکبار در جریان برنامه توسعه سوم و درزمان  دولت اصلاحات قرار بر تشکیل وزارت انرژی بود و به این منظور کمیته مشترکی هم بین دو وزارتخانه نفت و نیرو تشکیل شد اما به نتیجه نرسید چون منافع ملی در اولویت مسئولین وقت وزارت نیرو قرار نداشت و برای آنها بیشتر منافع سازمانی و شخصی و حفظ موقعیتهای شغلی مطرح و مقدم بود. آنموقع من برای اولین بار  مقاله ائی با عنوان مدیریت آب و انرژی در زمینه ایجاد تغییرات ساختاری در این دو زمینه را در سومین همایش ملی انرژی در سال ۸۰ ارائه داده و در این رابطه با مسئولین وقت وزارت نیرو هم ملاقات و گفتگو کردم اما فایده ائی نداشت و گوش شنوائی نبود و نتیجه مذاکرات مسئولین دو وزارتخانه منتهی به تشکیل شورای ملی انرژی شد. شورائی بی خاصیت که هیچگاه تشکیل نشد و اصلا وجود خارجی نیافت و بالاخره هم توسط رئیس دولت قبل منحل اعلام شد.

مانع و مزاحم اساسی بر سر راه این تجدید ساختار و تشکیل وزارت انرژی وجود بخش آب در وزارت نیرو بود که در برنامه برای آن پیش بینی ائی نشده بود و این مانع همچنان هم باقی و پابرجاست. تا تکلیف آن معلوم نشود و مدیریت آب از بدنه وزارت نیرو جدا نشود ادغام دو وزارتخانه نفت و نیرو و تشکیل وزارت انرژی ناممکن است.

تجدید ساختار مدیریت خدمات شهری و روستائی پیش زمینه اصلاح ساختار دولتی
در زمینه تجدید ساختار مدیریت آب و انرژی همچنین بخشهای فرودستی این دو بخش هم مانع و مزاحم تجدید ساختاراند. برای تشکیل دو وزارت خانه جدا گانه برای آب و انرژی باید بخشهای فرودستی و غیر حاکمیتی و حجیم و تصدی گری آنها شامل شرکتهای توزیع برق و آب و فاضلاب شهری را نیز به شهرداریها و دهداریها واگذار کرد چون اینها مربوط به خدمات شهری و روستائی اند و جزو وظایف حاکمیتی دولت مرکزی نیستند. تصدی آنها توسط دولت هم مدیریت خدمات شهری را چند پاره می کند و هم باری بزرگ بر دوش دولت است . واگذاری آنها به شهرداریها و دهداریها تحولی اساسی و بسیار لازم در جهت تشکیل مدیریت یکپارچه خدمات شهری و روستائی و تقویت نقش شهرداریها و دهداریها بعنوان دولت های کوچک محلی و کاهش بار تصدی گری دولت و افزایش نقش حاکمیتی و نظارتی و بعد ملی و فرا منطقه ائی آن  است.

توزیع نامتوازن جمعیت در کشور و  خالی شدن روستاها از جمعیت و تشکیل کلان شهرها و در نتیجه تشدید بحران آب و انرژی و محیط زیست همه نتیجه سیاستهای غلط یا بهتر بگویم بی سیاستی وزارت خانه های نیرو مسکن است. وزارت نیرو با ساخت سد و تجمیع آب در پشت آنها و سرقت حقابه کشاورزی و روستائی و محیط زیست و دادن آن به شهرها برای تجمع جمعیت های انبوه در شهرها و خالی شدن روستاها از سکنه زمینه سازی می کند و شهرداریها هم با فروش تراکم و صدور اجازه ساخت و ساز بی رویه در آنها به این روند کمک کرده و از این زمینه سازی دولت سود می برند. امروزه درآمد شهرداری ها تا حد زیادی وابسته به درآمد ناشی از فروش تراکم ساخت و ساز است. سیاست تراکم فروشی شهرداریها مثل نفت فروشی دولت اعتیاد آور و زیانبار است . این سییاست نامعقول شهرها را اکنده از جمعیت و روستاها را خالی از سکنه می کند و تعادل جمیعیتی را در کشور بر هم می زند و امکان توسعه متوازن را از کشور سلب می کند.

متاسفانه وزارتخانه های نیرو و مسکن در زمینه سیاستهای جمعیتی و ساخت و ساز تابع و دنباله رو سیاست های فرصت طلبانه و سودجویانه شهرداریها هستند نه سیاستگذار و ناظر. شهرداریها با فروش غیر مجاز تراکم هم فضای شهرها را می فروشند و عرصه را بر شهروندان تنگ و روح آنها را آزرده می کنند و هم خدمات شهری مثل آب وبرق و گازرا که خود نقشی در تامین هزینه های آنها ندارند را توسعه می دهند و با افزایش ساخت وساز و توسعه جمعیت در شهرها مدام بر حجم این خدمات دولتی  و در نتیجه بر حجم یارانه های دولت افزوده و خود را بر بودجه عمومی کشور تحمیل و عرصه را بر دولت تنگ می کنند.

در واقع هزینه های تامین این خدمات بر عهده دولت است و سود ناشی از فروش تراکم و صدور مجوز ساخت و ساز متعلق به شهرداری ها است و این تقسیم کار و تقسیم ناعادلانه منافع بین سازمانهای دولتی و غیر دولتی یا بعبارت بهتر بگویم بین دولت ملی و شهرداریها بعنوان دولتهای محلی سبب رونق صنعت ساختمان و ایجاد سودی سرشارو با دآورده در آن می شود. این سود باد آورده سبب بورس بازی زمین و مسکن در شهرها و روستاها و رشد اقتصاد شهری و تراکم جمعیت در شهرها و بی رونق شدن صنعت و کشاورزی و در نتیجه تراکم جمعیت در شهرها و توزیع نامتوازن جمعیت در کشور می شود و هم سبب زیان و افزایش بدهی دولت بابت توسعه خدمات شهری و پرداخت یارانه به شهروندانی می شود که تنها مصرف کننده اند و هیچ نقشی در تولید ملی ندارند. واگذاری خدمات آب و برق و گاز در سطح شهرها و روستاها به شهرداریها و دهداریها سبب می شود تا آنها در قبال صدور مجوز ساخت و ساز متعهد به ارائه خدمات مربوطه و تامین هزینه های آنها هم بشوند. به این وسیله نرخ خدمات شهری تنظیم و واقعی و جمعیت شهرها کنترل می شود.

نتیجه گیری :
تجدید ساختار دولت در بخش آب و انرژی و محیط زیست یک ضرورت ملی و فوری برای حل بحران های موجود در این بخشها است. ایجاد مدیریت یکپارچه خدمات شهری و روستائی با واگذاری خدمات شهری مثل آب و برق و گاز از سوی دولت به به شهرداریها و دهداریها یک ضرورت راهبردی و پیش نیاز تجدید ساختار بخش های دولتی اب و انرژی و محیط زیست است. به این شکل هم مدیریت آب و آبخیز داری و محیط زیست و منابع طبیعی در یکجا تجمیع می شود و هم مدیریت انرژی و هم مدیریت خدمات شهری و روستائی وهم آنکه دولت ملی از تصدی گری های زائد و دست و پا گیر و هزینه بر و انحصار آور و تمرکز گرا و ضد توسعه آزاد و رها می شود.

بنده بعنوان یک کارشناس صنعت اب و برق و علاقه مند به مسائل محیط زیست از ۱۳ سال قبل به این سو این مسائل را همواره تکرار و به مسئولان مربوطه گوشزد کرده ام  اما هیچ گوش شنوائی در بین آنها نبوده است چون خطر را حس نمی کردند. مدیران ما آنقدر وسعت دید و نظر ندارند و تا خطری را جلوی چشم خود نبینند آنرا باور نمی کنند و بسیاری از آنها بیشتر به فکر منافع شخصی و حفظ میز و منصب خود و یا در غرق در روزمرگی هستند و به مسائل دراز مدت اعتنا ندارند و تنها زمانی خطر را حس می کنند که به میز آنها نزدیک شود اما حالا که بحران آب و محیط زیست بسیار حاد شده و عرصه را بر مردم خوزستان و بخصوص شهر اهواز تنگ کرده و تمامی غرب کشور را در نوردیده و رئیس جمهور هیئتی را برای حل بحران ریز گردها تعیین کرده امید می رود که این سخنان گوش شنوائی در بین مسئولین پیدا کند.

تصویب و اجرای این تغییرات ساختاری با هماهنگی بین دولت تدبیر و امید و مجلسی همسو با آن  امکانپذیراست و امید می رود که با برگزاری انتخاباتی آزاد و رقابتی و تشکیل مجلسی متخصص و اندیشمند با پشتوانه قوی مردمی در دور آینده زمینه لازم برای ایجاد این تغییرات ساختاری و ضروری از ابتدای سال ۹۵ مهیا شود. از حالا تا آن موقع باید مسئولین دولتی روی این مساله  بررسی و مطالعه دقیق و همه جانبه کرده و لایحه آنرا آماده و تنظیم و تقدیم مجلس آینده کنند.

   + کورش پورزند ; ۱٠:٢٩ ‎ب.ظ ; دوشنبه ۳٠ آذر ۱۳٩٤
comment نظرات ()

احیای دریاچه ارومیه به کمک توسعه یاران و زنان روستایی

پیشنهادی که توسط این جانب کورش پورزند در شهریور 1393 برای اجرای طرح آموزشی روش های توسعه مشارکتی (زنان روستایی) برای حفاظت از محیط زیست و مدیریت زیست بومی تالاب ها به حضور سرکار خانم امانی مشاور محترم زنان و خانواده معاون رییس جمهور و رییس سازمان حفاظت محیط زیست و سرکار خانم دکتر پروین معروفی استاد مطالعات جامعه شناسی و مشاور طرح برای فراهم نمودن زمینه اجرای آن به کمک توسعه یاران استانی ارائه شد بالاخره با حمایت های بی دریغ سرکار خانم دکتر معصومه ابتکار و جناب آقای دکتر هادی بهادری و همکاری تشکل های زیست محیطی و فرهنگیان جامعه عمل پوشید و امروز ستاد احیای دریاچه ارومیه ضمن تقدیر از عملکرد این طرح برای تداوم آن اعتبار خوبی به اداره کل حفاظت محیط زیست آذربایجان غربی ابلاغ نمود.

مقدمه پروژه توسعه مشارکتی:

 محیط زیست طبیعی ، پناهگاه کلیه موجودات زنده و اکوسیستم ها است . انسان به محیط زیست نیاز دارد و نیازهای اولیه و اساسی خود را از آن به دست می آورد. لازم است انسان به نتیجه عملکرد خود و تداخل با عناصر فیزیکی و بیولوژیک در محیط زیست آگاه باشد و این آگاهی را برای برنامه ریزی و مدیریت خردمندانه به منظور حفاظت از منابع طبیعی به کار بندد. حفاظت از محیط زیست به همان اندازه که وظیفه دولت ها است، نیازمند مشارکت راستین و آگاهانه مردم نیز می باشد.

منظور از مردم ، همه افراد ساکن در یک کشور هستند که زنان ، مردان، جوانان، و کودکان را در بر میگیرد. زنان برای ایفای نقش جدی در زمینه حفاظت از محیط زیست باید توانمندی لازم را داشته باشند. بی شک امروزه در عرصه قدرت ملت ها و دولت ها نیروی انسانی تعلیم دیده ، دانا شده و توانا گشته حرف اول را می زند  و منابع و تکنولوژی در درجه دوم و سوم اهمیت قرار می گیرند

 . طبیعی است در چنین شرایطی زنان برای ایفای نقش خود در حفاظت از محیط زیست باید توانمندی لازم را داشته باشند. در بسیاری از جوامع هنوز نقش ها ، نیازها، نیروی بالقوه و اهمیت کار زنان چنان که باید شناخته نشده و مورد تایید قرار نگرفته است. زنان همواره در حفظ محیط زیست کوشیده اند، اما این بی توجهی اجتماعی نسبت به زنان و نقش خلاق آنان در شبکه نیروهای اجتماعی و فرهنگی، مانع آن شده است که موقعیت مطلوبی برای شکوفایی نیروها و استعدادهای این بخش از جمعیت، پدید آید. تقریبا در همه کشورها آثار تخریب محیط زیست بر زنان و تاثیر زنان بر محیط ، با تاثیر و تاثر مردان در برابر اکوسیستم های حیاتی ، فرق داشته و به این تفاوت به هیچ وجه توجه نشده است.

زنان با توجه به نقشی که در خانواده ایفا می کنند ، می توانند به عنوان محور اصلی پیشرفت و توسعه محسوب شوند با توجه به واقعیت های ملموس جهانی متاسفانه زنان ازموقعیتی نامطلوب در سطح بین المللی برخوردارند. بطور مثال تفاوت در سطح سیاست گذاری، سرمایه گذاری و دریافت حقوق برای کار مساوی پدیده ای جهان شمول است.میزان مشارکت زنان در فعالیت های اقتصادی تائیدی بر عدم توجه کافی به امور زنان و ارزش افزوده آنان است، زیرا زنان روستایی در تمام مراحل تولید محصولات کشاورزی و تولیدات دامی و به طور کلی تمامی امور دوشادوش مردان به فعالیت می پردازند و اوقات اندک فراغت شان را نیز صرف تولید صنایع دستی مانند گلیم و قالی و .. می کنند.

بنابراین ایجاد زمینه های خود آگاهی هدایت توانائی های اقتصادی و اجتماعی زنان و برنامه ریزی جهت جلب مشارکت آنان در فعالیت های گوناگون الزامی است.در مناطق روستایی زنان نقشی به مراتب بیشتر از مردان در اقتصاد خانوار و فعالیت های درون منزل به عهده دارند و موجب رونق اقتصادی جامعه هستند. هنوز زنان جایگاه خود را در بیشتر کشورهای جهان به ویژه کشورهای در حال توسعه به عنوان شهروندان فعال و برخوردار از استعداد مشارکت در عرصه های اقتصادی – سیاسی – اجتماعی و فرهنگی به دست نیاورده اند و کماکان فعالیت های زنان در محاسبات اقتصادی مد نظر قرار نمی گیرد و از آنان به عنوان نیروی کار نامرئی یاد می شود.

با توجه به برخورداری از  اهمیت ویژه نقش زنان روستایی، در این زمینه می توان به عامل آسیب زا برای زنان و همچنین عوامل زیانبار برای محیط زیست که در واقع زنان روستایی در کاهش آنها موثرند اشاره کرد. مشکلاتی که بر اثر مصرف نادرست سم و کود شیمیایی، آبیاری غیرماهرانه، تهیه مواد سوختی (سوخت نباتی) و ... به وجود می آید و زنان در صورت آگاهی از علل بروز این مشکلات ، می توانند خطرات آسیب های ناشی از استفاده نا معقول از این مواد مصون دارند. همچنین نقـش زنان روستایـى علاوه بـر بـازسازى و حفظ جنگل ها در جلـوگیـرى از آلـودگی هاى زیست محیطى نیز بسیار حائز اهمیت است.

 آموزش محیط زیست می تواند تاثیر قابل توجهی در تقویت فرهنگ زیست محیطی زنان به ویژه زنان روستایی و رسیدن به اهداف توسعه پایدار داشته باشد. در چنین وضعیتی انتخاب مطلوب ترین روش های آموزشی توام با دسترسی به دانش روز می تواند در دستیابی به اهداف مدیریتی جهت حفظ و حمایت از محیط زیست کمک موثری نماید.

دانش زنان روستایی :

زنان ایران در روستاها نیز مانند دیگر نقاط کشور همواره فعالیت چشم گیری دارند . بیشترین دانش زنان روستایی در مرحله کاشت محصول و کشت های معیشتی و کمترین آن به روش های شیمیایی مبارزه با آفات زراعی مربوط می شود . ۷۳/۳% زنان کشاورز دانش بالایی از نحوه قطعه بندی اراضی و نقشه کشت دارند . ۵۸% دانش نحوه کشت مخلوط و جنبی و حاشیه ای ، ۴۵% تناوب زراعی ، ۸۴% نیز از مفهوم آیش اطلاع کافی داشتند .

همچنین تعدادی از زنان از عملیات پیش از کاشت ( مانند شخم و شیار ، تسطیح ، پل بندی و رج بندی زمین ) آگاه هستند . گرچه مشارکت آنان در این مرحله بسیار اندک ارزیابی شده است . ۷۰/۵%آنان نیز آگاهی بالایی از نحوه بذرگیری محلی دارند و در کشت های معیشتی از آن استفاده می کنند ، اما در این مقایسه مشخص شد که بیشتر مردان بذرهای اصلاح شده را به کار می بردند . ۵۸/۸% زنان هم با عملیات ضدعفونی بذر آشنا بودند . ۷۸% زنان نشاکاری و کشت خزانه را بهتر از مردان (۶۰%) می دانستند .

دانش زنان از مسائل آبیاری و کوددهی و مبارزه با آفات و پیشگیری و وجین کاری و تنک کردن گیاهان بالاست و آگاهی خوبی در زمینه آبیاری دارند . به این معنا که بیشتر آنان با منابع و امکانات و محدودیت های آبی روستا و مدارهای آبیاری و نیازهای آبی و محصولات کشاورزی آشنایی دارند و ۷۸% هم روش های بومی تقویت خاک و محدودیت کاربرد کودهای حیوانی و شیمیایی را می دانند .

در این میان فقط ۴۱% زنان با آثار منفی زیست محیطی ناشی از کاربرد کودهای شیمیایی آشنا بوده و مبارزه با آفات بویژه کاربرد سموم شیمیایی از وظایف عمده مردان تلقی می شود . وجین و تنک کردن گیاهان هم از وظایف خاص تقسیم کار جنسیتی زنان در روستاها ارزیابی شد و ۹۴% آنان دانش مناسبی در این باره دارند .

موانع فعالیت زنان در روستا:

موانع متعددی ، در مسیر مشارکت و نقش آفرینی زنان وجود دارد که می توان آنرا به عوامل فردی ، خانوادگی ، اجتماعی تقسیم بندی نمود .

الف ـ عوامل فردی :

۱ـ از جمله عوامل پایین بودن سطح سواد زنان روستایی است .

۲ـ حجم زیاد فعالیت زنان و افزایش کار داخل و خارج از خانه به دلایل مختلف از جمله مهاجرت فصلی مردان و تنوع زیاد کار زنان روستایی ( بچه داری ، امور منزل ، کشاورزی ، صنایع دستی ، دامپروری و ... )

۳ـ کم بودن اطلاعات ، دانش ، آگاهی های علمی و کاربردی آنها سبب شده است که زنان با وجود برعهده داشتن بطور متوسط ۵۰% تولید کشاورزی ، فقط توانسته اند ۵ درصد از منابع آموزش ها و تعلیمات ترویجی را به خود اختصاص دهند .

۴ـ سوء تغذیه و پایین بودن ضریب سلامت و بهداشت فردی .

ب) عوامل خانوادگی:

 ۱ـ بافت مردسالاری جامعه و تعصبات خانوادگی بصورت موافقت نکردن پدر یا همسر با حضور زنان در فعالیت های اجتماعی و اقتصادی به دلایل مختلف فرهنگی

2ـ باور و نگرش منفی نسبت به توانایی زنان و تبعیض های جنسیتی .

3ـ فقر اقتصادی خانواده

ج ) موانع اجتماعی :

۱ـ آداب و سنن غلط نظیر خرافات ، تقدیرگرایی و ...

2ـ دسترسی پایین زنان به اعتبارات و تسهیلات نهادها و عوامل تولید .

3ـ دور از دسترس بودن خدمات ترویجی ، جهت گیری فعالیت های اجتماعی و برنامه های مشارکتی به سمت مردان

۴ـ کمبود متخصصان زن در جهت آموزش زنان روستایی

۵ـ مشکلات دسترسی به خدمات و تسهیلات اجتماعی و بهداشتی

۶ـ پایین بودن دستمزد زنان روستایی در مقایسه با مردان

7ـ حضور بسیار اندک سازمان های غیردولتی زنان برای پیگیری مسائل و مشکلات زنان روستایی

8ـ حضور کم زنان در مدیریت روستا و نهاد دهیاری .

 مسئله اصلی مصرف بی رویه آب در کشاورزی است که به همراه بروز خشکسالی منجر به نابودی تدریجی دریاچه ارومیه شده است . مسائل مرتبط دیگر عبارتند از:

 - مصرف بی ضابطه آلاینده های شیمیایی ووجود پسماندها، ضایعات کشاورزی

 - ضرورت وجود یک الگوی مناسب و پایدار برای مشارکت جوامع محلی بویژه زنان

 - نبود سازمان های محلی متشکل از زنان روستایی و ارتباط سازمان یافته فیمابین این سازمان ها

 - ضعف وجود آموزش های مستمر زیست محیطی برای زنان روستایی ودر نتیجه عدم وجود آگاهی های لازم در زمینه اهمیت توسعه پایدار ، ارزش تالاب و اثرات اقتصادی اجتماعی آن بر زندگی مردم روستائی

 هدف کلی پروژه:

 هدف کلی پروژه توانمند سازی زنان روستائی در جهت توسعه پایدار مشارکتی در 30 روستای اطراف دریاچه ارومیه برای احیاء دریاچه ونهایتا بهبود کمی و کیفی زندگی مردم در این روستاهاست.

اهداف اجرایی پروژه:

 - آشنایی زنان روستایی با مفاهیم توسعه پایدار، حفظ محیط زیست و کمک در مدیریت کمی و کیفی آب و نقش جوامع محلی در احیاء دریاچه ارومیه و استقرار کشاورزی پایدار

 - افزایش بهره وری کشاورزی و کاهش مصرف سموم شیمیایی و سایر نهاده های کشاورزی

 - ایجاد سازمان های محلی زیست محیطی و یا تقویت سازمان های محلی موجود با هدف تحقق توسعه پایدار در روستاهای هدف و تقویت نقش جوامع محلی در احیاء دریاچه

 - انتخاب وآموزش تسهیلگران محلی موجود (حداقل دو نفر در هر روستا)  

 - ایجاد ارتباط سازمان یافته میان سازمان محلی و کلیه دست اندرکاران دولتی و غیر دولتی

 - تشکیل صندوق محلی برای ایجاد انگیزه و معیشت جایگزین و اشتغال سبز در روستاهائی که فاقد صندوق هستند.

 ضرورت اجرای طرح:

  اهمیت وضرورت اجرای طرح آموزشی مشارکت زنان روستایی در حفاظت از محیط زیست و نقش آموزش زیست محیطی در مدیریت زیست محیطی زنان روستایی:

تغییردرروش های کلاسیک آموزشی واستفاده ازروشهای کاربردی ومشارکتی در انتقال دانش.مهارت و..  به خانواده و کودکان و کلیه بهره برداران

  •  سوق دادن ساختار برنامه ریزی ازدیوان سالاری به مشارکتی وایجاد ارتباط دو سویه بین روستائیان خصوصا زنان روستایی وکارشناسان. محققان ومسئولان..
  •    مشارکت دادن روستاییان خصوصا زنان روستایی درتصمیم گیری ها در کلیه مراحل  از طرح مساله تا برنامه ریزی.اجرا. نظارت وارزشیابی
  •  تلفیق دانش بومی با یافته های نوین علمی زیست محیطی درعرصه عمل با در نظر گرفتن واحد نمونه زیست محیطی (در قالب واحد های  الگویی و ترویجی و ... )
  •   فراهم کردن زمینه ایجاد فعالیت های گروهی ومشارکتی زیست محیطی درروستا در زمینه های اجتماعی.فرهنگی.اقتصادی 
  •     فراهم کردن زمینه حضور فارغ التحصیلان رشته های محیط زیست درروستا و...
  •    مشارکت و همکاری زنان روستایی در حفاظت و احیای دریاچه ارومیه

توجیه اجتماعی واقتصادی طرح:

  • منجر به رشد فردی(افزایش دانش و مهارت) اجتماعی مخاطبان طرح می گردد.(کمک به توسعه انسانی و توسعه اجتماعی واقتصادی در روستا با رویکرد زیست محیطی)
  • پر کردن اوقات فراقت زنان ودختران روستایی می گردد.
  • ایجاد اشتغال خرد  برای زنان و دختران روستایی با رویکرد زیست محیطی.
  • زمینه ایجاد تشکل های زنان روستایی با اهداف زیست محیطی را فراهم می کند.
  • آشنا کردن فارغ التحصیلان زن با مفاهیم محیط زیست  و فعالیت های روستایی وتزریق نیروی انسانی فعال وتحصیل کرده به مرور به بخش های زیست محیطی از طریق مشارکت در طرح مذکور.
  • تسریع درترویج وانتقال یافته های نوین تحقیقاتی  زیست محیطی به بهره برداران از طریق مخاطبان طرح ( زنان روستایی ومددکاران زن و..) وکمک به توسعه پایدار وافزایش میزان عملکرد تولید محصولات ارگانیک بخش کشاورزی وبالا بردن بهره وری پاک و سالم در بخش کشاورزی.
  • مدیریت حوضه آبخیز دریاچه ارومیه و کمک به رفع معضلات زیست محیطی آن.

 

   + کورش پورزند ; ٦:۳٠ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ٢٤ آذر ۱۳٩٤
comment نظرات ()

جبران تعهدات گذشته در توافقنامه پاریس ضروری است

رئیس سازمان حفاظت محیط زیست تاکید کرد: ضروری است، توافقنامه پاریس از نوآوری در الزامات و ابزارهای اجرا، مبتنی بودن بر رویکردهای تشویقی برای مشارکت تمامی کشورهای عضو کنوانسیون، همچنین عنصر بسیار کلیدی، صداقت در تعهدات و جبران تعهدات گذشته از امروز تا قبل از سال 2020 برخوردار باشد.

معاون رئیس جمهور کشورمان ضمن تاکید بر نقش مهم این اجلاس در تدوین رژیم نوین حقوقی جهانی بر تغییرات آب و هوا و ابعاد گسترده و پیچیده آن، گفت: برای تضمین توفیق توافقنامه پاریس در انتهای کاپ 21، رعایت چند نکته ضروری است.

رئیس سازمان حفاظت محیط زیست افزود: توافقنامه آتی باید متوازن در تمامی عناصر شش گانه ADP  باشد و ذیل اصول و مفاد کنوانسیون تغییرات آب و هوا، به ویژه "اصل مسئولیت مشترک ولی متفاوت با توانمندی های متناظر" به نتیجه برسد.

وی با یادآوری ضرورت برخورداری توافقنامه آتی از نوآوری در الزامات و ابزارهای اجرا، همچنین مبتنی بودن بر رویکردهای تشویقی برای مشارکت تمامی کشورهای عضو کنوانسیون، خاطرنشان کرد: صداقت در تعهدات و جبران تعهدات گذشته از امروز تا قبل از سال 2020 بسیار کلیدی است.

توافقنامه پاریس به گونه ای باشد که همه کشورها با افتخار به آن ملحق شوند

ابتکار ضمن تاکید بر ضرورت قابل اجرا بودن توافقنامه، تصریح کرد: توافقنامه پاریس باید به گونه ای باشد که همه کشورها با افتخار به آن ملحق شوند و در مقابل نسل های حاضر و آتی به آن افتخار کنند که لازمه این امر عدم نادیده گرفتن کشورها اعم از آسیب پذیرترین کشورهای کوچک جزیره ای و کمتر توسعه یافته تا کشورهای ثروتمند پیشرفته در توافقنامه آتی است.

معاون رئیس جمهور کشورمان افزود: باید اطمینان حاصل کنیم که توافقنامه آتی، بر مشارکت داوطلبانه اعلامی کشورهای در حال توسعه در قالب INDC، واکنشگرا باشد. این دستاورد مهم همکاری صادقانه کشورهای در حال توسعه را که از سال 1992 تا امروز در پاریس، بی نظیر است، به عنوان بزرگترین سرمایه معنوی این توافقنامه قلمداد و بر روی آن پایه های تلاش واقع بینانه خود را استوار سازیم. برای کشورهای در حال توسعه همواره INDC و برای توسعه یافته ها NDC خواهد بود.

رئیس سازمان حفاظت محیط زیست خاطرنشان کرد: توافقنامه آتی باید ابزار و شتاب لازم برای سیر به سمت اقتصاد کم کربن و مقاوم در برابر تغییرات شدید آب و هوایی را برای همگان و به ویژه کشورهای در حال توسعه اثرگذار، برای سرمایه گذاری خارجی به منظور دستیابی به تعدیل و سازگاری در خود جای داده باشد.

وی تاکید کرد: دولت ها در این مورد باید راهبری پیشتازانه ای را عهده دار شوند و بخش خصوصی را به تحرک درآورند.

لزوم اتخاذ رویکرد منطقی در توافقنامه پاریس

ابتکار ضمن یادآوری اهمیت برخورداری توافقنامه آتی از رویکردی منطقی، گفت: این نیاز هم اکنون مهم ترین نیاز دو هفته آینده بوده که رهبران سیاسی کشورها در ترسیم "بسته عملی پاریس" (Pragmatic Paris Package) که هر دو مقطع پیش و پس از 2020 را در بر می گیرد، مشارکت بلند پروازانه از خود نمایان سازند. بنابراین اعتقاد و حمایت سیاسی راستین طلب می کند.

معاون رئیس جمهور کشورمان اضافه کرد: باید اطمینان حاصل کنیم که توافق آتی، نیازهای بلادرنگ اثر اجرای آن را در اقتصاد کشورهای در حال توسعه و به ویژه اقدامات واکنشی (Respons Measures) و فعالیت های تبعی آن را در اهداف توسعه پایدار و رشد اقتصادی این کشورها را علاوه بر خسارت و ویرانی (Loss&Damage) مانند پدیده ریزگردها را در بر گیرد.

رئیس سازمان حفاظت محیط زیست ضمن تاکید بر پایبندی ایران به آرمان های 17 گانه توسعه پایدار، تصریح کرد: بسته 15 گانه سیاست های کلی محیط زیست ابلاغی رهبر معظم انقلاب را تکلیف قانونی خود در سطح قانون اساسی دانسته و آن را دنبال خواهیم کرد.

وی اشاره ای هم به اقدامات تعدیلی ایران قبل از 2020 داشت و اظهار کرد: برای پتانسیل میانگین کاهش انتشار گازهای گلخانه ای سالانه بالغ بر یکصد میلیون تن در بازه زمانی 2030- 2021 تلاش خواهیم کرد و در افق 2030 به بالغ بر دویست میلیون تن خواهیم رسید.

پیشنهاد ابتکار به سازمان ملل؛ تخمین ردپای کربن تولید و کاربرد سلاح

ابتکار پیشنهادی هم برای سازمان ملل داشت و گفت: برای هدیه دادن صلح، ثبات و حیات رو به تعالی به نسل های بعد، برآورد تخمینی از اثرات "ردپای کربن" (Carbon Footprint) تولید سلاح، کاربرد و اثرات جاری هر گونه جنگ، نزاع و خشونت داشته باشیم.

معاون رئیس جمهور کشورمان اشاره ای هم به حوادث تروریستی اخیر در پاریس داشت و ضمن ابراز انزجار از جان سپاری و زخمی شدن مردم بی گناه، اظهار کرد: بی شک مقابله با خشونت و افراط گرایی نیازمند عزم جهانی است.

رئیس سازمان حفاظت محیط زیست کشورمان افزود: ج.ا. ایران که خود بارها قربانی تروریسم بوده، با درک نیاز جهانی برای مقابله با جنگ و خشونت، آمادگی همه جانبه خود برای تلاش در راستای مقابله با تروریسم به منظور حفظ صلح، آرامش، ثبات و پایداری در منطقه و جهان به ویژه در این مقطع که عده ای جنایت کار با سوء استفاده از دین رحمانی و صلح طلب اسلام در تلاش برای ترسیم چهره ای کاملاً غیرواقعی از اسلام هستند را اعلام می کند.

   + کورش پورزند ; ٦:٤٩ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۱٢ آذر ۱۳٩٤
comment نظرات ()

اى دنیا از من دور شو

إِنَّ اللّهَ لاَ یُغَیِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى یُغَیِّرُواْ مَا بِأَنْفُسِهِمْ

در حقیقت، خدا حال قومى را تغییر نمى‏دهد تا آنان حال خود را تغییر دهند.

امام علی (ع) می‌فرمایند:

 اى دنیا از من دور شو ، افسارت را به پشتت افکندم . من خود را از چنگال هایت رها کردم و از دام هایت بیرون افکندم و از آن پرتگاه ها که بر سر راه من کنده‏اى اجتناب کرده‏ام

. آن گردن فرازانى که با دلبری هایت فریفتى ، اکنون کجایند ؟ آن مردمى ، که به زرق و برق هایت مفتون ساختى ، چه شدند ؟ آرى همه در گور خفته‏اند .

افسوس که هر کس بر لغزشگاه تو پاى نهاد ، سرنگون شد و هرکس کشتى بر گرداب تو راند ، غرقه گشت و هر که از چنبر تو سر بیرون کشید ، پیروز شد . آنکه از تو در امان مانده ، باکى از آن ندارد که روزگار بر او تنگ گیرد ، زیرا دنیا در نظر او روزى است بر آستان غروب

 

   + کورش پورزند ; ٦:٠٢ ‎ب.ظ ; یکشنبه ٢٤ آبان ۱۳٩٤
comment نظرات ()
← صفحه بعد